₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » دوست بوفی شما چه راه متفاوتی برای ابراز علاقه پیشنهاد میدی؟
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » دوست بوفی شما چه راه متفاوتی برای ابراز علاقه پیشنهاد میدی؟

بدون عکس

دوست بوفی شما چه راه متفاوتی برای ابراز علاقه پیشنهاد میدی؟

342 بازدید، 14 پست، نویسنده: mojde

  • mojde

    معناي عشق واقعي

    یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید
    راهی غیرتکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند
    با بخشیدن،عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های
    دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن
    در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
    در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز
    عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو
    زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای
    تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
    یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر،
    تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود..
    رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی
    نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان
    لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت.
    بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های
    مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.
    داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.
    راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
    بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!
    راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم
    بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.
    قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست
    شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا
    فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ
    مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم
    برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.
    …….


    دوست بوفی شما چه راه متفاوتی برای ابراز علاقه 8 پیشنهاد میدی؟
    7


  • مستانه


    256 اول 256


    نمايش يا پنهان متنبذار اول جا بگیرم مژده جان 4 بعد برم تاپیکو بخونم 9




  • مستانه

    نقل قول: mojde
    این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم
    برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.



    خوندمش خیلی جالب بود 65

    حالا من یه چیزی تعریف کنم؟ 29
    یادتونه چند سال پیش یه زلزله کوچیک توی تهران اومد! خوب یادمه عصر جمعه بود، و من هنوز با همسرم زندگی میکردم، ایشون توی اتاق خواب روی تخت خوابیده بود 890 و من توی سالن طبق معمول پای سیستم نشسته بودمو داشتم بازی میکردم 1121 وقتی زلزله اومد، تنها چیزی که یادمه اینه که نمیدونم توی اون زمان کوتاه با چه سرعتی پریدم توی اتاق خواب و خودمو انداختم روش و بهش گفتم علی نترسیا! چیزی نیست من هستم 1 آپارتمان ما کوچیک بودو اینا خیلی سریع اتفاق افتاد ولی بعداً که دربارش فکر میکردم دیدم که من چقدر دوسش دارم 8 باور کنین توی اون لحظه فقط به این فکر میکردم که حاضر نیستم حتی لحظه ای باشم و اون نباشه 79
    ولی افسوس که روزگار چه بازیایی داره 44


  • mojde

    نقل قول: مستانه
    توی اتاق خواب و خودمو انداختم روش و بهش گفتم علی نترسیا! چیزی نیست من هستم 1 آپارتمان ما کوچیک بودو اینا خیلی سریع اتفاق افتاد ولی بعداً که دربارش فکر میکردم دیدم که من چقدر دوسش دارم 8 باور کنین توی اون لحظه فقط به این فکر میکردم که حاضر نیستم حتی لحظه ای باشم و اون نباشه 79
    ولی افسوس که روزگار چه بازیایی داره 44


    78

    مهم این نیست که دیگران با ما چیکار کردن مهم اینه که ما چطور زندگی کردیم و اینکه همیشه سرمونو حداقل پیش وجدانمون بالا میگیریم
    1024


  • gilas

    mojde,
    مستانه,

    اشکمو درآوردین 79
    من برم دریه تونم بعد بیاد راهکارهای عقشولانه ار خودم در کنم 79 10


  • مخلوط کن

    mojde,
    من خرس یا شیر یا حداقل گرگی ،روباهی ،شغالی پیشنهاد میدم! 66


  • ماهی

    بستگی داره عشقو به کی بخوایم نشون بدیم.به بچم831 به مادرم 266 به 21
    هر کدومش یه جوری دیگه 8


  • arash52

    نقل قول: مستانه
    وقتی زلزله اومد، تنها چیزی که یادمه اینه که نمیدونم توی اون زمان کوتاه با چه سرعتی پریدم توی اتاق خواب و خودمو انداختم روش و بهش گفتم علی نترسیا! چیزی نیست من هستم


    خوب این حرکت تو که از یک زلزله 8 ریشتری بدتر بود 83
    بنده خدا فکر کرده سونامی و زلزله و ... باهم اومده 68
    نترسون بچه رو 4


  • mojde

    نقل قول: arash52

    خوب این حرکت تو که از یک زلزله 8 ریشتری بدتر بود 83
    بنده خدا فکر کرده سونامی و زلزله و ... باهم اومده 68
    نترسون بچه رو


    شما نفس عمل رو داشته باش 3


  • محسن صائب

    نقل قول: مستانه
    یادتونه چند سال پیش یه زلزله کوچیک توی تهران اومد! خوب یادمه عصر جمعه بود، و من هنوز با همسرم زندگی میکردم، ایشون توی اتاق خواب روی تخت خوابیده بود و من توی سالن طبق معمول پای سیستم نشسته بودمو داشتم بازی میکردم وقتی زلزله اومد، تنها چیزی که یادمه اینه که نمیدونم توی اون زمان کوتاه با چه سرعتی پریدم توی اتاق خواب و خودمو انداختم روش و بهش گفتم علی نترسیا! چیزی نیست من هستم آپارتمان ما کوچیک بودو اینا خیلی سریع اتفاق افتاد ولی بعداً که دربارش فکر میکردم دیدم که من چقدر دوسش دارم باور کنین توی اون لحظه فقط به این فکر میکردم که حاضر نیستم حتی لحظه ای باشم و اون نباشه
    ولی افسوس که روزگار چه بازیایی داره

    دقیقا
    و واقعا حیف این زندگی ها که بدلیل مسایلی که خیلی هاش دست خودمون هم نیست ، و با تمام تلاشی هم که میکنیم باز هم اجبارا از هم میپاشه .
    از طرف دیگه
    اینوع مهربانی ها مخصوص خانمها هست من خیلی مواقع دیدم که اقایون فقط به فکر خودشون بودند ولی خانمها از جان گذشتگی کردند
    مثل اون تاپیک دوستمون که مادر توی زلزله بچه اش رو توی بغلش نگه داشته بود
    و هزاران نمونه دیگه
    اکثر زنها بسیار خوب و مهربان و از جان گذشته هستند، حالا بعضی هاشون بیشتر 3
    ما مردها اگه بتوانیم درک کنیمشون و برای خومون بهشت رو در همین دنیا به ارمغان میاریم


  • SaMaN TaJ

    نقل قول: arash52
    خوب این حرکت تو که از یک زلزله 8 ریشتری بدتر بود 83
    بنده خدا فکر کرده سونامی و زلزله و ... باهم اومده


    راست میگه.........خوبه سکته رو نزده بنده خدا....... 50


  • مستانه

    نقل قول: arash52
    خوب این حرکت تو که از یک زلزله 8 ریشتری بدتر بود 83
    بنده خدا فکر کرده سونامی و زلزله و ... باهم اومده 68
    نترسون بچه رو 4


    تیرماهی قطور بی عاطفه 804
    نقل قول: SaMaN TaJ
    راست میگه.........خوبه سکته رو نزده بنده خدا....... 50

    نخیرشم 9

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: