بترس از مردهایی که همه جای خانه شان دستمال کاغذی پیدا می شود.
بترس از مردهایی که انگشت های نوازشگرشان پستی و بلندی های بدن ات را هنرمندانه پیدا می کنند.
بترس از مردهایی که آدامس کبالت توی داشبرد ماشینشان، توی کشوی میز مطب شان،یا طبقه سوم کتابخانه شان پیدا می شود.
بترس از مردهایی که فرق Always و Alldays را می دانند.
بترس از مرد هایی که برای هر مناسبتی یک حولهی نو از توی کمدشان بیرون میآورند.
بترس از مردهایی که طعم سرکه بالزامیک را زود تر از تو در سالاد مخصوص رستوران مجتمع اسکان تشخیص می دهند.
بترس از مردهایی که روبروی تو نشسسته اند، پشت میزشان، یکهو بلند میشوند، میآیند و از بالای سرت، دارت ها را از روی صفحه بر میدارند، برمیگردند پشت میزشان و یکی یکی دارت ها پرت میکنند. با آرامش. به طرف صفحه ای که بالای سر تو آویزان است. و البته همیشه به هدف میزنند.
بترس از مردهایی که میدانند کِی بگویند: « جان... جانم...»
بترس از مردهایی که با خودشان فکر میکنند:« این حلقهی سیاه چیه دور چشماش...» و میگویند:« تو چشمات سایه سرخوده ها بانو!»
بترس از مردهایی که میدانند گاهی باید برایت «علی کوچولو»ی فروغ را بخوانند و گاهی «یه شب مهتاب» شاملو را.
بترس از مردهایی که حواسشان جمع است،خیلی جمع است، آنقدر که وقتی در یک روزِ خاص، با یک پلاستیک پسته میآیند دیدن ات، سرخ میشوی. از شرم و از لذت.
بترس از مردهایی که کنارشان فکر میکنی زیباترینی، بهترینی. که وقتی هستند، فکر میکنی زندگی شاید چیز دلنشینی باشد.
نیست.
اگه دوست دارید و چیزی به ذهنتون میرسه میتونین کاملش کنید .....[b][/b]
بترس از مردهایی که همه جای خانه شان دستمال کاغذی پیدا می شود.
خب منم همه جای خونم دستمال کاغذی گذاشتم
نقل قول: matin.57
بترس از مردهایی که انگشت های نوازشگرشان پستی و بلندی های بدن ات را هنرمندانه پیدا می کنند.
یه زن خوب به همه مردا که انقدر نزدیک نمیشه !!!!
نقل قول: matin.57
بترس از مردهایی که آدامس کبالت توی داشبرد ماشینشان، توی کشوی میز مطب شان،یا طبقه سوم کتابخانه شان پیدا می شود.
مگه مافضولیم که داشبوردو کشوو طبقه سوم کتابخونشونو بگردیم آخه!
نقل قول: matin.57
بترس از مردهایی که فرق Always و Alldays را می دانند.
شاید بنده خدا تو داروخونه کار میکنه
نقل قول: matin.57
بترس از مرد هایی که برای هر مناسبتی یک حولهی نو از توی کمدشان بیرون میآورند.
بخدا منم حداقل 15 تا حوله دارم که خیلیاش استفاده نکردست
نقل قول: matin.57
بترس از مردهایی که طعم سرکه بالزامیک را زود تر از تو در سالاد مخصوص رستوران مجتمع اسکان تشخیص می دهند.
برای این یکی دیگه جوابی ندارم، چون نمیدونم چیه !
نقل قول: matin.57
بترس از مردهایی که روبروی تو نشسسته اند، پشت میزشان، یکهو بلند میشوند، میآیند و از بالای سرت، دارت ها را از روی صفحه بر میدارند، برمیگردند پشت میزشان و یکی یکی دارت ها پرت میکنند. با آرامش. به طرف صفحه ای که بالای سر تو آویزان است. و البته همیشه به هدف میزنند.
از دیوونه ها همیشه باید ترسید
نقل قول: matin.57
بترس از مردهایی که میدانند کِی بگویند: « جان... جانم...»
جان!؟
نقل قول: matin.57
ترس از مردهایی که با خودشان فکر میکنند:« این حلقهی سیاه چیه دور چشماش...» و میگویند:« تو چشمات سایه سرخوده ها بانو!»
نفهمیدم چی شد؟!
نقل قول: matin.57
بترس از مردهایی که میدانند گاهی باید برایت «علی کوچولو»ی فروغ را بخوانند و گاهی «یه شب مهتاب» شاملو را.
اینم نمیدونم یعنی چی!
نقل قول: matin.57
بترس از مردهایی که حواسشان جمع است،خیلی جمع است، آنقدر که وقتی در یک روزِ خاص، با یک پلاستیک پسته میآیند دیدن ات، سرخ میشوی. از شرم و از لذت.
من پسته و بادومم همیشه توی خونه دارم ولی معنیشو نمیدونم هیچوقتم از داشتنشون نه شرم کردم نه لذت بردم
نقل قول: matin.57
بترس از مردهایی که کنارشان فکر میکنی زیباترینی، بهترینی. که وقتی هستند، فکر میکنی زندگی شاید چیز دلنشینی باشد.
حالا یه مردی هم که فرق زشتیو زیبایی رو میفهمه باید ازش ترسید؟!
matin.57
بترس از مردهایی که انگشت های نوازشگرشان پستی و بلندی های بدن ات را هنرمندانه پیدا می کنند.
بترس از مردهایی که آدامس کبالت توی داشبرد ماشینشان، توی کشوی میز مطب شان،یا طبقه سوم کتابخانه شان پیدا می شود.
بترس از مردهایی که فرق Always و Alldays را می دانند.
بترس از مرد هایی که برای هر مناسبتی یک حولهی نو از توی کمدشان بیرون میآورند.
بترس از مردهایی که طعم سرکه بالزامیک را زود تر از تو در سالاد مخصوص رستوران مجتمع اسکان تشخیص می دهند.
بترس از مردهایی که روبروی تو نشسسته اند، پشت میزشان، یکهو بلند میشوند، میآیند و از بالای سرت، دارت ها را از روی صفحه بر میدارند، برمیگردند پشت میزشان و یکی یکی دارت ها پرت میکنند. با آرامش. به طرف صفحه ای که بالای سر تو آویزان است. و البته همیشه به هدف میزنند.
بترس از مردهایی که میدانند کِی بگویند: « جان... جانم...»
بترس از مردهایی که با خودشان فکر میکنند:« این حلقهی سیاه چیه دور چشماش...» و میگویند:« تو چشمات سایه سرخوده ها بانو!»
بترس از مردهایی که میدانند گاهی باید برایت «علی کوچولو»ی فروغ را بخوانند و گاهی «یه شب مهتاب» شاملو را.
بترس از مردهایی که حواسشان جمع است،خیلی جمع است، آنقدر که وقتی در یک روزِ خاص، با یک پلاستیک پسته میآیند دیدن ات، سرخ میشوی. از شرم و از لذت.
بترس از مردهایی که کنارشان فکر میکنی زیباترینی، بهترینی. که وقتی هستند، فکر میکنی زندگی شاید چیز دلنشینی باشد.
نیست.
اگه دوست دارید و چیزی به ذهنتون میرسه میتونین کاملش کنید .....[b][/b]
Holtek
matin.57
الان باید بگرخیم
دلشاد
نخبه
منو از دست این مرد نجات بدید
بهونه
gilas
ژنرال
من فرقشونو میدونم
بترسید از من
بترسید
matin.57
جدآ ؟
gilas
مگه شوخی دارم خوب نمیدونم دیگه ▧ تصویر در دسترس نیست
Galexy
METALLICA
SaMaN TaJ
بگو از همه دیگه.....
آدامس کبالت> افزایش دهنده میل جنسیه مثلا
سرکه بالزامیک> منم ندیدم و نچشیدم ولی میگن بوی شراب رو میده
Kishe Mehr
مستانه
خب منم همه جای خونم دستمال کاغذی گذاشتم
یه زن خوب به همه مردا که انقدر نزدیک نمیشه !!!!
مگه مافضولیم که داشبوردو کشوو طبقه سوم کتابخونشونو بگردیم آخه!
شاید بنده خدا تو داروخونه کار میکنه
بخدا منم حداقل 15 تا حوله دارم که خیلیاش استفاده نکردست
برای این یکی دیگه جوابی ندارم، چون نمیدونم چیه !
از دیوونه ها همیشه باید ترسید
جان!؟
نفهمیدم چی شد؟!
اینم نمیدونم یعنی چی!
من پسته و بادومم همیشه توی خونه دارم ولی معنیشو نمیدونم
حالا یه مردی هم که فرق زشتیو زیبایی رو میفهمه
gilas
آدامس کبالت> افزایش دهنده میل جنسیه مثلا
سرکه بالزامیک> منم ندیدم و نچشیدم ولی میگن بوی شراب رو میده
دستت درد نکنه کلانتر
ولی تو اینا رو از کجا میدونی
برو بشین درستو بخون بچه
sib
این یعنی چی؟
ماهی
ipek-n
چرا اینقدر گوخمالی هستین آخه ؟؟
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→