₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » بدبخت دلم واسش سوخت بی چاره بدبخت!!!
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » بدبخت دلم واسش سوخت بی چاره بدبخت!!!

بدون عکس

بدبخت دلم واسش سوخت بی چاره بدبخت!!!

424 بازدید، 12 پست، نویسنده: blustar

  • blustar


    مردی ناخوش و خسته شده بود از اینکه باید هر روز به سر کار برود درحالیکه
    همسرش در خانه به سر می برد

    و بعلاوه به او حسودیش شد ،
    چرا که همسرش بسیاری تعاریف و آرزو و تبریک در روز زن دریافت کرده بود ..



    دلش خواست که همسرش بفهمد که او چه کارهایی انجام می دهد

    پس آرزو کرد :

    خدای عزیزم ، من هر روز ، روزی 8 ساعت سر کار می روم درحالیکه همسرم فقط در خانه می ماند.

    می خواهم او بداند که من چه سختی را تحمل می کنم.
    پس تقاضا دارم که اجازه دهی بدن من و او با هم جابجا شود ، تنها برای یک روز . آمین !

    خداوند با حکمت بیکرانش آروزی مرد را برآورده کرد !


    فردا صبح مرد به عنوان یک زن ، از خواب بیدار شد ..


    از جایش برخاست

    برای همسرش صبحانه حاضر کرد ، بچه ها را بیدار کرد
    لباس های مدرسه بچه ها را مرتب کرد ، به آنها صبحانه داد

    ناهارشان را بسته بندی کرد ، آنها را به مدرسه برد
    به خانه برگشت و لباسها را برای بردن به خشکشویی برداشت
    آنها را به خشکشویی داد و به بانک رفت تا حساب پس انداز باز کند
    به خواروبار فروشی رفت
    سپسخریدهایش را به خانه برد
    قبضها و صورتحسابها را پرداخت کرد و مانده حسابها را در دفتر خرج بررسی کرد
    جای خاک گربه را تمیز کرد و سگ را حمام کرد

    ساعت دقیقا 1 شد

    و با عجله تختها را مرتب کرد
    لباس ها را شست

    جاروبرقی کشید، گردگیری کرد و کف آشپزخانه را جارو و طی کشید
    به سرعت رفت به مدرسه تا بچه ها را بردارد
    و در راه خانه با هم بحث کردند
    شیر و کیک برایشان ریخت
    و بچه ها را سازماندهی کرد تا تکالیفشان را انجام دهند
    سپس میز اتو را برداشت
    و در حین تماشای تلویزیون لباس ها را اتو زد

    ساعت 4:30 بعدازظهر

    سیب زمینیها را پوست کند و سبزی ها را برای درست کردن سالاد شست
    گوشت قل قلی درست کرد
    و لوبیاهای تازه را برای شام آماده کرد

    بعد از شام

    آشپزخانه را تمیز کرد
    و ماشین ظرفشویی را روشن کرد
    لباسها را تا کرد ،
    بچه ها را حمام کرد و آنها را خواباند

    ساعت 9 شب

    او بسیار خسته بود و با اینکه هنوز همه کارهای روزانه اش تمام نشده بود
    به تختخواب رفت تا عشق بازی کند

    صبح روز بعد

    او بیدار شد و سریع کنار تختش زانو زد و گفت :

    خدایا ! من نمی دانستم که به چه چیزی داشتم می اندیشیدم.
    من خیلی اشتباه کردم که به خانه ماندن همسرم حسودی می کردم.
    خواهش می کنم ،
    آه ، آه ، لطفا ً بیا قرارمان را برگردانیم.
    آمین !

    خداوند با حکمت بیکرانش پاسخ داد :

    پسرم می دانم که اکنون درس خود را آموختی
    و منخوشحال خواهم شد که همه چیز را به روال گذشته اش بازگردانم.
    اما تو باید نـُه ماه صبر کنی چرا که دیشب باردار شدی !

    بدبخت دلم واسش سوخت !



  • gilas

    حقشه مردک نا شکر 23 23 23

  • دلشاد

    نقل قول: blustar
    اما تو باید نـُه ماه صبر کنی چرا که دیشب باردار شدی

    23 23 23


  • ژنرال

    23
    چقدر بی جنبه بوده زنشا، تا یه شب رفته به جای شوهرش، فوری... 50


  • Galexy

    نقل قول: میرزا
    چقدر بی جنبه بوده زنشا، تا یه شب رفته به جای شوهرش، فوری... 50

    713 بی جنبه 713


  • Holtek

    نقل قول: blustar
    اما تو باید نـُه ماه صبر کنی چرا که دیشب باردار شدی !

    حقش بوده 23
    نمايش يا پنهان متنعجب مرد مستعدی هم بوده که همون شب اول باردار شده 23


  • محسن صائب

    نقل قول: blustar
    پسرم می دانم که اکنون درس خود را آموختی
    و منخوشحال خواهم شد که همه چیز را به روال گذشته اش بازگردانم.
    اما تو باید نـُه ماه صبر کنی چرا که دیشب باردار شدی !

    .
    نتیجه میگیریم که 4
    .
    صفا دارد شکست صاغر و پیمانه و توبه *** بیا در مجمع رندان که بشکن بشکن است امشب 83


  • مستانه

    نقل قول: blustar
    اما تو باید نـُه ماه صبر کنی چرا که دیشب باردار شدی !


    چه زن با جنمی 75



  • saeidmeshki

    زنه خیلی خیلی مرررررررررررررد بوده 75

  • soheyla


    blustar,

    سلام و سپاس . 46
    خیلی خیلی جالب بود و خستگی یه روز کاری سخت و از بین برد . 72
    مگر خدا بتونه از پس این آفریده های غرغرو و طلب کار بربیاد و حقشون و کف دستشون بزاره ... 93


  • Life Dream

    نقل قول: blustar
    فردا صبح مرد به عنوان یک زن ، از خواب بیدار شد ..


    از جایش برخاست

    برای همسرش صبحانه حاضر کرد ، بچه ها را بیدار کرد
    لباس های مدرسه بچه ها را مرتب کرد ، به آنها صبحانه داد

    ناهارشان را بسته بندی کرد ، آنها را به مدرسه برد
    به خانه برگشت و لباسها را برای بردن به خشکشویی برداشت
    آنها را به خشکشویی داد و به بانک رفت تا حساب پس انداز باز کند
    به خواروبار فروشی رفت
    سپسخریدهایش را به خانه برد
    قبضها و صورتحسابها را پرداخت کرد و مانده حسابها را در دفتر خرج بررسی کرد
    جای خاک گربه را تمیز کرد و سگ را حمام کرد

    ساعت دقیقا 1 شد

    و با عجله تختها را مرتب کرد
    لباس ها را شست

    جاروبرقی کشید، گردگیری کرد و کف آشپزخانه را جارو و طی کشید
    به سرعت رفت به مدرسه تا بچه ها را بردارد
    و در راه خانه با هم بحث کردند
    شیر و کیک برایشان ریخت
    و بچه ها را سازماندهی کرد تا تکالیفشان را انجام دهند
    سپس میز اتو را برداشت
    و در حین تماشای تلویزیون لباس ها را اتو زد

    ساعت 4:30 بعدازظهر

    سیب زمینیها را پوست کند و سبزی ها را برای درست کردن سالاد شست
    گوشت قل قلی درست کرد
    و لوبیاهای تازه را برای شام آماده کرد

    بعد از شام

    آشپزخانه را تمیز کرد
    و ماشین ظرفشویی را روشن کرد
    لباسها را تا کرد ،
    بچه ها را حمام کرد و آنها را خواباند

    ميگم چيزه!! خوب يه مساله اين جا هست، آخه كي توو كجاي دنيا و در كدوم قرن و ملت و فرهنگ و از اين جور چيزا، ديده كه يه زن هر روز و هر روز اين كارها رو انجام بده آخه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 99
    خوب اگه ما هم مثل خانمها بخواييم كارهاي يه ماهمون رو توو يه روز نشون بديم كه ده برابر اينا ميشه كه!!!!!!! 3 فكر ميكنيد خيلي زرنگيد اين طوري با جملات بازي ميكنيد، كسي نميفهمه! 83
    40 40 40


  • هاچو هاچو

    نقل قول: blustar
    اما تو باید نـُه ماه صبر کنی چرا که دیشب باردار شدی !

    23 ممنون سیروس جان خیلی باحال بود.

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: