₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » Happily Ever After...

بدون عکس

Happily Ever After...

415 بازدید، 7 پست، نویسنده: koorosh kabir

  • koorosh kabir

    تئوری‌ها همیشه منطقی‌تر و تر و تمیز‌تر از واقعیت هر ماجرایی هستند. مثلا آن مادرمرده‌ای که چند دهه پیش تئوری و اسکرچ و پیش‌نویس پیکان را بیرون آورد، همه لابد به‌به و چه‌چه کردند که یک ماشینی هست که ۱۶۰ تا می‌رود و چهار تا چرخ رویال دور سفید دارد و جلو داشپورت طرح چوب و الخ… اما وقتی که همان مادرمرده تئوری‌اش را به واقعیت رساند و اولین پیکان را بیرون داد، معلوم شد که هیچ سنخیتی با تصورات اولیه نداشته است…. و یک جورهایی کل ماجرا توی ذوق می‌زند…


    این‌ها را گفتم که به این برسم که ازدواج هم یک جورهایی مشمول این قانون نانوشته است… روز اولی که بشر، تئوری ازدواج را صادر کرد، لابد خیلی جذاب به نظر می‌رسیده است… مثلا گفته‌اند که برای برقراری امنیت عاطفی آدم‌ها، بیایید و روابط را قانون‌مدار کنیم… چه قدر هم خوب است… دو نفر فقط مال همدیگرند… وقتی قباله‌شان به نام هم خورد، دست باقی انسانها از روح و جسم‌شان قطع می‌شود… هیچ نامحرمی، هیچ غلطی نمی‌تواند بکند… تا روزی که سنگ لحد روی سر آنها دراز بکشد… عجب تئوری دلفریبی… دوست داشتنی است… یکی مال ِ تو باشد… فقط مال ِ تو… درست مثل گاوت… مثل خانه‌ات… مثل ماشین‌ات… حتی مثل کفش و لباس‌ات که تا پاره نشود، مال خودت است… این آدم هم تا آخر مال تو است…


    اما این تئوری احتمالا از همان روز اولی که جامه عمل پوشانیده شد، گاف و باگ و اشکالات الگوریتمی‌اش هم لابد بیرون زده است… هیچ چیزی در این دنیا برای “همیشه” نمی‌تواند باشد… هر چیزی عمری دارد… “عشق” هم همین است… به دنیا می‌آ‌ید، زندگی می‌کند و لاجرم آخرش پیر می‌شود و می‌میرد… عشق ِ ماندگار، افسانه است… وقتی که آدم‌ها عشق بین‌شان مرد، عادت را جانشین‌اش می‌کنند و بی‌خیال و سوت‌زنان کنارش زندگی می‌کنند… اصلا آن چیزی که به عشق جذبه می‌دهد، “لذت ِکشف کردن” است…

    اینکه چیزهایی را در طرف مقابلت ببینی و کشف‌اش کنی و ذوق کنی و عاشق بشوی… فکر کردید چطوری است که یکهو با لبخند اول و حتی نگاه اول ِ کسی، عاشق‌اش می‌شوید؟ چون کشف‌اش می‌کنید… اکتشاف، آدم را حالی به حالی می‌کند… همین لبخند، ده سال دیگر با لبخند اکبر پلنگ، شاید توفیر چندانی نکند… اصلا ماجرا شبیه رفتن به یک جزیره متروک است… کنجکاوید که همه جای آن را سرک بکشید… اما یک روزی که همه خاک آن را به توبره کشیدید، دیگر هیجان هم فرو می‌کشد و یک زندگی عادی را مثل رابینسون کروزئه شروع می‌کنید…


    از قدیم هم شاعر‌ها و نویسنده‌ها به این موضوع پی برده‌اند و قبل از اینکه عشاق را در داستان‌هایشان به هم برسانند، یکی از طرفین را هلاک کرده‌اند و خلاص… به عبارتی عشق را جوانمرگ کرده‌اند که کسی بعدا پیری و مرگش را نبیند… یا اگر به هم رسیده باشند، بلاشک چیزی از آینده‌شان را مرقوم نمی‌کنند و فوق‌اش آخر داستان می‌نویسند Happily ever after و دِ برو که رفتی…


    خلاصه این‌جوری‌هاست…. البته من نمی‌خواهم که علیه ازدواج چیزی بنویسم… چرا که فعلا تنها گزینه موجود جهت حیات عاطفی آدمیزاد است و راهکار بهتری در دسترس نیست… این روشهای عجیب و غریب پارتنری و همخانه و دوست پسر و دوست دختر و اینها هم راهکار عملی نیست و اصلا در این مقوله نمی‌گنجند…

    جالبی ماجرا این است که آدمها سورپرایز هم می‌شوند که چرا بعد از گذشت چند سال، دیگر آن حس سابق را ندارند؟ چرا دست طرف را که می‌گیرند، تیره پشتشان دیگر مور‌مور نمی‌کند؟ چرا عصبهای لاله گوششان دیگر حوصله لبهای طرف را ندارد؟ خوب مگر کل تن آدم چند سانتیمتر مربع است و گشتن‌اش چقدر طول می‌کشد؟ بعد از یک مدتی کل سلولهای دو بدن با هم آشنا می‌شوند و به دمای همدیگر عادت می‌کنند…

    البته کل این ماجرا به مفهوم این نیست که این دو آدم، بعد از مدتی از همدیگر متنفر می‌شوند… نه… ابدا… فقط ماهیت روابط بین‌شان دگرگون می‌شود… یا بهتر بگوییم، دلیل باهم بودن‌شان دچار دگردیسی می‌شود… مثلا عشق تبدیل می‌شود به تعهد یا نگه داشتن ستون خانواده یا بچه… یا حتی اینکه اگر با این آدم نباشم، چه کار کنم و کجا بروم… یا اصلا اینکه همینه که هست…

    به هر حال خلقت آدمیزاد همین هست… تا حالا هم هیچ قومی نتوانسته چیزی بین “تک پر” بودن و “با‌همه بودن” پیدا کند… اجداد ما با همین قانون ‌زندگی کرده‌اند… ما هم با همین قانون زندگی می‌کنیم… فقط خواستم بگویم از عشق انتظار معجزه نداشته باشید… همین…





    گفت و چای...


  • gilas

    میان برات به بحث میکشنش من نکشم بهتره 10

  • دلشاد

    نقل قول: koorosh kabir
    به هر حال خلقت آدمیزاد همین هست… تا حالا هم هیچ قومی نتوانسته چیزی بین “تک پر” بودن و “با‌همه بودن” پیدا کند… اجداد ما با همین قانون ‌زندگی کرده‌اند… ما هم با همین قانون زندگی می‌کنیم… فقط خواستم بگویم از عشق انتظار معجزه نداشته باشید… همین…

    83 83 83 39 83 83 83


  • SaMaN TaJ

    نقل قول: koorosh kabir
    عشق تبدیل می‌شود به تعهد یا نگه داشتن ستون خانواده یا بچه…

    دقیقا همینطوره........ 52
    نقل قول: koorosh kabir
    “لذت ِکشف کردن”

    اینطوری به خدا فکر هر دو طرف هم راحته...نه اجباریه واسه زندگی نه عشق زورکی 32
    تا زمانی که از با هم بودن لذت میبرن،با هم هستن؛ وقتی میبینن دیگه عشقی بینشون نیست یه عمر به خاطر اینکه مردم چی میگن همیدیگرو تحمل نمیکنن......فکر آزاد>بی مشغله>زندگی راحت


  • shaparak64

    نقل قول: koorosh kabir
    “عشق” هم همین است… به دنیا می‌آ‌ید، زندگی می‌کند و لاجرم آخرش پیر می‌شود و می‌میرد… عشق ِ ماندگار، افسانه است…

    آره واقعا...
    البته الان خیلیا میان میگن، اگه عشق واقعی باشه، فلان و بهمان!! هههه عشق واقعی؟!
    اونایی هم که هست همینه:

    نقل قول: koorosh kabir
    دلیل باهم بودن‌شان دچار دگردیسی می‌شود… مثلا عشق تبدیل می‌شود به تعهد یا نگه داشتن ستون خانواده یا بچه… یا حتی اینکه اگر با این آدم نباشم، چه کار کنم و کجا بروم

    البته مسلما دلیلش این نیستا:
    نقل قول: koorosh kabir
    خوب مگر کل تن آدم چند سانتیمتر مربع است و گشتن‌اش چقدر طول می‌کشد؟ بعد از یک مدتی کل سلولهای دو بدن با هم آشنا می‌شوند و به دمای همدیگر عادت می‌کنند…

    ولی نمیدونم اون عشق رویایی و افسانه ای که توی شعرا همه به هم تقدیمش میکنن و توی داستانا قلب همه رو به تاپ تاپ میندازه و توی گلها و کادوهای تقدیم با عشقه ، کجاست؟!! واقعا کجاست؟!!
    نمايش يا پنهان متن797979دلم غصه شد


  • Mahboob

    از نظرینگا مجردینگا ازدواجینگا خوبینگا ... 389

    خواستینگا تجربینگا دونستینگا ... 389

    شما بگینگا جرم بیدینگا ؟ 389


  • sanam

    ببخشید بعدا میخونم 9
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: