₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » تعطیلات نوروزی...
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » تعطیلات نوروزی...

بدون عکس

تعطیلات نوروزی...

1306 بازدید، 15 پست، نویسنده: koorosh kabir

  • koorosh kabir

    چند سال قبل تعطیلات عید نوروز با خانواده خاله اینا به بندرعباس رفتیم اصلا باور نمیکردیم بندرعباس اینقدر شلوغ باشد به ناچار مجبور بودیم در چادر این چند روز تعطیلات را بگذارنیم. اتفاقی که در شب دوم مسافرت ما در بندرعباس افتاد بسیار جالب و شنیدنی است.

    راستش شوهر خاله بنده برای اولین بار بخاطر این سفر یک ماشین تویوتا سواری خریده بود اما مشکلی که بود ترس شوهر خاله ام از این بود که بخاطر نبودن پارکینگ اتفاقی برای ماشینش بیفتد مثلا ماشینش را بدزدند یا اسباب و وسایل ماشینش را به سرقت ببرند بنابراین شوهر خاله ام مجبور بود که دائم به ماشینش سر بزند و این شده بود یک موضوع طنز و خنده دار طوری که حتی خاله ام هم با خنده میگفت نکنه اسهال گرفتی و به بهانه ماشین میری خودت را راحت کنی؟

    خلاصه پدرم که دید شوهر خاله ام اصلا راحت نیست گفت برو ماشین را جوری پارک کن که دقیقا روبروی در چادر باشد تا دیگر مجبور نباشی این همه به بیرون چادر بروی؟؟ شوهر خاله ام که منتظر همین پبشنهاد بود رفت و ماشین را به هر نحوی بود روبروی چادر پارک کرد البته در حدود 300 متر تا چادر فاصله داشت بهر حال اینطوری بهتر بود...

    شب بعد از صرف شام همه در چادر مشغول بازی و تعریف جک بودیم شوهر خاله ام از ترس ماشینش دم در چادر دراز کشیده بود و پاهایش هم به میله دم در چادر تکیه داده بود در همین حال خاله ام میخواست برای برداشتن یخ به بیرون چادر برود اما شوهر خاله ام به شوخی پاهایش را که به میله چادر تکیه داده بود بر نمیداشت خاله ام که حوصله اش سر رفته بود پاهای شوهرش را به پایین انداخت اما چشمتان روز بد نبیند شوهر خاله ام ناگهان با صدای بلندی گفت زرت...

    این گوز آنقدر وحشتناک و بلند بود که همه شروع کردیم به خندیدن متعاقب آن بوی گندی فضای چادر را در برگرفت که همه از چادر به بیرون پریدیم در همین حال همسایگان ما که فکر میکردند شاید اتفاق بدی در چادر ما افتاده یا مار یا جانور خطرناکی وارد شده با چوب و چماق و ملاقه بطرف چادر ما دویدند پدرم که دید اوضاع بدجوری قمر در عقرب است فریاد زد چیزی نشده بچه ها شیمیایی زدن؟

    خلاصه همه شروع کردند به خندیدن... در همین حال خاله ام که از خنده غش کرده بود رو به شوهرش کرد و گفت مرد حسابی خجالت بکش آخه از ترس ماشینت دو روز هست که جرات نداری به دستشویی بروی؟ خب خیر سر پدرت برو خودت راحت بکن؟ آخه مگه فقط تو ماشین داری؟ جمله خاله ام هنوز تمام نشده بود که همه خانواده از خنده بر روی ماسه ها غلت میزدیم... شوهر خاله ام که خودش بیشتر از همه میخندید گفت حالا دستشویی کجا برم پیدا کنم در این شب تاریک؟ خاله ام که طنزش گل کرده بود گفت برو بزن قد دریا تا شاید منم از دستت خلاص بشم...




  • carlos

    عجب گیری دادی به این مساله 4

  • sib

    اییییییییییی خدا 23 23 23

  • gilas

    بچه تو چقدر به مسائل بو دار علاقه داری 4

  • KuRoSh

    تاپیک های امسالت هم بو داره هم صدا دار 23

  • ژنرال

    83 احتمالا تویوتاشم گوزینو بوده 4
    نمايش يا پنهان متنهمون تویوتا کارینو هستش منتها مدل گوزدارشه 24


  • ساحل ناقلا

    اومدم بگم دلم برات تنگ شد کوروش کبیر 79

  • SaMaN TaJ

    سالی که با گوز شروع شه....... 23 23 23
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: