در این روش مربیان به بهانه نافرمانی و شلوغکاری، کودک را مقابل چشمان هم سن و سالانش روی یک صندلی مینشانند و به او میگویند «درباره کار زشتی که انجام دادهای فکر کن»! کودک باید از کار زشتی که انجام داده از مربی خود عذرخواهی کند.
«صندلی سکوت» نام یک روش تنبیهی است که در برخی مهدکودکهای تهران رایج شده تا به زعم اجراکنندگان آن «کودکان روی این صندلی درباره کارهای بد خود فکر کنند.» اما خیلی از این کودکان فردای روز تنبیه حاضر نیستند به مهد بروند.
بعضی از مهدکودکها از روشهای عجیبی برای تنبیه کودکان استفاده میکنند، روشهایی که اگرچه با تنبیه بدنی همراه نیست اما اثرات روحی و روانی آنها به مراتب بیشتر از تنبیه بدنی است.
در یکی از مهدکودکهای غرب تهران نوعی روشِ تنبیه اجرا میشود که برای بسیاری از والدین تعجبآور و ناراحتکننده است. نام این روش «صندلی سکوت» است.
در این روش مربیان به بهانه نافرمانی و شلوغکاری، کودک را مقابل چشمان هم سن و سالانش روی یک صندلی مینشانند و به او میگویند «درباره کار زشتی که انجام دادهای فکر کن»! کودک باید از کار زشتی که انجام داده از مربی خود عذرخواهی کند.
مادر «تارا» یکی از کودکانی که با صندلی سکوت تنبیه شده است به خبرنگار قانون میگوید: «دختر من صبح از خواب بیدار شد و گریهکنان گفت که دیگر به مهد نمیرود.»
وی ادامه میدهد: «مربی مهدکودک به خاطر اینکه تارا سر کلاس نقاشی دوبار صدایش کرده یا به قول مربی با کودک دیگری شلوغ کرده، تنبیه شده است و او را مقابل چشمان دوستانش روی صندلی سکوت نشانده است.»
او در ادامه میگوید: « وقتی علت تنبیه کودکم با این روش را از مدیر مهد جویا شدم، وی وجود این روشِ تنبیه را تأیید کرد و به من گفت بچه شما زیادی حساس است.»
تأیید استفاده از صندلی سکوت
یک مربی مهد کودک ضمن تأیید استفاده از صندلی سکوت در برخی مهدکودکها به خبرنگار قانون میگوید: «از این صندلی استفاده میکنیم تا کودک را وادار به فکر کردن درباره اعمال ناپسندش کنیم.»
وی ادامه میدهد: «تا وقتی کودک درباره کار ناپسندش عذرخواهی نکند، روی این صندلی مینشیند.»
وی در جواب به این پرسش خبرنگار قانون که «آیا تنبیه کودکان در برابر کودکان دیگر با این روش باعث تحقیر شخصیت کودک و فراری دادن او از درس و کلاس در آینده نمیشود» به این جمله اکتفاء کرد: «استفاده از صندلی سکوت باید با روشهای تنبهی و تشویقی دیگری هم همراه باشد.»
کارشناسان معتقدند مهدکودکها باید جایی برای رشد و تربیت کودک باشند، ضمن اینکه کودک باید بتواند در آنجا انرژیهای خود را تخلیه کند و برخوردهای تنبیهی با کودکان باید در حداقل سطح ممکن و به ظریفترین شکل باشد، به گونهای که کودک احساس سرخوردگی نکند.
مادر تارا میگوید: «دختر ما به شدت ترسیده است. در ماه 180 هزار تومان به مهد کودک تارا پرداخت میکنیم تا دخترمان رشد کند نه اینکه تحقیر شود.»
استفاده از روشهای تنبیه روانی برای کودکان و خردسالانی که شخصیت آنها در حال شکلگیری است تأثیرات مهمی در آینده آنها میگذارد. مادر تارا میگوید که کودکش به شدت آسیب دیده و اگر یک بار دیگر این اتفاق برای او پیش بیاید شاید «تارا دیگر به هیچ مدرسهای نرود.»
سلام و سپاس . روش جالبیه . یادم میاد چهارم دبستان که بودم دفتر مدنی من کامل نبود معلممون من و برد تخت آخر ( تختی که محل نشستن شاگردهای تنبل و از کارافتاده بود ) و بهم گفت دیگه باهات کاری ندارم . نتیجه اش این بود که من سال چهارم دبستان شاگرد اول شدم . درس خوندن و شاگرد اول شدن برام مهم نبود فقط نمیخواستم روی اون تخت نکبت بار بشینم ... با اینکه شاگرد اول شدم ولی هنوز هم از خانم ... که این کارو در حق من کرد متنفرم .
اي بابا ديگه دوران تنبيه و تشويق تموم شده! الان دوره دورۀ جنگ نرمه
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
یه کارشناس کودک می گفت خیلی داریم تلاش می کنیم که آموزش پروش قبول کنه هر روز زنگ اول بچه ها موسیقی و ورزش داشته باشن تا انرژی های مضاعفشون تخلیه شه به جای اینکه یه فنر رو بخواهیم به زور و تحت فشار در حالت ثابت قرار بدیم. کو تا حالا این مسئله جا بیفته که بچه ها شیطنتشون به خاطر انرژیشونه و این انرژی نباید به زور خفه شه .خفه که نمیشه از یه جای دیگه در میره
نمایش یا پنهان متن ننه تارا خیلی نگرانه بشینه تو خونه بچشو خودش بزرگ کنه اگر هم مجبوره که کار کنه و بچه رو به مهد کودک بسپاره بدونه که همینجوریه مردم اعصابشون رو از سر راه نیاوردن یه عالمه وروجک از در و دیوار بالا برن بعد هیچی نگی مجبوری یه جوری خفشون کنی دیگه بچه داداشم خیلی شیطونه ننه جانشم تشریف میبرن سر کار .. البته دوره طرح رو دارن سپری میکنن بعدش لطف میکنن باید بشینن مواظب بچشون باشن اونقدر این بچه شیطونه که گاهی خود من میترسوندمش( با اسم سوسک) که بشینه سر جاش .. این که یه دونس نمیشه تحمل کرد چه برسه به صد تا بچه زبون نفهم ننه های محترم اگر واقعا اینقدر به تربیت بچشون اهمیت میدن مثل ننه تارا بشینن سر خونه زندیگشون یه مدت بچشون رو بزرگ کنن که از اب و گل در بیاد بعد تشریف ببرن پی جمع کردن مال و ثروت
مادر تارا میگوید که کودکش به شدت آسیب دیده و اگر یک بار دیگر این اتفاق برای او پیش بیاید شاید «تارا دیگر به هیچ مدرسهای نرود.»
پس ما وقتی مدرسه میرفتیم تو سرما بادستهای یخ زده به خاطر 5 دقیقه دیر کردن چه میکشیدیم با خطکش چوبی .
نقل قول: ماهی
ه که بچه ها شیطنتشون به خاطر انرژیشونه و این انرژی نباید به زور خفه شه .خفه که نمیشه از یه جای دیگه در میره
وای اسم انرژ ی را اوردی یاد احسان افتادم ساعت ربع به نه مدارس انجا شروع میشن تا ساعت 3 و15 دقیقه تعطیل میشن این همه باز احسان میاد خانه همچی بهم میریزه بهش میگم خسته نشدی یکمی استراحت کن .میگه نه هنوز انرژیم تمام نشده تمام که شد استراحت میکنم بیچاره بابا ش ساعت 9 شب میبره بالا بخوابونه که صبح زود بیدار بشه ومن اذیت نکنه . بعد از یک ساعت میرم بالا میبینم شوهرم داره خروپف میکنه واحسان تلوزیون روشن کرده داره کارتون تماشا میکنه
یاد احسان افتادم ساعت ربع به نه مدارس انجا شروع میشن تا ساعت 3 و15
بچه های اینجا ساعت 7و نیم باید مدرسه باشن
نقل قول: maryamlondon1
این همه باز احسان میاد خانه همچی بهم میریزه بهش میگم خسته نشدی یکمی استراحت کن .میگه نه هنوز انرژیم تمام نشده تمام که شد استراحت میکنم بیچاره بابا ش ساعت 9 شب میبره بالا بخوابونه که صبح زود بیدار بشه ومن اذیت نکنه . بعد از یک ساعت میرم بالا میبینم شوهرم داره خروپف میکنه واحسان تلوزیون روشن کرده داره کارتون تماشا میکنه
من که بعضی وقتا به مامانم زنگ می زنم و می گم الان سکته می کنم از بس این بچه هر کاری می خواد بکنه باید دنبالش پا به پاش بدوم.ماشالله هزار ماشالله...چشام کف پاش..... اصلا نمی دونه خستگی یعنی چی.به خدا بعضی وقتا احساس می کنم بدنم از درون تکون می خوره. تو خونه اینو که می گم همه بهم می خندن.ولی به خدا راس می گم
دلشاد
▧ تصویر در دسترس نیست
در این روش مربیان به بهانه نافرمانی و شلوغکاری، کودک را مقابل چشمان هم سن و سالانش روی یک صندلی مینشانند و به او میگویند «درباره کار زشتی که انجام دادهای فکر کن»! کودک باید از کار زشتی که انجام داده از مربی خود عذرخواهی کند.
«صندلی سکوت» نام یک روش تنبیهی است که در برخی مهدکودکهای تهران رایج شده تا به زعم اجراکنندگان آن «کودکان روی این صندلی درباره کارهای بد خود فکر کنند.» اما خیلی از این کودکان فردای روز تنبیه حاضر نیستند به مهد بروند.
بعضی از مهدکودکها از روشهای عجیبی برای تنبیه کودکان استفاده میکنند، روشهایی که اگرچه با تنبیه بدنی همراه نیست اما اثرات روحی و روانی آنها به مراتب بیشتر از تنبیه بدنی است.
در یکی از مهدکودکهای غرب تهران نوعی روشِ تنبیه اجرا میشود که برای بسیاری از والدین تعجبآور و ناراحتکننده است. نام این روش «صندلی سکوت» است.
در این روش مربیان به بهانه نافرمانی و شلوغکاری، کودک را مقابل چشمان هم سن و سالانش روی یک صندلی مینشانند و به او میگویند «درباره کار زشتی که انجام دادهای فکر کن»! کودک باید از کار زشتی که انجام داده از مربی خود عذرخواهی کند.
مادر «تارا» یکی از کودکانی که با صندلی سکوت تنبیه شده است به خبرنگار قانون میگوید: «دختر من صبح از خواب بیدار شد و گریهکنان گفت که دیگر به مهد نمیرود.»
وی ادامه میدهد: «مربی مهدکودک به خاطر اینکه تارا سر کلاس نقاشی دوبار صدایش کرده یا به قول مربی با کودک دیگری شلوغ کرده، تنبیه شده است و او را مقابل چشمان دوستانش روی صندلی سکوت نشانده است.»
او در ادامه میگوید: « وقتی علت تنبیه کودکم با این روش را از مدیر مهد جویا شدم، وی وجود این روشِ تنبیه را تأیید کرد و به من گفت بچه شما زیادی حساس است.»
تأیید استفاده از صندلی سکوت
یک مربی مهد کودک ضمن تأیید استفاده از صندلی سکوت در برخی مهدکودکها به خبرنگار قانون میگوید: «از این صندلی استفاده میکنیم تا کودک را وادار به فکر کردن درباره اعمال ناپسندش کنیم.»
وی ادامه میدهد: «تا وقتی کودک درباره کار ناپسندش عذرخواهی نکند، روی این صندلی مینشیند.»
وی در جواب به این پرسش خبرنگار قانون که «آیا تنبیه کودکان در برابر کودکان دیگر با این روش باعث تحقیر شخصیت کودک و فراری دادن او از درس و کلاس در آینده نمیشود» به این جمله اکتفاء کرد: «استفاده از صندلی سکوت باید با روشهای تنبهی و تشویقی دیگری هم همراه باشد.»
کارشناسان معتقدند مهدکودکها باید جایی برای رشد و تربیت کودک باشند، ضمن اینکه کودک باید بتواند در آنجا انرژیهای خود را تخلیه کند و برخوردهای تنبیهی با کودکان باید در حداقل سطح ممکن و به ظریفترین شکل باشد، به گونهای که کودک احساس سرخوردگی نکند.
مادر تارا میگوید: «دختر ما به شدت ترسیده است. در ماه 180 هزار تومان به مهد کودک تارا پرداخت میکنیم تا دخترمان رشد کند نه اینکه تحقیر شود.»
استفاده از روشهای تنبیه روانی برای کودکان و خردسالانی که شخصیت آنها در حال شکلگیری است تأثیرات مهمی در آینده آنها میگذارد. مادر تارا میگوید که کودکش به شدت آسیب دیده و اگر یک بار دیگر این اتفاق برای او پیش بیاید شاید «تارا دیگر به هیچ مدرسهای نرود.»
منبع: عصرایران به نقل از قانون
بندری
نمایش یا پنهان متن
اول شدنمو می گمgilas
Holtek
soheyla
سلام و سپاس
روش جالبیه
یادم میاد چهارم دبستان که بودم دفتر مدنی من کامل نبود معلممون من و برد تخت آخر ( تختی که محل نشستن شاگردهای تنبل و از کارافتاده بود ) و بهم گفت دیگه باهات کاری ندارم
نتیجه اش این بود که من سال چهارم دبستان شاگرد اول شدم
درس خوندن و شاگرد اول شدن برام مهم نبود فقط نمیخواستم روی اون تخت نکبت بار بشینم ...
با اینکه شاگرد اول شدم ولی هنوز هم از خانم ... که این کارو در حق من کرد متنفرم
بچه مثبت
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
ماهی
تا انرژی های مضاعفشون تخلیه شه به جای اینکه یه فنر رو بخواهیم به زور و تحت فشار در حالت ثابت قرار بدیم.
کو تا حالا این مسئله جا بیفته که بچه ها شیطنتشون به خاطر انرژیشونه و این انرژی نباید به زور خفه شه .خفه که نمیشه از یه جای دیگه در میره
EVANESCENCE
چکاوک
carlos
هاچو هاچو
مگه تو سفره خونه درس میخوندین ؟
arash52
به نظر من کتک هنوز موثرترین روشه
دلشاد
نخبه
نمایش یا پنهان متن
ننه تارا خیلی نگرانه بشینه تو خونه بچشو خودش بزرگ کنه اگر هم مجبوره که کار کنه و بچه رو به مهد کودک بسپاره بدونه که همینجوریه مردم اعصابشون رو از سر راه نیاوردن یه عالمه وروجک از در و دیوار بالا برن بعد هیچی نگی مجبوری یه جوری خفشون کنی دیگهمیترسوندمش( با اسم سوسک) که بشینه سر جاش .. این که یه دونس نمیشه تحمل کرد چه برسه به صد تا بچه زبون نفهم
maryamlondon1
پس ما وقتی مدرسه میرفتیم تو سرما بادستهای یخ زده به خاطر 5 دقیقه دیر کردن چه میکشیدیم با خطکش چوبی .
وای اسم انرژ ی را اوردی یاد احسان افتادم ساعت ربع به نه مدارس انجا شروع میشن تا ساعت 3 و15 دقیقه تعطیل میشن این همه باز احسان میاد خانه همچی بهم میریزه بهش میگم خسته نشدی یکمی استراحت کن .میگه نه هنوز انرژیم تمام نشده تمام که شد استراحت میکنم
ماهی
بچه های اینجا ساعت 7و نیم باید مدرسه باشن
من که بعضی وقتا به مامانم زنگ می زنم و می گم الان سکته می کنم از بس این بچه هر کاری می خواد بکنه باید دنبالش پا به پاش بدوم.ماشالله هزار ماشالله...چشام کف پاش..... اصلا نمی دونه خستگی یعنی چی.به خدا بعضی وقتا احساس می کنم بدنم از درون تکون می خوره.
تو خونه اینو که می گم همه بهم می خندن.ولی به خدا راس می گم
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→