▧ تصویر در دسترس نیست وقتی که تو ۱ ساله بودی ، اون (مادرت) بِهت غذا میداد و تو رو تر و خشک می کرد ... تو هم با گریه کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که تو ۲ ساله بودی ، اون ، بهت یاد داد تا چه جوری راه بری. تو هم این طوری ازش تشکر می کردی ، که وقتی صدات می زد ، فرار می کردی!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۳ ساله بودی ، اون ، با عشق ، تمام غذایت را آماده می کرد. تو هم با ریختن ظرف غذات ، کف اتاق ، ازش تشکر می کردی !
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی ۴ ساله بودی ، اون برات مداد رنگی خرید. تو هم ، با رنگ کردن میز اتاق نهار خوری ، ازش تشکر می کردی!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۵ ساله بودی ، اون ، لباس شیک به تنت کرد تا به مهد کودک بری. تو هم ، با انداختن (به عمد) خودت تو گِل ، ازش تشکر کردی !
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۶ ساله بودی ، اون ، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد. تو هم ، با فریاد زدنِ : من نمی خوام برم! ، ازش تشکر می کردی ...!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۷ ساله بودی ، اون ، برات یک توپ فوتبال خرید. تو هم ، با شکستن پنجره همسایه کناری ، ازش تشکر کردی!!!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۸ ساله بودی ، اون ، برات بستنی خرید. تو هم ، با چکوندن (بستنی) به تمام لباست ، ازش تشکر کردی!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۰ ساله بودی ، اون ، تمام روز رو رانندگی کرد تا تو رو از تمرین فوتبال به کلاس ژیمناستیک و از اونجا به جشن تولد دوستانت ، ببره.... تو هم با بیرون پریدن از ماشین ، بدون اینکه حتی پشت سرت رو هم نگاه کنی ازش تشکر کردی !
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۱ ساله بودی ، اون تو و دوستت رو برای دیدن فیلم به سینما برد. تو هم ، ازش تشکر کردی: ازش خواستی که در یه ردیف دیگه بشینه !
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۲ ساله بودی ، اون دلسوزانه تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلوزِیونی بر حذر داشت. تو هم ، ازش تشکر کردی: صبر کردی تا از خونه بیرون بره و بعد ...
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۳ ساله بودی ، اون بهت پیشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی. تو هم ، ازش تشکر کردی ، با گفتن این جمله: تو اصلاً سلیقه ای نداری!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۴ ساله بودی ، اون ، هزینه اردو یک ماهه تابستانی تو رو پرداخت کرد. تو هم ، ازش تشکر کردی: با فراموش کردن نوشتن یک نامه ساده !!!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۵ ساله بودی ، اون از سرِ کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگیره و ابراز محبت کنه ... تو هم ، ازش تشکر کردی: با قفل کردن درب اتاقت!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۶ ساله بودی ، اون بهت رانندگی یاد داد ... تو هم ، هر وقت که می تونستی ماشین رو بر می داشتی و می رفتی ؛ اینجوری ازش تشکر کردی!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۷ ساله بودی ، و وقتیکه اون منتظر یه تماس مهم بود : تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و ، اینطوری ازش تشکر کردی
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۸ ساله بودی ، اون ، در جشن فارغ التحصیلی دبیرستانت ، از خوشحالی گریه می کرد.. تو هم ، ازش تشکر کردی ، اینطوری که تا تموم شدن جشن ، پیش مادرت نیومدی!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۹ ساله بودی ، اون ، شهریه دانشگاهت رو پرداخت ، همچنین ، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد. تو هم ، ازش تشکر کردی ، :با گفتن خداحافظِ خشک و خالی ، بیرون خوبگاه ، به خاطر اینکه نمی خواستی جلوی دوستات خودتو دست و پا چلفتی و بچه ننه نشون بدی!!!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۲۰ ساله بودی ، اون ، ازت پرسید که ، آیا شخص خاصی به عنوان همسر مد نظرت هست؟ تو هم ، ازش تشکر کردی با گفتنِ: به تو ربطی نداره !
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۲۱ ساله بودی ، اون ، بهت پیشنهاد خط مشی برای آینده ات داد. تو هم ، با گفتن این جمله ازش تشکر کردی: من نمی خوام مثل تو باشم!!!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۲۲ ساله بودی ، اون تو رو ، در جشن فارغ التحصیلی دانشگاهت در آغوش گرفت. تو هم ، ازش تشکر کردی ، ازش پرسیدی که: می تونی هزینه سفر به اروپا را برام تهیه کنی؟!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۲۳ ساله بودی ، اون ، برای اولین آپارتمانت ، بهت اثاثیه داد. تو هم ، ازش تشکر کردی ، با گفتن این جمله ، پیش دوستات ، :اون اثاثیه ها زشت و قدیمی هستن!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۲۴ ساله بودی ، اون دارایی های تو رو دید و در مورد اینکه ، در آینده می خوای با اون ها چی کار کنی ، ازت سئوال کرد.. تو هم با دریدگی و صدایی (که ناشی از خشم بود) فریاد زدی:مــادررر ، لطفا تو کارام دخالت نکن !
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۲۵ ساله بودی ، اون ، کمکت کرد تا هزینه های عروسی رو پرداخت کنی ، و در حالی که گریه می کرد بهت گفت که: دلم خیلی برات تنگ می شه... تو هم ازش تشکر کردی ، اینطوری که ، یه جای دور رو برای زندگیت انتخاب کردی!!!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۳۰ ساله بودی ، اون ، از طریق شخص دیگه ای فهمید که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد. تو هم با گفتن این جمله ، ازش تشکر کردی ، همه چیز دیگه تغییر کرده !!!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۴۰ ساله بودی ، اون ، بهت زنگ زد تا روز تولد یکی از اقوام رو یادآوری کنه. تو هم با گفتن"من الان خیلی گرفتارم" ازش تشکرکردی!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۵۰ ساله بودی ، اون ، مریض شد و به مراقبت و کمک تو احتیاج داشت. تو هم با سخنرانی کردن در مورد اینکه والدین ، سربار فرزندانشون می شن ، ازش تشکر کردی!!!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستو سپس ، یک روز ، اون ، به آرامی از دنیا میره و تمام کارهایی که در حق مادرت انجام ندادی ، مثل تندر بر قلبت فرود میاد ...
▧ 6 تصویر این بخش در دسترس نیستاگه مادرت ، هنوز زنده هست ، فراموش نکن که بیشتر از همیشه بهش محبت کنی : با كوچكی یك بوسه تا بزرگی گفتن : مادر دوستت دارم ... و اگر او به رحمت خدا رفته بادسته گلی برسرقبرش برو همانگونه که به دیدار عزیزی میروی که زنده است
▧ تصویر در دسترس نیست
آهنگ مادر از سامی یوسف که به 4 زبان از جمله فارسی خوانده شده است
برای نمایش پلیر باید از ویرایش کامل یا پاسخ پیشرفته استفاده نمایید.
نمايش يا پنهان متن
مثل اینکه عنوان تاپیک بهم ریخته... یکی از مدیران عزیز لطف کنه و عنوان رو در صورت امکان بدین صورت بذاره : oـــا</ ♥♥♥ \>لـــo اگر هم نشد بدین صورت بذارید : مــــ♥♥♥ــــادر با تشکر فراوان
مطلب قشنگ بود مــــــــــــــادر آهنگم نشنیدم ▧ تصویر در دسترس نیست چون ▧ تصویر در دسترس نیستاسپیکرم وصل نیست ▧ تصویر در دسترس نیستحالشم ندارم وصل کنم ▧ تصویر در دسترس نیست تازه شم نمايش يا پنهان متن
Kishe Mehr
مــــــــــــــــــــــــــــادر
▧ تصویر در دسترس نیست
وقتی که تو ۱ ساله بودی ، اون (مادرت) بِهت غذا میداد و تو رو تر و خشک می کرد ...
تو هم با گریه کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که تو ۲ ساله بودی ، اون ، بهت یاد داد تا چه جوری راه بری.
تو هم این طوری ازش تشکر می کردی ، که وقتی صدات می زد ، فرار می کردی!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۳ ساله بودی ، اون ، با عشق ، تمام غذایت را آماده می کرد.
تو هم با ریختن ظرف غذات ، کف اتاق ، ازش تشکر می کردی !
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی ۴ ساله بودی ، اون برات مداد رنگی خرید.
تو هم ، با رنگ کردن میز اتاق نهار خوری ، ازش تشکر می کردی!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۵ ساله بودی ، اون ، لباس شیک به تنت کرد تا به مهد کودک بری.
تو هم ، با انداختن (به عمد) خودت تو گِل ، ازش تشکر کردی !
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۶ ساله بودی ، اون ، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد.
تو هم ، با فریاد زدنِ : من نمی خوام برم! ، ازش تشکر می کردی ...!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۷ ساله بودی ، اون ، برات یک توپ فوتبال خرید.
تو هم ، با شکستن پنجره همسایه کناری ، ازش تشکر کردی!!!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۸ ساله بودی ، اون ، برات بستنی خرید.
تو هم ، با چکوندن (بستنی) به تمام لباست ، ازش تشکر کردی!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۰ ساله بودی ، اون ، تمام روز رو رانندگی کرد تا تو رو از تمرین فوتبال به کلاس ژیمناستیک و از اونجا به جشن تولد دوستانت ، ببره....
تو هم با بیرون پریدن از ماشین ، بدون اینکه حتی پشت سرت رو هم نگاه کنی ازش تشکر کردی !
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۱ ساله بودی ، اون تو و دوستت رو برای دیدن فیلم به سینما برد.
تو هم ، ازش تشکر کردی: ازش خواستی که در یه ردیف دیگه بشینه !
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۲ ساله بودی ، اون دلسوزانه تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلوزِیونی بر حذر داشت.
تو هم ، ازش تشکر کردی: صبر کردی تا از خونه بیرون بره و بعد ...
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۳ ساله بودی ، اون بهت پیشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی.
تو هم ، ازش تشکر کردی ، با گفتن این جمله: تو اصلاً سلیقه ای نداری!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۴ ساله بودی ، اون ، هزینه اردو یک ماهه تابستانی تو رو پرداخت کرد.
تو هم ، ازش تشکر کردی: با فراموش کردن نوشتن یک نامه ساده !!!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۵ ساله بودی ، اون از سرِ کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگیره و ابراز محبت کنه ...
تو هم ، ازش تشکر کردی: با قفل کردن درب اتاقت!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۶ ساله بودی ، اون بهت رانندگی یاد داد ...
تو هم ، هر وقت که می تونستی ماشین رو بر می داشتی و می رفتی ؛ اینجوری ازش تشکر کردی!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۷ ساله بودی ، و وقتیکه اون منتظر یه تماس مهم بود :
تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و ، اینطوری ازش تشکر کردی
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۸ ساله بودی ، اون ، در جشن فارغ التحصیلی دبیرستانت ، از خوشحالی گریه می کرد..
تو هم ، ازش تشکر کردی ، اینطوری که تا تموم شدن جشن ، پیش مادرت نیومدی!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۱۹ ساله بودی ، اون ، شهریه دانشگاهت رو پرداخت ، همچنین ، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد.
تو هم ، ازش تشکر کردی ، :با گفتن خداحافظِ خشک و خالی ، بیرون خوبگاه ، به خاطر اینکه نمی خواستی جلوی دوستات خودتو دست و پا چلفتی و بچه ننه نشون بدی!!!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۲۰ ساله بودی ، اون ، ازت پرسید که ، آیا شخص خاصی به عنوان همسر مد نظرت هست؟
تو هم ، ازش تشکر کردی با گفتنِ: به تو ربطی نداره !
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۲۱ ساله بودی ، اون ، بهت پیشنهاد خط مشی برای آینده ات داد.
تو هم ، با گفتن این جمله ازش تشکر کردی: من نمی خوام مثل تو باشم!!!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۲۲ ساله بودی ، اون تو رو ، در جشن فارغ التحصیلی دانشگاهت در آغوش گرفت.
تو هم ، ازش تشکر کردی ، ازش پرسیدی که: می تونی هزینه سفر به اروپا را برام تهیه کنی؟!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۲۳ ساله بودی ، اون ، برای اولین آپارتمانت ، بهت اثاثیه داد.
تو هم ، ازش تشکر کردی ، با گفتن این جمله ، پیش دوستات ، :اون اثاثیه ها زشت و قدیمی هستن!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۲۴ ساله بودی ، اون دارایی های تو رو دید و در مورد اینکه ، در آینده می خوای با اون ها چی کار کنی ، ازت سئوال کرد..
تو هم با دریدگی و صدایی (که ناشی از خشم بود) فریاد زدی:مــادررر ، لطفا تو کارام دخالت نکن !
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۲۵ ساله بودی ، اون ، کمکت کرد تا هزینه های عروسی رو پرداخت کنی ، و در حالی که گریه می کرد بهت گفت که: دلم خیلی برات تنگ می شه...
تو هم ازش تشکر کردی ، اینطوری که ، یه جای دور رو برای زندگیت انتخاب کردی!!!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۳۰ ساله بودی ، اون ، از طریق شخص دیگه ای فهمید که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد.
تو هم با گفتن این جمله ، ازش تشکر کردی ، همه چیز دیگه تغییر کرده !!!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۴۰ ساله بودی ، اون ، بهت زنگ زد تا روز تولد یکی از اقوام رو یادآوری کنه.
تو هم با گفتن"من الان خیلی گرفتارم" ازش تشکرکردی!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستوقتی که ۵۰ ساله بودی ، اون ، مریض شد و به مراقبت و کمک تو احتیاج داشت.
تو هم با سخنرانی کردن در مورد اینکه والدین ، سربار فرزندانشون می شن ، ازش تشکر کردی!!!
▧ 3 تصویر این بخش در دسترس نیستو سپس ، یک روز ، اون ، به آرامی از دنیا میره و تمام کارهایی که در حق مادرت انجام ندادی ، مثل تندر بر قلبت فرود میاد ...
▧ 6 تصویر این بخش در دسترس نیستاگه مادرت ، هنوز زنده هست ، فراموش نکن که بیشتر از همیشه بهش محبت کنی : با كوچكی یك بوسه تا بزرگی گفتن : مادر دوستت دارم ...
و اگر او به رحمت خدا رفته بادسته گلی برسرقبرش برو همانگونه که به دیدار عزیزی میروی که زنده است
▧ تصویر در دسترس نیست
برای نمایش پلیر باید از ویرایش کامل یا پاسخ پیشرفته استفاده نمایید.
نمايش يا پنهان متن
oـــا</ ♥♥♥ \>لـــo
اگر هم نشد بدین صورت بذارید : مــــ♥♥♥ــــادر
با تشکر فراوان
نخبه
راستی مجی عنوانت بیشتر شبیه ماله هست تا مادر
Kishe Mehr
خو الان که خواب هستن بذار فردا تا مامی بیدار شو بپر بغلش و بوسش کن
نخبه
مامانم خونه نیست دیروز رفتن سفر با ددی
هاچو هاچو
Galexy
shaparak64
آهنگم نشنیدم ▧ تصویر در دسترس نیست چون ▧ تصویر در دسترس نیستاسپیکرم وصل نیست ▧ تصویر در دسترس نیستحالشم ندارم وصل کنم ▧ تصویر در دسترس نیست
تازه شم
نمايش يا پنهان متن
sib
نمايش يا پنهان متن
خوابهmz56mz
مادررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
SaMaN TaJ
نمايش يا پنهان متن
وای بیدار شدن.......
حورا
محسن صائب
ای کاش ما بتوانیم این مادر نوشته رو همراه با درج در کاغذ
ذر ضمیر و روح مون ثبت کنیم
gilas
دل برا مامان جونم تنگید
ژنرال
دلشاد
هنوزم که هنوز مامانم بهم غذا میده
آخ مادر مهربونم
نخبه
ددی به خدا راست میگم دیروز نوشته بود ماله بعدا گیلاسی اومد درستش کرد.. خودش وقت نداره اخه هر روز عاشق یکی میشه عین کنه میچسبه بهش
ساحل ناقلا
Yalda Anwari
تاج سره من ... ایشالله سایه ات باشه همیشه بالا سر من
جیگره من .. بال و پر من
مامان من
The one
Kishe Mehr
اخوی ما گفتیم این دخی شما شوور میکنه و میره از دستش راحت میشیم ولی
حاجی این دخترت رو تنها گذاشتید رفتید سفر؟
بنده خدا حورا خانم اگه میدونستند عاشق این شکلکه هستی زودتر نشونتون می دادن
اینجوری که شما جیغ زدین بنده خدا از خواب پرید
mz56mz,
ذر ضمیر و روح مون ثبت کنیم
کاش بتونیم ذره ای از محبتاشونو جبران کنیم
کاربر گرامی لطفا در بین کلمات از کاما یا ویرگول استفاده بفرمایید تا مردم گمراه نشن
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→