ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
ادبیات واژه زن در تاریخچه تمدن بشریت به خانوما بر نخورد
پرهام
برزن: ریشه تاریخی کلمه زن – (بر + زن) زن برتر – زن برتر از مرد – تا کنون چنین زنی یافت نشده.
بزنگاه: زن زیبا – (به + زن + نگاه) زنی که باید به او نگاه کرد.
دار زن: زن بی رحم – زنی که دار می زند.
داور زن: زن داور – زنی که داوری می کند یا داوری را میزند.
راهزن: راننده ای که مونث باشد (مثال: راهزن کامیون، راهزن اتوبوس، راهزن وانت، راهزن تاکسی، راهزن موتور؛ راهزن الاغ)
زن بابا: زن برتر از مامان – زن از مامان بهتر.
زن باز: زن باره – مردی که با زن ها بازی میکند (مثال: خاله بازی، مامان بازی، دختر بازی)
زن ذلیل: زنی که مرد خود را ذلیل و بیچاره کرده.
زن گرفتن: بدبختی – بیچارگی – بزرگترین اشتباهی که مردها در طول زندگی خود متعدد مرتکب آن میشوند.
زناء (به فتح ز): جمع زن – شکل عامیانه ی لفظ زن ها.
زناشویی: کسی که زنان را میشورد – مُرده شور.
زنانه: مختص زنان – موادی که خانمها برای زیبایی از آن استعمال میکنند – لوازم آرایشی.
زنبق: در کتیبه های تخت جمشید به صورت زنبوق به کاربرده شده است – زن بوق – زن نفهم.
زنبور: در مصر باستان به زنی که دارای موهای بور و طلایی بوده با نام زنبور یاد شده است.
زنبیل: نیروی امنیتی اجتماعات زنانه – زنی که با بیل دفاع می کند – زن بیل به دست – گاهی در معانی زن کشاورز نیز آمده است.
زنجان: زن خوب – زن نایاب – سرور – همان زن است به شیوه صمیمانه – چیزی که همه مردها مجبورند بگویند.
زنجیر: زنی که مثل جیرجیرک همیشه صدا میکند – زن جیرجیرک صفت.
زنخدان (به فتح ز): زن خندان – زنی که همیشه و در همه حال می خندد.
زندان (به فتح ز): محل اجتماعات بانوان (محل تجمع جنس مؤنث) – عموماً ردیف اول کلاس.
زندان بان (به فتح ز): مرد جاهل – مردی که از زنان دانا مراقبت می کند.
زندانی (به فتح ز): (زن + دانی) زن دانا – به دلیل کمبود این نسل از زن اطلاعات زیادی از آن نداریم.
زنگوله: زنی که به راحتی گول میخورد – یا زنی که به راحتی مردی را گول می زند.
زننده: زن یک دنده – زن لجباز – زنی که روی حرف خود پافشاری می کند.
زنهار: زن حار – زن وحشی – زن زبون نفهم.
سوءظن: در یونان باستان به صورت سوءزن آمده است – احساسی که خانمها نسبت به شوهرانشان دارند.
شوهر زن: زنی که شوهر خود را می زند – زن بی رحم – توصیه می شود با این زنان هیچگونه رابطه ای برقرار نشود.
شیر زن: شیر ماده – شیر وحشی – زنی با دندان ها و پنجه هایی شبیه به شیر که باید از او اطاعت شود.
ظنین : در متون تاریخی به صورت زنین آمده است – جمع مکسر زن – زنها.
کف زن: زن کار درست – خانمی که همه را در کف می گذارد.
گردن زن: زنی که گردن میزند – بی رحم ترین نوع زن – زن جلّاد.
مازندران: تختخواب – (ما + زن + در آن) جایی که مرد و زن در آن با هم هستند.
مرزنگوش: کاربرد خاصی ندارد اما با توجه به ریشه تاریخی آن (مرد + زن + گوش) نتایج زیر برداشت می شود؛
- مردی که به حرف زنش گوش می کند.
- زنی که گوش مردش را می کشد.
- مردی که گوش زنش گوشواره می کند.
نازنین : مرد – (نا + زن + این / این یارو که زن نیست) – یک نوع فحش رکیک – عبارتی برای تحقیر جنس مؤنث.
همزن: زنی که حال همه ی مرد ها را به هم میزند.
gilas
نخبه
sib
Holtek
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→