جهانگردي توسط قبيله اي وحشي دستگير شد. اما به او اجازه داده شد تا جمله اي بگويد.ولي بدين شرط كه اگر جمله او صحت داشته باشد او را در روغن جوشان بسوزانند و اگر غلط باشد، با تيرزهرآگين مورد هدف قرار دهند. جهانگرد هوشيار با كمي فكر پاسخ داد كه موجب نجات او از مرگ شد. به نظر شما پاسخ او چه بود؟
زنداني داراي دو در است، يكي در آزادي و ديگري دَرِ اعدام. اين زندان داراي دو زندانبان است كه يكي از آنها راستگو و ديگري دروغگوست. خودِ زندانبانان همديگر را به خوبي مي شناسند. در اين زندان مردي محبوس است كه نمي داند كداميك از زندانبانان راستگو، و كداميك دروغگو است؟ به او اجازه مي دهند، از هر يك از زندانبانان كه دلش مي خواهد سؤالي بكند و از پاسخ طرف مقابل بفهمد در آزادي كدام است تا از آن خارج شود. پرسشي كه او بايد بكند تا به آزادي او بينجامد چيست؟
دو مرد نسبت به هم، دايي وخواهر زاده اند. يعني اولي دايي دومي و خواهر زاده اوست، دومي نيز دائي اولي و خواهرزاده وي مي باشد. چطور چنين چيزي ممكن است؟
حكم اعدام متهمي را صادر مي كنند و مضمون «بخشش لازم نيست، اعدامش كنيد.» را به امضا، دادستان مي رسانند. پس از امضاء دادستان، مأمور اجراي حكم، با تغييري در مضمون، جمله را به صورتي در مي آورد كه جلو اعدام متهم را مي گيرد، او چه تغييري در جمله بوجود مي آورد
يكنفر اهل منطق به شهري وارد شد و تصميم گرفت نزد سلماني برود و سروصورتش را اصلاح كند. آن شهر دو سلماني بيشتر نداشت. وقتي مرد بسراغ نخستين سلماني رفت، او را با سر وصورتي آشفته و پرپشت و موهايي ژوليده و نامرتب و هنگامي كه به سراغ دومين سلماني رفت، او را با موهايي بسيار مرتب و ريشي تراشيده يافت. لذا تصميم گرفت نزد نخستين سلماني برود و سروصورتش را بپيرايد. چرا او چنين تصميمي گرفت؟
آقاي برومند همسر ودختري دارد . دختر او که ازدواج کرده است ،شوهر ويک پسر دارد . درباره اين خانواده ، اطلاعاتي به شرح زير است: 1- يکي از اين پنج نفر ، دکتر است ويکي از چهار نفر ديگر ، بيمار دکتر است . 2- فرزند دکتر ويکي از والدين بزرگ بيمار همجنس هستند. 3- فرزند دکتر :الف) بيمار دکتر نيست و ب) يکي از والدين بزرگ بيمار نيست.
به نظر شما دکتر کيست ؟
پس از آن كه شمعي روشن بود, سر ديگر آن را نيز روشن كرديم ويك سوم ساعت ديگر طول كشيد تا شمع سوخت . اگر شمع در آغاز از دو طرف روشن شده بود ويك سر آن تنها زماني كه يك سوم مياني آن باقي مانده بود , خاموش مي شد, سوختن شمع چه مدت طول مي كشيد؟
من 4 تاشو بلدم 2 تاشم شک دارم که درسته یا نه دایی و خواهرزاده رم حوصله ندارم فکر کنم تا بفهمم چون اولین نفرم هیچی نمیگم تا بقیه بیان و بگن البتهههههه اول شدما
منو بگو نگفتم که اینا بیان یه کم به خودشون فشار بیارن ماشالا یکی از یکی ..تر این آرش که اومده میگه ممنون
از این شروع میکنم
نقل قول: sanam
يكنفر اهل منطق به شهري وارد شد و تصميم گرفت نزد سلماني برود و سروصورتش را اصلاح كند. آن شهر دو سلماني بيشتر نداشت. وقتي مرد بسراغ نخستين سلماني رفت، او را با سر وصورتي آشفته و پرپشت و موهايي ژوليده و نامرتب و هنگامي كه به سراغ دومين سلماني رفت، او را با موهايي بسيار مرتب و ريشي تراشيده يافت. لذا تصميم گرفت نزد نخستين سلماني برود و سروصورتش را بپيرايد. چرا او چنين تصميمي گرفت؟
آقاهه میره پیش اونی که موهاش ژولیده پولیده اس! چرا؟؟ چون که 2 تا سلمونی که بیشتر نیستنن، پس متقابلا موهای همدیگه رو اصلاح میکنن پس اونی که موهاش مرتبه، پیش اون یکی اصلاح کرده (یعنی همون که ژولیده اس) فعلا به خاطر حل همین 125 تا مثبت میخواااااااااااام : نمايش يا پنهان متن
تا اینجا عارضم که ... چون کل امتیازاتم رو دادم باهاش هدیه خریدم به برنده ها 10 تا مثبت به صورت یومیه تقدیم میکنی ام شاپری یه دونه رو جواب داد بقیه؟ آرش؟ خیلی ممنون؟ تو که دیپلم داشتی فرزندم؟
با تير زهرآگين مورد هدف قرار مي گيرم و بدين ترتيب از مرگ رهايي يافت .
نقل قول: sanam
زنداني داراي دو در است
به يكي از دربانها نزديك شده، از او مي پرسد: « آقا، اگر من از دربان ديگر بپرسم كه در آزادي كدام است، كدام در را نشان خواهد داد؟» هر دري را كه دربان نشان دهد، مي فهمد آن در، دَرِ اعدام است لذا برعكس عمل كرده، از در ديگر خارج خواهد شد. چرا؟ علتش آن است كه اگر جمله فوق را از دروغگو بپرسد، او چون دروغگوست، بجاي دَرِ آزادي، دَرِ اعدام را نشان خواهد داد لذا او برعكسش كرده، از در ديگر خارج مي شود. و اگر از دربان راستگو بپرسد، چون او راستگوست، عين عبارت دروغِ دروغگو را بيان خواهد كرد و خواهد گفت: اگر از آن شخص (دروغگو) بپرسي فلان در را نشان خواهدداد و چون دروغگو، دَرِ اعدام را بجاي دَرِ آزادي معرفي خواهد كرد و عين گفته او رانيز راستگو تكرار كرده، مرد محبوس آنرا برعكس نموده از در آزادي خارج خواهد شد .
نقل قول: sanam
دو مرد نسبت به هم، دايي وخواهر زاده اند
اینو آرش تو صندلی داغ ازم پرسیده
هر چند كه اين نوع خويشاوندي به ندرت اتفاق مي افتد، ولي غير ممكن نيست. دو مرد را در نظر مي گيريم كه زنشان فوت كرده وهر كدام يك دختر دارند. اولي دختر دومي را به عقد خود در مي آورد و دومي نيز دختر اولي را به زني مي گيرد و آن دو پدر زن يكديگر و در عين حال داماد هم محسوب مي شوند. هر كدام از آنها صاحب پسري مي شوند. اگر كمي فكر كنيم، متوجه خواهيم شد كه هر يك از اين دو پسر نسبت به ديگري هم دايي محسوب مي شوند و هم خواهر زاده
نقل قول: sanam
حكم اعدام متهمي را صادر مي كنند و مضمون
اینو که که تو راهنمایی تو درس ادبیات ازمون می پرسیدن
بخشش، لازم نیست اعدامش کنید
نقل قول: sanam
يكنفر اهل منطق به شهري وارد شد
اینم که شاپلکم گفت
نقل قول: sanam
آقاي برومند همسر ودختري دارد
دکتر ==> Dr.GSM
جواب : از جمله (2) درمي يابيم که درميان اين 5 نفر ،دکتر صاحب يک فرزند است . بنابراين دکتر مي تواند هر فرد ديگري به جزنوه آقاي برومند است . همچنين ، از جمله (2) درمي يابيم که بيمار، درميان اين 5 نفر ، يک پدر يا مادر دارد . از اين رو ، بيمار يا دختر مورد بحث است يا پسر او ( پسر اين دختر). از جمله (3 الف) مي فهميم که اگر آقاي برومند يا همسرش دکتر باشند ، دختر آنان بيمار نيست ، در حالي که اگر دختر يا داماد آنها دکتر باشند، پسر دختر آنها بيمار نيست . بنابراين يکي از مجموعه هاي دوتايي زير بايد مجموعه « دکتر- بيمار» باشد. باتوجه جمله (1) مجموعه (سه) حذف مي شود .
