صفحه اصلی
انجمن بوف بوفی
قوانین انجمن
پستهای جدید
اشتراکهای شما
تاپیکهای شما
پستهای شما
کیبورد فارسی
آپلود سنتر
جستجوی دقیق
₪ انجمن بوف بوفی ₪
»
طنز و جوک
» ادبیات واژه زن در تاریخچه تمدن بشریت به خانوما بر نخورد
₪ انجمن بوف بوفی ₪
»
طنز و جوک
» ادبیات واژه زن در تاریخچه تمدن بشریت به خانوما بر نخورد
لطفاً چند لحظه منتظر بمانید..!
جستجوی دقیق
آپلود سنتر
کیبورد فارسی
پستهای شما
تاپیکهای شما
اشتراکهای شما
پستهای جدید
قوانین انجمن
انجمن بوف بوفی
صفحه اصلی
₪ انجمن بوف بوفی ₪
»
طنز و جوک
» ادبیات واژه زن در تاریخچه تمدن بشریت به خانوما بر نخورد
43 صفحه قبل
1
2
3
...
41
42
43
صفحه بعد
ادبیات واژه زن در تاریخچه تمدن بشریت به خانوما بر نخورد
446 بازدید، 5 پست، نویسنده: پرهام
0
سوابق امتیازات
پرهام
۹ اردیبهشت ۱۳۹۰
1
باد بزن: زن بادی – زن هوایی – زن خرافاتی – زن الکی خوش.
برزن: ریشه تاریخی کلمه زن – (بر + زن) زن برتر – زن برتر از مرد – تا کنون چنین زنی یافت نشده.
بزنگاه: زن زیبا – (به + زن + نگاه) زنی که باید به او نگاه کرد.
دار زن: زن بی رحم – زنی که دار می زند.
داور زن: زن داور – زنی که داوری می کند یا داوری را میزند.
راهزن: راننده ای که مونث باشد (مثال: راهزن کامیون، راهزن اتوبوس، راهزن وانت، راهزن تاکسی، راهزن موتور؛ راهزن الاغ)
زن بابا: زن برتر از مامان – زن از مامان بهتر.
زن باز: زن باره – مردی که با زن ها بازی میکند (مثال: خاله بازی، مامان بازی، دختر بازی)
زن ذلیل: زنی که مرد خود را ذلیل و بیچاره کرده.
زن گرفتن: بدبختی – بیچارگی – بزرگترین اشتباهی که مردها در طول زندگی خود متعدد مرتکب آن میشوند.
زناء (به فتح ز): جمع زن – شکل عامیانه ی لفظ زن ها.
زناشویی: کسی که زنان را میشورد – مُرده شور.
زنانه: مختص زنان – موادی که خانمها برای زیبایی از آن استعمال میکنند – لوازم آرایشی.
زنبق: در کتیبه های تخت جمشید به صورت زنبوق به کاربرده شده است – زن بوق – زن نفهم.
زنبور: در مصر باستان به زنی که دارای موهای بور و طلایی بوده با نام زنبور یاد شده است.
زنبیل: نیروی امنیتی اجتماعات زنانه – زنی که با بیل دفاع می کند – زن بیل به دست – گاهی در معانی زن کشاورز نیز آمده است.
زنجان: زن خوب – زن نایاب – سرور – همان زن است به شیوه صمیمانه – چیزی که همه مردها مجبورند بگویند.
زنجیر: زنی که مثل جیرجیرک همیشه صدا میکند – زن جیرجیرک صفت.
زنخدان (به فتح ز): زن خندان – زنی که همیشه و در همه حال می خندد.
زندان (به فتح ز): محل اجتماعات بانوان (محل تجمع جنس مؤنث) – عموماً ردیف اول کلاس.
زندان بان (به فتح ز): مرد جاهل – مردی که از زنان دانا مراقبت می کند.
زندانی (به فتح ز): (زن + دانی) زن دانا – به دلیل کمبود این نسل از زن اطلاعات زیادی از آن نداریم.
زنگوله: زنی که به راحتی گول میخورد – یا زنی که به راحتی مردی را گول می زند.
زننده: زن یک دنده – زن لجباز – زنی که روی حرف خود پافشاری می کند.
زنهار: زن حار – زن وحشی – زن زبون نفهم.
سوءظن: در یونان باستان به صورت سوءزن آمده است – احساسی که خانمها نسبت به شوهرانشان دارند.
شوهر زن: زنی که شوهر خود را می زند – زن بی رحم – توصیه می شود با این زنان هیچگونه رابطه ای برقرار نشود.
شیر زن: شیر ماده – شیر وحشی – زنی با دندان ها و پنجه هایی شبیه به شیر که باید از او اطاعت شود.
ظنین : در متون تاریخی به صورت زنین آمده است – جمع مکسر زن – زنها.
کف زن: زن کار درست – خانمی که همه را در کف می گذارد.
گردن زن: زنی که گردن میزند – بی رحم ترین نوع زن – زن جلّاد.
مازندران: تختخواب – (ما + زن + در آن) جایی که مرد و زن در آن با هم هستند.
مرزنگوش: کاربرد خاصی ندارد اما با توجه به ریشه تاریخی آن (مرد + زن + گوش) نتایج زیر برداشت می شود؛
- مردی که به حرف زنش گوش می کند.
- زنی که گوش مردش را می کشد.
- مردی که گوش زنش گوشواره می کند.
نازنین : مرد – (نا + زن + این / این یارو که زن نیست) – یک نوع فحش رکیک – عبارتی برای تحقیر جنس مؤنث.
همزن: زنی که حال همه ی مرد ها را به هم میزند.
↑ بالا
گزارش
+1
سوابق امتیازات
gilas
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰
2
↑ بالا
گزارش
+5
سوابق امتیازات
نخبه
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰
3
نقل قول: sepehrirani
شوهر زن:
زنی که شوهر خود را می زند
– زن بی رحم – توصیه می شود با این زنان هیچگونه رابطه ای برقرار نشود.
↑ بالا
گزارش
0
سوابق امتیازات
sib
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰
4
↑ بالا
گزارش
+79
سوابق امتیازات
Holtek
۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰
5
آمپول زن چی میشه اونوقت ؟
↑ بالا
گزارش
اطلاعات
کاربراني که در گروه کاربري
ميهمان
قرار دارند، نمي توانند پستي در اين انجمن ارسال کنند.!
ورود به سایت
ثبت نام
انتقال به گروه کاربری پیشرفته
43 صفحه قبل
1
2
3
...
41
42
43
صفحه بعد
اشتراک گذاری این مطلب
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر:
ورود
نام کاربری:
کلمه عبور:
کلمه عبورم را فراموش کرده ام
ورود
ثبت نام
پرهام
برزن: ریشه تاریخی کلمه زن – (بر + زن) زن برتر – زن برتر از مرد – تا کنون چنین زنی یافت نشده.
بزنگاه: زن زیبا – (به + زن + نگاه) زنی که باید به او نگاه کرد.
دار زن: زن بی رحم – زنی که دار می زند.
داور زن: زن داور – زنی که داوری می کند یا داوری را میزند.
راهزن: راننده ای که مونث باشد (مثال: راهزن کامیون، راهزن اتوبوس، راهزن وانت، راهزن تاکسی، راهزن موتور؛ راهزن الاغ)
زن بابا: زن برتر از مامان – زن از مامان بهتر.
زن باز: زن باره – مردی که با زن ها بازی میکند (مثال: خاله بازی، مامان بازی، دختر بازی)
زن ذلیل: زنی که مرد خود را ذلیل و بیچاره کرده.
زن گرفتن: بدبختی – بیچارگی – بزرگترین اشتباهی که مردها در طول زندگی خود متعدد مرتکب آن میشوند.
زناء (به فتح ز): جمع زن – شکل عامیانه ی لفظ زن ها.
زناشویی: کسی که زنان را میشورد – مُرده شور.
زنانه: مختص زنان – موادی که خانمها برای زیبایی از آن استعمال میکنند – لوازم آرایشی.
زنبق: در کتیبه های تخت جمشید به صورت زنبوق به کاربرده شده است – زن بوق – زن نفهم.
زنبور: در مصر باستان به زنی که دارای موهای بور و طلایی بوده با نام زنبور یاد شده است.
زنبیل: نیروی امنیتی اجتماعات زنانه – زنی که با بیل دفاع می کند – زن بیل به دست – گاهی در معانی زن کشاورز نیز آمده است.
زنجان: زن خوب – زن نایاب – سرور – همان زن است به شیوه صمیمانه – چیزی که همه مردها مجبورند بگویند.
زنجیر: زنی که مثل جیرجیرک همیشه صدا میکند – زن جیرجیرک صفت.
زنخدان (به فتح ز): زن خندان – زنی که همیشه و در همه حال می خندد.
زندان (به فتح ز): محل اجتماعات بانوان (محل تجمع جنس مؤنث) – عموماً ردیف اول کلاس.
زندان بان (به فتح ز): مرد جاهل – مردی که از زنان دانا مراقبت می کند.
زندانی (به فتح ز): (زن + دانی) زن دانا – به دلیل کمبود این نسل از زن اطلاعات زیادی از آن نداریم.
زنگوله: زنی که به راحتی گول میخورد – یا زنی که به راحتی مردی را گول می زند.
زننده: زن یک دنده – زن لجباز – زنی که روی حرف خود پافشاری می کند.
زنهار: زن حار – زن وحشی – زن زبون نفهم.
سوءظن: در یونان باستان به صورت سوءزن آمده است – احساسی که خانمها نسبت به شوهرانشان دارند.
شوهر زن: زنی که شوهر خود را می زند – زن بی رحم – توصیه می شود با این زنان هیچگونه رابطه ای برقرار نشود.
شیر زن: شیر ماده – شیر وحشی – زنی با دندان ها و پنجه هایی شبیه به شیر که باید از او اطاعت شود.
ظنین : در متون تاریخی به صورت زنین آمده است – جمع مکسر زن – زنها.
کف زن: زن کار درست – خانمی که همه را در کف می گذارد.
گردن زن: زنی که گردن میزند – بی رحم ترین نوع زن – زن جلّاد.
مازندران: تختخواب – (ما + زن + در آن) جایی که مرد و زن در آن با هم هستند.
مرزنگوش: کاربرد خاصی ندارد اما با توجه به ریشه تاریخی آن (مرد + زن + گوش) نتایج زیر برداشت می شود؛
- مردی که به حرف زنش گوش می کند.
- زنی که گوش مردش را می کشد.
- مردی که گوش زنش گوشواره می کند.
نازنین : مرد – (نا + زن + این / این یارو که زن نیست) – یک نوع فحش رکیک – عبارتی برای تحقیر جنس مؤنث.
همزن: زنی که حال همه ی مرد ها را به هم میزند.
gilas
نخبه
sib
Holtek
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→