پیام سایت: ثبت نام میهمان گرامی خوش آمدید. برای استفاده از تمامی امکانات سایت و مشاهده همه مطالب توصیه میکنیم حتما عضو شوید
Boof iOS app Boofi Android App
دی
30
ساعت: (فنلاند)
امروز: پنج شنبه، 30 دی 1395 (19 ژانویه 2017)
Tänään: Torstai, 19 Tammikuuta 2017






♥♥♥ با هم به سوی صلح جهانی ♥♥♥


♥♥♥ با هم به سوی صلح جهانی ♥♥♥

به مناسبت روز جهانی افراد دارای معلولیت و در دفاع از تیم مذاکره کنندگان هسته ای ایران برگزار کرد

ویلچررانی از مزار شهدای هسته ای امام زاده صالح تهران تا مزار شهدای گمنام قم
با شعار

( با هم به سوی صلح جهانی )


♥♥♥ با هم به سوی صلح جهانی ♥♥♥


چند روزی بیشتر به روز جهانی افراد دارای معلولیت باقی نمانده بود که دوست عزیز و قدیمیم منوچهر نامجو با من تماس گرفت و در مورد یک حرکت جدید ورزشی با من صحبت کرد. منوچهر متولد ۱۵ مرداد سال ۱۳۵۷ هست که در کارنامه درخشان ورزشی خودش مقامهای قهرمانی ویلچررانی ایران رو در چندین سال متوالی و صعود موفق از ۳۱۲ پله، از پله های برج میلاد رو با استفاده از ویلچر، بمناسبت روز جهانی افراد دارای معلولیت در سال ۱۳۹۰ داره. منوچهر این بار پیشنهاد داد که با توجه به تمرینات ورزشی و آمادگی کامل جسمانیش مایله تا با حمایت موسسه ساحل امید و با دو هدف نشون دادن توانمندی های افراد دارای معلولیت و دفاع از تیم مذاکره گنندگان هسته ای ایران که با دست پیدا کردن به توافقات اولیه با گروه ۵+۱ باعث شادی دل همه ایرانیان عزیز شده بودند به عنوان سفیر صلح موسسه، مسیر مرقد امام تا نیروگاه اتمی فردو واقع در استان قم رو طی کنه. از منوچهر خواستم تا یکم بهم فرصت بده تا بیشتر فکر کنم. راستش نگرانی های زیادی در سر داشتم. از جمله اینکه نکنه با توجه به مدت زمان بسیار کم برای برنامه ریزی و اجرای این برنامه موفق نشیم تا مجوزهای لازم رو کسب و یا حتی اسپانسر برای همچین برنامه سنگین و بزرگی جذب کنیم.

به هر حال با بچه های موسسه صحبت کردم و با وجود زمان بسیار کم اما همشون اعلام آمادگی کردن برای برنامه ریزی خوب، دریافت مجوزهای لازم، جذب اسپانسر، اجرای عالی برنامه و پوشش مناسب و مطلوب رسانه ای.

به منوچهر زنگ زدم و با اعلام حمایت کامل موسسه از همچین حرکتی از او خواستم که روی آمادگی جسمانیش برای اجرای هر چه بهتر این برنامه تمرکز کنه.

از طرف دیگه هم یک تیم اجرایی قوی، منسجم و همدل در موسسه تشکیل شد تا به نحو احسنت این طرح رو به اجرا در بیارن.

قبل از هر چیز یک شعار برای این حرکت بزرگ انتخاب کردیم و با توجه به حمل پیام صلح توسط سفیر صلح موسسه، شعارمون شد “با هم به سوی صلح جهانی”.
بعد شروع کردیم به پرس و جو در مورد اینکه چه مجوزهایی رو از چه ارگانهایی باید دریافت کنیم که خوشبختانه با پیگیری های دوستان، اطلاعات خوبی تونستیم بدست بیاریم.
هنوز در مرحله تصمیم گیری های اولیه بودیم که بواسطه مسائلی که پیش اومد، مجبور شدیم مسیر ویلچررانی رو تغییر بدیم. در پی هماهنگی که با خود منوچهر انجام دادیم مبدأ سفر به مزار شهدای هسته ای ایران واقع در امام زاده صالح تهران و مقصد هم به مزار شهدای گمنام واقع در آرامستان بهشت معصومه (س) قم تغییر پیدا کرد.
قدم اول جذب اسپانسر بود که با توجه به هزینه های این برنامه واقعا به اسپانسر و حمایت مالی نیاز داشتیم.

♥♥♥ با هم به سوی صلح جهانی ♥♥♥


صبح جمعه ۸ آذرماه بود و فقط چهار روز به اجرای برنامه باقی مونده بود. تصمیم گرفتیم که از فرصت استفاده کنیم و به دوستان نزدیکمون که در مراکز مختلف مسئولیتی داشتند اطلاع بدیم و با توجه به زمان بسیار کم ازشون خواهش کردیم که تا ظهر به ما اطلاع بدن که میتونیم رو کمکشون حساب کنیم یا نه.

از اونجا که خدا همیشه بهمون لطف داشته و ما رو شرمنده الطاف بیکرانش کرده و دوستان خوب، صادق و صمیمی رو به ما عطا کرده که این واقعا یک نعمته بزرگه، تعدادی از اونها با وجود مشکلات مالی موسساتشون اما در همون اولین تماس در حد توانشون اعلام آمادگی کردن. اینجا بود که عزممون جزمتر شد و در اصل در این مرحله تونسته بودیم اولین قدم رو به جلو رو برداریم.

قدم بعدی دریافت مجوزهای لازم بود؛

شنبه ۹ آذرماه بود که از منوچهر خواستم تا لیست تمام ملزومات سفرش رو به حساب موسسه خریداری کنه و خودمون هم نامه نگاری ها رو برای کسب مجوزهای لازم جهت اجرای برنامه شروع کردیم و با توجه به سپری شدن اندک زمانی که داشتیم و نزدیک شدن به روز جهانی، ترجیحا نامه ها رو بصورت دستی به ارگان های مربوطه بردیم. از پلیس راهور تهران بزرگ گرفته تا کلانتری ۱۰۱ تجریش و همینطور پیگیر بحث اطلاع رسانی به رسانه های مختلف و هماهنگی های لازم مسیر سفر و سازمان های شهر مقصد شدیم. مجوزها، بنرهای تبلیغاتی و … تا عصر روز دوشنبه ۱۲آذرماه آماده شدند.

تو اون چند روز بچه های بسیج هم که توسط یکی از دوستان ساحل امید از اجرای این برنامه با خبر شده بودن با ما تماس گرفتن و اعلام آمادگی کردن برای همکاری و همراهیمون با هدف حراست از برنامه که ما هم از پیشنهادشون خوشحال شدیم و استقبال کردیم.
دوشنبه غروب جلسه نهایی رو با تیم اجرایی موسسه برگزار کردیم و تقسیم وظایف انجام شد.

روز سه شنبه ۱۲ آذرماه – روز شروع برنامه و مراسم بدرقه منوچهر

بلاخره روز سه شنبه فرا رسید و همه گروه راس ساعت ۸:۳۰ صبح در محوطه امام زاده صالح به هم پیوستن و شروع کردن به نصب بنرها و استندهای تبلیغاتی برنامه. منوچهر هم به همراه خانم محترمش و دختر گلش زهرا و دیگر اعضاء خانواده اش همزمان با ما به محوطه امام زاده صالح رسیدن. کم کم خبرنگارهای رسانه های مختلف که از قبل توسط موسسه دعوت شده بودن با دوربین های فیلمبرداری و عکاسی و … و نمایندگان اداره اوقاف و سازمان انتقال خون و موسساتی که در برپایی این برنامه کمکمون کرده بودن هم به ما پیوستن. در همون لحظه بود که تعداد زیادی سرباز نیروی انتظامی و فرمانده هاشون از کلانتری ۱۰۱ تجریش برای حفظ نظم برنامه به ما اضافه شدن. نزدیکای ساعت ۹ صبح بود که طبق هماهنگی های از قبل به عمل آمده توسط تیم اجرایی موسسه ساحل امید، دوستان دارای معلولیت مجتمع رعد شرق هم با یک دستگاه اتوبوس مناسب سازی شده برای زیارت امام زاده صالح و شرکت در مراسم بدرقه منوچهر نامجو در محوطه امام زاده صالح حاضر شدن. همه چیز برای شروع خوب و عالی یک برنامه بزرگ فرهنگی، اجتماعی محیا بود.خبرنگاران با من و منوچهر مصاحبه می کردن و از فعالیت های موسسه و انگیزمون از این حرکت نمادین می پرسیدن. ساعت ۱۰ صبح با تلاوت قرآن کریم مراسم بدرقه رسماً آغاز شد. بعد از تلاوت قرآن از حضور با شکوه دوستان و عزیزانی که تو اون هوای سرد برای شرکت در مراسم حضور پیدا کرده بودن تشکر و قدردانی کردم و کمی در مورد انگیزمون از برگزاری این برنامه صحبت کردم. بعد از منوچهر خواستم تا خودش پیام صلح و هدفش از اجرای این برنامه رو بیان کنه. بعد از منوچهر هم حجه الاسلام والمسلمین اسدالله زاده نماینده اداره اوقاف و بعد هم جناب آقای دکتر یکتاپرست دوست عزیزم و نماینده سازمان انتقال خون چند دقیقه ای در مورد توانمندی های افراد دارای معلولیت ایران صحبت کردن و خوشحالیشون رو بابت حمایتی که از این برنامه بزرگ داشتن ابراز کردن. بعد از صحبت ها نماینده اداره اوقاف پیشانی بند یا امام حسین (ع) رو بر پیشانی منوچهر بست. منوچهر با رد شدن از زیر قرآن مجید به سمت مزار شهدای هسته ای حرکت کرد. بعد از قرائت فاتحه، مردمی که برای بدرقه اومده بودن با فرستادن صلوات های بلند منوچهر رو تا میدان تجریش بدرقه کردن.

ابتدای خیابون ولیعصر ماشین های اسکورت منوچهر برای باز کردن مسیر حرکت، منتظر ایستاده بودند. دو دستگاه ماشین کلانتری، یک دستگاه آمبولانس سازمان انتقال خون، دو دستگاه ماشین پلیس راهور و چندین دستگاه خودرو شخصی متعلق به تیم اجرایی موسسه ساحل امید و خبرنگاران رسانه ها.

با صلوت بر محمد و آل محمد حرکت شروع شد. مردمی که در طی مسیر شاهد این حرکت منوچهر بودند همه با بوق ماشینهاشون یا دست تکون دادن و هر کسی با ادبیات خودش منوچهر رو تشویق می کردن( بابا دمت گرم، آفرین به غیرتت، درود بر تو، ماشالله، ای ول الله و …) پلیس راهور بخاطر اینکه راه منوچهر رو باز نگه داره تا ترافیک مانع حرکت و سردی عضلاتش نشه ورودی ها و خروجی های بزرگ راه ها رو کنترل می کرد و همه کسانی که چند دقیقه پشت ورودی ها منتظر می موندن، وقتیکه یه نفر رو ویلچرزنان و خندان با لباسی سراسر سفید به معنای صلح میدیدن که از مقابلشون رد میشه و همشون با نگاهی متعجب آمیخته با تشویق این صحنه رو تماشا می کردن و ناخودآگاه برای منوچهر بوق می زدند که منوچهر هم در پاسخ با تکون دادن دست برای اونها از همشون تشکر می کرد.
به ترتیب از بزرگره های شهید چمران، شهید نواب، شهید کاظمی و آزادگان گذشتیم . عقربه ها ساعت، ۴ عصر رو نشون می دادن که به عوارضی تهران – قم رسیدیم.
از ماشین ها پیاده شدیم و بعد از گرفتن عکس های یادگاری، منوچهر رو به
همراه ون سازمان انتقال خون برای شروع سفری با پیام صلح و دوستی به خدا سپاردیم و ما به سمت تهران برگشتیم.

از زمان برگشتنمون به تهران تا شب چندین بار با منوچهر تلفنی صحبت کردم که از احوالش با خبر باشم و مطمئن بشم تو ادامه مسیر براش مشکلی پیش نیومده باشه. شب اول رو منوچهر بعد از فرودگاه امام خمینی در استراحتگاه حافظیه در ۹۰ کیلومتری قم کمپ زد.
روز دوم سفر،

منوچهر روز دوم سفر رو از ساعت ۹ صبح با وجود وزش شدید باد مخالف و باران شروع کرد . نگرانیمون از این بود که با توجه به بارندگی ها و تگرگ منوچهر از ادامه راه باز بمونه یا نتونه در زمانی که اعلام کرده بودیم سفر خودش رو به پایان برسونه. اما اون تصمیم خودش رو گرفته بود. ما هم برای موفقیتش دعا می کردیم و البته همگی بصورت آماده باش بودیم تا در صورت بروز مشکل پیش بینی نشده ای سریعا بتونیم اقدام کنیم. در روز دوم هم چند اکیپ از دوستان در فواصل زمانی مختلف به منوچهر سر زدن تا از شرایط جسمانیش با خبر بشن. با تمام شرایط نا مساعد جوی، اون روز هم منوچهر موفق شد در ساعت ۴ عصر نهار رو در ۴۵ کیلومتری قم (استراحتگاه عرشیا) صرف کنه و بعد از اون با وجود برودت هوا اما بخاطر اینکه از برنامه عقب نیوفته باز هم به مسیر خودش ادامه داد و در ساعت ۸ شب در ۲۰ کیلومتری قم (در مجموعه امکانات رفاهی مهتاب) کمپ شب دوم رو بنا کرد.

روز سوم و نهایی؛

♥♥♥ با هم به سوی صلح جهانی ♥♥♥


صبح اون روز بارندگی به همراه وزش شدید باد بود و مسیر تهران تا قم هم تگرگ شروع به باریدن کرده بود. همه نگران بودیم. نه برای ناتمام موندن سفر، بلکه بیشتر نگرانیمون برای سلامتی منوچهر بود که تو این باد و بارون دچار آسیب نشه. حتی پیشنهاد دادیم مسیری رو با آمبولانس در اختیارش، طی کنه تا کمتر خیس بشه. اما قبول نکرد و گفت تا اینجا رو ویلچر زدم و به یاری خدا بقیه اش رو هم به همین صورت ادامه میدم. همه تیم اجرایی هم از اول صبح به سمت منوچهر راه افتادیم تا انشاالله بتونیم راس ساعت مقرر (ساعت ۱۲ ظهر)، مراسم با شکوه استقبال از سفیر صلح ساحل امید رو برگزار کنیم. ۱۵ کیلومتری قم به منوچهر رسیدیم و همزمان با ما دو دستگاه خودرو از بچه های بسیج گردان خیبر تهران که به قصد شرکت در مراسم اختتامیه عازم قم شده بودن هم به ما پیوستن. وقتی منوچهر رو با لباس های خیس و کلاهی پوشیده از تگرگ دیدم فهمیدم که انسان تا چه حد میتونه مقاوم، سخت کوش و مبارز باشه. بچه های بسیج هم همشون با دیدن این شرایط و به پاس توانمندی منوچهر تو بارون پیاده شدن و در پشت منوچهر با پرچم یا حسین میدویدن. نزدیک به آرامستان بهشت معصومه (س) که رسیدیم جمعیت زیای رو با چراغ های گردان ماشین های اداری و پلیس میتونستیم ببینیم. وقتی که بهشون نزدیک شدیم همه با ذکر صلوات های بلند به منوچهر خوش آمد و خدا قوت می گفتن و منوچهر رو به آغوش می کشیدن و تا این حد تحت تاثیر توانمندی و مقاومت منوچهر قرار گرفته بودن که بر خلاف مشخص کردن محل اختتامیه سفر، از همون درب آرامستان دسته های گل رو به گردنش می انداختند. از همه عزیزان خواهش کردیم که راه رو برای منوچهر باز کنن تا بتونه به مزار شهدای گمنام وارد بشه. جمعیت زیاد بود و منوچهر خوشحال از اینکه موفق شده بود که به لطف خدا سفرش رو با موفقیت به پایان برسونه و تیم اجرایی هم خوشحالتر از اینکه با کمک خدا و دوستان همه چی طبق برنامه ریزی پیش رفته بود. مراسم استقبال از سفیر صلح با حضور دکتر الهی مدیرکل محترم سازمان انتقال خون استان قم و هیئت همراه، دکتر حاجی مظفری مدیر کل محترم سازمان بهزیستی استان قم و هیئت همراه و مهندس دلبری شهردار محترم قم و هیئت همراهشون و جمعی از دوستان و همراهانی که از تهران و قم برای مراسم استقبال از منوچهر حضور پیدا کرده بودند برگزار شد. طبق اداب مراسم، ابتدا از این حرکت بزرگ و قهرمانانه منوچهر صادقانه تشکر کردم و ضمن آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون برای منوچهر، جوایز و لوح سپاسی رو بپاس قدردانی از تلاش و غیرتش به او اهداء کردم. بعد از اون هم که منوچهر با رسانه های مختلف مصاحبه انجام داد و بعد هم همه با هم عکس های یادگاری انداختیم.

حرکت منوچهر حرکت بسیار بزرگی بود که تونست گوشه ای از مقاومت، صبوری، و به ویژه توانمندی های افراد دارای معلولیت رو به جامعه نشون بده و حتی با این حرکت تونست به مسئولین نشون بده که ما هم در کنار دیگر شهروندان جامعه میتونیم در عرصه های مختلف حضور داشته باشیم و بی شک این توانایی رو داریم که برای مردم و کشورمون افتخار آفرینی کنیم، اگر که مسئولین هم راه رو برای حضور فعالمون هموار کنن.

اتفاقات خوب و بد:

♥♥♥ با هم به سوی صلح جهانی ♥♥♥


تو این چند روز در کنار همه اتفاقات خوب و انرژی های مثبتی که از سوی دوستان و همراهانمون برای اجرایی شدن هر چه بهتر این سفر به ما ساطع می شد، اتفاقات و انرژی های منفی هم وجود داشت که به لطف خدا و حمایت همه گروه بر روند ادامه فعالیتمون بی تاثیر ماند. از مدیریت انجمن همکاری گرفته که دقیقا در آخرین لحظات وقتی که همه بنرهامون به چاپ رسیده بود و رسانه ها در مورد این سفر، پیش خبر رو منتشر کرده بودن و ما در حال کسب مجوزهای پلیس بودیم با ما تماس گرفتن و با توجه به در خواست مکرر خودشون قبل از شروع برنامه ریزی مبنی بر اینکه لوگو و اسمشون رو به لیست سازمان های همکارمون اضافه کنیم، از ما خواستن که لوگو و اسمشون رو از تو بنرهامون حذف کنیم که البته علت این درخواست عجیبشون رو متوجه نشدیم گرفته، تا انجمن همکاری که تعهد کرده بودن که برای کمک به اجرای بهتر این برنامه، مبلغ کمک هزینه ای رو به موسسه پرداخت کنن و متاسفانه بعد از تبلیغات و رسانه ای شدن برنامه به تعهدشون عمل نکردن و ما رو تنها گذاشتن و حتی شنیدن حرف هایی مبنی بر اینکه منوچهر منافع شخصیش رو داره دنبال می کنه که واقعا دیدن و شنیدن اینگونه رفتارها و حرف ها برامون ناراحت کننده و تاسف آور بود. چرا که ما معتقدیم هر دوست دارای معلولیت توانمندی رو باید حمایت کنیم تا بتونه توانمندیهاش رو به همه جامعه نشون بده و از نظر ما این یکی از بهترین راه های فرهنگ سازی در راستای تغییر نگرش عمومی نسبت به جامعه دارای معلولیت می تونه باشه.

تقدیر و تشکر:

جا داره تا از تک تک بچه های تیم اجرایی موسسه ساحل امید که با قلبی پاک و مملو از مهربانی، تمام برنامه ریزی تا اجرای این سفر سخت اما بسیار پر بار رو بر عهده گرفت و الحق و النصاف با همکاری منسجم و همدلی موفق شدند تا موسسه پیام آوران ساحل امید از این حرکت، سربلند بیرون بیاد و گروه تبلیغاتی ایده که لحظه به لحظه در تمام مراحل این سفر ما رو همراهی کردن تشکر و قدردانی کنم.

در پایان هر چند که جای خالی خیلی از سازمان ها و افرادی که میتونستن در کنارمون باشن، اما به هر دلیل نبودن بسیار احساس می شد، اما مراتب سپاس و قدردانیمو از همه سازمان های دولتی و غیردولتی که در جهت هر چه بهتر برگزار شدن این برنامه کنارمون قرار گرفتن و ما رو صمیمانه یاری دادن ابراز کنم به ویژه:

معاونت ترافیک پلیس راهور تهران بزرگ
مدیریت و پرسنل محترم روابط عمومی سازمان انتقال خون استان تهران
مدیرکل محترم سازمان انتقال خون استان قم و هیئت همراه
مدیرکل محترم سازمان بهزیستی استان قم و هیئت همراه
شهردار محترم و مردم مهمان نواز استان قم
معاونت اجتماعی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان تهران
مدیریت روابط عمومی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان تهران
پایگاه مقاومت بسیج شهدای خیبر حوزه ۲۴۹ المهدی (عج)
بنیاد توسعه کارآفرینی و اشتغال معلولین و نیازمندان
ریاست و پرسنل محترم کلانتری ۱۰۱ تجریش
مدیریت آستانه امام زاده صالح (ع)
موسسه نیکوکاری رعدالغدیر
انجمن امداد ایرانیان
مدیریت و پرسنل فهیم گروه تبلیغاتی ایده
سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولان شهرداری تهران
سردبیر محترم و دست اندرکاران فهیم برامه تلویزیونی “درشهر” و همه رسانه هایی که در پوشش مناسب و مطلوب این برنامه ما را یاری دادن
کارآموزان دارای معلولیت مجتمع رعد شرق
ورزشکار و سفیر صلح ساحل امید: منوچهر نامجو
راننده آمبولانس همراه: علی هادی
پوشش رسانه ای:

روز سه شنبه ۱۲آذرماه پخش گزارش سفر در بخش های مختلف اخبار تلویزیون، روز پنجشنبه ۱۴آذرماه پخش گزارش اختتامیه سفر در برنامه تلویزیونی “درشهر” و بخش های مختلف اخبار تلویزیون، انتشار گزارش سفر در خبرگزاری های ایسنا، ایرنا، فارس، آریا، برنا، شبستان و …

اعضای تیم اجرایی و رسانه ای این برنامه:

خانم ها سونیا شناسی آذری، یاسمن سادات اخوی، مهسا حسینی طالقانی، مریم کرمی و آقایان سید حامد حلمی، دکتر بابک یکتاپرست، حسین دزفولی، سید داوود موسوی، محمدرضا قربان زاده، رضا رضایی، مجید انتظاری

منبع


بسيار عالي، اونم توو يه هواي باراني، خيلي زيباست :65:

:buff: iran :buff:
می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم

درود بر همت بلندشون :84:

:8:

.

.

آفرین به همت عالی

  • :39::39:

    آفرين :1:

    :110:

    باریکلا :39:

    :39: آفرین

    نقل قول: jaj
    داداش دلشاد توی عکس اولیه سمت چپیه شمایید

    نه یکی از دوسای نزدیکم شهرام مبصر :8:

    :72: :78: iran


    میهمان گرامی جهت ارسال پست لطفا عضو شوید.
    پاسخ
    در حال حاضر 1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک میابشند که 0 نفر آنها کاربر می باشد:

    23.84 امتیاز ،


    Why You Should Not Vape

    16 ساعت پیش

    more

    Stop, look and wave your hand before using zebra crossing

    1 هفته پیش

    more

    New Year's celebrations around the world

    2 هفته پیش

    more

    'KOLAH GHERMEZI' Puppeteer Donya Fannizadeh dead at 49

    3 هفته پیش

    more

    Now THAT's a kid who appreciates food! So darn cute ❤

    3 هفته پیش

    more

    The Calling of an Engineer

    3 هفته پیش

    more

    A List of the Different Types of Kisses And What They Mean

    3 هفته پیش

    more

    This 7-Year-Old Child Is Trapped Inside Body Of An Old Man

    3 هفته پیش

    more

    Music legend George Michael has died peacefully at home at the age of 53

    3 هفته پیش

    more

    How Rovaniemi, Finland became the “official hometown” of Santa Claus

    3 هفته پیش

    more

    Russian Military plane crashes into Black Sea near Sochi

    3 هفته پیش

    more

    Farewell moment of Iranian Divers Before the Operation "Karbala IV" Iraq War 1980s

    3 هفته پیش

    more

    Meet Iranian Ronaldo and Messi ?

    3 هفته پیش

    more

    Iz.Mohsen's Mannequin Challenge, Mix 'Black Beatles' by Rae Sremmurd and "Persian Dance Song"

    3 هفته پیش

    more

    Top 10 Worst Teachers - Part 4

    amazing ★ ۸ ساعت پیش

    ...

    ادامه مطلب

    موج تازه بازداشت نظامیان در ترکیه کلید خورد

    news ★ ١۴ ساعت پیش

    ...

    ادامه مطلب

    غذای دیجیتال میل دارید؟

    news ★ ١۳ ساعت پیش

    ...

    ادامه مطلب