دکتر بيمار 1- آقاي برومند داماد او 2- همسر او پسر دختر او 3- دختر او دختر او 4- داماد او دختر او
نقل قول: sanam
پس از آن كه شمعي روشن بود
طريق دوم در واقع عكس طريق اول است .در اين طريق نيز سوختن دوسوم ساعت طول مي كشد.
نمايش يا پنهان متنهمرو خودم فکر کردم اصلا نرفتم سرچ کنم از سایتهای دیگه جواب پیدا کنم
sanam
زنداني داراي دو در است، يكي در آزادي و ديگري دَرِ اعدام. اين زندان داراي دو زندانبان است كه يكي از آنها راستگو و ديگري دروغگوست. خودِ زندانبانان همديگر را به خوبي مي شناسند. در اين زندان مردي محبوس است كه نمي داند كداميك از زندانبانان راستگو، و كداميك دروغگو است؟ به او اجازه مي دهند، از هر يك از زندانبانان كه دلش مي خواهد سؤالي بكند و از پاسخ طرف مقابل بفهمد در آزادي كدام است تا از آن خارج شود. پرسشي كه او بايد بكند تا به آزادي او بينجامد چيست؟
دو مرد نسبت به هم، دايي وخواهر زاده اند. يعني اولي دايي دومي و خواهر زاده اوست، دومي نيز دائي اولي و خواهرزاده وي مي باشد. چطور چنين چيزي ممكن است؟
حكم اعدام متهمي را صادر مي كنند و مضمون «بخشش لازم نيست، اعدامش كنيد.» را به امضا، دادستان مي رسانند. پس از امضاء دادستان، مأمور اجراي حكم، با تغييري در مضمون، جمله را به صورتي در مي آورد كه جلو اعدام متهم را مي گيرد، او چه تغييري در جمله بوجود مي آورد
يكنفر اهل منطق به شهري وارد شد و تصميم گرفت نزد سلماني برود و سروصورتش را اصلاح كند. آن شهر دو سلماني بيشتر نداشت. وقتي مرد بسراغ نخستين سلماني رفت، او را با سر وصورتي آشفته و پرپشت و موهايي ژوليده و نامرتب و هنگامي كه به سراغ دومين سلماني رفت، او را با موهايي بسيار مرتب و ريشي تراشيده يافت. لذا تصميم گرفت نزد نخستين سلماني برود و سروصورتش را بپيرايد. چرا او چنين تصميمي گرفت؟
آقاي برومند همسر ودختري دارد . دختر او که ازدواج کرده است ،شوهر ويک پسر دارد .
درباره اين خانواده ، اطلاعاتي به شرح زير است:
1- يکي از اين پنج نفر ، دکتر است ويکي از چهار نفر ديگر ، بيمار دکتر است .
2- فرزند دکتر ويکي از والدين بزرگ بيمار همجنس هستند.
3- فرزند دکتر :الف) بيمار دکتر نيست و ب) يکي از والدين بزرگ بيمار نيست.
به نظر شما دکتر کيست ؟
پس از آن كه شمعي روشن بود, سر ديگر آن را نيز روشن كرديم ويك سوم ساعت ديگر طول كشيد تا شمع سوخت . اگر شمع در آغاز از دو طرف روشن شده بود ويك سر آن تنها زماني كه يك سوم مياني آن باقي مانده بود , خاموش مي شد, سوختن شمع چه مدت طول مي كشيد؟
shaparak64
2 تاشم شک دارم که درسته یا نه
دایی و خواهرزاده رم حوصله ندارم فکر کنم تا بفهمم
چون اولین نفرم هیچی نمیگم تا بقیه بیان و بگن
البتهههههه
اول شدما
Mahboob
والله ....
Holtek
جایزه هم داره ؟
KuRoSh
گفتی بیا اومدم
فقط ازم نخوا که باهوش باشم که هوشم رو جاگذاشتم
زیاد به مخ کوچیکت فشار نیار می ترکه
arash52
مخلوط کن
حکم اعدام وسلمونی رو فهمیدم
واسه بقیه فسفرکم آوردم
sanam,
اوه راستی شمع رو فهمیدم
ماهی
وگرنه من باهوشترینم
shaparak64
ماشالا یکی از یکی ..تر
این آرش که اومده میگه ممنون
از این شروع میکنم
آقاهه میره پیش اونی که موهاش ژولیده پولیده اس! چرا؟؟
چون که 2 تا سلمونی که بیشتر نیستنن، پس متقابلا موهای همدیگه رو اصلاح میکنن
پس اونی که موهاش مرتبه، پیش اون یکی اصلاح کرده (یعنی همون که ژولیده اس)
فعلا به خاطر حل همین 125 تا مثبت میخواااااااااااام
نمايش يا پنهان متن
sib
mati
محسن صائب
میگم بلد نیستم
.
carlos
فسفر هم ندارم که بخوام بسوزونم
sanam
شاپری یه دونه رو جواب داد
بقیه؟
آرش؟
sanam
sevin
gilas
با تير زهرآگين مورد هدف قرار مي گيرم و بدين ترتيب از مرگ رهايي يافت .
به يكي از دربانها نزديك شده، از او مي پرسد: « آقا، اگر من از دربان ديگر بپرسم كه در آزادي كدام است، كدام در را نشان خواهد داد؟» هر دري را كه دربان نشان دهد، مي فهمد آن در، دَرِ اعدام است لذا برعكس عمل كرده، از در ديگر خارج خواهد شد. چرا؟ علتش آن است كه اگر جمله فوق را از دروغگو بپرسد، او چون دروغگوست، بجاي دَرِ آزادي، دَرِ اعدام را نشان خواهد داد لذا او برعكسش كرده، از در ديگر خارج مي شود. و اگر از دربان راستگو بپرسد، چون او راستگوست، عين عبارت دروغِ دروغگو را بيان خواهد كرد و خواهد گفت: اگر از آن شخص (دروغگو) بپرسي فلان در را نشان خواهدداد و چون دروغگو، دَرِ اعدام را بجاي دَرِ آزادي معرفي خواهد كرد و عين گفته او رانيز راستگو تكرار كرده، مرد محبوس آنرا برعكس نموده از در آزادي خارج خواهد شد .
اینو آرش تو صندلی داغ ازم پرسیده
هر چند كه اين نوع خويشاوندي به ندرت اتفاق مي افتد، ولي غير ممكن نيست. دو مرد را در نظر مي گيريم كه زنشان فوت كرده وهر كدام يك دختر دارند. اولي دختر دومي را به عقد خود در مي آورد و دومي نيز دختر اولي را به زني مي گيرد و آن دو پدر زن يكديگر و در عين حال داماد هم محسوب مي شوند. هر كدام از آنها صاحب پسري مي شوند. اگر كمي فكر كنيم، متوجه خواهيم شد كه هر يك از اين دو پسر نسبت به ديگري هم دايي محسوب مي شوند و هم خواهر زاده
اینو که که تو راهنمایی تو درس ادبیات ازمون می پرسیدن
بخشش، لازم نیست اعدامش کنید
اینم که شاپلکم گفت
دکتر ==> Dr.GSM
جواب : از جمله (2) درمي يابيم که درميان اين 5 نفر ،دکتر صاحب يک فرزند است . بنابراين دکتر مي تواند هر فرد ديگري به جزنوه آقاي برومند است . همچنين ، از جمله (2) درمي يابيم که بيمار، درميان اين 5 نفر ، يک پدر يا مادر دارد . از اين رو ، بيمار يا دختر مورد بحث است يا پسر او ( پسر اين دختر).
از جمله (3 الف) مي فهميم که اگر آقاي برومند يا همسرش دکتر باشند ، دختر آنان بيمار نيست ، در حالي که اگر دختر يا داماد آنها دکتر باشند، پسر دختر آنها بيمار نيست .
بنابراين يکي از مجموعه هاي دوتايي زير بايد مجموعه « دکتر- بيمار» باشد.
باتوجه جمله (1) مجموعه (سه) حذف مي شود .
دکتر بيمار
1- آقاي برومند داماد او
2- همسر او پسر دختر او
3- دختر او دختر او
4- داماد او دختر او
طريق دوم در واقع عكس طريق اول است .در اين طريق نيز سوختن دوسوم ساعت طول مي كشد.
نمايش يا پنهان متن
همرو خودم فکر کردم اصلا نرفتم سرچ کنم از سایتهای دیگه جواب پیدا کنمنمايش يا پنهان متن
به خدا اعدام رو خودم گفتمshaparak64
اصلا تابلو نیستا
نمايش يا پنهان متن
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→