پیام سایت: ثبت نام میهمان گرامی خوش آمدید. برای استفاده از تمامی امکانات سایت و مشاهده همه مطالب توصیه میکنیم حتما عضو شوید
Boof iOS app Boofi Android App
دی
29
ساعت: (فنلاند)
امروز: چهارشنبه، 29 دی 1395 (18 ژانویه 2017)
Tänään: Keskiviikkko, 18 Tammikuuta 2017






خانه موزۀ استاد شهریار

خانه موزه شهریار؛ خاستگاه یادها و خاطره‌ها

خانه موزه شهریار؛ خاستگاه یادها و خاطره‌ها

خانه موزۀ استاد شهریار


در میان انبوه آثار و جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی و باستانی ایران و آذربایجان شاید کمتر اثری را بتوان یافت که در کنار جاذبه‌های تاریخی و میراثی خود، دنیایی از یادها و خاطره‌ها را نیز برانگیزد.


به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز به نقل از روابط عمومی شهرداری تبریز، در میان انبوه آثار و جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی و باستانی ایران و آذربایجان شاید کمتر اثری را بتوان یافت که در کنار جاذبه‌های تاریخی و میراثی خود، دنیایی از یادها و خاطره‌های نوستالژیک و البته ملموس از شور و شعور ماندگار هنر و ادب را ارزانی روح لطیف و جسم ماشینی و مچاله در آهن و دود و سیمان بشر امروز کند و برای لختی هرچند اندک، او را تا اعماق خاطره‌هایی سوق دهد که ریشه و خمیرمایه احساس و شاعرانه‌های ابدی هستند.

بی‌تردید، یکی از این آثار و مکان‌های ویژه، خانه موزه تاریخی استاد محمد حسین بهجت تبریزی، متخلص به شهریار، شاعر توانای فارسی و ترکی و خالق منظومه‌های جاویدی چون حیدربابایه سلام، خان ننه‌، سهندیه و نیز اشعاری عارفانه و ازلی چون شعر علی ای همای رحمت است که از قریب به سه دهه پیش و پس از درگذشت این شاعر بزرگ توسط مدیریت شهری تبریز تملک، مرمت و بازسازی شده و امروز درهای این خانه محقر؛ اما سرشار از یادها و خاطره‌های ماندگار به روی گردشگران، میهمانان و مسافران داخلی و خارجی ورودی به تبریز در طول ایام سال و نیز شهروندان تبریزی و علاقمندان به تاریخ، فرهنگ و ادبیات این مرز و بوم گشوده است.


خانه موزۀ استاد شهریار


خانه موزه استاد شهریار که یکی از مکان‌ها و آثار هدف گردشگری تبریز به شمار می‌رود دارای دو بخش اصلی و زیرزمین می‌باشد که از طریق یک حیاط جنوبی امکان دسترسی به بخش‌های داخلی این خانه وجود دارد.

در قسمت فوقانی که در واقع بخش اصلی ساختمان را شامل می‌شود، یک اتاق تو در تو و یک اتاق مجزا در قرینه آن قرار دارد.

در جای جای این اتاق‌ها تمام آثار و اشیاء بر جای مانده از استاد شهریار از قبیل رختخواب، عکس‌های قدیمی، خانوادگی و عکس‌های این استاد مسلم شعر با بزرگان فرهنگ و هنر و ادب ایران زمین از جمله استاد ابوالحسن خان صبا، هوشنگ ابتهاج ملقب به سایه و دیگران در معرض دید عموم قرار گرفته‌اند.

در بخش دیگری از این طبقه دست‌نوشته‌ها، یادداشت‌ها، کتاب‌ها، لوازم شخصی استاد نظیر قلم، عینک، کلاه و لوازم دیگر وی به نمایش درآمده است.

در گوشه‌ای از سالن ورودی به ساختمان نیز محصولات فرهنگی مرتبط با استاد شهریار شامل مجموعه عکس‌ها، لوح فشرده صدا و شعر استاد و کتب مرتبط با شعر و اندیشه وی در معرض فروش و عرضه به علاقمندان قرار دارد.

در قسمت زیرزمین این خانه موزه که در واقع محلی برای خلوت و استراحت استاد به شمار می‌رفته، نمایشگاهی از عکس‌های مربوط به ایشان، تصاویری از آلبوم شخصی استاد به همراه تعدادی از تابلوهای خط و نقاشی مرتبط با شهریار قرار دارد.


خانه موزۀ استاد شهریار

خانه موزه استاد شهریار که در تملک و مدیریت شهرداری تبریز قرار دارد، همه ساله و در ایام تعطیلات نوروز و تابستان پذیرای خیل انبوهی از گردشگران داخلی و خارجی به ویژه گردشگرانی از کشورهای منطقه آسیای میانه، قفقاز، جمهوری آذربایجان و ترکیه و دیگر شهرهای ایران اسلامی است.




روح استاد شهریار شاد :46:



زندگانیم و زمین زندان ماست
زندگانی درد بی درمان ماست

راندگانیم از بهشت جاودان
وین زمین زندان جاویدان ماست

گندم آدم چه با ما کرده است
کآسیای چرخ سرگردان ماست

جسم قبر و جامه قبرو خانه قبر
باز لفظ زندگان عنوان ماست

جمع آب و آتشیم و خاک و باد
این بنای خانه ی ویران ماست

نور را ما نی ، که اندر لانه ها
روز باران هر نمی طوفان ماست

احتیاج این کاسه ی دریوزگی
کوزه ی آب و تغار و نان ماست

آبروی ما به صد در ریخته است
لقمه نانی که در انبان ماست

جز به اشک توبه نتوان پاک کرد
لکه ننگی که بر دامان ماست

میزبان را نیز با خود می برد
مهلت عمری که خود مهمان ماست



دانلود دکلمه ترکی ” حیدربابا ” با صدای استاد شهریار




دانلود: heydar baba - shahriari









آقای دلشاد عزیز
خیلی لطف کردید. ممنونم بخاطر دانلود و درج شعر :1: :46:


..............
رخشنده نین شیرین-شیرین سؤزلرى :buff: رخشنده را سخن چو شکر بود در دهن
ترکى دئدیم اوْخوسونلار اؤزلرى :buff: ترکى سروده ام که بدانند ایلِ من
بیلسینلر کى ، آدام گئدر ، آد قالار :buff: این عمر رفتنى است ولى نام ماندگار
یاخشى-پیسدن آغیزدا بیر داد قالار :buff: تنها ز نیک و بد مزه در کام ماندگار
یاز قاباغى گوْن گوْنئیى دؤیَنده :buff: پیش از بهار تا به زمین تابد آفتاب
کند اوشاغى قار گوْلله سین سؤیَنده :buff: با کودکان گلولة برفى است در حساب
کوْرکچى لر داغدا کوْرک زوْیَنده :buff: پاروگران به سُرسُرة کوه در شتاب
منیم روحوم ، ایله بیلوْن اوْردادور :buff: گویى که روحم آمده آنجا ز راه دور
کهلیک کیمین باتیب ، قالیب ، قاردادور :buff: چون کبک ،‌ برفگیر شده مانده در حضور
قارى ننه اوزاداندا ایشینى :buff: رنگین کمان ،‌ کلافِ رَسَنهاى پیرزن
گوْن بولوتدا اَییرردى تشینى :buff: خورشید ، روى ابر دهد تاب آن رسَن
قورد قوْجالیب ، چکدیرنده دیشینى :buff: دندان گرگ پیر چو افتاده از دهن
سوْرى قالخیب ، دوْلائیدان آشاردى :buff: از کوره راه گله سرازیر مى شود
بایدالارین سوْتى آشیب ، داشاردى :buff: لبریز دیگ و بادیه از شیر مى شود
خجّه سلطان عمّه دیشین قیساردى :buff: دندانِ خشم عمّه خدیجه به هم فشرد
ملا باقر عم اوغلى تئز میساردى :buff: کِز کرد مُلاباقر و در جاى خود فُسرد
تندیر یانیب ، توْسسى ائوى باساردى :buff: روشن تنور و ،‌ دود جهان را به کام بُرد
چایدانیمیز ارسین اوْسته قایناردى :buff: قورى به روى سیخ تنور آمده به جوش
قوْورقامیز ساج ایچینده اوْیناردى :buff: در توى ساج ، گندم بوداده در خروش
بوْستان پوْزوب ، گتیرردیک آشاغى :buff: جالیز را به هم زده در خانه برده ایم
دوْلدوریردیق ائوده تاختا-طاباغى :buff: در خانه ها به تخته – طبقها سپرده ایم
تندیرلرده پیشیرردیک قاباغى :buff: از میوه هاى پخته و ناپخته خورده ایم
اؤزوْن ئییوْب ، توخوملارین چیتداردیق :buff: تخم کدوى تنبل و حلوایى و لبو
چوْخ یئمکدن ، لاپ آز قالا چاتداردیق :buff: خوردن چنانکه پاره شود خُمره و سبو
ورزغان نان آرموت ساتان گلنده :buff: از ورزغان رسیده گلابى فروشِ ده
اوشاقلارین سسى دوْشردى کنده :buff: از بهر اوست این همه جوش و خروشِ ده
بیزده بویاننان ائشیدیب ، بیلنده :buff: دنیاى دیگرى است خرید و فروش ده
شیللاق آتیب ، بیر قیشقریق سالاردیق :buff: ما هم شنیده سوى سبدها دویده ایم
بوغدا وئریب ، آرموتلاردان آلاردیق :buff: گندم بداده ایم و گلابى خریده ایم
میرزاتاغى نان گئجه گئتدیک چایا :buff: مهتاب بود و با تقى آن شب کنار رود
من باخیرام سئلده بوْغولموش آیا :buff: من محو ماه و ماه در آن آب غرق بود
بیردن ایشیق دوْشدى اوْتاى باخچایا :buff: زان سوى رود ، نور درخشید و هر دو زود
اى واى دئدیک قورددى ، قئیتدیک قاشدیق :buff: گفتیم آى گرگ ! و دویدیم سوى ده
هئچ بیلمه دیک نه وقت کوْللوکدن آشدیق :buff: چون مرغ ترس خورده پریدیم توى ده
حیدربابا ، آغاجلارون اوجالدى :buff: حیدربابا ، درخت تو شد سبز و سربلند
آمما حئییف ، جوانلارون قوْجالدى :buff: لیک آن همه جوانِ تو شد پیر و دردمند
توْخلیلارون آریخلییب ، آجالدى :buff: گشتند برّه هاى فربه تو لاغر و نژند
کؤلگه دؤندى ، گوْن باتدى ، قاش قَرَلدى :buff: خورشید رفت و سایه بگسترد در جهان
قوردون گؤزى قارانلیقدا بَرَلدى :buff: چشمانِ گرگها بدرخشید آن زمان
ائشیتمیشم یانیر آللاه چیراغى :buff: گویند روشن است چراغ خداى ده
دایر اوْلوب مسجدیزوْن بولاغى :buff: دایر شده است چشمة مسجد براى ده
راحت اوْلوب کندین ائوى ، اوشاغى :buff: راحت شده است کودک و اهلِ سراى ده
منصورخانین الی-قوْلى وار اوْلسون :buff: منصور خان همیشه توانمند و شاد باد !
هاردا قالسا ، آللاه اوْنا یار اوْلسون :buff: در سایه عنایت حق زنده یاد باد !
حیدربابا ، ملا ابراهیم وار ، یا یوْخ ؟ :buff: حیدربابا ، بگوى که ملاى ده کجاست ؟
مکتب آچار ، اوْخور اوشاقلار ، یا یوْخ ؟ :buff: آن مکتب مقدّسِ بر پایِ ده کجاست ؟
خرمن اوْستى مکتبى باغلار ،‌ یا یوْخ ؟ :buff: آن رفتنش به خرمن و غوغاى ده کجاست ؟
مندن آخوندا یتیررسن سلام :buff: از من به آن آخوند گرامى سلام باد !
ادبلى بیر سلامِ مالاکلام :buff: عرض ارادت و ادبم در کلام باد !
خجّه سلطان عمّه گئدیب تبریزه :buff: تبریز بوده عمّه و سرگرم کار خویش
آمما ، نه تبریز ، کى گلممیر بیزه :buff: ما بى خبر ز عمّه و ایل و تبار خویش
بالام ، دورون قوْیاخ گئداخ ائممیزه :buff: برخیز شهریار و برو در دیار خویش
آقا اؤلدى ، تو فاقیمیز داغیلدى :buff: بابا بمرد و خانة ما هم خراب شد
قوْیون اوْلان ، یاد گئدوْبَن ساغیلدى :buff: هر گوسفندِ گم شده ، شیرش برآب شد
حیدربابا ، دوْنیا یالان دوْنیادى :buff: دنیا همه دروغ و فسون و فسانه شد
سلیماننان ، نوحدان قالان دوْنیادى :buff: کشتیّ عمر نوح و سلیمان روانه شد
اوغول دوْغان ، درده سالان دوْنیادى :buff: ناکام ماند هر که در این آشیانه شد
هر کیمسَیه هر نه وئریب ، آلیبدى :buff: بر هر که هر چه داده از او ستانده است
افلاطوننان بیر قورى آد قالیبدى :buff: نامى تهى براى فلاطون بمانده است
حیدربابا ، یار و یولداش دؤندوْلر :buff: حیدربابا ، گروه رفیقان و دوستان
بیر-بیر منى چؤلده قوْیوب ، چؤندوْلر :buff: برگشته یک یک از من و رفتند بى نشان
چشمه لریم ، چیراخلاریم ، سؤندوْلر :buff: مُرد آن چراغ و چشمه بخشکید همچنان
یامان یئرده گؤن دؤندى ، آخشام اوْلدى :buff: خورشید رفت روى جهان را گرفت غم
دوْنیا منه خرابه شام اوْلدى :buff: دنیا مرا خرابة شام است دم به دم
عم اوْغلینان گئدن گئجه قیپچاغا :buff: قِپچاق رفتم آن شب من با پسر عمو
آى کى چیخدى ، آتلار گلدى اوْیناغا :buff: اسبان به رقص و ماه درآمد ز روبرو
دیرماشیردیق ، داغلان آشیردیق داغا :buff: خوش بود ماهتاب در آن گشتِ کو به کو
مش ممى خان گؤى آتینى اوْیناتدى :buff: اسب کبودِ مش ممى خان رقص جنگ کرد
تفنگینى آشیردى ، شاققیلداتدى :buff: غوغا به کوه و درّه صداى تفنگ کرد
حیدربابا ، قره کوْلون دره سى :buff: در درّة قَره کوْل و در راه خشگناب
خشگنابین یوْلى ، بندى ، بره سى :buff: در صخره ها و کبک گداران و بندِ آب
اوْردا دوْشَر چیل کهلیگین فره سى :buff: کبکانِ خالدار زرى کرده جاى خواب
اوْردان گئچر یوردوموزون اؤزوْنه :buff: زانجا چو بگذرید زمینهاى خاک ماست
بیزده گئچک یوردوموزون سؤزوْنه :buff: این قصّه ها براى همان خاکِ پاک ماست
خشگنابى یامان گوْنه کیم سالیب ؟ :buff: امروز خشگناب چرا شد چنین خراب ؟
سیدلردن کیم قیریلیب ، کیم قالیب ؟ :buff: با من بگو : که مانده ز سادات خشگناب ؟
آمیرغفار دام-داشینى کیم آلیب ؟ :buff: اَمیر غفار کو ؟‌ کجا هست آن جناب ؟
بولاخ گنه گلیب ، گؤلى دوْلدورور ؟ :buff: آن برکه باز پر شده از آبِ چشمه سار ؟
یاقورویوب ، باخچالارى سوْلدورور ؟ :buff: یا خشک گشته چشمه و پژمرده کشتزار ؟
آمیر غفار سیدلرین تاجییدى :buff: آمیرغفار سرورِ سادات دهر بود
شاهلار شکار ائتمه سى قیقاجییدى :buff: در عرصه شکار شهان نیک بهر بود
مَرده شیرین ، نامرده چوْخ آجییدى :buff: با مَرد شَهد بود و به نامرد زهر بود
مظلوملارین حقّى اوْسته اَسَردى :buff: لرزان براى حقِّ ستمدیدگان چو بید
ظالم لرى قیلیش تکین کَسَردى :buff: چون تیغ بود و دست ستمکار مى برید
میر مصطفا دایى ، اوجابوْى بابا :buff: میر مصطفى و قامت و قدّ کشیده اش
هیکللى ،ساققاللى ، توْلستوْى بابا :buff: آن ریش و هیکل چو تولستوى رسیده اش
ائیلردى یاس مجلسینى توْى بابا :buff: شکّر زلب بریزد و شادى ز دیده اش
خشگنابین آبروسى ، اَردَمى :buff: او آبرو عزّت آن خشگناب بود
مسجدلرین ، مجلسلرین گؤرکَمى :buff: در مسجد و مجالس ما آفتاب بود
مجدالسّادات گوْلردى باغلارکیمى :buff: مجدالسّادات خندة خوش مى زند چو باغ
گوْروْلدردى بولوتلى داغلارکیمى :buff: چون ابر کوهسار بغُرّد به باغ و راغ
سؤز آغزیندا اریردى یاغلارکیمى :buff: حرفش زلال و روشن چون روغن چراغ
آلنى آچیق ، یاخشى درین قاناردى :buff: با جَبهتِ گشاده ، خردمند دیه بود
یاشیل گؤزلر چیراغ تکین یاناردى :buff: چشمان سبز او به زمرّد شبیه بود
منیم آتام سفره لى بیر کیشییدى :buff: آن سفره هاى باز پدر یاد کردنى است
ائل الیندن توتماق اوْنون ایشییدى :buff: آن یاریش به ایل من انشا کردنى است
گؤزللرین آخره قالمیشییدى :buff: روحش به یاد نیکى او شاد کردنى است
اوْننان سوْرا دؤنرگه لر دؤنوْبلر :buff: وارونه گشت بعدِ پدر کار روزگار
محبّتین چیراخلارى سؤنوْبلر :buff: خاموش شد چراغ محبت در این دیار
میرصالحین دلى سوْلوق ائتمه سى :buff: بشنو ز میرصالح و دیوانه بازیش
میر عزیزین شیرین شاخسِى گئتمه سى :buff: سید عزیز و شاخسى و سرفرازیش
میرممّدین قورولماسى ، بیتمه سى :buff: میرممّد و نشستن و آن صحنه سازیش
ایندى دئسک ، احوالاتدى ، ناغیلدى :buff: امروز گفتنم همه افسانه است و لاف
گئچدى ، گئتدى ، ایتدى ، باتدى ، داغیلدى :buff: بگذشت و رفت و گم شد و نابود ، بى گزاف
میر عبدوْلوْن آیناداقاش یاخماسى :buff: بشنو ز میر عبدل و آن وسمه بستنش
جؤجیلریندن قاشینین آخماسى :buff: تا کُنج لب سیاهى وسمه گسستنش
بوْیلانماسى ، دام-دوواردان باخماسى :buff: از بام و در نگاهش و رعنا نشستنش
شاه عبّاسین دوْربوْنى ، یادش بخیر ! :buff: شاه عبّاسین دوْربوْنى ، یادش بخیر !
خشگنابین خوْش گوْنى ، یادش بخیر ! :buff: خشگنابین خوْش گوْنى ، یادش بخیر !
ستاره عمّه نزیک لرى یاپاردى :buff: عمّه ستاره نازک را بسته در تنور
میرقادر ده ، هر دم بیرین قاپاردى :buff: هر دم رُبوده قادر از آنها یکى به روز
قاپیپ ، یئیوْب ، دایچاتکین چاپاردى :buff: چون کُرّه اسب تاخته و خورده دور دور
گوْلمه لیدى اوْنون نزیک قاپپاسى :buff: آن صحنة ربودنِ نان خنده دار بود
عمّه مینده ارسینینین شاپپاسى :buff: سیخ تنور عمّه عجب ناگوار بود !
حیدربابا ، آمیر حیدر نئینیوْر ؟ :buff: گویند میر حیدرت اکنون شده است پیر
یقین گنه سماوارى قئینیوْر :buff: برپاست آن سماور جوشانِ دلپذیر
داى قوْجالیب ، آلت انگینن چئینیوْر :buff: شد اسبْ پیر و ، مى جَوَد از آروارِ زیر
قولاخ باتیب ، گؤزى گیریب قاشینا :buff: ابرو فتاده کُنج لب و گشته گوش کر
یازیق عمّه ، هاوا گلیب باشینا :buff: بیچاره عمّه هوش ندارد به سر دگر
خانم عمّه میرعبدوْلوْن سؤزوْنى :buff: میر عبدل آن زمان که دهن باز مى کند
ائشیدنده ، ایه ر آغز-گؤزوْنى :buff: عمّه خانم دهن کجى آغاز مى کند
مَلْکامِدا وئرر اوْنون اؤزوْنى :buff: با جان ستان گرفتنِ جان ساز مى کند
دعوالارین شوخلوغیلان قاتاللار تا وقت شام و خوابِ شبانگاه مى رسد
اتى یئیوْب ، باشى آتیب ، یاتاللار :buff: شوخى و صلح و دوستى از راه مى رسد
فضّه خانم خشگنابین گوْلییدى :buff: فضّه خانم گُزیدة گلهاى خشگناب
آمیریحیا عمقزینون قولییدى :buff: یحیى ، غلامِ دختر عمو بود در حساب
رُخساره آرتیستیدى ، سؤگوْلییدى :buff: رُخساره نیز بود هنرمند و کامیاب
سیّد حسین ، میر صالحى یانسیلار :buff: سید حسین ز صالح تقلید مى کند
آمیرجعفر غیرتلى دیر ، قان سالار :buff: با غیرت است جعفر و تهدید مى کند
سحر تئزدن ناخیرچیلار گَلَردى :buff: از بانگ گوسفند و بز و برّه و سگان
قوْیون-قوزى دام باجادا مَلَردى :buff: غوغا به پاست صبحدمان ، آمده شبان
عمّه جانیم کؤرپه لرین بَلَردى :buff: در بندِ شیر خوارة خود هست عمّه جان
تندیرلرین قوْزاناردى توْسیسى :buff: بیرون زند ز روزنه دود تَنورها
چؤرکلرین گؤزل اییى ، ایسیسى :buff: از نانِ گرم و تازه دَمَد خوش بَخورها
گؤیرچینلر دسته قالخیب ، اوچاللار :buff: پرواز دسته دستة زیبا کبوتران
گوْن ساچاندا ، قیزیل پرده آچاللار :buff: گویى گشاده پردة زرّین در آسمان
قیزیل پرده آچیب ، ییغیب ، قاچاللار :buff: در نور ، باز و بسته شود پرده هر زمان
گوْن اوجالیب ، آرتارداغین جلالى :buff: در اوج آفتاب نگر بر جلال کوه
طبیعتین جوانلانار جمالى :buff: زیبا شود جمال طبیعت در آن شکوه
حیدربابا ، قارلى داغلار آشاندا :buff: گر کاروان گذر کند از برفِ پشت کوه
گئجه کروان یوْلون آزیب ، چاشاندا :buff: شب راه گم کند به سرازیرى ، ‌آن گروه
من هارداسام ، تهراندا یا کاشاندا :buff: باشم به هر کجاى ، ز ایرانِ پُرشُکوه
اوزاقلاردان گؤزوم سئچر اوْنلارى :buff: چشمم بیابد اینکه کجا هست کاروان
خیال گلیب ، آشیب ، گئچر اوْنلارى :buff: آید خیال و سبقت گیرد در آن میان
بیر چیخئیدیم دام قیه نین داشینا :buff: اى کاش پشتِ دامْ قَیَه ، از صخره هاى تو
بیر باخئیدیم گئچمیشینه ، یاشینا :buff: مى آمدم که پرسم از او ماجراى تو
بیر گورئیدیم نه لر گلمیش باشینا :buff: بینم چه رفته است و چه مانده براى تو
منده اْونون قارلاریلان آغلاردیم :buff: روزى چو برفهاى تو با گریه سر کنم
قیش دوْندوران اوْرکلرى داغلاردیم :buff: دلهاى سردِ یخ زده را داغتر کنم
حیدربابا ، گوْل غنچه سى خنداندى :buff: خندان شده است غنچة گل از براى دل
آمما حئیف ، اوْرک غذاسى قاندى :buff: لیکن چه سود زان همه ،‌ خون شد غذاى دل
زندگانلیق بیر قارانلیق زینداندى :buff: زندانِ زندگى شده ماتم سراى دل
بو زیندانین دربچه سین آچان یوْخ :buff: کس نیست تا دریچة این قلعه وا کند
بو دارلیقدان بیرقورتولوب ، قاچان یوْخ :buff: زین تنگنا گریزد و خود را رها کند
حیدربابا گؤیلر بوْتوْن دوماندى :buff: حیدربابا ، تمام جهان غم گرفته است
گونلریمیز بیر-بیریندن یاماندى :buff: وین روزگارِ ما همه ماتم گرفته است
بیر-بیروْزدن آیریلمایون ، آماندى :buff: اى بد کسى که که دست کسان کم گرفته است
یاخشیلیغى الیمیزدن آلیبلار :buff: نیکى برفت و در وطنِ غیر لانه کرد
یاخشى بیزى یامان گوْنه سالیبلار :buff: بد در رسید و در دل ما آشیانه کرد
بیر سوْروشون بو قارقینمیش فلکدن :buff: آخر چه شد بهانة نفرین شده فلک ؟
نه ایستیوْر بو قوردوغى کلکدن ؟ :buff: زین گردش زمانه و این دوز و این کلک ؟
دینه گئچیرت اولدوزلارى الکدن :buff: گو این ستاره ها گذرد جمله زین اَلَک
قوْى تؤکوْلسوْن ، بو یئر اوْزى داغیلسین :buff: بگذار تا بریزد و داغان شود زمین
بو شیطانلیق قورقوسى بیر ییغیلسین :buff: در پشت او نگیرد شیطان دگر کمین
بیر اوچئیدیم بو چیرپینان یئلینن :buff: اى کاش مى پریدم با باد در شتاب
باغلاشئیدیم داغدان آشان سئلینن :buff: اى کاش مى دویدم همراه سیل و آب
آغلاشئیدیم اوزاق دوْشَن ائلینن :buff: با ایل خود گریسته در آن ده خراب
بیر گؤرئیدیم آیریلیغى کیم سالدى :buff: مى دیدم از تبار من آنجا که مانده است ؟
اؤلکه میزده کیم قیریلدى ، کیم قالدى :buff: وین آیه فراق در آنجا که خوانده است ؟
من سنون تک داغا سالدیم نَفَسى :buff: من هم به چون تو کوه بر افکنده ام نَفَس
سنده قئیتر ، گوْیلره سال بوسَسى :buff: فریاد من ببر به فلک ، دادِ من برس
بایقوشوندا دار اوْلماسین قفسى :buff: بر جُغد هم مباد چنین تنگ این قفس
بوردا بیر شئر داردا قالیب ، باغیریر :buff: در دام مانده شیرى و فریاد مى کند
مروّت سیز انسانلارى چاغیریر :buff: دادى طَلب ز مردمِ بیداد مى کند
حیدربابا ، غیرت قانون قاینارکن :buff: تا خون غیرت تو بجوشد ز کوهسار
قره قوشلار سنَّن قوْپوپ ، قالخارکن :buff: تا پَر گرفته باز و عقابت در آن کنار
اوْ سیلدیریم داشلارینان اوْینارکن :buff: با تخته سنگهایت به رقصند و در شکار
قوْزان ، منیم همّتیمى اوْردا گؤر :buff: برخیز و نقش همّت من در سما نگر
اوردان اَییل ، قامتیمى داردا گؤر :buff: برگَرد و قامتم به سرِ دارها نگر
حیدربابا . گئجه دورنا گئچنده :buff: دُرنا ز آسمان گذرد وقت شامگاه
کوْراوْغلونون گؤزى قارا سئچنده :buff: کوْراوْغلى در سیاهى شب مى کند نگاه
قیر آتینى مینیب ، کسیب ، بیچنده :buff: قیرآتِ او به زین شده و چشم او به راه
منده بوردان تئز مطلبه چاتمارام :buff: من غرق آرزویم و آبم نمى برد
ایوز گلیب ، چاتمیونجان یاتمارام :buff: ایوَز تا نیاید خوابم نمى برد
حیدربابا ، مرد اوْغوللار دوْغگینان :buff: مردانِ مرد زاید از چون تو کوهِ نور
نامردلرین بورونلارین اوْغگینان :buff: نامرد را بگیر و بکن زیر خاکِ گور
گدیکلرده

بسیار ممنونم آقای دلشاد عزیز
خیلی زحمت کشیدید برای ویدیوها :46: :46:

تشکر ژنرال عزیز :46:

  • سپاسگزارم آقای دلشاد عزیز از این همه توجه و لطف شا نسبت به این تاپیک و استاد شهریار.
    شما تلافی کم لطفی بعضیها را برای این تاپیک کردید. :28: :46:

    مرسی شهلا جان :46:

    تشكر خيلي عالي بود :46:
    و همچنين تشكر براي زحمات آقا بهروز
    :46:

    تشکر حورای عزیز :46:

    ممنون آقا سپندار :1:

    سپاسگزارم فاطمه عزیز :46:

    محشر بود
    متشکرم :1:

    سپاسگزارم آقاطاهای عزیز :46:

    ممنونم از آقا کمال عزیز :1:


    میهمان گرامی جهت ارسال پست لطفا عضو شوید.
    پاسخ
    در حال حاضر 1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک میابشند که 0 نفر آنها کاربر می باشد:

    30.38 امتیاز ،


    A Lot of Terrifying Creatures Found From the Deep Sea by Russian Fisherman

    1 هفته پیش

    more

    Stop, look and wave your hand before using zebra crossing

    1 هفته پیش

    more

    New Year's celebrations around the world

    2 هفته پیش

    more

    'KOLAH GHERMEZI' Puppeteer Donya Fannizadeh dead at 49

    2 هفته پیش

    more

    Now THAT's a kid who appreciates food! So darn cute ❤

    3 هفته پیش

    more

    The Calling of an Engineer

    3 هفته پیش

    more

    A List of the Different Types of Kisses And What They Mean

    3 هفته پیش

    more

    This 7-Year-Old Child Is Trapped Inside Body Of An Old Man

    3 هفته پیش

    more

    Music legend George Michael has died peacefully at home at the age of 53

    3 هفته پیش

    more

    How Rovaniemi, Finland became the “official hometown” of Santa Claus

    3 هفته پیش

    more

    Russian Military plane crashes into Black Sea near Sochi

    3 هفته پیش

    more

    Farewell moment of Iranian Divers Before the Operation "Karbala IV" Iraq War 1980s

    3 هفته پیش

    more

    Meet Iranian Ronaldo and Messi ?

    3 هفته پیش

    more

    Iz.Mohsen's Mannequin Challenge, Mix 'Black Beatles' by Rae Sremmurd and "Persian Dance Song"

    3 هفته پیش

    more

    توقف عملیات جستجوی هواپیمای مفقود شده مالزی

    news ★ ١۹ ساعت پیش

    ...

    ادامه مطلب

    Ducks follow woman's singing voice

    amazing ★ ١۸ ساعت پیش

    ...

    ادامه مطلب

    Adorable Compilation Features The Cutest Kids Around!

    amazing ★ ١۶ ساعت پیش

    ...

    ادامه مطلب