₪ انجمن بوف بوفی ₪ » اخبار و حوادث » :: اعتراض نامه ش6 / بم ::
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » اخبار و حوادث » :: اعتراض نامه ش6 / بم ::

بدون عکس

:: اعتراض نامه ش6 / بم ::

348 بازدید، 9 پست، نویسنده: Life Dream

  • Life Dream

    اعتراض نامه ش6 / بم


    تصویر در دسترس نیست


    شب جمعه هوا سرد
    توی خونه کاهگلی همه جمع
    زن و مرد و بچه با پیر و جوون
    دشکارو بغل هم مامان چیده بود
    برو بچه های مدرسه ای شاد شاد
    که دیگه فردارو بیدار نمیشن ز خواب
    بابا بزرگ بچه ها داشت فکر میکرد
    تسبیح توی دستش ذکر میکرد
    یه جوون اومده بود واسه مرخصی
    یکی توی تولد بود یکی توی عروسی
    بچه طفل شیر خوره توی بغل مامانش
    با این حس امنیت که لولو نیاد سراغش
    بابای کوچولوها چشاشو باز کرد
    پسر بچه هاشو بوسیدو ناز کرد
    ولی میشد یه چیزیو تو چشاشون درک کرد
    که امشب با بقیه شبا فرق میکرد

    یه دفعه همه چی بهم ریخت
    زمین خدا با اون عظمتش لرزید
    آسمون داشت روی سر بم میچرخید
    دیوارای خونه ها داشت از هم دیگه میترکید
    از در و دیوارای خونه ها داشت خون میچکید
    خونه های بی استخون نشست کرد خوابید
    صدای جیغ و داد آه و ناله رو میشد شنید
    میشد ترس رو تو چشای تک تکشون واقعا دید

    هر کی این صحنه هارو از نزدیک دید
    مخش پوکید که چندتا بنده ی خدا زیر آوار شدن شهید
    هیشکی نمیخواست بمیره چون همه بودن امیدوار
    یکی هنوز بود بدهکار یکی دیگه هم گناهکار
    توی مشعیت خدا هیچ وقت نمیشه دست برد
    اونی که باید زنده بود اون که باید میرفت میمرد

    دخترک کوچولو گفت مامان میترسم
    بدو دستتو بیا بگیر تو دستم
    دوییدن با هم سریع رفتن توی حیاط
    ولی اجل دیگه به اونا فرصت نداد
    پسر بچه های معصوم توی خواب
    کل خونه روی سر اونا شد خراب
    ولی بابا از اون جون سالم به در برد
    پسر بچه هاشو از زیر خاک بیرون اورد
    اون با دست خودش اونارو دفن کرد
    از خداوند بزرگ طلب عفو کرد
    که ای کاش که منم باشون میمردم
    نه اینکه عاقبت من دفنشون میکردم
    ولی حالا دیگه دیر شده بابای من
    دیگه از این به بعد نمیشنوی صدای من
    همش استرس صداهای تپش قلب
    صدای فریادو باز و بسته شدن درب
    یکی میدوید به شرق یکی میدوید به غرب
    همه پا برهنه توی این هوای سرد
    یکی توی همین ماجرای پر از درد
    جون به جون آفرین تسلیم کرد
    همین یکی یکی یک و دو و سه و چهار
    حالا شمارشون رسید به پنجاه هزار

    شهر بم با اون همه نعمات
    ارگ بم اون مزرعه مرکبات
    همه آدمای پر شور و با نشاط
    همه با هم دیگه رفتن زیر خاک

    بیا خودتو آماده کن واسه ی جهاد
    دست بم رو بگیر واسه اتحاد
    اگه پول نمیتونی بده دلداری بده
    مردم مملکت مونو یاری بده
    دستامون میره سمت آسمون
    که دیگه زلزله نیاد توی کشورمون
    ایرووون



  • دلشاد

    مرسی مازیار جان
    شنیدم سالروز زلزله بم را از تقویمها پاک کردن 14


  • نخبه

    نقل قول: Life Dream
    ولی اجل دیگه به اونا فرصت نداد
    پسر بچه های معصوم توی خواب
    کل خونه روی سر اونا شد خراب
    ولی بابا از اون جون سالم به در برد
    پسر بچه هاشو از زیر خاک بیرون اورد
    اون با دست خودش اونارو دفن کرد

    79


  • hosseinhn82

    هی .... 20

    مرسی مازیار جان 46


  • shaparak64

    وااای 79
    چقدر تلخ بود اون زلزله 2


  • gilas

    دلم پوکید دوباره با یاد آوریش 1013 79

  • Galexy

    چه روزایی بود! 79
    تنها خاطرش برای من اینه که کنسرت شجریان رفتیم اون روزا 2


  • METALLICA

    مثه همیشه فوق العاده و تاثیر گذار .....
    مرسی مازیار جان 46


  • Mahboob

    کاکه مازیار چرا اینقدر احساسات منو گداخته می‌کنید ... بچه‌ها من رفتم 943 938
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: