ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
دیگر زمان بر نمی گردد،به عقربه ها دست نزن
Yalda Anwari
خوب من،فرصت ديدار همين يك نفس است .. بعد از اين لحظه،جهان بي تو،برايم قفس است .. خوب من حرف بزن گر چه خودت مي داني .. در همه حال خدا هست كه فريادرس است .. وه چه پندار غريبي است كه مي انگاري .. عشق معصوم من آلوده به رنگ هوس است .. ساحت پاك تو رنگين شده از مدعاين .. هر كجا باغ گلي هست،پر از خار و خس است .. جاي شك نيست در احساس وفاداري من .. كه وفادارترينم من و اين گفته بس است.
در بازی دل نگاه من مست تو بود .. هر برگ دلم شکسته پا بست تو بود .. من شاه دلم را به زمین انداختم .. اما چه کنم که تک دل دست تو بود.
هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید .. بهر یک گل منت از صد خار می باید کشید .. من به مرگم راضی ام ..... من به مرگم راضی ام اما نمی آید اجل .. بخت بد بین*بخت بد بین از اجل هم ناز می باید کشید.
پیچیده است در دل و گوشم صدای تو .. در سینه می تپد دل من از برای تو .. عشق من و تو رنگ گرفت از زبان شعر .. شعری بمن سرودی و من هم برای تو .. رفتی و ترک کرده ای ای بی وفا مرا .. آخر بگو گناه من است یا خطای تو .. پیچیده است در دل و گوشم صدای تو .. در سینه می تپد دل من از برای تو.
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم .. یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم .. تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفته ام .. یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی.
به من گفتی چرا دوستم داری؟ من خندیدم و دستاتو توی دستام نگه داشتم.... من تو همون عالم بچگی باشوقی که هیچ گاه نتونستم واست وصف کنم گفتم: چون ارزش دوست داشتن را داری... چون میخوام که دوست داشته باشم چون......نياز دارم.
یا رب ز شور عاشقی او را چو من دیوانه کن .. بر گرد شمع عارضی او را چو من پروانه کن .. یا رب دلش را چون دلم خون کن ز سودای کسی .. از عقل و هوش و از خرد مثل منش بیگانه کن .. تا از دلم آگه شود بی اعتنا یارش بده .. دردش بده سوزش بده مثل منش افسانه کن .. یا رب ز شور عاشقی او را چو من دیوانه کن .. بر گرد شمع عارضی او را چو من پروانه کن.
چه سخت .. هم پاییز باشد هم ابر باشد ...هم باران باشد هم خیابان خیس باشد .... امـــــا ..نه تـــــو باشی .. نه دستی برای فشردن باشد نه پایی برای قدم زدن باشد و نه نگاهـــی برای زل زدن .. من دلم اینجا گرفته یه کاری کن.
زندگی قافیه باران است، من اگر پاییزم و درختان امیدم همه بی برگ شدند، تو بهاری و به اندازه ی باران خدا زیبایی.
چندی ست به احساسم خورشید نمی باری .. سردست هوایم باز،ای لحظه ی بیداری .. پاییز شدم بی تو،من منتظرم ای عشق .. یک معجزه با من باش تا فصل سبک باری .. ای عشق اساطیری در من غزلی بنواز .. با شعبده ی خواهش، این بازی تکراری .. در حجم نیاز من، ادراک تو روییده .. تو معنی خورشیدی در حوصله ام جاری .. لبریز تمنایم، ای خوب مرا دریاب .. چندی ست به احساسم، خورشید نمی باری.
شکایت نمی کنم ... اما آیا واقعا نشد که در گذر همین همیشه بی شکیب دمی دلواپس تنهایی دستهای من شوی؟.......نه به اندازه تکرار دیدار و هم صدایی نفسهامان.....نه ... به اندازه زندگی.
دارم از تو دور میشم داره تنها میشه قلبم , میدونم نبودن تو جونمو میگیره کم کم , چیزی از تنم نمونده بعد دل شکستن تو , یه اتاق ساکت و سرد منو فکر رفتن تو , دوستت دارم دوستت دارم هنوز عشق منی , می دونم منو از یاد میبری بهونه ی نفس کشیدنم تویی , دوست دارم تو قلب من فقط تویی , دارم از یاد تو میرم بی تو هر لحظه میمیرم , ته زندگیم همینجاست بدون اینو که میمیرم , می گم عاشق تو هستم بی تو آروم نمی گیرم.
به پایان شد حدیث دل ز بس گفتیم و نشنیدی ، سر آمد رشته ی الفت ز بس بستیم و بگسستی ، دلم امشب برای خنده هایت تنگ تنگ است ، فقط در دستهای گرم تو مردن قشنگ است.
ميسپارم دل به دريا بي خيال ....مي شمارم لحظه ها را بي خيال......مي کشم بر دفتر نقاشي ام ..... نقش ها ي زشت وزيبا بي خيال.... گاه مي سازم براي روح خود.... نردباني تا ثريا بي خيال... بي خيالم با خود اما با تو من.... حر فهايي دارم اما بي خيال.
نازنینا بیوفایی از تو شد از ما نشد // با رقیبان آشنای از تو شد از ما نشد // ما چه کردیم تو چه کردی از دل سنگت بپرس // قصه تلخ جدایی از تو شد از ما نشد.
به من خوبی نکن شاید برای هردومون بد شه .. نشستم تو دل طوفان بذار آب از سرم رد شه .. به من خوبی نکن وقتی کنار من نمی مونی .. نگو بد میشم از فردا تو دیدی نمی تونی .. چه وقتایی که بد میشی چه وقتایی که آشوبی .. تموم درد من اینجاس تو هر کاری کنی خوبی .. من از تو از خودم از ما از این احساس ترسیدم .. تو باید جای من باشی ببینی در تو چی دیدم .. تو باید جای من باشی بفهمی من چرا تنهام .. بفهمی چی بهت میگم ببینی از تو چی میخوام.
از غمت ای نازنین عزم سفر میکنم .. قبله ای خود بعد از این سوی دیگر میکنم .. میروم و میبرم داغ جفایت به خویش .. قبله ای خود بعد از این سوی دیگر میکنم .. تا نخورد دیگری باز فریب تو را .. در همه جا از غمت غلغله سر میکنم .. قصه جور ترا ای بت نا آشنا .. با دل پر غصه و دیده تر میکنم.
آهای تو که این روزا دوری از من .. این روزا در حال عبوری از من .. آهای تو که فکر میکنی سوزوندی .. دار و ندارمو با دوری از من .. طاقت نداری ببینی می دونم .. این همه طاقت و صبوری از من .. ستاره ها میگن پشیمون شدی .. میخوای بگی غرق نوری از من .. نمی دونم میخوای با قلب سنگی .. دل ببری بازم چه جوری از من .. پشیمونی فایده نداره دیگه .. چشات باید بارون بباره دیگه.
بگذر ز من ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سرگذشتم
میخواهم عشقت در دل بمیرد
میخواهم تا دیگر در سر یادت پایان گیرد
آنجه را که دوست داري بدست آور وگرنه مجبور ميشوي آنجه را که دوست نداري تحمل کني . هميشه باور داشته باش که خدا تو را فراموش نمي کند حتي اگر تو او را فراموش کرده باشي.
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید .. ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد.
با قلب پاکت از خدا بخواه یادم باشد ... پناهم باشد ... جهان تاریکی محض است می ترسم .... کنارم باشد.
ماه من!
غصه اگر هست بگو تا باشد!
معنی خوشبختی ،
بودن اندوه است...!
این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور
...چه بخواهی و چه نه! میوه یک باغند.
همه را با هم و با عشق بچین...
ولی از یاد مبر
پشت هر کوه بلند
سبزه زاری است پر از یاد خدا!
و در آن باز کسی با صدایی آرام و مطمئن می خواند
که خدا هست ، خدا هست و چرا غصه ؟ چرا؟
من از پشت غروب می آیم و به آن سوی طلوع خواهم رفت
گوش من میشنود وسعت دریا ها را
من به بیداری هر روزه گیتی می فرستم صلوات
من صبورم اما...
به خدا دست خودم نيست اگر مي رنجم
...از همه تيرگي تنگ غروب
و چراغي که تورا از شب متروک دلم دور کند ، می ترسم
اول و آخر هر نغمه من پر زدن با دو سه پروانه خال خالیست
گر چه سهراب بگوید ،،، بی گمان تنهایم
با خدايي كه در اين نزديكي است.
چه ساختن هایی که مرا سوخت وچه سوختن هایی که مرا ساخت . خدای من مرا فهمی عطا کن که از مقصد سوختنم - ساختنی آباد از من بجا ماند.
بگذار و بگذر ، ببین و دل مبند ، چشم بینداز و دل مباز که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت، آن که عاشق ترست آرام تر از دیگران از کنارت می گذرد ،خدا چنان آرام و همیشگی در کنارت حضور دارد که حتی حضورش را حس نمی کنی خدا از همه عاشق تر است.
من در ترجمه ی سکوت تو مانده ام گاهی احساس می کنم که می آیی و می خوانی مرا ... تمام جان گوش می شوم تا بشنوم زمزمه ی کلامت را اگر می بینی و می خوانی بلندتر نجوا کن بودنت را که در این انتظار همهمه ها بلای جان من شده اند ...آه که می کشم قلب شیشه ایم بخار می گیرد و تو با نگاهت روی آن حکاکی میکنی دوستت ندارم ... و من سر ریز میشوم باز از اینهمه بی مهری تو
حق با تو بود باید دلم را پس بگیرم دست های من خالی تر از این حرفهاست پشت سرت را فراموش کن برو و آسوده باش کسی به سنگها تهمت عشق نمی زند
دریا شود چشمی ز اشک باور مکن .. غوغا شود دنیا ز عشق باور مکن .. هر که تو را عاشق شود باشد همین .. او بگذرد تنها شوی بی همدمی .. تو این دوره زمونه عاشقی گشته نمونه .. هر چی جستجو کنی از او نمی بینی نشونه .. من میگم مهر و مروت من میگم عشق و محبت .. من میگم مهر و وفا همش دروغه .. من میگم اشکای عاشق من میگم گل شقایق .. من میگم مهر و صفا همش دروغه
آسمان رنگ شب یلدا گرفت / یاد تو آمد به قلبم جا گرفت / تا سحر غم با دلم هم خانه بود / از فراق تو دلم دیوانه بود / یاد تو چندیست مهمانم شده / خاطراتت آفت جانم شده / هرچه میگویم سخن از یاد توست / در سکوت من فقط فریاد توست.
دلشاد
hadi04
Mahboob
بهروز تو چرا اینقدر اول میشی
baron jon
قشنگ بود
مرسي يلدا جان
mz56mz
mati
ژنرال
اگر بذارن از همین زمان حال هم استفاده کنیم
Yalda Anwari
درسته ..
پری سا
حورا
Yalda Anwari
خواهش میکنم عزیزم
حورا,
SaMaN TaJ
چه آشناس.........
Yalda Anwari
جدییی؟؟؟
Kishe Mehr
مرسی یلدایی
Yalda Anwari
مرسی یلدایی
آرههههههه
خواهش میکنم کیشی جون
ماهی
ممنون یلدا جان.زیبا بود
gilas
ای بابا از اولش این همه مشق میگی آخرش چی میشه
یادت نره به خدا بگی که دیوانه تو بشه یهو دیدی دیوانه شد اما دیوانه یکی دیگه
یه بنده خدای بهم میگفت
مطمئن باش نه با رفتن کسی ، کسی میمیره نه با اومدنش زنده میشه راست میگفت
که خدا هست ، خدا هست و چرا غصه ؟ چرا؟
Yalda Anwari
gilas,
ممنونم ناز گل ها
Kishe Mehr
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→