ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
دیــــــــــوانه!! احمـــــــــــق!!
shaparak64
نمايش يا پنهان متن
گلاب به روم! گلاب به روتون!نمايش يا پنهان متن
اگه بگید تکراریهنمايش يا پنهان متن
البته خودم قبلا خوندمانمايش يا پنهان متن
والاااااااهنگامي که سرگرم اين کار بود، ماشين ديگري به سرعت ازروي پيچ هاي چرخ که در کنار ماشين بودند گذشت و آنها را به درون جوي آب انداخت و آب پيچ ها را برد.
مرد حيران مانده بود که چکار کند.
تصميم گرفت که ماشينش را همانجا رها کند و براي خريد پيچ چرخ برود.
در اين حين، يکي از ديوانه ها که از پشت نرده هاي حياط تيمارستان نظاره گر اين ماجرا بود،
از 3 چرخ ديگر ماشين، از هر کدام يک پيچ بازکن و اين لاستيک را با 3 پيچ ببند و برو تا به تعميرگاه برسي.
آن مرد اول توجهي به اين حرف نکرد ولي بعد که با خودش فکر کرد
پس به راهنمايي او عمل کرد و لاستيک زاپاس را بست.
هنگامي که خواست حرکت کند رو به آن ديوانه کرد و گفت: « خيلي فکر جالب و هوشمندانه اي داشتي، پس چرا توي تيمارستان انداختنت؟ »
ديوانه لبخندي زد و گفت: من اينجام چون ديوانه ام، ولي احمق که نيستم
نمايش يا پنهان متن
اولش خواستم بگم داستانه و چرتmz56mz
ممنون عمو جان
واقعا بايد از عاقلان بى خرد دورى كرد
shaparak64
عمویی
اول
یا
اول
نمايش يا پنهان متن
عمو
نمايش يا پنهان متن
عمویی نگی این شاپلیم بی خرده هاsanam
mati
hadi04
ببخشید من از آخر خوندم رسیدم اولش دیدم که گفتی به ما نیستی
ممنون رمجان جون
shaparak64
یکی از فامیلامون
mati,
دوباره کم خوابی بهت فشار آورده به من گفتی رمجان
بازم فحشت میدما
carlos
با منی ؟
اها با اونایی ؟
gilas
hadi04
نمی دونم والا فقط اسم تو رو که مینویسم اینطوری میشه از بس وحشتناکی
پس اون بالا نوشتی به ما نیستی حقیقت نداره؟
ماهی
یه آقایی هست می آد کارای خونه ی مامانم اینا رو م یکنه.یه خورده دیونه ست . به حرفاش همه می خندن.ولی به خدا یه عالمه معنی داره حرفاش
Yalda Anwari
جیگلتوووووووو
هاچو هاچو
shaparak64
بهله
آره
عجب
نه !
بدجننننننننننس
میکشمت
آره ها
هاچو هاچو,
hadi04
خاك تو مخت كنن نصف من بدبخت كبود شده از اين به بعد داره متاليك ميشه ببين
shaparak64
ایییییییی
خوبه ها
maryamlondon1
shaparak64
میسی مامان مریمی
نخبه
ژنرال
من سال 82 حدود یه ماه تو بیمارستان اصاب و روان ارتش بودم.
یه بخشی بود که ادمای خیلی قاطی رو نگهداری میکردن.
بعضی وقتا که تو بخش های دیگه ی بیمارستان یا تو حیات اینارو میدیدم، بعضیاشون یه حرفایی میزدن که واقعا تکون دهنده بود.
طرف یهو یه چیزی میگفت ، میدیدی این نکته ای رو که این بهش پی برده به ذهن صدتا ادم عاقل هم نمیرسه!
یکی هم بود هر وقت میومد تو حیات، به سبک نازی ها سلام میداد و با صدای بلند میگفت درود بر هیتلر!
بعدم از شاه پهلوی ایراد میگرفت که چرا سال 57 مردمو به رگبار نبست!!
هر روز خدا این کارش بود.
اون یه ماه علیرغم تلخیش برای من خیلی تجربه های جالبی داشت.
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→