₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » ✿ از خاکم و هم خاک من از جان و تنم نیست ✿
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » ✿ از خاکم و هم خاک من از جان و تنم نیست ✿

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



✿ از خاکم و هم خاک من از جان و تنم نیست ✿

1669 بازدید، 14 پست، نویسنده: gilas

  • gilas

    از خاکم و هم خاک من از جان و تنم نیست ▧ تصویر در دسترس نیست انگار که این قوم غضب هموطنم نیست


    اینجا قلم و حرمت و قانون شکستند ▧ تصویر در دسترس نیست با پرچم بی رنگ براین خانه نشستند


    پا از قدم مردم این شهر گرفتند ▧ تصویر در دسترس نیست رای و نفس و حق همه با قهر گرفتند


    شعری که سرودیم به صد حیله ستاندند ▧ تصویر در دسترس نیست با ساز دروغی همه جا بر همه خواندند


    با دست تبر سینه این باغ دریدند ▧ تصویر در دسترس نیست مرغان امید از سر هر شاخه پریدند


    بردند ازین خاک مصیبت زده نعمت ▧ تصویر در دسترس نیست این خاک کهن بوم سراسر غم و محنت


    از هیبت تاریخیش آوار به جا ماند ▧ تصویر در دسترس نیست یک باغ پر از آفت و بیمار به جا ماند


    از طایفه ی رستم و سهراب و سیاوش ▧ تصویر در دسترس نیست هیهات که صد مرد عذا دار به جا ماند


    از مملکت فلسفه و شعر و شریعت ▧ تصویر در دسترس نیست جهل و غضب و غفلت و انکار به جا ماند


    دادیم شعار وطنی و نشنیدند ▧ تصویر در دسترس نیست آواز هر آزاده که بر دار به جا ماند


    دیروز تفنگی به هر آئینه سپردند ▧ تصویر در دسترس نیست صداها گل نشکفته سر حادثه بردند


    خمپاره و خون بود و شب و درد مداوم ▧ تصویر در دسترس نیست با لاله و یاس و سنم و سرو مقاوم


    آندسته که ماندند از آن قافله ها دور ▧ تصویر در دسترس نیست فرداش از این معرکه بردند غنائم


    امروز تفنگ پدری را در خانه ▧ تصویر در دسترس نیست بر سینه فرزند گرفتند نشانه


    از خون جگر سرخ شد اینجا رخ مادر ▧ تصویر در دسترس نیست تب کرد زمین از سر غیرت که سراسر


    فرسود هوای وطن از بوی خیانت ▧ تصویر در دسترس نیست از زهر دروغ و طمع و زور و اهانت


    این قوم نکردند به ناموس برادر ▧ تصویر در دسترس نیست امروز نگاهی که به چشمان امانت


    غافل که تبر خانه ای جز بیشه ندارد ▧ تصویر در دسترس نیست از جنس درخت است ولی ریشه ندارد


    هرچند که باغ از غم پاییز تکیده ▧ تصویر در دسترس نیست از خون جوانان وطن لاله دمیده


    صد گل به چمن در قدم باد بهاران ▧ تصویر در دسترس نیست می روید و صد بوسه دهد بر لب باران


    ققنوس به پاخیزد و با جان هزاره ▧ تصویر در دسترس نیست پر میکشد از این قفس خون و شراره


    با برف زمین آب شود ظلم و قساوت ▧ تصویر در دسترس نیست فرداش ببینند که سبز است دوباره


    هیلا صدیقی







  • KuRoSh

    65
    دوست دارم شعرش رو وقتی که تو اون مراسم می خونه 65


  • Mahboob

    شعر قشنگی بود 21

    ( 21 یکی‌ از اهالی تحت تاثیر قهقرا سیتی 21 )


  • چکاوک

    فکرشو بکنید من جای اون بالا بودم همون جا آب میشدم میرفتم زمین 10 خجالتیم خوب 9

  • hadi04

    21 منم اين شكلك رو گذاشتم گفتم شايد وام ميدن همه گذاشتن 4

  • Kishe Mehr

    نقل قول: hadi04
    منم اين شكلك رو گذاشتم گفتم شايد وام ميدن همه گذاشتن

    اگه چیزای دیگه بذاری بهت ساندیسم میدن کاکو 50


  • SaMaN TaJ

    نقل قول: gilas
    امروز تفنگ پدری را در خانه بر سینه فرزند گرفتند نشانه


    چه کارای بدی میکنن...واه واه 35


  • sanam

    هوا بارانی است و فصل پاییز/ گلوی آسمان از بغض لبریز//
    به سجده آمده ابری که انگار/ شد ه از داغ تابستانه سر ریز//
    هوای مدرسه بوی الفبا/ صدای زنگ اول محکم و تیز//
    جزای خنده های بی مجوز/ و شادیها و تفریحات ناچیز//
    برای نوجوانی ها ی ما بود / فرود خشم و تهمت های یکریز//
    رسیده اول مهر و درونم / پر است از لحظه های خاطرانگیز//
    کلاس درس خالی مانده از تو / من و گلهای پزمرده سرمیز//
    هوا پاییزی و بارانی ام من / درون خشم خود زندانی ام من //
    چه فردای خوشی را خواب دیدیم / تمام نقشه ها بر آب دیدیم //
    چه دورانی چه رویای عبوری / چه جستن ها به دنبال ظهوری //
    من و تو نسل بی پرواز بودیم / اسیر پنجه های باز بودیم //
    همان بازی که با تیغ سر انگشت/ به پیش چشمهای من تو را کشت //
    تمام آرزو ها را فنا کرد / دو دست دوستیمان را جدا کرد //
    تو جام شوکران را سر کشیدی / به ناگه از کنارم پر کشیدی//
    به دانه دانه اشک مادرانه / به آن اندیشه های جاودانه //
    به قطره قطره خون عشق سوگند / به سوز سینه های مانده در بند//
    دلم صد پاره شد بر خاک افتاد / به قلبم از غمت صد چاک افتاد //
    بگو ـ بگو آنچا که رفتی شاد هستی؟ / در آن سوی حیات آزاد هستی؟ //
    هوای نوجوانی خاطرت هست؟ / هنوزم عشق میهن در سرت هست؟ //
    بگو آنجا که رفتی هرزه ای نیست ؟/ تبر تقدیر سرو و سبزه ای نیست ؟//
    کسی دزد شعورت نیست آنجا؟ / تجاوز به غرورت نیست آنجا؟//
    خبر از گورهای بی نشان هست ؟/ صدای زجه های مادران هست؟//
    بخوا ن همدرد من هم نسل و همراه / بخوان شعر مرا با حسرت و آه //
    دوباره اول مهر است و پاییز / گلوی آسمان از بغض لبریز//
    من و میزی که خالی مانده از تو / و گلهایی که پزمرده سر میز //



    ]


  • ماهی

    اونوقت حالا زنده ست این خانوم؟ 17

  • مخلوط کن

    نقل قول: gilas
    هیلا صدیقی

    خدا بزودی بیامرزدش! 21


  • gilas

    نقل قول: میرزا
    21


    نقل قول: Kishe Mehr
    21


    نقل قول: Mahboob
    شعر قشنگی بود 21


    زبون شما هارو موشه خورده 22

    نقل قول: چکاوک
    فکرشو بکنید من جای اون بالا بودم همون جا آب میشدم میرفتم زمین

    ای جانم 1024

    نقل قول: hadi04
    21 منم اين شكلك رو گذاشتم گفتم شايد وام ميدن همه گذاشتن


    نه وام نمیدن اما من قرار بود یه روح این وسط بیارم تو هم می خوای 4

    نقل قول: sanam
    هوا بارانی است و فصل پاییز/ گلوی آسمان از بغض لبریز

    اینو گذاشته بودم برای اول مهر 10
    اما بازم دستت درد نکنه صنم گلم 1024

    نقل قول: ماهی
    اونوقت حالا زنده ست این خانوم؟

    یه سر به فیس بوکش بزنید می فهمید نزدیک 1 ساله کجا است 44

    نقل قول: Gormesabzi
    خدا بزودی بیامرزدش!

    خدا نکنه 2

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: