بعضی از هنرمندان رزمی به درجه ای از آگاهی می رسند که حاکی از حس ششم است در این مرحله هنرمند به طور کامل با محیط در هم می آمیزد این مرحله آرمان هر شخص تمرین کننده ذن است این حس در فرد آرامش و بی قیدی نسبت به محیط ایجاد می کند و حتی این حالات در موقعیتهای تهدید کننده وقتی که واکنش هایی از قبیل ترس و یا خشم پاسخ های طبیعی به نظر می آیند نیز کاملا مشهود است. یک هنرمند ماهر رزمی به علت آموخته های خود به روش شخصی خود در برابر عوامل مختلف عکس العمل نشان نمی دهد بلکه تقریبا مانند قانون طبیعت عمل می کند به دنبال رعد و برق و بر اثر وزش باد درختان خم می شوند همچنین به دنبال حمله عکس العمل صورت می گیرد و آن اتفاق میافتد. در فیلم کلاسیک ژاپنی به نام هفت سامورایی چند سامورایی بیکار در یک آزمایش شمشیر بازی شرکت می کند در داخل راهرو یک ساختمان جایی که وارد شونده بناچار بایستی از آنجا بگذرد کدخدای یک ده ، مرد جانی را پنهان کرده است و قبل از اینکه هر سامورایی بخواهد قدم بر آستانه در بگذارد مرد جوان بایستی ضربه ای غیره منتظره به وسیله چماق بر سر او وارد آورد و پاسخ جنگجو را مد نظر قرار دهد. اولین شمشیر زن وارد می شود ضربه ای به سرش می خورد و تحمل بقیه ضربه ها را ندارد. دومین نفر از زیر ضربه جا خالی می دهد و خود ضربه ای بر ضارب وارد می سازد ولی به علت نشان دادن واکنش از روی خشم بی صلاحیت شناخته می شود. سومین سامورایی حضور دشمن را در داخل ساختمان احساس می کند آهسته قدم به آستانه در می نهد و به شخصی که در داخل راهرو پنهان شده است هشدار می دهد که سعی نکند به او حقه بزند او با این عمل خود ثابت می کند که از حس ششم برخوردار است یعنی همان چیزی که کدای ده به دنبال آن بود.
هاکین ،استاد ذنی بود که در میان همسایگانش به داشتن زندگی پاک و تهی از زشتی معروف بود . در همسایگی او خانواده ای ژاپنی بودند که مغازه ای کوچک داشتند . روزی این خانواده متوجه شدند که دختر زیبایشان باردار شده است . پدر و مادر دختر بسیار از این موضوع ناراحت و خشمگین شدند. در آغاز او نمی گفت که چه کسی آن کار را با او کرده است ،ولی در آخر زیر فشار پدر و مادرش اعتراف کرد که هاکین که استادی پاک بود آن کار را با او کرده است . پدر و مادر خشمگین دختر به سراغ هاکین رفتند. اما تنها چیزی که هاکین به آنها گفت این بود که شما اینطور فکر می کنید ؟ با به دنیا آمده کودک ،آنرا به هاکین دادند تا کودک را بزرگ کند . از آن روز به بعد ،هاکین تمام آبرویش را از دست داد. اما این موضوع هرگز باعث ناراحتی او نشد و از کودک به خوبی مراقبت کرد . هاکین از همسایگان شیر می گرفت و به کودک می داد. اما آن دختر بیشتر از یکسال نتوانست تحمل کند و بالاخره حقیقت را برای پدر و مادرش بازگوکرد و گفت که پدر واقعی آن کودک هاکین نبوده است . او گفت که پدر واقعی کودک مردی جوان است که در بازار ماهی فروشان کار می کند . خانواده ژاپنی به محض دریافتن حقیقت به سراغ هاکین رفتند تا ضمن عذرخواهی ،کودک را از او پس بگیرند . هاکین درحالیکه کودک را به آنها می داد ،خیلی ارام رو به آنها کرده و گفت :" ایا شما اینطور فکر می کنید ؟"
Life Dream
بعضی از هنرمندان رزمی به درجه ای از آگاهی می رسند که حاکی از حس ششم است در این مرحله هنرمند به طور کامل با محیط در هم می آمیزد این مرحله آرمان هر شخص تمرین کننده ذن است این حس در فرد آرامش و بی قیدی نسبت به محیط ایجاد می کند و حتی این حالات در موقعیتهای تهدید کننده وقتی که واکنش هایی از قبیل ترس و یا خشم پاسخ های طبیعی به نظر می آیند نیز کاملا مشهود است.
یک هنرمند ماهر رزمی به علت آموخته های خود به روش شخصی خود در برابر عوامل مختلف عکس العمل نشان نمی دهد بلکه تقریبا مانند قانون طبیعت عمل می کند به دنبال رعد و برق و بر اثر وزش باد درختان خم می شوند همچنین به دنبال حمله عکس العمل صورت می گیرد و آن اتفاق میافتد.
در فیلم کلاسیک ژاپنی به نام هفت سامورایی چند سامورایی بیکار در یک آزمایش شمشیر بازی شرکت می کند در داخل راهرو یک ساختمان جایی که وارد شونده بناچار بایستی از آنجا بگذرد کدخدای یک ده ، مرد جانی را پنهان کرده است و قبل از اینکه هر سامورایی بخواهد قدم بر آستانه در بگذارد مرد جوان بایستی ضربه ای غیره منتظره به وسیله چماق بر سر او وارد آورد و پاسخ جنگجو را مد نظر قرار دهد.
اولین شمشیر زن وارد می شود ضربه ای به سرش می خورد و تحمل بقیه ضربه ها را ندارد. دومین نفر از زیر ضربه جا خالی می دهد و خود ضربه ای بر ضارب وارد می سازد ولی به علت نشان دادن واکنش از روی خشم بی صلاحیت شناخته می شود. سومین سامورایی حضور دشمن را در داخل ساختمان احساس می کند آهسته قدم به آستانه در می نهد و به شخصی که در داخل راهرو پنهان شده است هشدار می دهد که سعی نکند به او حقه بزند او با این عمل خود ثابت می کند که از حس ششم برخوردار است یعنی همان چیزی که کدای ده به دنبال آن بود.
هاکین ،استاد ذنی بود که در میان همسایگانش به داشتن زندگی پاک و تهی از زشتی معروف بود . در همسایگی او خانواده ای ژاپنی بودند که مغازه ای کوچک داشتند . روزی این خانواده متوجه شدند که دختر زیبایشان باردار شده است . پدر و مادر دختر بسیار از این موضوع ناراحت و خشمگین شدند. در آغاز او نمی گفت که چه کسی آن کار را با او کرده است ،ولی در آخر زیر فشار پدر و مادرش اعتراف کرد که هاکین که استادی پاک بود آن کار را با او کرده است . پدر و مادر خشمگین دختر به سراغ هاکین رفتند. اما تنها چیزی که هاکین به آنها گفت این بود که شما اینطور فکر می کنید ؟ با به دنیا آمده کودک ،آنرا به هاکین دادند تا کودک را بزرگ کند . از آن روز به بعد ،هاکین تمام آبرویش را از دست داد. اما این موضوع هرگز باعث ناراحتی او نشد و از کودک به خوبی مراقبت کرد . هاکین از همسایگان شیر می گرفت و به کودک می داد.
اما آن دختر بیشتر از یکسال نتوانست تحمل کند و بالاخره حقیقت را برای پدر و مادرش بازگوکرد و گفت که پدر واقعی آن کودک هاکین نبوده است . او گفت که پدر واقعی کودک مردی جوان است که در بازار ماهی فروشان کار می کند . خانواده ژاپنی به محض دریافتن حقیقت به سراغ هاکین رفتند تا ضمن عذرخواهی ،کودک را از او پس بگیرند . هاکین درحالیکه کودک را به آنها می داد ،خیلی ارام رو به آنها کرده و گفت :" ایا شما اینطور فکر می کنید ؟"
بهونه
علاقه ای به رزمی کاری ندارم
چکاوک
دلشاد
mati
آلاله
Holtek
جوون که بودم یکم ذن کار کردم
نخبه
ذن یا زن یا ظن
وای خدا مردم از خنده مطمئنی حس ششمه توهم نیست چون دیدم که بعضیا خیلی که رزمی کار میکنن دچار توهمات هم میشن
gilas
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→