نماد عشق یک قلب است. اما نماد عاشقی قلبی هست که تیر وسطش خورده. کمتر کسی شاید راز این قلب تیر خورده را بداند. در باور یونانیان باستان هر پدیده ای یک خدایی داشت. همه خدایان هم یک خدا یا پادشاه بزرگ داشتند که اسمش زئوس بود. یک شب به مناسبتی زئوس همه خدایان را به جشنی در معبد کوه المپ دعوت کرده بود.
▧ تصویر در دسترس نیست
دیوانگی و جنون هم خدایی داشت بنام مانیا. مانیا چون خودش خدای دیوانگی بود طبیعتا عقل درست و حسابی هم نداشت و بیش از حد شراب خورده بود. دیوانه باشی، مست هم شده باشی. چه شود!
▧ تصویر در دسترس نیست
خدایان از هر دری سخنی میگفتند تا اینکه نوبت به آفریدیته رسید که خدای عشق بود. حرفهای خدای عشق به مذاق خدای جنون خوش نیامد و این دیوانه عالم ناگهان تیری را در کمانش گذاشت و از آنسوی مجلس به سمت خدای عشق پرتاب کرد. تیر خدای جنون به چشم خدای عشق خورد و عشق را کور کرد.
▧ تصویر در دسترس نیست
هیاهویی در مجلس در گرفت و خدایان خواستار مجازات خدای جنون شدند. زئوس خدای خدایان مدتی اندیشه کرد و بعد به عنوان مجازات این عمل، دستور داد که چون خدای دیوانگی چشم خدای عشق را کور کرده است، پس خودش هم باید تا ابد عصا کش خدای عشق شود. از آن زمان به بعد عشق هر کجا میخواهد برود جنون دستش را میگیرد و راهنماییاش میکند.
▧ تصویر در دسترس نیست
به همین دلیل است که میگویند عشق کور است و عاشق دیوانه و مجنون میشود. پس تیر و قلب و نقش این دل تیر خورده ای که میبینید ریشه در اسطوره های یونان باستان دارد.
▧ تصویر در دسترس نیست
بعدها رومیان باستان آیین و اسطوره های یونانیان را پذیرفتند و تنها نام خدایانشان را عوض کردند. در افسانههای روم باستان زئوس را ژوپیتر، خدای جنون را ارا و خدای عشق را ونوس مینامیدند.
▧ تصویر در دسترس نیست
در نتیجه به باور آنها ارای دیوانه چشم ونوس زیبا را کور کرد.
▧ تصویر در دسترس نیست
عشق واقعا جنون است امندا اگر دو طرفه و واقعی باشد لذتی دارد که مپرس. ولی عشق یکطرفه انسان را پریشان و خوار و حقیر میک.
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
خدایان از هر دری سخنی میگفتند تا اینکه نوبت به آفریدیته رسید که خدای عشق بود. حرفهای خدای عشق به مذاق خدای جنون خوش نیامد و این دیوانه عالم ناگهان تیری را در کمانش گذاشت و از آنسوی مجلس به سمت خدای عشق پرتاب کرد. تیر خدای جنون به چشم خدای عشق خورد و عشق را کور کرد.
اواااااااااااااا چرا این جوری اخه
نقل قول: بچه مثبت
شيرين چقدر قشنگه ايشالا مباركش باد
افرین این شعر که من سرودم تا اخر عمر یادت نره
نقل قول: بچه مثبت
سوزن ِ عشق ِ آقاشون لاستيك قلب شيرين رو پنجر كرده
قلب من شیشه ایه نه لاستیکی
نقل قول: چکاوک
خدایان از هر دری سخنی میگفتند تا اینکه نوبت به آفریدیته رسید که خدای عشق بود. حرفهای خدای عشق به مذاق خدای جنون خوش نیامد و این دیوانه عالم ناگهان تیری را در کمانش گذاشت و از آنسوی مجلس به سمت خدای عشق پرتاب کرد. تیر خدای جنون به چشم خدای عشق خورد و عشق را کور کرد.
چکاوک
در باور یونانیان باستان هر پدیده ای یک خدایی داشت. همه خدایان هم یک خدا یا پادشاه بزرگ داشتند که اسمش زئوس بود. یک شب به مناسبتی زئوس همه خدایان را به جشنی در معبد کوه المپ دعوت کرده بود.
▧ تصویر در دسترس نیست
دیوانگی و جنون هم خدایی داشت بنام مانیا. مانیا چون خودش خدای دیوانگی بود طبیعتا عقل درست و حسابی هم نداشت و بیش از حد شراب خورده بود. دیوانه باشی، مست هم شده باشی. چه شود!
▧ تصویر در دسترس نیست
خدایان از هر دری سخنی میگفتند تا اینکه نوبت به آفریدیته رسید که خدای عشق بود. حرفهای خدای عشق به مذاق خدای جنون خوش نیامد و این دیوانه عالم ناگهان تیری را در کمانش گذاشت و از آنسوی مجلس به سمت خدای عشق پرتاب کرد. تیر خدای جنون به چشم خدای عشق خورد و عشق را کور کرد.
▧ تصویر در دسترس نیست
هیاهویی در مجلس در گرفت و خدایان خواستار مجازات خدای جنون شدند. زئوس خدای خدایان مدتی اندیشه کرد و بعد به عنوان مجازات این عمل، دستور داد که چون خدای دیوانگی چشم خدای عشق را کور کرده است، پس خودش هم باید تا ابد عصا کش خدای عشق شود. از آن زمان به بعد عشق هر کجا میخواهد برود جنون دستش را میگیرد و راهنماییاش میکند.
▧ تصویر در دسترس نیست
بعدها رومیان باستان آیین و اسطوره های یونانیان را پذیرفتند و تنها نام خدایانشان را عوض کردند. در افسانههای روم باستان زئوس را ژوپیتر، خدای جنون را ارا و خدای عشق را ونوس مینامیدند.
▧ تصویر در دسترس نیست
در نتیجه به باور آنها ارای دیوانه چشم ونوس زیبا را کور کرد.
▧ تصویر در دسترس نیست
عشق واقعا جنون است امندا اگر دو طرفه و واقعی باشد لذتی دارد که مپرس. ولی عشق یکطرفه انسان را پریشان و خوار و حقیر میک.
بهونه
دلشاد
SaMaN TaJ
مرسی ترگل خانوم عزیز
بچه مثبت
شيرين چقدر قشنگه ايشالا مباركش باد
سوزن ِ عشق ِ آقاشون لاستيك قلب شيرين رو پنجر كرده
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
نخبه
اواااااااااااااا چرا این جوری اخه
قلب من شیشه ایه نه لاستیکی
اواااااااااااااا چرا این جوری اخه
قلب من شیشه ایه نه لاستیکی
maryamlondon1
نمايش يا پنهان متن
چکاوکم پس فردا جمعه برا احسان دعا کن .تو را به جان عزیزتmati
gilas
نمايش يا پنهان متن
منتقلش کردم به بخش داستان و حکایت
sib
soroosh
خورد تو چشش یا قلبش بالاخره؟!
shaparak64
کاش هیچ کسی کور عشق نشه
حورا
shaparak64
دل منم میگیله ها
نمايش يا پنهان متن
mojde
sanam
Holtek
اون قبلبی که 15-10 تا تیر توشه رو هم معنیشو توضیح میدادی؟
یه زمانی این متنو برای شاگردای خوشنویسیم ، سرمشق میدادم
چکاوک
▧ تصویر در دسترس نیست
بندری
چکاوک
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→