دوست داشتن از عشق برتر است . عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی .اما دوست داشتن خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر از غریزه سرزند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد.
عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود ، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و تزلزل و اضظراب و " دیدار و پرهیز" زنده و نیرومند می ماند. اما دوست داشتن با این حالات ناآشنا است. دنیایش دنیای دیگری است.
عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در "دوست" می بیند و می یابد. عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی ، بی انتها و مطلق.
عشق همواره با شک آلوده ات و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر. از عشق هر چه بیشتر می نوشیم ، سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر، تشنه تر . . .
عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن.
عشق گاه جابهجا می شود و گاه سرد می شود و گاه می سوزاند. اما دوست داشتن از جای خویش ، از کنار خویش ، برنمی خیزد، سرد نمی شود که داغ نیست، نمی سوزاند که سوزاننده نیست.
EVANESCENCE
کوتاه اما کیمیا . . .
دوست داشتن از عشق برتر است . عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی .اما دوست داشتن خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر از غریزه سرزند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد.
عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود ، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و تزلزل و اضظراب و " دیدار و پرهیز" زنده و نیرومند می ماند. اما دوست داشتن با این حالات ناآشنا است. دنیایش دنیای دیگری است.
عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در "دوست" می بیند و می یابد. عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی ، بی انتها و مطلق.
عشق همواره با شک آلوده ات و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر. از عشق هر چه بیشتر می نوشیم ، سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر، تشنه تر . . .
عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن.
عشق گاه جابهجا می شود و گاه سرد می شود و گاه می سوزاند. اما دوست داشتن از جای خویش ، از کنار خویش ، برنمی خیزد، سرد نمی شود که داغ نیست، نمی سوزاند که سوزاننده نیست.
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم.
وقتی که دیگررفت
من به انتظار آمدنش نشستم.
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم.
وقتی او تمام کرد
من شروع کردم.
وقتی او تمام شد
من آغاز شدم.
و چه سخت است.
تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است,
مثل تنها مردن!
gilas
ژنرال
دلشاد
مخلوط کن
نخبه
بچه 12 ساله مغزش پفکیه عاشق میشه ولی نمیتونه دوست داشتن واقعی رو درک کنه
ژنرال
maryamlondon1
niutish
EVANESCENCE
LIFE
چکاوک
The one
مرسی پرستو جان قشنگ بود
هم عشق خوبه هم دوست داشتن
اگه عشق نبود همه به د اشتن دوست اکتفا می کردند
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→