ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
دلمان خیلی تنگ شد ... برگشتیم و گور پدر درس+عکس
Mahboob
به اندازه ی خیلی زیاد دلم تنگ شده بود و خب مشخص شد اینجانب معتاد گرد بوفی بوفی شده ام و هیچ راه ترکی نیست
این مدت مثلا برای درس خوندن گفتم سایت نیام بشینم درس بخونم دیدم نه خیر تازه نیومدن به سایت باعث میشه اصلا درس نخونم ... اینو جون خودم جدی میگم می دونید چرا ؟
چون قبلا نیم ساعت درس می خوندم دو ساعت سایت بوف بوفی رو به خودم جایزه میدادم و حداقل نیم ساعتی درس می خوندم اما نیومدن به سایت مصادف شد با پریدن اون نیم ساعت
البته چند هفته قبل به دلیل عفونت دو تا از دندون عقل هام خیلی عقب افتاده بودم و متاسفانه حجم درس ها خیلی زیاد شده و این تلمبار شدن دروس هنوزم ادامه داره
خلاصه این شد که دیدم امتحانات هم نزدیکه و اگر نیام سایت درس و مرس بی خیال میشه ....
خلاصه برگشتیم
حالا بگم از اوضاع دندون درد
والله من از بچگی از دندون پزشکی میترسیدم و واسه همینه مثل بچه آدم هر شب مسواک می زنم که گذارم به این اتاق وحشت نیفته ولی امان از خوش شانسی من ...
من 7یا 8 سال پیش دندون پزشکی رفتم اونم واسه پر کردن تا حالا ( که اونم مامانم به زور منو برد و دکترم نا مردی نکرد بالاخره به بهانه پر کردن سوزن چپوند تو دهنم
و الآنم دندون عقلم ( 2 تاش که البته با شماره3 هم مشکل دارم ) عفونت کرد و دکتر گفت در اولین حرکت دو تاش رو باید بکشه ... بله خسته نباشه ...مهم نیست که ... زندگی خیلی قشنگه
باورتون نمیشه وقتی بعد از این مدت وارد اتاق دندون پزشکی شدم فکم مثل غار باز شد و زانوهام رفت رو ویبره و در همون حال موندم ... دکتر گفت بیا بشین و وقتی نشستم رو صندلی این پیچش رو هی داد پایین هی داد پایین اشهدم رو خوندم
حالا این همه درد و ترس توی اوج درس خوندن و امتحان ... گفتم که زندگی خیلی قشنگه ...
بله دوستان خوبم ... و من درس بزرگی گرفتم اینکه اصلا نباید زندگی رو سخت گرفت هیچی تو زندگی اون قدر مهم نیست که آدم بخواد خودش رو اذیت کنه ... هی ... باید بذاری اتفاقات زندگی با زمان حل بشه و بره ما هم باید حالشو ببریم همین
(متوجه شدید که در این اوضاع مجبورم به خودم دلداری بدم
راستی از محبت و لطفتون ممنونم که توی پست قبلی نوشته بودید ... اون جا هم جواب دادم دوستان اما هم اکنون پذیرای تشکرات عمیق من باشید
این هم چند تا عکس هویجوری
دلشاد
Mahboob
ممنونم
gilas
سلام به روی ماهت به چشمای سیاهت
منم
به تخت بستن رو هم امتحان کردی جواب میده ها
خسته نباشی
بکن بنداز دور
بی عقل بهتره
منم ندارم نگاه چه خوبم
فقط یادت باشه نگهشون داری
کاره دیگه دو روز دیگه مادر شوهر سرکوفت میزنه میگه عروس عقل نداره دندونا رو بکوب جلوش بگو ایناش خوبم دارم
واقعی دیگه
خلاصه که کلی و هوارتااااااااااااااا خوش برگشتی
carlos
من فکر میکردم هنوز 17-18 ساله باشی
ژنرال
Mahboob
این مدل اصلا درمون نداره
کاره دیگه دو روز دیگه مادر شوهر سرکوفت میزنه میگه عروس عقل نداره دندونا رو بکوب جلوش بگو ایناش خوبم دارم
آی گفتی آره حتما نگهشون میدارم
من فکر میکردم هنوز 17-18 ساله باشی
ای بابا نه ۲۲ سالمه ... در ضمن هیچ ابأیی هم نداریم بگیم چند سالمونه کلی شجأعیم
Holtek
آره والا ، این خوب گفتی
نمايش يا پنهان متن
sib
mojde
ما هم دلمون واست تنگیده بود
محسن صائب
Mahboob
بیا بغلم
mojde,
محسن صائب,
mz56mz
مشقهاى كه رو هم تلمبار شده رو بده من بنويسم عموى
Life Dream
يكي از دندونامو زوركي برام پر كردن هنوزم كه هنوزه داره اذيتم ميكنه! بهم گفتن دهنتو باز كن اين شكلات رو بخور، منم گول خوردم و چشمتون روز بد نبينه، يهويي با مته و بيل و كلنگ افتادن به جون دندون نازنينم
اوه راستي خيلي خوش اومدي آبجي تنبلم
Mahboob
وای مرسی عمو... عموی من مهربونترین و شجاعترین عموی دنیاست
موافقم کاکه مازیار پاشو بریم دعوا
ژنرال
دکتر بهم گفت دوتا دندونهای عقل ردیف بالایی دندونهات درومده. بیا بکش چون ممکنه به دندونهای دیگه ت آسیب بزنه حیفه دندونای سالمی داری.
منم قبول کردم که بکشم.
دکتر دوبار آمپول زد ولی اصصصصصلا سِر نشد.
دکتره هم که دید سِر بشو نیس، با دستیارش افتاد به جون دندونای منو چشمتون روز بد نبینه...
دردی کشیدم که الانم یادم میفته دردم میاد...
دیگه از اون تاریخ به بعد نرفتم دندونپزشکی
Yalda Anwari
منم هر شب مسواک میزنم .. ولی بازم یادم نمیره اولین باری که رفته بودم دندون پزشکی .. وایییییییییی انگار داشت مغزم رو در میاورد
نخبه
من هر وقت یاد دندون پزشکی می افتم یاد اون امپول وحشتناک میافتم اخه دندونای من با 9 بار امپول زدن سر میشه یه بار عصب کشی کردم 9 بار امپول زد تازه کامل هم سر نشد
راستی خوش برگشتی
Kishe Mehr
در ضمن ولکوم بک
levrone
درس چیه بابا؟! کی از درس به جایی رسیده که تو دومیش باشی
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→