₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » اعتراف میکنم!!!!!!!!
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » اعتراف میکنم!!!!!!!!

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



اعتراف میکنم!!!!!!!!

490 بازدید، 20 پست، نویسنده: نی نی

  • نی نی

    اعتراف میکنم

    پَ نَ پَ فکر میکنی منم :4:
    اعتراف میکنم بچه که بودم همیشه دلم میخواست یجوری داداش کوچیکمو سر بنیس کنم!رفتم بقالی مرگ موش بگیرم آقاهه که میدونست چوس فسقل مشنگیم بجاش آرد بهم داد منم ریختم تو قابلمه نهار! سر سفره وقتی همه شروع کردن بخوردن یهو گریه م گرفت! با چشمای خیس تا ته غذامو خوردم که همه با هم بمیریم!!!!!!!

    اعتراف میکنم تا سنه 13-12 سالگی تحت تاثیر حرفای مادربزرگم که خیلی تو قید وبند حجاب بود با روسری میشستم جلو تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت میکشیدم زیاد میخندید فکر میکردم بهم نظر داره

    اعتراف یكی از دوستان:مامان بزرگ خدا بیامرز ما تو 95 سالگی فوت کرد .صبح روزی که مامان بزرگم فوت کرده بود همه دور جنازش نشسته بودیم و همه داشتن گریه میکردن.. جمعیتم زیاد بود ... منو داداشمم تو بغل هم داشتیم گریه میکردیم .... اشک فراوون بود و خلاصه جو گریه بود ... یهو دختر خالم که تازه رسیده بود اومد تو حیاط و با جدیت داد کشید: مامان بزرگ زود رفتی ... یهو کل خونه رفت رو هوا ...حالا خندمون قطع نمیشد

    وقتی پدرم روزنامه میخونه روزنامه رو وسط آسمون و زمین تو هوا جلوی صورتش نگه میداره، اعتراف میکنم بچه که بودم یواشکی میرفتم پشت روزنامه طوری که پدرم منو نبینه و با مشت چنان میکوبیدم وسط روزنامه ،پاره که میشد هیچ، عینکش می افتاد ، و بابا کل مطلب رو گم میکرد. کلاً پدرم 30ثانیه هنگ میکرد. بعد یک نگاه عاقل اندر صفیحی به من میکرد و حرص میخورد. اما هیچی بهم نمیگفت و من مانند خر کیف میکردم. تا اینکه یه روز پدرم پیش دستی کرد و قبل از من روزنامه رو کشید و با داد گفت: نکن بچـه. منم هول شدم مشت رو کوبیدم تو عینکه بابام. عینک شکست. من 5 روز تو شوک بودم

    سوار اتوبوس شدم، رفتن تو قسمت آقایون پیش یه آقایی نشستم و از خستگی خوابم برد، نزدیک مقصد دیدم زانوم درد میکنه فهمیدم آقایه کناری 3-2 بار با کیفش کوبیده تو پام تا بیدارم کنه چون میخواست پیاده بشه و من جلوش رو گرفته بودم، خیلی شاکی نگاش کردم، راننده هم بالا سرم بود. آقاء گفت : ببخشید خانم 5 بار صداتون کردم نشنیدین، ترسیدیم. اعتراف میکنم برای اینکه ضایع نشم که مثل خرس خواب بودم وانمود کردم که کَر هستم و با زبون کر و لالی و طلبکارانه عصبانیتم رو نشون دادم ، مرد بیچاره اینقدررررر ناراحت شده بود 10 دفعه با دست و ایما و اشاره از من معذرت خواهی میکرد

    اعتراف میکنم راهنمایی که بودم به شدت جو گیر بودم، همسایگیمون یه خانومه بود که تازه از شوهرش طلاق گرفته بود، شوهره هم هر روز میومد و جلو در خونش سر و صدا راه مینداخت، خیلی دلم واسه خانومه میسوخت، یه روز که طرف اومده بود عربده کشی تصمیم گرفتم که برم و جلوش در بیام، رفتم تو کوچه و گفتم آهای چیکارش داری؟ یارو نه نگاه بم انداخت و یه پوزخندی زد و به کارش ادمه داد ، منم سه پیچش شدم ، وقتی دید من بیخیالش نمیشم گفت اصلا تو چیکارشی؟ منم جوگیر، گفتم لعنتی زنمه

    احمقانه ترین کار زندگیم این بود که سعی کردم مفهوم ای دی اس ال رو برا مادربزرگم توضیح بدم

    اعتراف میكنم بچه كه بودم با دختر و پسر خاله هام لباس كهنه میپوشیدیم میرفتیم گدایی با درامدش بستنی میگرفتیم كه همسایمون مارو لو داد و كتك خوردیم

    اعتراف میکنم به عنوان 1 مهندس میخواستم دیوار رو سوراخ کنم، شک داشتم که از زیر جایی که میخوام سوراخ کنم سیم برق رد شده باشه، واسه اینکه برق نگیرتم فیوز رو قطع کردم، تازه وقتی دیدم دریل کار نمیکنه کلی غصه خوردم که دریل سوخت !!

    اعتراف میکنم بچه که بودم..جو گیر بودم نماز بخونم....بعد چادر گل منگولیمو میذاشتم مهرم میذاشتم رو به قبله وا میستادم شروع میکردم به نماز خوندن...اما جای سوره ها شعر کلاه قرمزیو می خوندم....>>>آقای راننده...آقای راننده...یالا بزن توو دنده....:دی





    لغت نامه ی رندانه


    آدامس : تنها چیزی كه توی دهان خانم ها بند می شود

    احمق: كسی كه دختر همسایه را در تاریكی نبوسد :5:

    ادب : یعنی كمك به یك خانم زیبا :1: در عبور از خیابان حتی اگر به كمك احتیاج نداشته باشد

    ازدواج :قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با كسی است كه بیشتر تقلب كند

    الكل : مایه گرانبهایی كه همه چیز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را

    اوراقچی : تنها موجودی كه زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند :4:

    ایده آل : شوهری كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملایمتی كه در مورد اتومبیل تازه اش دارد رفتار كند

    بزبیار : فلك زده ای كه زنش زشت و كلفتش بیریخت باشد

    بوسه : تصادفی كه فقط یك سیلی به آدم ضرر می زند

    بیست سالگی : دورانی كه پسر ها دنبال معشوقه می گردند دختر ها دنبال شوهر

    خوش بین : مردی كه تصور كند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی كند گوشی را خواهد گذاشت

    دوران تجرد : دورانی كه معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود

    رفیق : كسی كه همیشه به شما مقروض است

    زوج ایده آل :شوهر كر و زن لال

    مرد مجرد : كسی كه هنوز عیوبی دارد كه خود نمی داند

    هالو : شوهری كه دستكش ظرفشویی را بجای اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد

    منبع gmail خودم :4:


  • gilas

    نی نی قشنگه با اینکه خوندم میام بازم میخونم :5:
    بشلطی که برام شوتولات خوشمزه بخلی :10:


  • ماهی

    نقل قول: نی نی
    ازدواج :قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با كسی است كه بیشتر تقلب كند

    چه تعبیر قشنگی :5:
    نقل قول: نی نی
    ادب : یعنی كمك به یك خانم زیبا :1:

    مرد ایرانی =مرد با ادب :24:


  • aac198000

    نقل قول: نی نی

    آدامس : تنها چیزی كه توی دهان خانم ها بند می شود

    :23: :23: :23:
    :110:


  • دلشاد

    مرسی نینی جون بقیه اعترافاتتو بگو :4:

  • نی نی

    نقل قول: gilas
    بشلطی که برام شوتولات خوشمزه بخلی :10:

    شیتمو تمام شوتلاتامو تموم تلدیا :4:
    نقل قول: دلشاد
    مرسی نینی جون بقیه اعترافاتتو بگو

    :4: دیگه ندارم :24:


  • ژنرال

    خاله هات به قربونت بشن :4:

  • gilas

    نقل قول: نی نی
    شیتمو تمام شوتلاتامو تموم تلدیا

    خوب گیلاسی شوتولات دوست داله :100:


  • soheyla

    نی نی,

    سلام و سپاس :46: .
    همه ی مطلب فوق العاده جالب ، خوندنی و جدید بود :72: ولی خدائیش از این جمله به هیچ عنوان نمیشه گذشت ...


    نقل قول: نی نی
    ازدواج :قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با كسی است كه بیشتر تقلب كند


    حقیقت محض بود :39: .
    واقعاً صداقت و یک رنگی دیگه تو زندگی زناشوئی خریداری نداره ... :2:
    هرچی هفت خط تر باشی و همسرت و بیشتر گول بزنی بیشتر دوست داره و بهت احترام بیشتری میگذاره ... :2:
    چرا دیگه سادگی و صداقت معنای حقیقیش و تو زندگی زناشوئی از دست داده ؟؟؟؟!!! :87:


  • هاچو هاچو

    خیلی با حال بود لپ لپی :10:
    نقل قول: نی نی
    گفتم لعنتی زنمه

    :23:


  • نخبه

    نقل قول: نی نی
    سوار اتوبوس شدم، رفتن تو قسمت آقایون پیش یه آقایی نشستم و از خستگی خوابم برد، نزدیک مقصد دیدم زانوم درد میکنه فهمیدم آقایه کناری 3-2 بار با کیفش کوبیده تو پام تا بیدارم کنه چون میخواست پیاده بشه و من جلوش رو گرفته بودم، خیلی شاکی نگاش کردم، راننده هم بالا سرم بود. آقاء گفت : ببخشید خانم 5 بار صداتون کردم نشنیدین، ترسیدیم. اعتراف میکنم برای اینکه ضایع نشم که مثل خرس خواب بودم وانمود کردم که کَر هستم و با زبون کر و لالی و طلبکارانه عصبانیتم رو نشون دادم ، مرد بیچاره اینقدررررر ناراحت شده بود 10 دفعه با دست و ایما و اشاره از من معذرت خواهی میکرد

    :23:


  • gilas

    نقل قول: نی نی
    اعتراف میکنم تا سنه 13-12 سالگی تحت تاثیر حرفای مادربزرگم که خیلی تو قید وبند حجاب بود با روسری میشستم جلو تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت میکشیدم زیاد میخندید فکر میکردم بهم نظر داره

    نی نی قشنگه لوسری سلت کن ببینم چه شتلی میشی :4:

    نقل قول: نی نی
    وقتی پدرم روزنامه میخونه روزنامه رو وسط آسمون و زمین تو هوا جلوی صورتش نگه میداره، اعتراف میکنم بچه که بودم یواشکی میرفتم پشت روزنامه طوری که پدرم منو نبینه و با مشت چنان میکوبیدم وسط روزنامه ،پاره که میشد هیچ، عینکش می افتاد ، و بابا کل مطلب رو گم میکرد. کلاً پدرم 30ثانیه هنگ میکرد. بعد یک نگاه عاقل اندر صفیحی به من میکرد و حرص میخورد. اما هیچی بهم نمیگفت و من مانند خر کیف میکردم. تا اینکه یه روز پدرم پیش دستی کرد و قبل از من روزنامه رو کشید و با داد گفت: نکن بچـه. منم هول شدم مشت رو کوبیدم تو عینکه بابام. عینک شکست. من 5 روز تو شوک بودم

    بچه شر :23:

    نقل قول: نی نی
    سوار اتوبوس شدم، رفتن تو قسمت آقایون پیش یه آقایی نشستم و از خستگی خوابم برد، نزدیک مقصد دیدم زانوم درد میکنه فهمیدم آقایه کناری 3-2 بار با کیفش کوبیده تو پام تا بیدارم کنه چون میخواست پیاده بشه و من جلوش رو گرفته بودم، خیلی شاکی نگاش کردم، راننده هم بالا سرم بود. آقاء گفت : ببخشید خانم 5 بار صداتون کردم نشنیدین، ترسیدیم. اعتراف میکنم برای اینکه ضایع نشم که مثل خرس خواب بودم وانمود کردم که کَر هستم و با زبون کر و لالی و طلبکارانه عصبانیتم رو نشون دادم ، مرد بیچاره اینقدررررر ناراحت شده بود 10 دفعه با دست و ایما و اشاره از من معذرت خواهی میکرد

    :50:

    نقل قول: نی نی
    اعتراف میکنم راهنمایی که بودم به شدت جو گیر بودم، همسایگیمون یه خانومه بود که تازه از شوهرش طلاق گرفته بود، شوهره هم هر روز میومد و جلو در خونش سر و صدا راه مینداخت، خیلی دلم واسه خانومه میسوخت، یه روز که طرف اومده بود عربده کشی تصمیم گرفتم که برم و جلوش در بیام، رفتم تو کوچه و گفتم آهای چیکارش داری؟ یارو نه نگاه بم انداخت و یه پوزخندی زد و به کارش ادمه داد ، منم سه پیچش شدم ، وقتی دید من بیخیالش نمیشم گفت اصلا تو چیکارشی؟ منم جوگیر، گفتم لعنتی زنمه

    هنوزم زنته یا طلاقش دادی :23: :23:


  • carlos

    نقل قول: نی نی
    پَ نَ پَ فکر میکنی منم :4:

    فکر کردم خودتی نی نی :4:


  • The one

    نقل قول: نی نی
    اعتراف میکنم

    اعتراف میکنم همه ی تاپیکو نخوندم... :24:

    د ن د بیشترشو خوندم جالب بود مرسی 491
    پ ن پ فکر کردی مثبت نمیدم :74:

    :23: خدا خیرتون بده منم خل و چل شدم :23:


  • چکاوک


  • matin.57

    موش : خانم هایی كه نصفه شب به جیب شوهر هایشان شبیخون می زنند
    سرخ پوست : مرد خوشبختی كه وقتی زنش اورا می بوسد صورتش ماتیكی نمی شود :4:


  • sib

    چه اعترافات تکان دهنده ای :23:
    نمایش یا پنهان متنعزیز خاله دلم تنگ شده بود برات:6:


  • ژنرال

    خاله هات به قربونت برن :4:

  • maryamlondon1

    نقل قول: نی نی
    اعتراف میکنم راهنمایی که بودم به شدت جو گیر بودم، همسایگیمون یه خانومه بود که تازه از شوهرش طلاق گرفته بود، شوهره هم هر روز میومد و جلو در خونش سر و صدا راه مینداخت، خیلی دلم واسه خانومه میسوخت، یه روز که طرف اومده بود عربده کشی تصمیم گرفتم که برم و جلوش در بیام، رفتم تو کوچه و گفتم آهای چیکارش داری؟ یارو نه نگاه بم انداخت و یه پوزخندی زد و به کارش ادمه داد ، منم سه پیچش شدم ، وقتی دید من بیخیالش نمیشم گفت اصلا تو چیکارشی؟ منم جوگیر، گفتم لعنتی زنمه

    چه جالب وخنده دار چه با جرعت حرفشو زده :83:


  • KuRoSh

    نقل قول: نی نی
    اعتراف میکنمپَ نَ پَ فکر میکنی منم

    پ ن پ فکر کردی من می خوام اعتراف کنم :4:

    نمایش یا پنهان متنپ ن پ فکر کردی مخوام گریه کنم :23:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: