₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » تو هم بین پیغمبرا جرجیس رو پیدا کردیا...
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » تو هم بین پیغمبرا جرجیس رو پیدا کردیا...
1 2

بدون عکس

تو هم بین پیغمبرا جرجیس رو پیدا کردیا...

654 بازدید، 30 پست، نویسنده: Kishe Mehr

  • Kishe Mehr



    تو هم بین پیغمبرا جرجیس رو پیدا کردیا... والله با این خروساشون :74:


    روزي روباه ، خروسي را گرفت و دويد تا او را در يك جاي امن بخورد .
    خروس كه جان خود را در خطر ديد سعي كرد كه حقه اي به روباه بزند تا او دهانش را باز كند و از دست او فرار كند بنابراين به او گفت : اگر مرا ول كني در حق تو دعاي خير مي كنم .
    اما روباه كه خيلي زرنگ بود جواب نداد و در دلش گفت : اگر دعاي تو اجابت مي شود براي خودت دعا كن .
    خروس دوباره كفت : اگر مرا آزاد كني هر شب يك مرغ چاق و چله برايت مي آورم .
    روباه جواب نداد و در دلش گفت : تمام كساني كه گرفتار مي شوند همين حرف را ميزند .
    خروس هر چه حرف زد و سعي كرد كه روباه جوابي به او بدهد موفق نشد تا اينكه وارد خرابه اي شدند . خروس ديد كه ديگر فرصتي براي او نمانده است ، به روباه گفت : حالا كه مي خواهي مرا بخوري در اين دم آخر از تو خواهشي دارم ، من خروس دين داري هستم لااقل قبل از خوردنم نام يكي از پيغمبرها را ببر تا راحتتر بميرم . و او را به خدا قسم داد كه نام يكي از پيفمبرها راببرد .
    خروس مي خواست تا از فرصت استفاده كند و هنگاميكه روباه دهنش با ز مي شود تا نام يك پيغمبر را مي برد ، فرار كند .
    روباه كه خيلي زرنگ بود متوجه منظور خروس شد ، ولي چون دلش به حال خروس سوخت خواست تا آرزوي او را برآورده كند و همانطور كه گردن خروس را با دندانش گرفته بود گفت : جرجيس ( جرجيس يكي از پيامبران عهد قديم است ) و با اين حيله هم خواست خروس را برآورده كرد و هم مجبور نبود كه دهانش را باز كند .

    نمایش یا پنهان متن
    عطف به این پست :50:



  • نخبه

    خب پس داستان جرجیس این بود..... دیدی نمیتونی نگی؟ مگه جراتشو داری من ازت یه چی بپرسم و جواب ندی :43:

  • gilas

    245
    باشه دفعه بد خروس گرفتم میگم جرجیس :4:


  • نخبه

    نقل قول: The one
    هیجان انګیز بود!

    هیجان نداشت که.. خروسه نتونست فرار کنه :4:


  • نخبه

    نقل قول: The one
    نه هیجانش مال پشت صحنش بود همونجایی که مجی داشت انجیل رو برای آقا روباهه تلاوت می کرد

    گفتم نکنه مجی حواس منو پرت کرده با تلاوت زیباش و خروسه از دست روباهه در رفته منم که مبهوت صدای مجی نفهمیدم خروسه چیکار کرده دقیقا:23:


  • هاچو هاچو

    عجب خروس با خدایی بوده :4:

  • نخبه

    نقل قول: The one
    در این که صدای مجی قشنګه شکی نیست

    اره شکی هم باشه از خود ایت الله مجی مسئلتون میکنیم:4:

    نقل قول: The one
    ولی خروسه یحتمل داشته با کارګردان شورت کات میکرده که از آنجا جرقه ی تاپیک برخی آتیش سوزی میشه :23:

    یعنی دست خروسه و دست کارگردان و مجی همگی تو یه کاسه بوده؟
    حالا مگه تو کاسه چی بوده که این سه نفر همزمان با هم پریدن سر کاسه؟
    مجی بیا بگو چه خوراکی تو کاسه بود؟


  • نخبه

    نقل قول: The one
    توش دون بوده :23:

    دون چی بوده؟ هسته موز؟


  • star night

    245 245 245 245 245 264 264 264 264

    یا حضرت جرجیس


  • نخبه

    نقل قول: The one
    نه هسته ی همون هلو انجیریه ... :23:

    یعنی مجی رژیم دون هلو انجیری میگیره ؟ که اینجوری دستش تو اون کاسه بوده؟


  • نخبه

    نقل قول: The one
    نه اګه رژیم داشت که دستشو نمیبرد تو اون کاسه!! بذار خودش میاد توضیح میده خودمم نمیدونم :23:

    معلوم نیست کجا رفته باز دستش تو کدوم کاسس؟ این هر جا کاسه میبینه دستش رو میکنه توش:23: این روزا حساس شده به کاسه:23:


  • Kishe Mehr

    مرسی بچه ها :6: بیایید بغلم فقط فاصله ی 11 سانت رو رعایت کنید بچه ها :4: البته فقط خانوما :4:

    نقل قول: The one
    در ضمن مرسی خیلی جالب و قابل توجه هیجان انګیز بود!! اینم واسه کسانیکه پلت نیستن از بعضی ایجاد کننده ی تاپیکها تشکر کنن!! :4:

    شیرین دایی قیزی، هیفا بیردانا با تو بودا :45: یه تشکرم بکنی بد نیست :43:
    نقل قول: نخبه
    خب پس داستان جرجیس این بود..... دیدی نمیتونی نگی؟ مگه جراتشو داری من ازت یه چی بپرسم و جواب ندی

    :23: جک سال رو گفتیا :4: اگه از تو حساب می بردم و جرات نداشتم که اون جک کاکو محمود رو بهت میگفتم :23: :74: اینقده آتیش گرفتی وقتی بهت نگفتم نه؟؟؟؟؟ :4:
    نقل قول: نخبه
    هیجان نداشت که.. خروسه نتونست فرار کنه

    هیجانش به خوردن خروسه بود دیگه :4:


  • Kishe Mehr

    مرسی بچه ها :6: بیایید بغلم فقط فاصله ی 11 سانت رو رعایت کنید بچه ها :4: البته فقط خانوما :4:

    نقل قول: The one
    در ضمن مرسی خیلی جالب و قابل توجه هیجان انګیز بود!! اینم واسه کسانیکه پلت نیستن از بعضی ایجاد کننده ی تاپیکها تشکر کنن!! :4:

    شیرین دایی قیزی، هیفا بیردانا با تو بودا :45: یه تشکرم بکنی بد نیست :43:
    نقل قول: نخبه
    خب پس داستان جرجیس این بود..... دیدی نمیتونی نگی؟ مگه جراتشو داری من ازت یه چی بپرسم و جواب ندی

    :23: جک سال رو گفتیا :4: اگه از تو حساب می بردم و جرات نداشتم که اون جک کاکو محمود رو بهت میگفتم :23: :74: اینقده آتیش گرفتی وقتی بهت نگفتم نه؟؟؟؟؟ :4:
    نقل قول: نخبه
    هیجان نداشت که.. خروسه نتونست فرار کنه

    هیجانش به خوردن خروسه بود دیگه :4:

    نقل قول: The one
    نه هیجانش مال پشت صحنش بود همونجایی که مجی داشت انجیل رو برای آقا روباهه تلاوت می کرد :23:

    من کلا به پشت صحنه علاقه ی وافوری نه ببخشید علاقه ی وافری دارم :9:
    نقل قول: The one
    در این که صدای مجی قشنګه شکی نیست

    با مونی؟ :9: :4: :3: :1: :5: :6: :7: :8: :9: :10: :11: :9:
    نقل قول: هاچو هاچو
    عجب خروس با خدایی بوده :4:

    مقداری هم ریاکار بوده یره :4:
    نقل قول: نخبه
    یعنی دست خروسه و دست کارگردان و مجی همگی تو یه کاسه بوده؟

    نه من دست به کاسه ندارم من دست به زن :50: یا همون دست بزن دارم :4:
    نقل قول: نخبه
    مجی بیا بگو چه خوراکی تو کاسه بود؟

    هله هوله و حلوا :74:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: