₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » که می‌گوید مرگ اندیشی بد است؟
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » که می‌گوید مرگ اندیشی بد است؟

بدون عکس

که می‌گوید مرگ اندیشی بد است؟

408 بازدید، 20 پست، نویسنده: sanam

  • sanam

    دیده اید آدمی را که محتضر است و در حال جان دادن؟دیده اید چگونه از پاهایش اندک اندک سرد می‌شود،جانش میرسد به لب ودندانهایش به هم ساییده می‌شود و...دیگر پس از آن نمی‌دانیم کجا می‌رود؟این که اینگونه یخ کرده و لمس و بی جان بر تخت افتاده است،انگار هیچ وقت پدر یا مادر ما نبوده است،انگار از
    اول مرده بوده است، نبوده است. این همان مکثی ست که موریس مترلینگ را دربهت می‌برد:کبریت سوخته،خاکسترش برجای مانده است اما آتش سرخ-آبی زیبایش که دود سفیدی شد به کجا پر کشید؟نرفته است،همین جا توی اتاق است،بویش را می‌شود حس کرد اما نیست،محو شده است!
    مرگ تقدیرماست.روزی در این میلیونهالحظه ای که طی می‌کنیم و کرده ایم،مرگ راه بر ما می‌بنددو حتی گامی وحتی لحظه ای هم از ما دریغ نخواهد شد.بد نیست گاهی در این غوغاوهیاهوی زندگی بیندیشیم (خیلی هم خوشبینانه بیندیشیم)که ۵۰ سال یا ۱۰۰ سال دیگرخورشید بر ما نخواهد تابید،باران بر ما نخواهدبارید،نسیم گونه‌هایمان را نوازش نخواهد دادوسینه مان از عشق و امید و خشم وکینه تهی خواهد شد ولبالب از خاک گور خواهد بود.
    "از آمدن و رفتن ما سودی کو/از بافته وجود ما پودی کو/در چنبر چرخ جان چندین پاکان/می‌سوزدوخاک می‌شود،دودی کو"
    ابولعلا‌ معری؛فیلسوف وشاعر نابینای عرب چقدر زیبا این حالها را بیان می‌کند:ای جسم خداحافظ!به زودی مرگ می‌رسد ومن از توجدا می‌شوم/ جسد خاک می‌گردد ولمس حریر یا ضرب نیزه برایش یکسان خواهد بود/ناخنم را بارها چیده ام؛جسد من پس از مرگ مانند ناخن چیده خواهد شد"
    که می‌گوید مرگ اندیشی بد است؟که می‌گوید گفتن از مرگ،ستیز با زندگی ست؟به قول تاگور این مهرمرگ است که سکه زندگی را اعتبار بخشیده است.مرگ اندیشی،مجال زیستن را در چشممان عزیز می‌کند؛زیستنی سبکبارانه و چشم به راه مرگ!
    زندگی رنج‌های تلخ دارد،بیماریهای جانفر ساومرگ؛اما با این وجود، این همه قتل و غارت و ستم در زمین است.فکر کنید اگر آدمی سدی چون رنج در برابرش نداشت وقدرتی که بر پایش این همه خون ریخته برایش لبالب از کامیابی میشد،بی دشمنی،بی هراس فرو ریختن قدرت و زوالی.وعمر مفیدش اگر نه جاودانه ،دو سه‌ هزار ساله می‌شد،وفکر کن که آنگاه بشر بر این خاکدان چه می‌کرد!این دنیا به تعبیروالا‌ی علی (ع)در هر جرعه اش،اندوهی گلوگیر،ودر هرلقمه اش استخوان شکسته ای قرار دارد.نادر شاه افشار را به یاد بیاورید.
    جوانی روستایی با آرزوهای بزرگ. آنقدر سخت کوش بود که می‌گفتند در جنگ با هندوستان با چکمه به بستر می‌رفت.وهنگامی که جنگ تمام شد در چکمه اش خزه روییده بود!قدرتی که آنقدر بر پایش رنج برد ،سرانجام به جنونش کشاند تا با دست خویش بر چشم فرزندمیل سرخ کشید.وهیتلر، چند روز قبل از ازدواج با معشوقه اش فرولین براون که با او در اولین روز زناشوییش که با روز شکست آلمانها مصادف شد، دست به‌ خودکشی زد،می‌گفت:هرگاه که مشخص شود قدرت در دست جانشین من است،مردم به سرعت به سوی او خواهند رفت...همه مرا ترک خواهند گفت.شاید یکی از ملا‌زمان قبلی من گاه به ملا‌قاتم بیاید.اما نمی‌توانم روی چنین چیزی حساب کنم.به جز فرولین،هیچ کس را با خود نخواهم برد؛فرولین و سگم.تنها خواهم بود.چرا باید کسی داوطلبانه برای مدت طولا‌نی در کنار من باشد؟دیگر هیچ کسی به من توجهی نخواهد کرد و فقط شاید سالی یک بار برای روز تولدم به نزد من بیایند.و فکر کن که ۴میلیون و ۵۰۰ هزار کشته روی دست تاریخ باقی بگذاری برای چنین سرنوشتی!
    ● مرگ اندیشی، دریافت کوتاهی مجال زندگی ست.
    چرا دچار روزمرگی می‌شویم؟چرا این همه وقتمان را"می‌کشیم"؟یکی از دلا‌یلش این است که احساس می‌کنیم همیشه این جویبار لحظه‌ها جاری است،فقط کافی است دستهایت را دراز کنی و از آن بنوشی.انگار همیشه عزیزانمان با ما خواهند بود،هر روز که چشم باز کنی همسر و فرزندت را در کنارت خواهی دید،مادر پیرت هر بار که به سراغش بروی آنجا روی صندلیش نشسته و با لبخند و نگاه گرم بر تو آغوش می‌گشاید،انگار همیشه دوستت زنده خواهد بود...نه،هیچ کس این انگاره‌ها رادرسر ندارد.ما می‌دانیم که مرگ؛این شکارچی پیر آدمی در شکارمان است،اما "باورمان"نمی‌آید.از دانستن تا یقین منزلها راه است. می‌دانیم که مرگ هست اما انگار فقط برای آدمهای غریبی ست که اعلا‌میه می‌شوند روی دیوار!حواسمان نیست که ماهمه اعلا‌میه دیوارها می‌شویم. خواهباورمانآید یا نه،بودن با عزیز انمان،دولت مستعجل است.پیدا نیست شبی دیگر کدام یک از ما برسینه خاک سرد خفته باشیم؛وچه فکر نازک غمناکی ست.وچه صمیمیتی می‌جوشد از این اندیشه هنگامی‌که با دیگرانی؛انگار هیچ دلخور ای نیست،هیچ خشمی نیست،مرگ به بخشایش و تواضعت می‌کشاند.
    ..هی!ما چقدر فرصت کمی داریم برای خندیدن با دوستان،خواندن کتابهای خوب، شنیدن موسیقی‌های دلپذیر،برای مزمزه کردن طعم ریواس در دهان،برای قدم زدن در شبهای بارانی آرام پاییزی،برای نوشتن چند خط در تنهایی،نقشی زدن بر بوم نقاشی،تاری نواختن زیر طاق دلتنگی،برای نشستن وصمیمانه گپ زدن با کسی،برای دوست داشتن،نیایش کردن،فریاد کشیدن،گریستن،نفس کشیدن.



    اصغرقاسمی


  • ژولي پولي

    اوف!!! فکرش کن نصف شب اين متن سنگينو بخوني و بخواي درک کني!!! ولي خداييش ارزش داشت.... مرسي صنم جان... 105

  • sanam

    نقل قول: ژولي پولي
    اوف!!! فکرش کن نصف شب اين متن سنگينو بخوني و بخواي درک کني!!! ولي خداييش ارزش داشت.... مرسي صنم جان...

    واقعا خوندی همشو 13 مرسی حسین جان راضی به زحمت نبودم. 65
    نمايش يا پنهان متن9
    نمايش يا پنهان متن4

    نمايش يا پنهان متنآقای مهندس شما که نباید به این متنها بگی سنگین 6 اینا یک هزارم درسهای خودتم نمیشه 3


  • ژولي پولي

    نقل قول: sanam
    واقعا خوندی همشو 13 مرسی حسین جان راضی به زحمت نبودم. 65

    نکنه خودت نخوندي هنوز؟ 83
    نقل قول: sanam
    آقای مهندس شما که نباید به این متنها بگی سنگین 6 اینا یک هزارم درسهای خودتم نمیشه 3

    هرچي نيکو کتاب خون و اهل ادبياته من برعکس زيرش در ميرم 4 ولي خدايي با شرايط الانم حاضرم گلستان رو حفظ کنم ولي پايان ترم کانتينيوم ندم 17 (يعني اين درس آخر درسه! فکرش کن ترجمه فارسي اسمش ميشه مکانيک محيط هاي پيوسته!!! بعد عين اين ميمونه که بخوان به شما رياضي و معادلات مکانيکي رو از صفر ياد بدن! اونم با يه راه و روش متفاوت با اون چيزي که تا الان ياد گرفتي!!! من اين ترم رو مشروط نشم شام ميدم!!!)


  • ماهی

    ممنون صنم جونم....آره.واقعا فکر می کنیم مرگ فقط برا دیگرانه و باورمون نمیشه ممکنه زبونم لال همین فردا بمیریم 44

  • Holtek

    مرسی صنم 46
    فکر کردن به مرگ در رفتار و اعمالمون خیلی تاثیر داره ، برای همینه که میگن وقتی شاد هستی و وقتی غمگین بروبه قبرستان سر بزن 3


  • gilas

    الان ییهو دلم غمناک شد 17

    نمايش يا پنهان متنمنم همشو خوندم 5


    نقل قول: ژولي پولي
    شام ميدم!!

    من شام می خوام 322

    آیس پک که جور شده بود اینم از شام 4
    کی قرار نهار بده 74


  • soheyla

    sanam,

    سلام و سپاس . 46
    خیلی وقت بود متنی به این قشنگی نخونده بودم . واقعاً زیبا و دلنشین بود . من با اینکه آدم خاصی نیستم و تو مسایل معنوی هیچ پیشرفتی نداشتم و خیلی هم سطحی نگر هستم ولی به مرگ خیلی فکر میکنم . میتونم قسم بخورم روزی نیست که من به مرگ فکر نکرده باشم . و این مسئله باعث میشه خیلی محتاط عمل کنم . مثلاً :
    هر بار که میخوام باهمسرم دعوا کنم به خودم میگم شاید آخرین لحظاته عمرمه . پس آروم میشم تا همسرم بعد از مرگم خاطره ی خوبی ازم داشته باشه . و بالعکس . میگم شاید خدای نکرده همسرم دیگه زنده نباشه تا فرصت پیدا کنم که بدیامو جبران کنم . 1
    در این مورد همه ازم ایراد می گیرن و میگن که افسردگی دارم و حتماً باید یه روانپزشک من و ببینه .
    با متنتون امیدوار شدم که این مسئله بد نیست .
    مرگ جزئی از زندگی ماست منتها کمی تلختر از باقی اجزاء .



  • مخلوط کن

    sanam,
    فعلاً رو مود مرگ واینا نیستم 9
    82


  • محسن صائب

    نقل قول: sanam
    که می‌گوید مرگ اندیشی بد است؟که می‌گوید گفتن از مرگ،ستیز با زندگی ست؟

    نقل قول: sanam
    ین دنیا به تعبیروالا‌ی علی (ع)در هر جرعه اش،اندوهی گلوگیر،ودر هرلقمه اش استخوان شکسته ای قرار دارد

    امروز دو مطلب یکی از ماهی خانم تحت عنوان مرد دیروزی و یکی هم این مطلب شما رو خوندم
    هر دو مطلب عالی
    این مطلب ارزش بارها خوندن رو داره
    خودش دنیایی حرف هست ، از دوستان خواهش میکنم در فرصتی کامل این نوشته رو بخونند واقعا ارزشمند هست
    صنم جان
    واقعا ازت تشکر میکنم که زحمت تهیه این چنین مطالبی رو میکشی
    من واقعا شرمنده ات هستم که در سپاس از تو عزیز فقط میتوانم یک مثبت تقدیم کنم


  • tabassom

    48 خدایا

    وقتی میبینم مرگ تو هر نفسمونه
    و هر لحظه استشمامش میکنیم

    ولی باز هم انقدر ازش غافلیم

    دلم بدجور میلرزه 630


  • hadi04

    مرگ ، هميشه واسم واژه جالبي بوده اينقدر كه كنجكاوم بدونم بعدش چي ميشه به خودش فكر نميكنم چون خودش چند لحظه بيشتر نيست ،ولي چيزي كه در موردش گفته ميشه اگر كامل درست باشه خدا كنه كه خدامون رو باروي سپيد ملاقات كنيم 48
    ممنون صنم جان عالي بود 46


  • دلشاد

    مرسی صنم جان 105

  • sib

    دوست ندارم 79

  • Kishe Mehr

    دلم میخواد یک بار مرگ رو امتحان کنم و مجددا به این دنیا برگردم.. برام حس جالبیه.. ولی چیز مهمتری که برام مهمه اینه که به قول کاکو هادی دلم میخواد با روی سپید برم پیش خدا...


    در عالم بیم از آن دارم

    مبادا رهگذاری را بیازارم

    نه جنگی با کسی دارم

    نه کس با من ...


    مرسی صنم خانم عالی بود 110


  • sanam

    نقل قول: soheyla
    هر بار که میخوام باهمسرم دعوا کنم به خودم میگم شاید آخرین لحظاته عمرمه . پس آروم میشم تا همسرم بعد از مرگم خاطره ی خوبی ازم داشته باشه . و بالعکس . میگم شاید خدای نکرده همسرم دیگه زنده نباشه تا فرصت پیدا کنم که بدیامو جبران کنم .

    کاش همه ذهنیت شما رو داشته باشن سهیلا جون 11
    نقل قول: Kishe Mehr
    دلم میخواد یک بار مرگ رو امتحان کنم و مجددا به این دنیا برگردم.. برام حس جالبیه.. ولی چیز مهمتری که برام مهمه اینه که به قول کاکو هادی دلم میخواد با روی سپید برم پیش خدا...

    نقل قول: hadi04
    خدا كنه كه خدامون رو باروي سپيد ملاقات كنيم

    چقد شماها خوبین 6
    نقل قول: محسن صائب
    واقعا ازت تشکر میکنم که زحمت تهیه این چنین مطالبی رو میکشی
    من واقعا شرمنده ات هستم که در سپاس از تو عزیز فقط میتوانم یک مثبت تقدیم کنم


    280
    نقل قول: tabassom
    وقتی میبینم مرگ تو هر نفسمونه
    و هر لحظه استشمامش میکنیم

    ولی باز هم انقدر ازش غافلیم

    دلم بدجور میلرزه

    نقل قول: sib
    دوست ندارم

    نقل قول: gilas
    الان ییهو دلم غمناک شد

    نقل قول: ماهی
    ممنون صنم جونم....آره.واقعا فکر می کنیم مرگ فقط برا دیگرانه و باورمون نمیشه ممکنه زبونم لال همین فردا بمیریم

    نقل قول: Dr.GSM
    کر کردن به مرگ در رفتار و اعمالمون خیلی تاثیر داره ، برای همینه که میگن وقتی شاد هستی و وقتی غمگین بروبه قبرستان سر بزن


    اصلا نترسین درد نداره که 6 9


  • Mahboob

    صنم جان خیلی قشنگ بود و همشو خوندم 1

    من خودم همیشه به این جمله فکر می کنم: که طوری زندگی کنید که انگار امروز آخرین روز زندگیتونه
    اگر آدم بخواد واقعا این طوری زندگی کنه عالی میشه چون هر روز بهترین تلاشش رو میکنه و از هر لحظه استفاده می کنه ...
    یکی از دوستای دوستم که منم می شناختمش توی سن 25 سالگی توی خواب دچار حمله قبلی شد و صبح بیدار نشد ... از اون موقع به بعد هر شب قبل از خواب بابت همه چیز شکر میکنم و طلب بخشش می کنم چون هیچ معلوم نیست که صبح دوباره بیدار نشم ...
    اما مرگ هم زیبایی این زندگیه و حجم رمزآلود هستی ... جاییه که کسانی که خدا رو قبول ندارند کم میارند چون با وجود مرگ نمی تونند وجود خالق هستی رو نادیده بگیرند ...
    مرگ دلیل تمام خوبی هاست ... چون وقتی به مرگ فکر میکنیم آدم خوبی میشیم 1


  • SaMaN TaJ

    نقل قول: sanam
    که می‌گوید مرگ اندیشی بد است؟

    من میگم بده...........چون توجه به اون یه جورایی(به نظر من)غمگینی و افسردگی میاره 52
    نقل قول: Kishe Mehr
    دلم میخواد یک بار مرگ رو امتحان کنم

    من دلم نمیخواد...... 2

    مرگ حقیقته ولی دوس ندارم بش فکر کنم...... 2 2
    نمايش يا پنهان متنصنم 20


  • Holtek

    نقل قول: sanam
    اصلا نترسین درد نداره که

    اتفاقا دردش مثل آمپول زدنه ، اولش یزره درد داره بعدش دیگه آدم نمی فهمه 83


  • sanam

    SaMaN TaJ,
    بیا بخل خودم سامی توشولو 1153
    تو هنوز جوونی حالا حالا ها فرصت داری 2 تصویر این بخش در دسترس نیستمرگ اندیشی با فکر کردن مدام به مرگ خیلی فرق داره اونی که افسردگی میاره ترس از مرگه 3

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: