سلام دوستان این روزا دلم خیلی گرفته.خیلی زیاد.اونقدر که مدام بغض توی گلومه شاید زیادی خسته ام....دیروز یاد خاطرات دوران دبیرستانم افتادم.یاد چیزایی که توی مدرسه تو گوشمون می کردن و اثراتی که اون افکار توی لحظه لحظه ی زندگی ما گذاشت... و امروز نمی دونم اون لحظه ها یی رو که از دست دادیم و دیگه هرگز به دست نمی آد رو باید از کی طلب کنیم.شاید به نظر شما این خاطره اونقدر ها هم که من می گم غم انگیز نباشه.اما این فقط گوشه ای از یه مشت افکاریه که معلوم نیست از کجا اومده ولی توی لحظه لحظه ی زندگی نسل ما اثر گذاشت.
▧ تصویر در دسترس نیست
یادمه دبیرستانی که بودم یه بار یه خانوم از این خانوما که امروز توی مدارس ابتدایی به عنوان خانوم حجاب بچه ها رو امر به معروف و نهی از منکر می کنن، اومده بود مدرسمون تا سخنرانی کنه برامون.حدود نیم ساعت راجع به گریه صحبت کرد.اینکه یک مومن واقعی باید حتما روزانه دلش برای خدا بدرد بیاد و گریه کنه .اونوقتا ما خیلی توجه نمی کردیم.اما حالا که فکرشو می کنم می بینم چرا به باید به دخترای نوجوونی که توی اوج شور و هیجان و شادابی هستند حرفایی که اصلا سندیت توی دین و مذهب ما هم نداره القا بشه.نمی دونم شاید چنین چیزی توی روایات ما باشه .اما قطعا به این شکلی که عنوان میشد نبوده. چرا تصویری به این شکل از خدا در ذهن ما ساختند؟ خدای ترسناکی که آدم ها رو می ندازه توی جهنم و از مو آویزونشون می کنه خدای ترسناکی که برای نزدیک شدن بهش باید ساعتها اشک بریزی و گریه کنی و... اما خدای من خیلی مهربونه و اصلا هم ترسناک نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
آهنگ منو تو آغوشت بگیر خدا می خوام بخوابم از رضا صادقی خیلی زیبا منظور من رو بیان میکنه
....کی گفته باید بشکنم تا دستم رو بگیری خسته شدم از عمری غربت و غم و اسیری کی گفته باید گریه ی شب هام رو در بیاری تا لحظه ای وقت شریفت رو واسم بذاری...
من رو تو آغوشت بگیر خدا می خوام بخوابم آخه تو تنها کسی بودی که دادی جوابم من رو تو آغوشت بگیر ، می خوام برات بخونم روی زمین چه قدر بده ، می خوام پیشت بمونم کی گفته باید بشکنم تا دستم رو بگیری خسته شدم از عمری غربت و غم و اسیری کی گفته باید گریه ی شب هام رو در بیاری تا لحظه ای وقت شریفت رو واسم بذاری توی آغوش تو آرامش محضه من رو با خودت ببر حتی یک لحظه بغلم کن ، من رو بردار ، ببرم دور ببرم از این زمین سرد و ناجور
وقتی باید واسه ی رها شدن یه بی فروغ بود واسه آرامش نسبی ، کلی حرف های دروغ بود توی دنیا هر چیزی قیمیتی داره حتی وجدان این ها رو هیچ جا ندیدم نه تو انجیل ، نه تو قرآن وقتی دنیا همه حرف پوچ و مفته صدای هق هقت رو پس کی شنفته تو که می گی پیشمی تا لحظه ی مرگ این که می گن می شکنی ، رنجم می دی ، بگو کی گفته توی آغوش تو دیگه تنها نیستم هر نفس اسیر دست غم ها نیستم دیگه عاشقانه تر از عاشقانه ام واسه موندن دیگه با بهار بهانه ام توی آغوش تو از درد خبری نیست از دروغ و حرف های زرد اثری نیست نمی بینی کسی از هراس نونش جلوی حرف ناثواب بنده زبونش توی آغوش تو آرامش محضه من رو با خودت ببر حتی یک لحظه بغلم کن ، من رو بردار ، ببرم دور ببرم از این زمین سرد و ناجور توی آغوش تو آرامش محضه من رو با خودت ببر حتی یک لحظه بغلم کن ، من رو بردار ، ببرم دور ببرم از این زمین سرد و ناجور
خدای ترسناکی که آدم ها رو می ندازه توی جهنم و از مو آویزونشون می کنه خدای ترسناکی که برای نزدیک شدن بهش باید ساعتها اشک بریزی و گریه کنی و... اما خدای من خیلی مهربونه و اصلا هم ترسناک نیست
تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی چرا چشم دلم کوره؟ عصای رفتنم سسته؟ کدوم موج پریشونی تورو از ذهن من شسته؟ خدایا فاصلت تا من خودت گفتی که کوتاهه از اینجا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه من از تکرار بیزارم، از این لبخند پژمرده از این احساس یاسی که تورو از خاطرم برده به تاریکی گرفتارم ، شبم گم کرده مهتابو بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه خوابو چرا گریه ام نمی گیره؟ مگه قلب من از سنگه؟ خدایا من کجا میرم؟ کجای جاده دلتنگه؟
آره.ولی یه وقتایی بد جوری احساس تنهایی می کنیم. تا حالا شده یه دل پر گریه داشته باشید ولی نخواید اونو برا کسی باز کنید؟ الان خیلی گریه تو دلمه عمو جون حورا,
نقل قول: Yalda Anwari
خدایا فاصلت تا من خودت گفتی که کوتاهه از اینجا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه
نقل قول: چکاوک
ماهی جونم ،قلبم ، دوست دارم
عزیزمی ترگل جونم ...
نقل قول: چکاوک
۳ ساعت اونجا بودم همش گریه کردم
کاش منم پیشت بودم با هم گریه می کردیم ممنون بچه ها
ماهی
این روزا دلم خیلی گرفته.خیلی زیاد.اونقدر که مدام بغض توی گلومه
شاید زیادی خسته ام....دیروز یاد خاطرات دوران دبیرستانم افتادم.یاد چیزایی که توی مدرسه تو گوشمون می کردن و اثراتی که اون افکار توی لحظه لحظه ی زندگی ما گذاشت...
و امروز نمی دونم اون لحظه ها یی رو که از دست دادیم و دیگه هرگز به دست نمی آد رو باید از کی طلب کنیم.شاید به نظر شما این خاطره اونقدر ها هم که من می گم غم انگیز نباشه.اما این فقط گوشه ای از یه مشت افکاریه که معلوم نیست از کجا اومده ولی توی لحظه لحظه ی زندگی نسل ما اثر گذاشت.
یادمه دبیرستانی که بودم یه بار یه خانوم از این خانوما
خدای ترسناکی که آدم ها رو می ندازه توی جهنم و از مو آویزونشون می کنه
خدای ترسناکی که برای نزدیک شدن بهش باید ساعتها اشک بریزی و گریه کنی
و...
اما خدای من خیلی مهربونه و اصلا هم ترسناک نیست
آهنگ منو تو آغوشت بگیر خدا می خوام بخوابم از رضا صادقی
خیلی زیبا منظور من رو بیان میکنه
خسته شدم از عمری غربت و غم و اسیری
کی گفته باید گریه ی شب هام رو در بیاری
تا لحظه ای وقت شریفت رو واسم بذاری...
آخه تو تنها کسی بودی که دادی جوابم
من رو تو آغوشت بگیر ، می خوام برات بخونم
روی زمین چه قدر بده ، می خوام پیشت بمونم
کی گفته باید بشکنم تا دستم رو بگیری
خسته شدم از عمری غربت و غم و اسیری
کی گفته باید گریه ی شب هام رو در بیاری
تا لحظه ای وقت شریفت رو واسم بذاری
توی آغوش تو آرامش محضه
من رو با خودت ببر حتی یک لحظه
بغلم کن ، من رو بردار ، ببرم دور
ببرم از این زمین سرد و ناجور
وقتی باید واسه ی رها شدن یه بی فروغ بود
واسه آرامش نسبی ، کلی حرف های دروغ بود
توی دنیا هر چیزی قیمیتی داره حتی وجدان
این ها رو هیچ جا ندیدم نه تو انجیل ، نه تو قرآن
وقتی دنیا همه حرف پوچ و مفته
صدای هق هقت رو پس کی شنفته
تو که می گی پیشمی تا لحظه ی مرگ
این که می گن می شکنی ، رنجم می دی ، بگو کی گفته
توی آغوش تو دیگه تنها نیستم
هر نفس اسیر دست غم ها نیستم
دیگه عاشقانه تر از عاشقانه ام
واسه موندن دیگه با بهار بهانه ام
توی آغوش تو از درد خبری نیست
از دروغ و حرف های زرد اثری نیست
نمی بینی کسی از هراس نونش
جلوی حرف ناثواب بنده زبونش
توی آغوش تو آرامش محضه
من رو با خودت ببر حتی یک لحظه
بغلم کن ، من رو بردار ، ببرم دور
ببرم از این زمین سرد و ناجور
توی آغوش تو آرامش محضه
من رو با خودت ببر حتی یک لحظه
بغلم کن ، من رو بردار ، ببرم دور
ببرم از این زمین سرد و ناجور
Holtek
نمايش يا پنهان متن
آها!!!! منظورت خدا بودgilas
پری سا
خدای ترسناکی که برای نزدیک شدن بهش باید ساعتها اشک بریزی و گریه کنی
و...
اما خدای من خیلی مهربونه و اصلا هم ترسناک نیست
mz56mz
خدامون مهربون , خدامون رحمان و رحيم و دوستمون داره , خدامون هيچ وقت ما رو تنها نميزاره
حورا
▧ تصویر در دسترس نیست
Yalda Anwari
دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی
چرا چشم دلم کوره؟ عصای رفتنم سسته؟
کدوم موج پریشونی تورو از ذهن من شسته؟
خدایا فاصلت تا من خودت گفتی که کوتاهه
از اینجا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه
من از تکرار بیزارم، از این لبخند پژمرده
از این احساس یاسی که تورو از خاطرم برده
به تاریکی گرفتارم ، شبم گم کرده مهتابو
بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه خوابو
چرا گریه ام نمی گیره؟ مگه قلب من از سنگه؟
خدایا من کجا میرم؟ کجای جاده دلتنگه؟
چکاوک
ماهی جونم ،قلبم ، دوست دارم
ماهی
آره، رضا جان.منظورم خداست.بهش احتیاج دارم
آره.ولی یه وقتایی بد جوری احساس تنهایی می کنیم.
تا حالا شده یه دل پر گریه داشته باشید ولی نخواید اونو برا کسی باز کنید؟
الان خیلی گریه تو دلمه عمو جون
حورا,
از اینجا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه
عزیزمی ترگل جونم ...
کاش منم پیشت بودم با هم گریه می کردیم
ممنون بچه ها
دلشاد
Holtek
الا بذكر الله تطمئن القلوب
بدرستی که یاد او آرام بخش دلهاست
sib
sanam
همین که یه نیروی عظیم کنارت حس میکنی یعنی هنوز زنده ای.... خوش به حالت
Aramesh
تایپیکت یکی از قشنگترین و دوست داشتنی ترین تایپیکها بود عزیزم.
mati
hadi04
آخ که چه حالی میده
ممنون ماهی جان
aliiiiiii
ماهی
اهوم...می فهمم...ولی ...
دلشاد,
sib,
ممنون دوستای گلم
واقعا همیشه احساسش می کنم و می دونم هوامو داره.فقط نمی دونم چرا بعضی وقتا بازم اینجوری می شم
مرسی آرامش جان.ممنونم گلم
نمايش يا پنهان متن
چقدر دلم خواست برم وسط اون گلبرگامرسی متی جونم.درست کیشه .با دوستای خوبی مثل شما و حرفای قشنگتون حالم بهتر میشه
خواهش می کنم آرسام جون
aliiiiiii,
eltiaam
ماهی
مرسی التیام جان.
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→