نگرش افراد به ازدواج ، به عنوان یک واقعیت اجتماعی، تحت تأثیر فرهنگ و نقش و موقعیتی است که فرد، در آن زندگی میکند. بنا بر این، دیدگاه فرد نسبت به ازدواج ، تابع فرهنگی است که به آن تعلق دارد.
این دیدگاه، همچنین با جایگاه فرد در جامعه ، ارتباط تنگاتنگ دارد. ازطرف دیگر، مسئله مشکلات و موانع ازدواج از یک سو و آرزوها، ایدهآلها و تصویری که دختران و پسران از آینده و زندگی مشترک خود دارند، از سوی دیگر، موجب شده است که جوانان، به آسانی، تن به ازدواج ندهند و به عبارت دیگر، از آن بگریزند. عوامل بسیاری در این زمینه مؤثّرند که برخی از آنها واقعی و برخی دیگر ساخته و پرداخته ذهنیات فرد هستند. این عوامل، عبارتاند از: ا . تحوّل در الگوهای رفتاری
در دهههای اخیر، در الگوهای رفتاری خانوادهها، تحوّل جدّیای به وجود آمده است. تغییر در الگوی مصرف، نوع پوشاک، مسکن، سطح انتظارات خانوادهها و توجّه به آراسته بودن ظاهری، موجب گردیده است که مفهوم زندگی، به طور کلّی دگرگون شود. امروزه رفاه، از مهمترین مسائلی است که خانوادهها توجّه بیشتری به آن مبذول میدارند.
جوان امروز، در جستجوی رسیدن به شکلی از زندگی است که رهیافت واقعی جامعه است امّا از سوی دیگر، فرصتها و امکانات مساوی برای دستیابی به این شرایط ، برای همگان وجود ندارد. بسیاری از جوانان میاندیشند که تأمین هزینههای گزاف عقد و عروسی، تهیه منزل و پرداخت اجارهخانه، بسیار سخت است و از آن جا که نمیتوان از عهده مخارج آینده زندگی برآمد ، بر خلاف میل باطنی، از ازدواج میگریزند.
در پژوهش آماری صورتگرفته از میان دانشجویان، بسیاری از آنان، مشکلات مالی را از موانع ازدواج ذکر کردهاند(1) و متأسفانه تعداد این قبیل افراد ، نسبتاً زیاد است.
امروزه با توجّه به تغییرات کیفی صورتگرفته در امر ازدواج ، در مورد مهریه ، گرایش برتر جامعه ، موافقت با تعیین مهریه است امّا اغلب خانوادههای دختران، مهریه بالایی را پیشنهاد میکنند که معقول و منطقی نیست و معمولاً یک جوان یا حتّی یک فرد میانسالِ شاغل در ایران، با چند سال پسانداز کردن تمامی درآمد خویش هم به سختی از عهده پرداخت آن برمیآید. چنین تعهّدی (که طبق قوانین ایران، مرد در لحظه ثبت ازدواج ، پرداخت نقدی آن را تضمین مینماید)، کارایی دیگری جز ایجاد نگرانی و اضطراب و دلخوری و کدورت ندارد.
تا چندی قبل، زندگی بسیاری از زوجهای جوان، در کنار پدر و مادر پسر آغاز میگردید امّا امروزه ، تشکیل یک زندگی باید در محلّ جدیدی باشد و همین موضوع ، توقّع دختران را از پسرها ، برای داشتن توانایی و قدرت اقتصادی، افزایش میدهد و تأمین مالی، اشتغال و نوع شغل پسران را حائز اهمیت میکند.
2 . ادامه تحصیل و تحوّل در موقعیت زنان
یکی دیگر از عواملی که موجب فرار جوانان از ازدواج شده است، گرایش به ادامه تحصیل در بین جوانان است. در جامعه امروز ایران، اغلب پسران و دختران، علاقه دارند که تحصیلات خود را ادامه دهند و برداشت بسیاری از آنان این است که ازدواج ، فرصت ادامه تحصیل را از آن ها سلب میکند. به ویژه تحوّل موقعیت اجتماعی زنان و گرایش آن ها به تحصیلات عالی، موجب شده که در امر ازدواج جوانان، تأخیر رخ دهد.(2)
خانوادهها عقیده دارند که دختر و پسر، پس از ازدواج ، به دلیل پذیرش مسئولیت همسری، نمیتوانند درس بخوانند و غالباً حاضر نیستند که درباره ازدواج فرزندان خود در ایام تحصیل آن ها اقدام کنند.
3 . وسواس بیش از حد در انتخاب همسر
یکی دیگر از عوامل گریز جوانان از ازدواج، وسواس و احتیاط بیش از اندازه دختر و پسر، در مورد همسر اینده است. افرادی که بیش از اندازه ، در این زمینه وسواس به خرج میدهند ، نمیتوانند در مورد ازدواج و انتخاب همسر آینده خود ، تصمیم قطعی بگیرند و حتی گاهی ساعتی قبل از مراسم خواستگاری یا چند روز مانده به مراسم عقد ، قول و قرارها را زیرِ پا میگذارند و حاضر به ازدواج نمیشوند. وسواس در انتخاب همسر، تقریباً هیچ گاه موجب انتخاب بهتر و مناسبتر نمیشود و تنها سالیانی از عمر دختر یا پسر را هدر میدهد و روحیه ی آن ها را با اندوه و حسرت و افسردگی و بدبینی همراه میسازد. 4 . فراهم بودن زمینه ارضای نیاز جنسی در بیرون از چارچوب خانواده
بین فرار از ازدواج و انحرافات اخلاقی، رابطهای دوسویه وجود دارد. برخی پژوهشها نشان میدهند که روابط آزاد بین دختر و پسر و امکان ارضای جنسی در بیرون از چارچوب خانواده (چه به صورت مشروع و چه نامشروع) ، نیاز به ازدواج را در جوانان، کمرنگ کرده است.
برخی جوانان برای ارضای غرایز طبیعی خود ، به ارتباط آزاد با جنس مخالف، بسنده میکنند(3) و چون این گونه روابط، مسئولیت چندانی بر عهده فرد نمیگذارد ، خود زمینهساز فرار دختران و پسران از ازدواج میشود.
ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتّی دانش جدید است.
5 . اعتقاد به داشتن زندگی آزاد
برخی از جوانان، بر این باورند که ازدواج ، باعث ایجاد محدودیت در بسیاری از خواستهها و نیازهای آنان میشود و از این رو، ترجیح میدهند که به شکل آزاد زندگی کنند.
شاید بیشتر افرادی که ازدواج را عمل محدودکننده ی آزادیهای فردی میدانند ، فلسفه و حقیقت ازدواج را به خوبی درک نکرده و طرفدار آزادی به معنای غربی آن باشند و از این رو ، حاضر نمیشوند که ازدواج کنند.
همسر خوب، در درجه نخست، یک تکیهگاه روحی و مایه آرامش روانی است که هیچ چیز حتّی تحصیلات دانشگاهی، نمیتواند جای آن را بگیرد.
فرجام سخن
فرار از قانون طبیعت، ممکن نیست و غریزه و فطرت را نیز نمیتوان سرکوب کرد. به علاوه، میل فطری انسان به زندگی مشترک و داشتن فرزند ، برای همیشه ، قابل سرکوب کردن نیست. جوامع غربی که امروزه با پیری جمعیت و عدم تمایل جوانان به ازدواجْ مواجهاند ، از طرق دیگری همچون پذیرش مهاجران خارجی، سعی در جوانْ نگهداشتن جامعه خود دارند. به علاوه، در این جوامع، زنان و مردان میانسال ، بدون ازدواج ، از طریق پذیرفتن فرزندخواندهها، سعی در تشکیل خانواده دارند. دو پدیده غیر اخلاقی خریدن کودکان جهان سومی و قاچاق آنها به غرب و نیز زندگی کردن زن و مرد در زیر یک سقف و بدون عقد ازدواج ، از دیگر تبعات کاهش ازدواج در جوامع غربی و بالا رفتن سنّ ازدواج در این جوامع (و طبعاً بیفرزند ماندن زوجین) است.
ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتّی دانش جدید است.
با یکی دو موردش موافقم. ولی در کل نویسنده نفسش از جای گرم در میاد
موارد مهمش رو با قرمز مشخص کردم ولی من موافقم که وسواسهای الکی و توقعات بیجا بین دخترا یا روابط ازاد که معمولا تو بیشتر پسرهای ایرانی هست باعث میشه که یا از ازدواج فراری باشن یا دیر ازدواج کنن
به هر حال محدودیتهایی میاره .و خوشبینانه ترین حالتش احساس مسئولیت به و زندگی هست.
ولی من میگم ازدواج محدودیت نمیاره.. البته اگر با ادم درستی ازدواج کنیم نمايش يا پنهان متنمثلا عده ای میگن بعد از ازدواج دیگه نمیتونیم با دوستامون رابطه داشته باشیم .. خب وقتی ادم ازدواج میکنه یا سر کار میره یا به دوستای دیگه مشغول میشه دیگه دوستای قبلی یواش یواش میرن کنار دست خود ادم هم نیست خب وقت کمتری براشون پیدا میکنی ربطی هم به ازدواج نداره .. تو موقعیت های مختلف این اتفاق ممکنه به وجود بیاد.. البته اینم قبول دارم بعضی از اقایون بعد از ازدواج جو گیر میشن و اجازه رفت و امد با دوستان و غیره رو به خانمهاشون نمیدن. واسه همین گفتم اگر با ادم منطقی و درستی ازدواج کنیم ازدواج محدودیت نمیاره.. در مورد بقیه چیزا هم فکر کنم همینجوری باشه چه با ازدواج چه با کار دیگه ممکنه واسه ادم دیگه وقتی برای خیلی کارها نمونه ولی به قول شما هر جا توی زندگی ادم احساس مسئولیت بکنه و مسئولیتهاشو درست انجام بده هم به بیشتر کاراش میرسه و هم احساس خوشبختی بیشتری میکنه. به شرطی که طرف مقابلش هم قدر ش رو بدونه .. فکر کنم این خیلی مهمه که هر دو طرف قدر شناس محبتهای هم باشن
ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتّی دانش جدید است.
سلام و سپاس . در مورد ازدواج باید اشخاصی نظر بدن که ازدواج کردن . ازدواج مشکلات زیادی داره و مزیتهای زیادتری . ازدواج کردن = تنها نموندن و ازدواج نکردن = تنها موندن پس : انسان باید بین بد و بدتر بد و انتخاب کنه . شوخی میکنم . هر کاری سختیها و مشکلات خاص خودش و داره . در مورد مهریه های سنگین موافق نیستم ولی خیلی مواقع مهریه سنگین به درد میخوره . شوهر خواهر من میلیونر بود .تو تصادفی که سال 71 اتفاق افتاد تو سن 28 سالگی به رحمت خدا رفت . خواهرم موندو دو تا بچه ی 3 و 1 ساله . چون همسرش قبل از پدر و مادرش فوت کرده بود و اموال شوهر خواهرم به اسم پدرش بود هیچی بهشون تعلق نگرفت و خواهرم با دوتا بچه تنها و بدون تکیه گاه مالی موند . اگه تو اون شرایط مهریه خوبی داشت میتونست حق خودش و از این افراد بگیره ولی متأسفانه مهریه ی خیلی پائینش و غرورش که اجازه نداد مادرم کمکشون کنه باعث شد برای بزرگ کردن بچه هاش خیلی سختی بکشه . نتیجه گیری اخلاقی : مهریه برای زن لازمه . البته برای یه خانم اهل زندگی نه برای خانمهای کلاهبردار . در مورد آرامش و در آمد خوب : همه یه زندگی خوب و تو رفاه مالی و دوست دارن . و در پایان : ازدواج بکنیم یا نه ؟ نمايش يا پنهان متنبله . حتماً عاقلانه ازدواج کنید تا زندگی عاشقانه ای داشته باشید . زندگی زناشوئی خیلی سخته ولی خیلی زیباست . ارزش تحمل کردن هرجور سختی و داره . همسر انسان بزرگترین هدیه خداوند هست . ما به دنیا اومدیم تا دوست داشته باشیم و دوست داشته بشیم . وقتی ناراحتم وقتی عصبانیم وقتی تو راه سخت زندگی واقعاً کم آوردم تنها چیزی که واقعاً آرومم میکنه چشمای ناز همسرمه که با محبتای بی حد و مرزش داره سعی میکنه برای تمام دلتگیام سنگ صبوری باشه . تو اینجور مواقع وقتی دستش و روی سرم میکشه احساس میکنم اون برای من همه چیز و همه کس هست و من بعد از خدای مهربونم و همسرم به هیچ کس احتیاجی ندارم . با اینکه تو اوایل زندگی خیلی سختی کشیدم ولی حالا بعد از دو سال زندگی مشترک قسم میخورم یه تار موی همسرم و با تمام دنیا عوض نمیکنم .
شوهر خوار من میلیونر بود .تو تصادفی که سال 71 اتفاق افتاد تو سن 28 سالگی به رحمت خدا رفت . خواهرم موندو دو تا بچه ی 3 و 1 ساله . چون همسرش قبل از پدر و مادرش فوت کرده بود و اموال شوهر خواهرم به اسم پدرش بود هیچی بهشون تعلق نگرفت
خدا رحمتشون کنه وای که چقدر از این قانون متنفرم که بعد از مرگ همسر اموال به بعضی پدران مفت خور میرسه راستی خب خاهرتون چون دو تا بچه داشتن وظیفه پدر شوهر بوده که تمام مخارج اون دو بچه رو بده و همچنین مخارج خاهرتون تا موقعی که ازدواج دیگری نداشته باشن حتی اگر مهریشون کم باشه
نقل قول: soheyla
مهریه برای زن لازمه . البته برای یه خانم اهل زندگی نه برای خانمهای کلاهبردار .
من خودم موافق مهریه کم نیستم ولی نه اونقدر زیاد که تبدیل به یه توهم بشه که هر گز مرد از عهدش بر نیاد.. مثلا وقتی پسره میاد خاستگاری فقط خودشو یه پیراهن تنش اونوقت هزار تا سکه برای طرف مهر میکنه .. خب این ادم متوهمه خب گاگول نداری مگه مجبوری
نقل قول: soheyla
در مورد آرامش و در آمد خوب : همه یه زندگی خوب و تو رفاه مالی و دوست دارن .
اینم کاملا درسته ولی وقتی یکی رو انتخاب میکنیم پس میتدونیم در امدش چی هست و شغلش و ایا جا برای پیشرفت داره یا نه.. اخه گاهی خودم دیدم شوهر طرف به زور پول در میاره بعد دختره چه خرجهای الکی میکنه. درامد خوب و رفاه مالی خیلی خوبه ولی توقعهای الکی و زهر کردن زندگی به همسر هم خیلی زشته.. گاهی باید به یه چیزایی قانع بود و شکر کرد به موقعش هم خوشگل دست تو جیب کرد
نقل قول: soheyla
بله . حتماً عاقلانه ازدواج کنید تا زندگی عاشقانه ای داشته باشید . زندگی زناشوئی خیلی سخته ولی خیلی زیباست
زندگی زناشویی که سخت نیست مثل زندگی مجردی دارای پستی و بلندیه.. فکر کنم باید زرنگ و عاقل بود تا موفق شد
نقل قول: soheyla
با اینکه تو اوایل زندگی خیلی سختی کشیدم ولی حالا بعد از دو سال زندگی مشترک قسم میخورم یه تار موی همسرم و با تمام دنیا عوض نمیکنم
انشالله که همیشه خوشبخت باشید .. فکر میکنم شما تا حدود زیادی رفتارها و اخلاق شوهرتون دستتونه و خوب هم میتونید کنترل کنید این رفتارها رو به سمت درستی سوق بدین.. که اخرش هم به نفع شماست هم به نفع همسر
نخبه
نگرش افراد به ازدواج ، به عنوان یک واقعیت اجتماعی، تحت تأثیر فرهنگ و نقش و موقعیتی است که فرد، در آن زندگی میکند. بنا بر این، دیدگاه فرد نسبت به ازدواج ، تابع فرهنگی است که به آن تعلق دارد.
این دیدگاه، همچنین با جایگاه فرد در جامعه ، ارتباط تنگاتنگ دارد.
ازطرف دیگر، مسئله مشکلات و موانع ازدواج از یک سو و آرزوها، ایدهآلها و تصویری که دختران و پسران از آینده و زندگی مشترک خود دارند، از سوی دیگر، موجب شده است که جوانان، به آسانی، تن به ازدواج ندهند و به عبارت دیگر، از آن بگریزند.
عوامل بسیاری در این زمینه مؤثّرند که برخی از آنها واقعی و برخی دیگر ساخته و پرداخته ذهنیات فرد هستند. این عوامل، عبارتاند از:
ا . تحوّل در الگوهای رفتاری
در دهههای اخیر، در الگوهای رفتاری خانوادهها، تحوّل جدّیای به وجود آمده است. تغییر در الگوی مصرف، نوع پوشاک، مسکن، سطح انتظارات خانوادهها و توجّه به آراسته بودن ظاهری، موجب گردیده است که مفهوم زندگی، به طور کلّی دگرگون شود. امروزه رفاه، از مهمترین مسائلی است که خانوادهها توجّه بیشتری به آن مبذول میدارند.
جوان امروز، در جستجوی رسیدن به شکلی از زندگی است که رهیافت واقعی جامعه است امّا از سوی دیگر، فرصتها و امکانات مساوی برای دستیابی به این شرایط ، برای همگان وجود ندارد.
بسیاری از جوانان میاندیشند که تأمین هزینههای گزاف عقد و عروسی، تهیه منزل و پرداخت اجارهخانه، بسیار سخت است و از آن جا که نمیتوان از عهده مخارج آینده زندگی برآمد ، بر خلاف میل باطنی، از ازدواج میگریزند.
در پژوهش آماری صورتگرفته از میان دانشجویان، بسیاری از آنان، مشکلات مالی را از موانع ازدواج ذکر کردهاند(1) و متأسفانه تعداد این قبیل افراد ، نسبتاً زیاد است.
امروزه با توجّه به تغییرات کیفی صورتگرفته در امر ازدواج ، در مورد مهریه ، گرایش برتر جامعه ، موافقت با تعیین مهریه است امّا اغلب خانوادههای دختران، مهریه بالایی را پیشنهاد میکنند که معقول و منطقی نیست و معمولاً یک جوان یا حتّی یک فرد میانسالِ شاغل در ایران، با چند سال پسانداز کردن تمامی درآمد خویش هم به سختی از عهده پرداخت آن برمیآید. چنین تعهّدی (که طبق قوانین ایران، مرد در لحظه ثبت ازدواج ، پرداخت نقدی آن را تضمین مینماید)، کارایی دیگری جز ایجاد نگرانی و اضطراب و دلخوری و کدورت ندارد.
تا چندی قبل، زندگی بسیاری از زوجهای جوان، در کنار پدر و مادر پسر آغاز میگردید امّا امروزه ، تشکیل یک زندگی باید در محلّ جدیدی باشد و همین موضوع ، توقّع دختران را از پسرها ، برای داشتن توانایی و قدرت اقتصادی، افزایش میدهد و تأمین مالی، اشتغال و نوع شغل پسران را حائز اهمیت میکند.
2 . ادامه تحصیل و تحوّل در موقعیت زنان
یکی دیگر از عواملی که موجب فرار جوانان از ازدواج شده است، گرایش به ادامه تحصیل در بین جوانان است. در جامعه امروز ایران، اغلب پسران و دختران، علاقه دارند که تحصیلات خود را ادامه دهند و برداشت بسیاری از آنان این است که ازدواج ، فرصت ادامه تحصیل را از آن ها سلب میکند. به ویژه تحوّل موقعیت اجتماعی زنان و گرایش آن ها به تحصیلات عالی، موجب شده که در امر ازدواج جوانان، تأخیر رخ دهد.(2)
خانوادهها عقیده دارند که دختر و پسر، پس از ازدواج ، به دلیل پذیرش مسئولیت همسری، نمیتوانند درس بخوانند و غالباً حاضر نیستند که درباره ازدواج فرزندان خود در ایام تحصیل آن ها اقدام کنند.
3 . وسواس بیش از حد در انتخاب همسر
یکی دیگر از عوامل گریز جوانان از ازدواج، وسواس و احتیاط بیش از اندازه دختر و پسر، در مورد همسر اینده است. افرادی که بیش از اندازه ، در این زمینه وسواس به خرج میدهند ، نمیتوانند در مورد ازدواج و انتخاب همسر آینده خود ، تصمیم قطعی بگیرند و حتی گاهی ساعتی قبل از مراسم خواستگاری یا چند روز مانده به مراسم عقد ، قول و قرارها را زیرِ پا میگذارند و حاضر به ازدواج نمیشوند.
وسواس در انتخاب همسر، تقریباً هیچ گاه موجب انتخاب بهتر و مناسبتر نمیشود و تنها سالیانی از عمر دختر یا پسر را هدر میدهد و روحیه ی آن ها را با اندوه و حسرت و افسردگی و بدبینی همراه میسازد.
4 . فراهم بودن زمینه ارضای نیاز جنسی در بیرون از چارچوب خانواده
بین فرار از ازدواج و انحرافات اخلاقی، رابطهای دوسویه وجود دارد. برخی پژوهشها نشان میدهند که روابط آزاد بین دختر و پسر و امکان ارضای جنسی در بیرون از چارچوب خانواده (چه به صورت مشروع و چه نامشروع) ، نیاز به ازدواج را در جوانان، کمرنگ کرده است.
برخی جوانان برای ارضای غرایز طبیعی خود ، به ارتباط آزاد با جنس مخالف، بسنده میکنند(3) و چون این گونه روابط، مسئولیت چندانی بر عهده فرد نمیگذارد ، خود زمینهساز فرار دختران و پسران از ازدواج میشود.
ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتّی دانش جدید است.
5 . اعتقاد به داشتن زندگی آزاد
برخی از جوانان، بر این باورند که ازدواج ، باعث ایجاد محدودیت در بسیاری از خواستهها و نیازهای آنان میشود و از این رو، ترجیح میدهند که به شکل آزاد زندگی کنند.
شاید بیشتر افرادی که ازدواج را عمل محدودکننده ی آزادیهای فردی میدانند ، فلسفه و حقیقت ازدواج را به خوبی درک نکرده و طرفدار آزادی به معنای غربی آن باشند و از این رو ، حاضر نمیشوند که ازدواج کنند.
همسر خوب، در درجه نخست، یک تکیهگاه روحی و مایه آرامش روانی است که هیچ چیز حتّی تحصیلات دانشگاهی، نمیتواند جای آن را بگیرد.
فرجام سخن
فرار از قانون طبیعت، ممکن نیست و غریزه و فطرت را نیز نمیتوان سرکوب کرد. به علاوه، میل فطری انسان به زندگی مشترک و داشتن فرزند ، برای همیشه ، قابل سرکوب کردن نیست. جوامع غربی که امروزه با پیری جمعیت و عدم تمایل جوانان به ازدواجْ مواجهاند ، از طرق دیگری همچون پذیرش مهاجران خارجی، سعی در جوانْ نگهداشتن جامعه خود دارند. به علاوه، در این جوامع، زنان و مردان میانسال ، بدون ازدواج ، از طریق پذیرفتن فرزندخواندهها، سعی در تشکیل خانواده دارند. دو پدیده غیر اخلاقی خریدن کودکان جهان سومی و قاچاق آنها به غرب و نیز زندگی کردن زن و مرد در زیر یک سقف و بدون عقد ازدواج ، از دیگر تبعات کاهش ازدواج در جوامع غربی و بالا رفتن سنّ ازدواج در این جوامع (و طبعاً بیفرزند ماندن زوجین) است.
ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتّی دانش جدید است.
sanam
نخبه
موارد مهمش رو با قرمز مشخص کردم
gilas
حورا
نخبه
ولی من میگم ازدواج محدودیت نمیاره.. البته اگر با ادم درستی ازدواج کنیم
نمايش يا پنهان متن
مثلا عده ای میگن بعد از ازدواج دیگه نمیتونیم با دوستامون رابطه داشته باشیم .. خب وقتی ادم ازدواج میکنه یا سر کار میره یا به دوستای دیگه مشغول میشه دیگه دوستای قبلی یواش یواش میرن کنار دست خود ادم هم نیست خب وقت کمتری براشون پیدا میکنی ربطی هم به ازدواج نداره .. تو موقعیت های مختلف این اتفاق ممکنه به وجود بیاد.. البته اینم قبول دارم بعضی از اقایون بعد از ازدواج جو گیر میشن و اجازه رفت و امد با دوستان و غیره رو به خانمهاشون نمیدن. واسه همین گفتم اگر با ادم منطقی و درستی ازدواج کنیم ازدواج محدودیت نمیاره.. در مورد بقیه چیزا هم فکر کنم همینجوری باشه چه با ازدواج چه با کار دیگه ممکنه واسه ادم دیگه وقتی برای خیلی کارها نمونه ولی به قول شما هر جا توی زندگی ادم احساس مسئولیت بکنه و مسئولیتهاشو درست انجام بده هم به بیشتر کاراش میرسه و هم احساس خوشبختی بیشتری میکنه. به شرطی که طرف مقابلش هم قدر ش رو بدونه .. فکر کنم این خیلی مهمه که هر دو طرف قدر شناس محبتهای هم باشنsoheyla
سلام و سپاس .
در مورد ازدواج باید اشخاصی نظر بدن که ازدواج کردن .
ازدواج مشکلات زیادی داره و مزیتهای زیادتری .
ازدواج کردن = تنها نموندن و ازدواج نکردن = تنها موندن
پس :
انسان باید بین بد و بدتر بد و انتخاب کنه .
شوخی میکنم . هر کاری سختیها و مشکلات خاص خودش و داره . در مورد مهریه های سنگین موافق نیستم ولی خیلی مواقع مهریه سنگین به درد میخوره .
شوهر خواهر من میلیونر بود .تو تصادفی که سال 71 اتفاق افتاد تو سن 28 سالگی به رحمت خدا رفت . خواهرم موندو دو تا بچه ی 3 و 1 ساله .
چون همسرش قبل از پدر و مادرش فوت کرده بود و اموال شوهر خواهرم به اسم پدرش بود هیچی بهشون تعلق نگرفت و خواهرم با دوتا بچه تنها و بدون تکیه گاه مالی موند . اگه تو اون شرایط مهریه خوبی داشت میتونست حق خودش و از این افراد بگیره ولی متأسفانه مهریه ی خیلی پائینش و غرورش که اجازه نداد مادرم کمکشون کنه باعث شد برای بزرگ کردن بچه هاش خیلی سختی بکشه .
نتیجه گیری اخلاقی : مهریه برای زن لازمه . البته برای یه خانم اهل زندگی نه برای خانمهای کلاهبردار
در مورد آرامش و در آمد خوب : همه یه زندگی خوب و تو رفاه مالی و دوست دارن .
و در پایان :
ازدواج بکنیم یا نه ؟
نمايش يا پنهان متن
بله . حتماً عاقلانه ازدواج کنید تا زندگی عاشقانه ای داشته باشید . زندگی زناشوئی خیلی سخته ولی خیلی زیباست . ارزش تحمل کردن هرجور سختی و داره .همسر انسان بزرگترین هدیه خداوند هست . ما به دنیا اومدیم تا دوست داشته باشیم و دوست داشته بشیم .
وقتی ناراحتم وقتی عصبانیم وقتی تو راه سخت زندگی واقعاً کم آوردم تنها چیزی که واقعاً آرومم میکنه چشمای ناز همسرمه که با محبتای بی حد و مرزش داره سعی میکنه برای تمام دلتگیام سنگ صبوری باشه . تو اینجور مواقع وقتی دستش و روی سرم میکشه احساس میکنم اون برای من همه چیز و همه کس هست و من بعد از خدای مهربونم و همسرم به هیچ کس احتیاجی ندارم .
با اینکه تو اوایل زندگی خیلی سختی کشیدم ولی حالا بعد از دو سال زندگی مشترک قسم میخورم یه تار موی همسرم و با تمام دنیا عوض نمیکنم
نخبه
چون همسرش قبل از پدر و مادرش فوت کرده بود و اموال شوهر خواهرم به اسم پدرش بود هیچی بهشون تعلق نگرفت
خدا رحمتشون کنه
وای که چقدر از این قانون متنفرم که بعد از مرگ همسر اموال به بعضی پدران مفت خور میرسه
من خودم موافق مهریه کم نیستم ولی نه اونقدر زیاد که تبدیل به یه توهم بشه که هر گز مرد از عهدش بر نیاد.. مثلا وقتی پسره میاد خاستگاری فقط خودشو یه پیراهن تنش اونوقت هزار تا سکه برای طرف مهر میکنه .. خب این ادم متوهمه خب گاگول نداری مگه مجبوری
اینم کاملا درسته ولی وقتی یکی رو انتخاب میکنیم پس میتدونیم در امدش چی هست و شغلش و ایا جا برای پیشرفت داره یا نه.. اخه گاهی خودم دیدم شوهر طرف به زور پول در میاره بعد دختره چه خرجهای الکی میکنه. درامد خوب و رفاه مالی خیلی خوبه ولی توقعهای الکی و زهر کردن زندگی به همسر هم خیلی زشته.. گاهی باید به یه چیزایی قانع بود و شکر کرد
زندگی زناشویی که سخت نیست مثل زندگی مجردی دارای پستی و بلندیه.. فکر کنم باید زرنگ و عاقل بود تا موفق شد
انشالله که همیشه خوشبخت باشید .. فکر میکنم شما تا حدود زیادی رفتارها و اخلاق شوهرتون دستتونه و خوب هم میتونید کنترل کنید این رفتارها رو به سمت درستی سوق بدین.. که اخرش هم به نفع شماست هم به نفع همسر
من عاشق زنهای با سیاستمممممممم
mati
دلشاد
MAJID ART
واقعا هرچي گفتي راست گفتي !
مرسي شيرين جان
sib
نخبه
به به سیبی چقدر امیدواری تو
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→