خانم " نون " دوشیزهً دم بخت پس از کلی انتظار و دیدن این و آن عاقبت موفق به دبدار خانم " الف " از اساتید مسلم " فال قهوه " می شود . خلاصه ای از این دیدار سرنوشت ساز را با هم می خوانیم :
فال گیر : دخترم،نیت کن و انگشت بزن .... بله ، ببین دخترم خودت اینجا را نگاه کن ، ببین توی فنجانت چی می بینی .
دختر:وای خدای من ، باورم نمی شه ، چقدر شبیه " آنتونی باندراسه "، باورتون نمی شه که همیشه این تیپ و قیافه مرد رویاهای من بوده ،جذاب ، کمی خشن ، بی پروا، و عاشق پیشه !! چقدر جالب و باور نکردنی !
فال گیر : نه عزیزم دقت نکردی " آنتونی باندراس " کجا بود ، فنجانت نشان می ده که تو آدم با استخوان و با اصل و نسبی هستی ، توی فنجانت دوتا کبوتر افتاده ، یک کبوتر نر گردن خاکستری و یک کبوتر ماده نانازی و احساساتی .
دختر : وای چه عالی ،خوب ادامه بدید ....
فال گیر : ببین دخترم این دوتا کبوتر یک مقداری الان از هم فاصله دارند ، خودت ببین یک چیزی بین آنهاست که نمی ذاره فعلاً به هم برسند ، مثلاً یک کشور ، یک شهر ، یک موضوع ، خانواده ولی یک چیزی هست .....
دختر : یک دختر چشم سبز ، نه از اون چشم سبزهای خوش رنگ ها ،سبز بد رنگ ، نسبتاً کوتاه کم مو ، که ابروهایش هم خیلی کم پشت است ، نیست ؟ ! خودشه می کشمت شیدا ! !
فال گیر :چرا می تونه یک دختر هم باشه ولی اینجا فقط یک و جدایی و فاصله است ، ولی این دوتا کبوتر در نهایت این فاصله را از بین می برند و با هم پرواز می کنند .
دختر : الان می توانم ببینم که دارند پرواز می کنند با هم ؟
فال گیر : نه دخترم ، این فنجان است ، فیلم هندی که داخلش نشان نمی دهند ، اینها نماد است .
دختر : ببخشید یک لحظه هیجان زده شدم ، آن وقت بعد از پرواز این شیدای عوضی آزاری بهشون نمی رساند ؟ مزاحم پروازشون نمی شه ؟
فال گیر : نه دخترم کاری به آنها نداره . یک عدد هفت هم افتاده که هم نشان بخت و اقبال بلند است هم روز هفتم ، ماه هفتم یا سال هفتم یک اتفاقی می افتد که خوشحال می شوید .مثل یک سفر یا رسیدن یک مال بزرگ...
دختر : ببخشید الان معلوم نیست که مثلاً اون کبوتر نره بعد پرواز توی مغزش به فکر کس دیگری هم هست یا نه ؟ یا کلاً توی مغزش چی می گذرد ؟ عکس یک دختر دیگر توی مغزش پیدا نیست ؟
فال گیر : عزیزم توی فنجان که از مغز کسی C T اسکن نمی گیرند !
دختر : هیچ خبری از خواهر و مادرش اینها نیست که مثلاً بعداً می خواهند چکار کنند ؟یا یواشکی بهشون سر میزند یا نه یا به آنها بیشتر توجه می کند ؟ ارثی چیزی نمی رسد به آنها ؟ .....
فال گیر : عزیزم چقدر پول دادی ؟ بیا پولت را بگیر دست از سر کچل من بردار، قهوه ای هم که خوردی مهمون من باش ،نوش جان ......
این فالگیرها هم عجب مارمولکی هستند. از تکنیک فرافکنی استفاده میکنن... مثلا یه چیزی رو بصورت غیر شفاف میگن بعد یکی مثل اون دختره ی اسگول اون رو با اون چیزی که توی ذهنشه بهم ربط میده
این فالگیرها هم عجب مارمولکی هستند. از تکنیک فرافکنی استفاده میکنن... مثلا یه چیزی رو بصورت غیر شفاف میگن بعد یکی مثل اون دختره ی اسگول اون رو با اون چیزی که توی ذهنشه بهم ربط میده
man_sahraa
خانم " نون " دوشیزهً دم بخت پس از کلی انتظار و دیدن این و آن عاقبت موفق به دبدار خانم " الف " از اساتید مسلم " فال قهوه " می شود . خلاصه ای از این دیدار سرنوشت ساز را با هم می خوانیم :
فال گیر : دخترم،نیت کن و انگشت بزن .... بله ، ببین دخترم خودت اینجا را نگاه کن ، ببین توی فنجانت چی می بینی .
دختر:وای خدای من ، باورم نمی شه ، چقدر شبیه " آنتونی باندراسه "، باورتون نمی شه که همیشه این تیپ و قیافه مرد رویاهای من بوده ،جذاب ، کمی خشن ، بی پروا، و عاشق پیشه !! چقدر جالب و باور نکردنی !
فال گیر : نه عزیزم دقت نکردی " آنتونی باندراس " کجا بود ، فنجانت نشان می ده که تو آدم با استخوان و با اصل و نسبی هستی ، توی فنجانت دوتا کبوتر افتاده ، یک کبوتر نر گردن خاکستری و یک کبوتر ماده نانازی و احساساتی .
دختر : وای چه عالی ،خوب ادامه بدید ....
فال گیر : ببین دخترم این دوتا کبوتر یک مقداری الان از هم فاصله دارند ، خودت ببین یک چیزی بین آنهاست که نمی ذاره فعلاً به هم برسند ، مثلاً یک کشور ، یک شهر ، یک موضوع ، خانواده ولی یک چیزی هست .....
دختر : یک دختر چشم سبز ، نه از اون چشم سبزهای خوش رنگ ها ،سبز بد رنگ ، نسبتاً کوتاه کم مو ، که ابروهایش هم خیلی کم پشت است ، نیست ؟ ! خودشه می کشمت شیدا ! !
فال گیر :چرا می تونه یک دختر هم باشه ولی اینجا فقط یک و جدایی و فاصله است ، ولی این دوتا کبوتر در نهایت این فاصله را از بین می برند و با هم پرواز می کنند .
دختر : الان می توانم ببینم که دارند پرواز می کنند با هم ؟
فال گیر : نه دخترم ، این فنجان است ، فیلم هندی که داخلش نشان نمی دهند ، اینها نماد است .
دختر : ببخشید یک لحظه هیجان زده شدم ، آن وقت بعد از پرواز این شیدای عوضی آزاری بهشون نمی رساند ؟ مزاحم پروازشون نمی شه ؟
فال گیر : نه دخترم کاری به آنها نداره . یک عدد هفت هم افتاده که هم نشان بخت و اقبال بلند است هم روز هفتم ، ماه هفتم یا سال هفتم یک اتفاقی می افتد که خوشحال می شوید .مثل یک سفر یا رسیدن یک مال بزرگ...
دختر : ببخشید الان معلوم نیست که مثلاً اون کبوتر نره بعد پرواز توی مغزش به فکر کس دیگری هم هست یا نه ؟ یا کلاً توی مغزش چی می گذرد ؟ عکس یک دختر دیگر توی مغزش پیدا نیست ؟
فال گیر : عزیزم توی فنجان که از مغز کسی C T اسکن نمی گیرند !
دختر : هیچ خبری از خواهر و مادرش اینها نیست که مثلاً بعداً می خواهند چکار کنند ؟یا یواشکی بهشون سر میزند یا نه یا به آنها بیشتر توجه می کند ؟ ارثی چیزی نمی رسد به آنها ؟ .....
فال گیر : عزیزم چقدر پول دادی ؟ بیا پولت را بگیر دست از سر کچل من بردار، قهوه ای هم که خوردی مهمون من باش ،نوش جان ......
دلشاد
mati
gilas
mz56mz
ژنرال
man_sahraa
نخبه
shaakhe_nabat
Kishe Mehr
ولی در کل خیلی دختر اسگولی بود
مرسی من صحرا خانم
Kishe Mehr
ولی در کل دختر خیلی اسگولی بود
مرسی من صحرا خانم
star night
هاچو هاچو
ماهی
man_sahraa
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→