₪ انجمن بوف بوفی ₪ » زنان و مردان » @آنچه یک زن می خواهد...@
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » زنان و مردان » @آنچه یک زن می خواهد...@

بدون عکس

@آنچه یک زن می خواهد...@

967 بازدید، 18 پست، نویسنده: arash52

  • arash52

    روزی روزگاری پادشاه جوانی به نام آرتور بود که پادشاه سرزمین همسایه اش او را دستگیر و زندانی کرد. پادشاه میتوانست آرتور را بکشد اما تحت تاثیر جوانی آرتور و افکار و عقایدش قرار گرفت. از این رو،پادشاه برای آزادی او شرطی گذاشت که می بایست به سؤال بسیار مشکلی پاسخ دهد.
    آرتور یک سال زمان داشت تا جواب آن سوال را بیابد، و اگر پس از یکسال موفق به یافتن پاسخ نمی شد، کشته می شد.
    سؤال این بود: زنان واقعاً چه چیزی میخواهند؟
    این سؤالی حتی اکثر مردم اندیشمند و باهوش را نیز سرگشته و حیران می نمود و به نظر می آمد برای آرتور جوان یک پرسش غیرقابل حل باشد. اما از آنجایی که پذیرش این شرط بهتر از مردن بود، وی پیشنهاد پادشاه را برای یافتن جواب سؤال در مدت یک سال پذیرفت.
    آرتور به سرزمین پادشاهی اش بازگشت و از همه شروع به نظرخواهی کرد:
    از شاهزاده ها گرفته تا کشیش ها، از مردان خردمند، و حتی از دلقک های دربار...
    او با همه صحبت کرد، اما هیچ کسی نتوانست پاسخ رضایت بخشی برای این سؤال پیدا کند.
    بسیاری از مردم از وی خواستند تا با جادوگر پیری که به نظر می آمد تنها کسی باشد که جواب این سؤال را بداند، مشورت کند. البته احتمال می رفت دستمزد وی بسیار بالا باشد چرا که وی به اخذ حق الزحمه های هنگفت در سراسر آن سرزمین معروف بود.
    وقتی که آخرین روز سال فرا رسید، آرتور فکر کرد که چاره ای به جز مشورت با پیرزن جادوگر ندارد.
    پیرزن جادوگر موافقت کرد تا جواب سؤال را بدهد، اما قبل از آن از آرتور خواست تا با دستمزدش موافقت کند پیرزن جادوگر می خواست که با لُرد لنسلوت، نزدیکترین دوست آرتور و نجیب زاده ترین دلاور و سلحشور آن سرزمین ازدواج کند!
    آرتور از شنیدن این درخواست بسیار وحشت زده شد.
    پیر زن جادوگر ؛ گوژپشت، وحشتناک و زشت بود و فقط یک دندان داشت ، بوی گنداب میداد، صدایش ترسناک و زشت و خیلی چیزهای وحشتناک و غیرقابل تحمل دیگر در او یافت میشد. آرتورهرگز در سراسر زندگی اش با چنین موجود نفرت انگیزی روبرو نشده بود، از این رو نپذیرفت تا دوستش را برای ازدواج با پیرزن جادوگر تحت فشار گذاشته و اورا مجبور کند چنین هزینه وحشتناکی را تقبل کند. اما دوستش لنسلوت ، از این پیشنهاد باخبر شد و با آرتور صحبت کرد.
    او گفت که هیچ از خودگذشتگی ای قابل مقایسه با نجات جان آرتور نیست.
    از این رو مراسم ازدواج آنان اعلان شد و پیرزن جادوگر پاسخ سوال را داد.
    سؤال آرتور این بود: زنان واقعاً چه چیزی می خواهند؟
    پاسخ پیرزن جادوگر این بود:
    آنها می خواهند آنقدر قدرت داشته باشند تا بتوانند آنچه در درون هستند را زندگي كنند.
    به عبارتي خود مسئول انتخاب نوع زندگی خودشان باشند .

    همه مردم آن سرزمین فهمیدند که پاسخ پیرزن جادوگر یک حقیقت واقعی را فاش کرده است و جان آرتور به وی بخشیده خواهد شد، و همینطور هم شد. پادشاه همسایه، آزادی آرتور را به وی هدیه کرد و لنسلوت و پیرزن جادوگر یک جشن باشکوه ازدواج را برگزار کردند . ماه عسل نزدیک میشد و لنسلوت خودش را برای یک تجربه وحشتناک آماده می کرد،
    در روز موعود با دلواپسی فراوان وارد حجله شد. اما، چه چهره ای منتظر او بود؟
    زیباترین زنی که به عمر خود دیده بود بر روی تخت منتظرش بود.
    لنسلوت شگفت زده شد و پرسید چه اتفاقی افتاده است؟
    زن زیبا جواب داد: از آنجایی که لرد جوان با وی به عنوان پیرزن جادوگری با مهربانی رفتار کرده بود ، از این به بعد نیمی از شبانه روز می تواند خودش را زیبا کند و نیمی دیگر همان زن وحشتناک و علیل باشد. سپس پیرزن جادوگر از وی پرسید: کدامیک را ترجیح می دهد؟ زیبا در طی روز و زشت در طی شب، یا برعکس آن...؟
    لنسلوت در مخمصه ای که گیر افتاده بود تعمقی کرد.
    اگر زیبایی وی را در طی روز خواستار میشد آنوقت می توانست به دوستانش و دیگران ، همسر زیبایش را نشان دهد، اما در خلوت شب در قصرش همان جادوگر پیر را داشته باشد!
    یا آنکه در طی روز این جادوگر مخوف و زشت را تحمل کند ولی در شب ، زنی زیبا داشته باشد که لحظات فوق العاده و لذت بخشی رابا وی بگذراند...
    اگر شما یک مرد باشید و این مطلب را بخوانید کدامیک را انتخاب می کنید...انتخاب شما کدامیک خواهد بود؟
    اگر شما یک زن باشید که این داستان را می خواند، انتظار دارید مرد شما چه انتخابی داشته باشد؟


    آنچه لنسلوت انتخاب کرد این بود...:
    لنسلوت نجیب زاده و شریف، می دانست که جادوگر قبلاً چه پاسخی به سؤال آرتور داده بود؛
    از این رو جواب داد که این حق انتخاب را به خود او می دهد تا خودش در این مورد تصمیم بگیرد.
    با شنیدن این پاسخ، پیرزن جادوگر اعلام کرد که برای همیشه و در همه اوقات زیبا خواهد ماند ،چرا که لنسلوت به این مسئله که آن زن بتواند خود مسئول انتخاب نوع زندگی خودش باشد... احترام گذاشته بود .


  • دلشاد

    والا زنهای امروزی همه چیز میخوان :83:

  • aac198000

    نقل قول: دلشاد
    والا زنهای امروزی همه چیز میخوان

    :4:

    فرصت نکردم بخونم الان میام :93:


  • ماهی

    جوابشو که خودتون دادید آقا آرش.همین که انتخاب رو به عهده ی خودم بگذاره :1:

  • soheyla

    arash52,

    سلام و سپاس :46: :46: :46: .
    خیلی زیبا و تأمل برانگیز بود :39: .
    واقعاً خانمها جزء این چیزی از زندگی نمیخوان :108: .

    نقل قول: arash52
    چرا که لنسلوت به این مسئله که آن زن بتواند خود مسئول انتخاب نوع زندگی خودش باشد... احترام گذاشته بود .

    چه مرد دانائی :72: .
    اگه همه ی همسرای دنیا اینطوری بودن دیگه ما خانمها چه مشکلی داشتیم !!!!! هیچی ...


  • چکاوک

    عجب حکایت با حالی بود :4:

  • gilas

    روحش شاد و یادش گرامی 1163

    نمایش یا پنهان متنتاپیک و میگم :10:


  • هاچو هاچو

    نقل قول: arash52
    اگر شما یک مرد باشید و این مطلب را بخوانید کدامیک را انتخاب می کنید...انتخاب شما کدامیک خواهد بود؟

    باید برم فکر کنم :37:


  • نخبه

    داستان تخیلی جالبی بید.. :4:

  • aac198000

    نقل قول: نخبه
    داستان تخیلی جالبی بید

    نقل قول: aac198000
    فرصت نکردم بخونم الان میام

    حکایت همچنان باقی است...

    سپاس :110:


  • carlos

    نقل قول: arash52
    آنچه یک زن می خواهد..

    :4: :4: :4:


  • Mahboob

    میگم اساسی جای مانور داره این تاپیکا :4:
    سلام 1144
    خوبی ؟ :4:

    ببین این جوریا نبوده اون وقتی حرف پیرزن رو شنیده که کدومش رو میخوای ؟ دوست آرتوروز چیز یعنی آرتور یه لبخند این جوری زده :4: گفته مهم نیست چشمامو می بندم ... بعد از اون لحاظ که زنا خوش باورند جادوگره فکر کرده بهش حق انتخاب داده :4:

    من رفتم 351


  • The one

    نقل قول: arash52
    آنچه یک زن می خواهد

    مرد نمیخواهد... :4:

    ته پستی
    نه اینکه مرد نمیخواد یعنی چیزی که زن میخواد مرد نمیخواد و بر عکس کلا فقط در مقوله ی شکم میتونن با هم توافق نظر داشته باشن اونم نه همیشه :83:


  • arash52

    نقل قول: The one
    کلا فقط در مقوله ی شکم میتونن با هم توافق نظر داشته باشن


    بعله
    طرابلس ؛ بیشتر توافقات پیرامون و اطراف شکم می باشد :4:


  • KuRoSh

    میسی استاد آرش کمان کش
    در یکی ازقسمت ها فردی هست که فامیلیش کمان کش هست هر موقع می ببینمش یاد شما را زنده می کند در وجودمان :83:


  • maryamlondon1

    داستان عبرت اموزی بود مرسی ارش جان .ولی نظرم این که.... هرچه به زن رو بدی مرد خوار میشه :4:
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: