کارآموز بودم و کنار پدرم نشسته بودم. دختری را عقد می کرد که به او گفت : وکالت دارم ؟ و دختر گفت : نه
همه یخ زدند. از خانواده داماد تا خانواده عروس و عاقد و من و بخصوص داماد بخت برگشته. همه فکر کردیم مساله خیلی جدی است و دختر حتما با این وصلت موافق نیست و گذاشته تا در این هنگام همه چیز را به هم بریزد. پدرم پرسید چرا ؟ و دختر درکمال ناباوری متعجبان ناظر گفت : آخه طلاش کمه. بله همه نفس راحتی کشیدند . و به عروس که از فرط سادگی \"نه \" محکمی گفته بود اطمینان خاطر دادند که طلا افزایش می یابد.
تجربه یک عاقد: اگر عروسی گفت "نه" . شوکه نشوید و مواظب سلامت خود باشید . شاید طلایش کم است!!
Yalda Anwari
کارآموز بودم و کنار پدرم نشسته بودم. دختری را عقد می کرد که به او گفت :
وکالت دارم ؟
و دختر گفت : نه
همه یخ زدند. از خانواده داماد تا خانواده عروس و عاقد و من و بخصوص داماد بخت برگشته.
همه فکر کردیم مساله خیلی جدی است و دختر حتما با این وصلت موافق نیست و گذاشته تا در این هنگام همه چیز را به هم بریزد.
پدرم پرسید چرا ؟ و دختر درکمال ناباوری متعجبان ناظر گفت : آخه طلاش کمه.
بله همه نفس راحتی کشیدند . و به عروس که از فرط سادگی \"نه \" محکمی گفته بود اطمینان خاطر دادند که طلا افزایش می یابد.
تجربه یک عاقد: اگر عروسی گفت "نه" . شوکه نشوید و مواظب سلامت خود باشید . شاید طلایش کم است!!
منبع : خاطرات یک عاقد
mati
rasti baz aval yalda jonam
SaMaN TaJ
الان افتاده یادش.......؟؟؟؟؟؟
Yalda Anwari
مبارکه گلم
SaMaN TaJ,
اینجور که معلومه یادش بود که سر سفره عقد همه رو سوپرایز کرده
sib
Yalda Anwari
هیچی دیگه نزدیک بود همه رو سکته بده
Mahboob
وای من نفهمیدم
Yalda Anwari
وای من نفهمیدم یعنی چی ؟
یعنی طلا کم داده بودن دیگه
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→