₪ انجمن بوف بوفی ₪ » تصاویر دیدنی » ☺☻ فرشته خدا روزت مبـــــارک ☺☻
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » تصاویر دیدنی » ☺☻ فرشته خدا روزت مبـــــارک ☺☻

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2


☺☻ فرشته خدا روزت مبـــــارک ☺☻

570 بازدید، 28 پست، نویسنده: gilas

  • gilas

    تصویر در دسترس نیست


    256 241 روز جهانی کودک مبارک 241 256

    دنیای ما دریا است
    هر بچه ای ماهی است
    دریایی بی ماهی یک ذره زیبا نیست
    هر ماهی دریا رنگی به خود دارد
    برخی سیاه و سرخ برخی سفید و زرد
    این ماهیان با هم یک روی و یک رنگن
    بیگانه با کینه بیگانه با جنگن
    آنها نمی خواهند دریا شود بی آب
    از غصه میمیرن در خشکی و مرداب
    این پس اگر ماهی باشد ز دریا دور
    ماهی گریزان است از تنگ آب و تور
    زیبای ماهی زیبایی دریـــا است
    با آب و آزادیـــــــــــــــ دنیای ما زیبــــــــــــــــــــــــــا است


    تصویر در دسترس نیست





































    تصویر در دسترس نیست




  • حورا

    خیلی قشنگ بود .مبارک همه فرشته های کوچولو باشه :1:
    :buff:


  • هاچو هاچو

    نقل قول: gilas
    فرشته خدا روزت مبـــــارک

    اولش فکر کردم با منی 806
    وای چقدر من بچه هارو دوست دارم 1153


  • دلشاد

    واااای چقدر خوشحالم روزم مبارکه 307 307 307 307 307

  • ماهی

    واااااااااي گیل گیلـــــــــــــــــــــــــــی 301
    چه شعر خوشگلی بود...پر از ماهی بود 265 265 265 265 265
    نقل قول: gilas
    هر بچه ای ماهی است

    قربون همه ی بچه های دنیا بشم که ماهین :65:


  • mz56mz

    مباركتون باشه عزيزان گلم 408 408 408 1153 1153

  • sib

    کاشکی همه قدر این فرشته های کوچولو رو میدونستن.
    بعضی پدر مادرا ولی اصلا مواظب بچه هاشون نیستن.الان بان بودم.یه بچه کوچولو داشت با توپش تو بانک بازی میکرد.توپشو خی مینداخت زمین و مردمم با کفششون قل میدادن براش.بعد برمیداشت میکرد تو دهنش توپو.مادرشم داشت نگاه میکرد انگار نه انگار.میخواستم بگیرم بکنم کله مادرشو :62:


  • هاچو هاچو

    چقدر آهنگت ناز بود :8:

  • Life Dream

    روز گيلي و هاچو كائچو مبارك :4:

  • ژنرال

    مرسی گیلی خانوم :24:
    مبارک همه توشولوها باشه :10:


  • هاچو هاچو

    نقل قول: Life Dream
    روز گيلي و هاچو كائچو مبارك :4:

    ممنون یره :11: میای با هم عروسک بازی کنیم ؟ 1184


  • Life Dream

    نقل قول: هاچو هاچو
    میای با هم عروسک بازی کنیم ؟

    بيا بازي تونيم اول من چاي ميليزم 291


  • هاچو هاچو

    نقل قول: Life Dream
    بيا بازي تونيم اول من چاي ميليزم

    منم میرم یه خاله واسه خاله بازی پیدا کنم بیام :4: 351


  • maryamlondon1

    من هم با حرفهای ساناز موافقم .. دیروز خبر تکان دهنده تو یک سایت خواندم باور کنید از نراحتی همنجور احسان سفت بغلم کردم وبه مظلومیت اون طفل بی کناه اشک ریختم :79:

    این هم خبر دیروز ...

    نمایش یا پنهان متن
    پسر بچه ۲و ۵ ‌ساله با ضربات مشت و لگد مردی کشته‌شد که برای برقراری رابطه با مادر به محل زندگی او رفته بود.
    سلامت نیوز: قتل کودک به دست مرد معتاد از راز زندگی زنی پرده‌ برداشت که برای گذران زندگی‌اش مجبور به انجام اعمال خلاف اخلاق شده بود.

    پسر بچه ۲و ۵ ‌ساله با ضربات مشت و لگد مردی کشته‌شد که برای برقراری رابطه با مادر به محل زندگی او رفته بود.

    ۱۶ مهر سال گذشته خادم امامزاده‌ای در ورامین به ماموران پلیس خبر داد چند زن و مرد بدون داشتن جواز برای دفن جسدی به قبرستان مراجعه کرده‌اند.

    زمانی که ماموران به محل رسیدند متوجه شدند دو زن و یک مرد در حال دفن جسد کودکی هستند که جسم خون‌آلودش نشان می‌دهد دچار جراحات عمیقی شده‌است. ماموران بازپرس جنایی را در جریان قرار دادند و به دستور او هر سه متهم بازداشت شدند و جسد کودک نیز به پزشکی قانونی انتقال یافت.

    زمانی که پلیس مته‌مان را مورد بازجویی قرار داد هر کدام از آن‌ها ادعایی را مطرح کردند و در ‌‌نهایت دچار تناقض‌گویی شدند و یکی از مته‌مان به نام بلقیس جزییات قتل ابوالفضل، کودک ۲. ۵ ساله را فاش کرد.

    این زن گفت: ابوالفضل پسر من است من عاشق فرزندم بودم اما زندگی تلخ من او را هم بدبخت کرد. من با پدر ابوالفضل چند سال قبل آشنا شدم. هر دو ما معتاد بودیم، به همین خاطر هم خانواده‌هایمان ما را طرد کردند. اعتیاد شوهرم آنقدر شدید بود که ما نمی‌توانستیم خودمان را اداره کنیم. به همین خاطر من مجبور شدم کارهای خلاف بکنم تا خرج مواد شوهرم و غذایمان را دربیاورم. مدتی بعد صاحب فرزندی شدیم که نامش را ابوالفضل گذاشتیم. اعتیاد شوهرم شدید‌تر و شدید‌تر شد. من هم معتاد بودم اما نه به اندازه او. شوهرم هرچند وقت یک‌بار ما را ترک می‌کرد و می‌رفت. خانه‌ای نداشتم. نمی‌توانستم برای بچه‌ام چیزی بخرم، به همین خاطر مجبور بودم تن فروشی کنم البته بیشتر با مردی به نام مجتبی بودم و سعی می‌کردم تا وقتی که مجبور نشده‌ام با فرد دیگری نباشم. آن شب هم برای اینکه از مجتبی پولی بگیرم و غذا بخورم با او رابطه برقرار کردم. او نیمه‌شب به خاطر صدای گریه بچه عصبانی شد و پسرم را زد و باعث مرگ او شد.

    بررسی‌های پلیس نشان داد بلقیس با زنی به نام رز که او نیز زنی خلافکار است دوست است و آن‌ها با هم در یک گاوداری زندگی می‌کردند. آن‌ها نیمه شب‌ها مخفیانه وارد گاوداری می‌شدند تا شب را به صبح برسانند. آن شب نیز با کمک مجتبی وارد گاوداری شدند و بعد از اینکه مجتبی مقدار زیادی شیشه مصرف کرد قصد برقراری ارتباط با بلقیس را داشت که به خاطر گریه‌های ابوالفضل نتوانست و کودک ۲. ۵ ساله را به قتل رساند.

    مجتبی بعد از اعترافات بلقیس به قتل ابوالفضل اقرار کرد و گفت: شیشه کشیده‌بودم و تحمل صدا را نداشتم و گریه‌های ابوالفضل هم خیلی اذیتم می‌کرد. برای اینکه بتوانم او را آرام کنم سرش داد زدم اما او بیشتر گریه کرد. خیلی عصبی شدم، نمی‌دانم چرا این کار را کردم، فقط یادم می‌آید خیلی محکم او را زدم و بعد هم پسرک بیهوش شد. وقتی به خودم آمدم ابوالفضل مرده‌بود. من نمی‌خواستم او را بکشم چون دوستش داشتم، بچه بانمکی بود.

    مجتبی گفت: وقتی ابوالفضل فوت شد بلقیس خیلی ناراحت بود. او خیلی گریه می‌کرد، ما نمی‌دانستیم باید جسد را چه کنیم و با پیشنهاد من و کمک رز جنازه را به قبرستان امامزاده‌ای در آن نزدیکی بردیم و داشتیم زمین را می‌کندیم تا آن را دفن کنیم که یکباره خادم امامزاده رسید و ما را دید.

    او در مورد اینکه چرا جسد را در گاوداری دفن نکردند گفت: صاحب گاوداری ما را دیده‌بود و امکان اینکه دستمان روشود زیاد بود، به همین خاطر هم تصمیم گرفتیم در گاوداری کاری نکنیم. اظهارات مجتبی در مورد وارد آوردن یک ضربه به بدن کودک ۲. ۵ ساله درحالی بود که پزشکی قانونی اعلام کرد؛ ابوالفضل هدف ضربات مهلکی قرار گرفته‌است و شکستگی عمیقی در ناحیه پیشانی این کودک وجود دارد که نشان‌دهنده برخورد جسم سخت به صورت اوست. چشم راست این کودک نیز تخلیه شده و شکستگی‌هایی در منطقه قدامی قفسه سینه این کودک دیده می‌شود.

    در آخرین مرحله، ماموران پلیس رز، دوست بلقیس را مورد بازجویی قرار دادند. او اتهام خود را قبول کرد و گفت: من در قتل نقشی نداشتم و بعد از قتل وقتی دیدم که دوستم به درد‌سر افتاده است سعی کردم به او کمک کنم و به‌همین دلیل همراه او رفتم که جسد را دفن کند.

    بلقیس مادر بی‌عاطفه‌ای نبود. هرچند گاهی از دست بچه خسته می‌شد اما این به خاطر بی‌علاقگی او نبود. به خاطر این بود که اعتیاد داشت و پولی هم نداشت و پدر بچه‌اش هم به خاطر اعتیادش از او سوءاستفاده می‌کرد.

    با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست به اتهام قتل عمد برای مجتبی و معاونت در قتل برای بلقیس و رز و همچنین اشاره به زنای محصنه بلقیس پرونده برای رسیدگی به شعبه ۷۱ دادگاه کیفری‌استان تهران فرستاده شد.

    قاضی عزیزمحمدی- رییس دادگاه- بعد از مطالعه پرونده به خاطر نواقصی که در مرحله تحقیق در این خصوص وجود داشت پرونده را برای برطرف کردن نواقص به دادسرای ورامین برگرداند و با برطرف شدن این نواقص مجتبی، بلقیس و رز به زودی محاکمه خواهند شد.


  • Kishe Mehr

    وای وای من اینقذه نی نی دوس دالممممم 1153
    عمه و عموهام اینا هر کدومشون حداقل یکی نی نی دارن هر موقع می بینمشون کلی بوسشون میکنم :8:


  • gilas

    نقل قول: حورا
    خیلی قشنگ بود

    :11:

    نقل قول: هاچو هاچو
    اولش فکر کردم با منی

    شما فعلا جوجو جنگولگ باز هستی تا بعد ببینم فرشته میشی یا نه :4:

    نقل قول: دلشاد
    واااای چقدر خوشحالم روزم مبارکه

    :4:

    نقل قول: ماهی
    چه شعر خوشگلی بود...پر از ماهی بود

    داشتم شعرشو مینوشتم همش میگفت وای چقدر ماهی قرمز :10:

    نقل قول: mz56mz
    مباركتون باشه عزيزان گلم

    عمو جونم 1153

    نقل قول: sib
    بعضی پدر مادرا ولی اصلا مواظب بچه هاشون نیستن.الان بان بودم.یه بچه کوچولو داشت با توپش تو بانک بازی میکرد.توپشو خی مینداخت زمین و مردمم با کفششون قل میدادن براش.بعد برمیداشت میکرد تو دهنش توپو.مادرشم داشت نگاه میکرد انگار نه انگار.میخواستم بگیرم بکنم کله مادرشو

    واقعا بعضیا لیاقت بچه داشتن رو ندارن :87:

    نقل قول: هاچو هاچو
    چقدر آهنگت ناز بود

    اوهوم :65:

    نقل قول: Life Dream
    روز گيلي و هاچو كائچو مبارك

    مبالک بچه یوفوها هم باشه :10:

    نقل قول: میرزا
    مرسی گیلی خانوم

    گیلی خانم :56:

    نقل قول: هاچو هاچو
    میای با هم عروسک بازی کنیم ؟

    علوسک مال خودمه بلو با قام قامت بازی تون :10:

    نقل قول: Life Dream
    بيا بازي تونيم اول من چاي ميليزم

    منم بَه بَه میخوام :2:

    نقل قول: هاچو هاچو
    منم میرم یه خاله واسه خاله بازی پیدا کنم بیام

    :10:


  • gilas

    نقل قول: maryamlondon1
    این هم خبر دیروز ...

    بی وجدانای حیوون :14: :20:

    نقل قول: Kishe Mehr
    وای وای من اینقذه نی نی دوس دالممممم

    شما اینجا چه میکنی رو بشین رو صندلی که کارت داریم :74:


  • ماهی

    بابا این خاله بازی چیز خوبی نیست اصلا :7:
    وقتی بچه بودم من بدبختو همیشه می کردن عروس :2: آخرش این زود عروس شدن کار دستمون داد :2:
    گلای لاله عباسی توی باغچه رو هم می مالیدن به لوپام و لبام.. :9:
    یه شنل توری هم مامانم داشت می انداختن رو سرم :9:


  • arash52

    روز تو هم مبارک عسیسم :4:

  • gilas

    نقل قول: ماهی
    وقتی بچه بودم من بدبختو همیشه می کردن عروس آخرش این زود عروس شدن کار دستمون داد
    گلای لاله عباسی توی باغچه رو هم می مالیدن به لوپام و لبام..
    یه شنل توری هم مامانم داشت می انداختن رو سرم

    ای جااااانم 1153 علوس ماهی 1153

    نقل قول: arash52
    روز تو هم مبارک عسیسم

    ایشالا روز شما آقا جون آرش عسسسیسسسسسسس :10:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: