یک معبد بودایی در ۶۶ مایلی شمال شرقی بانکوک به مومنان این فرصت را می دهد تا برای چند لحظه در تابوت بخوابند و تولد دوباره را احساس کنند!
بعضی آدم ها حتی در قبال پرداخت تمام پول جهان حاضر نیستند چنین کاری را انجام دهند اما افرادی که به این معبد می آیند با پرداخت چند دلار، یک شانس جدید برای فکر کردن به گذشته شان و گرفتن تصمیم های درست تر و مثبت تر به دست می آورند.
سلام دوستان . با جازتون اولین نظر و در مورد این تاپیک خودم میدم . به نظر من خوابیدن تو قبر خیلی سخت تر هست . من این کارو کردم . شاید باورتون نشه ولی وقتی داشتم تو قبر خالی نزدیک مزار پدرم دراز میکشیدم همش میترسیدم نکنه قبر من و به سمت خودش بکشه و ولم نکنه و یهو قبر بسته بشه و من زنده به گور بشم . ولی وقتی کامل دراز کشیدم صورتم رو به آسمون بود . یهو احساس کردم خیلی آروم شدم . خیلی لذت بخش بود . البته تو آرامشی که داشتم ترس هنوز از بین نرفته بود . موقعی که داشتم از قبر میومدم بیرون یهو انگار برق من و گرفته باشه دگرگون شدم . آخه تازه اون موقع بود که یادم افتاد مانتو و روسریم مشکی هستن . خودتون حدس بزنید که با چه وضعیت فجیعی پاکشون کردم . البته این و هم بگم که اون روز با مادرم شدیداً درگیر شده بودم و خیلی احساساتی عمل کردم . شاید اگه وضعیت روحیم نرمال بود هیچ وقت این کار و نمیکردم ...
یادش بخیر یکی از دوستان برای خودش قبر درست کرده بود و شبها بی صدا میرفت توش میخوابید خواب که چه عرض کنم عبادت ،عباداتی بشدت تکان دهند ، یک فانوس داشت که بالای قبر میگذاشت ولی یک خاطره خنده دار هم بگم مادر یکی از اشنا ها فوت کرده بود من اون زمانها 15سالم بود خلاصه اقوام پسر بزرک این مرحوم رو انتریک کردند که بره توی قبر بخوابه پسر بزرگ واقعا بزرگ بود 180 کیلو وزن رفت به پهلو توی قبر خوابید موقع بلند شدم ناخداگاه به پشت غلتید که بلند بشه ولی چون بزرگ و چاق بود گیر کرد اوضاعی شده بود خنده همه بلند شده بود مرحوم بیچاره هم روی زمین خلاصه رفتند بیل اوردند و یکخورده قبر رو گشاد کردند و بیرون اوردنش
کل نفس ذائقه الموت ..همه ما باید یک روز بااین دنیا وداع کنیم اما با چه تو شه ای وداع می کنیم .ایا فکر کردید که تو اون دنیا چه انتظار مارا میکشه ایا اون دنیا واقعا وجود داره عذاب هست بهشت وجهنم هست ..من که اعتقاد دارم هست سبحان الله ادم خوب وقتی میمیره همه میگن حیف چه ادم خوبی بود خدا رحمتش کنه .ا به ادم بد میگن الی جهنم وبس المصیر ..اللهم اجعلنا من عبادک المخلصین
کار این بودائیها بیشتر شبیه یه بازیه .. اینهمه ادم میرن تو تابوت خب معلومه هیچ کسی نمیترسه چون میدونه دورو برش پره.. تازه اگه به کارای گذشتش فک بکنه و پشیمون بشه فکر کنم بعد از یه مدت باز یادش بره مثل مکه رفتن ایرونیها تا یه مدت بعد از اینکه از مکه بر میگردن همه باحجاب و نماز خون بعد سه ماه کلا یادشون میره و همون اش و همون کاسه نمایش یا پنهان متن تا حالا فکر نکردم برم تو قبر بخابم و یا از این کارا بکنم ولی کلا قبرستون که میرم خیلی ارامش دارم و دوست دارم فکر میکنم خیلی جای آرومیه .. از بالای سر هر مزاری که رد میشم بدون اینکه بشناسم از خدا براشون طلب امرزش میکنم و معمولا قبرهایی که میبینم کسی بهشون سر نمیزنه رو میشورم نمیدونم یه جورایی حس خوبی بهم دست میده حس میکنم خوشحال میشن
مرسي خيلي جال بود، ولي كار شما خيلي جالبتر بود!! منم تا الان به اين موضوع خوابيدن توو قبر فكر نكرده بودم! ولي وقتي ميبينم يكي رو توو قبر ميزارن خيلي براش ناراحت ميشم، از اينكه يعني بعد از اينكه خاكش كردن چي در انتظارشه؟!
منم امتحان کردم اول شرط بندی با برادرم بود که می گفت می ترسی
بعد که رفتم و چشامو بستم باور نمی کردم انقد اروم شم اون صدام میکرد و گریه می کرد بیام بیرون آخه فک می کرد از ترس واقعا مردم اما من هیلی اروم شدم انقد که دوس نداشتم در بیام انگار به اصل هودم برگشته بودم
تو تابوتم دراز کشیدم بوی کافور بی اختیار اشک ادمو جاری می کنه اما هیچ حس بدی نداشت هیچ کدوم تجربه زیبایی قبل اینکه ...............
soheyla
یک معبد بودایی در ۶۶ مایلی شمال شرقی بانکوک به مومنان این فرصت را می دهد تا برای چند لحظه در تابوت بخوابند و تولد دوباره را احساس کنند!
بعضی آدم ها حتی در قبال پرداخت تمام پول جهان حاضر نیستند چنین کاری را انجام دهند اما افرادی که به این معبد می آیند با پرداخت چند دلار، یک شانس جدید برای فکر کردن به گذشته شان و گرفتن تصمیم های درست تر و مثبت تر به دست می آورند.
سلام دوستان
به نظر من خوابیدن تو قبر خیلی سخت تر هست
من این کارو کردم
شاید باورتون نشه ولی وقتی داشتم تو قبر خالی نزدیک مزار پدرم دراز میکشیدم همش میترسیدم نکنه قبر من و به سمت خودش بکشه و ولم نکنه و یهو قبر بسته بشه و من زنده به گور بشم
ولی وقتی کامل دراز کشیدم صورتم رو به آسمون بود . یهو احساس کردم خیلی آروم شدم
خیلی لذت بخش بود . البته تو آرامشی که داشتم ترس هنوز از بین نرفته بود
موقعی که داشتم از قبر میومدم بیرون یهو انگار برق من و گرفته باشه دگرگون شدم . آخه تازه اون موقع بود که یادم افتاد مانتو و روسریم مشکی هستن
خودتون حدس بزنید که با چه وضعیت فجیعی پاکشون کردم
البته این و هم بگم که اون روز با مادرم شدیداً درگیر شده بودم و خیلی احساساتی عمل کردم . شاید اگه وضعیت روحیم نرمال بود هیچ وقت این کار و نمیکردم ...
gilas
اما تو موقعتش قرار نگرفتم که ببینم واقعا میتونم یا نه
خیلی دلم می خواد اینکارو بکنم
دلشاد
محسن صائب
ولی یک خاطره خنده دار هم بگم
مادر یکی از اشنا ها فوت کرده بود
من اون زمانها 15سالم بود
خلاصه اقوام پسر بزرک این مرحوم رو انتریک کردند که بره توی قبر بخوابه
پسر بزرگ
واقعا بزرگ بود 180 کیلو وزن
رفت به پهلو توی قبر خوابید موقع بلند شدم ناخداگاه به پشت غلتید که بلند بشه ولی چون بزرگ و چاق بود گیر کرد
اوضاعی شده بود
خنده همه بلند شده بود
خلاصه رفتند بیل اوردند و یکخورده قبر رو گشاد کردند و بیرون اوردنش
maryamlondon1
نخبه
نمایش یا پنهان متن
تا حالا فکر نکردم برم تو قبر بخابم و یا از این کارا بکنم ولی کلا قبرستون که میرم خیلی ارامش دارم و دوست دارم فکر میکنم خیلی جای آرومیه .. از بالای سر هر مزاری که رد میشم بدون اینکه بشناسم از خدا براشون طلب امرزش میکنم و معمولا قبرهایی که میبینم کسی بهشون سر نمیزنه رو میشورم نمیدونم یه جورایی حس خوبی بهم دست میده حس میکنم خوشحال میشن
Life Dream
منم تا الان به اين موضوع خوابيدن توو قبر فكر نكرده بودم! ولي وقتي ميبينم يكي رو توو قبر ميزارن خيلي براش ناراحت ميشم، از اينكه يعني بعد از اينكه خاكش كردن چي در انتظارشه؟!
The one
ولی مرسی خیلی جالب بود
قبرستونها ی اینجا که مثل پارکه اینقدم شیکه که آدم حتی میتونه بره پیک نیکو حال کنه همونجا
malakeh
star night
بعد که رفتم و چشامو بستم
باور نمی کردم انقد اروم شم
اون صدام میکرد و گریه می کرد بیام بیرون
آخه فک می کرد از ترس واقعا مردم
اما من هیلی اروم شدم
انقد که دوس نداشتم در بیام
انگار به اصل هودم برگشته بودم
تو تابوتم دراز کشیدم
بوی کافور بی اختیار اشک ادمو جاری می کنه
اما هیچ حس بدی نداشت هیچ کدوم
تجربه زیبایی
قبل اینکه
...............
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→