ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
حکايت ناصرالدين شاه و عمه
EVANESCENCE
حکايت ناصرالدين شاه و عمه
جالبه نخوني از دستت رفته ....
آورده اند که ناصرالدين شاه
>> را عمه اي بود به غايتِ زيبايي و
>> رعنايي و حسن و جمال. از قضاي
>> روزگار سلطان قَدَر قدرت را به رغم
>> حرمسرايي عريض و طويل آکنده از همه
>> قسم خوبرويانِ سيم تنِ پري چهره
>> راي بر آن افتاد که با عمه ي خويش
>> مزاوجت نمايد و از شهد وصل عمه
>> خانم خويش کامياب شود. لذا تمامي
>> علما و فقهاي مملکت را فراخواند و
>> ازشان صيغه اي، حديثي، روايتي،
>> آيه اي چيزي طلب نمود که معاشقت وي
>> و عمه اش را روا گرداند. همگان
>> انکار کردند که اين خلاف نص شريعت
>> است و اصلاً امکانش نيست که
>> عمه از محرمان است و دين مبين
>> نزديکي با آنان را حرام اعلام
>> کرده. هر آن چه علما اصرار کردند که
>> ممکن نيست سلطان صاحبقران را
>> پذيرفته نيامد و امر ملوکانه
>> فرمودشان که بروند و بگردند و تفحص
>> کنند بلکه چاره اي بيابند.
>>
>> جميع علما و فقهاي قلمرو
>> همايوني مدت ها گشتند و جستند و
>> تحقيق نمودند و پس از ماه ها تلاش
>> بي حاصل به محضر شاه رسيدند و عرض
>> کردند: "قبله ي عالم، به فرموده
>> ي همايونيِ حضرتعالي گشتيم تا جهت
>> حلال گرداندن وصال حضرت والا و عمه
>> ي اوليا راه چاره اي بيابيم، اما
>> نشد".
>> ناصرالدين شاه دستي به سبيل
>> خويش کشيد و با لبخندي فاتحانه
>> گفت: شما گَشتيد و نشد، ولي ما
>> کرديم و شد
aac198000
اول فکر مردم ماجرای امیرکبیر و انتساب فامیل عمه خانم را میخواستی بگی
« قربانت شوم الساعه در ايوان منزل با همشيره ي همايوني به شكستن لبه ي نان مشغولم خبر رسيد كه موثق الدوله حاكم قم را كه به جرم رشاء و ارتشاء معزول كرده بودم به توصيه ي عمه ي خود ابقاء فرموده ايد، فرستادم او را تحت الحفظ به تهران بياورند تا اعليحضرت بدانند كه اداره مملكت باتوصیه ی عمه و خاله نمی شود.
زياده جسارت است. تقي»
دلشاد
چکاوک
فرشید-717
gilas
نمایش یا پنهان متن
سلطان صاحبقران رو میگما
niutish
>> خويش کشيد و با لبخندي فاتحانه
>> گفت: شما گَشتيد و نشد، ولي ما
>> کرديم و شد
EVANESCENCE
نمایش یا پنهان متن
سلطان صاحبقران رو میگما
arash52
بچه مثبت
عجب سلطانی بود!؟ اون همه قصر و حرم و حرمسرا بسش نبود؟
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
مخلوط کن
malakeh
نمایش یا پنهان متن
حالم به هم خورد.چه بي شرافت بودهEVANESCENCE
پری سا
پری سا
واقعا
ژنرال
baron jon
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→