₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » احساسات بسیار جالب یک شوهر در نصف شب
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » احساسات بسیار جالب یک شوهر در نصف شب

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



احساسات بسیار جالب یک شوهر در نصف شب

608 بازدید، 18 پست، نویسنده: maryamlondon1

  • maryamlondon1


    زن نصف شب از خواب بیدار می‌‌شود و می‌‌بیند که شوهرش در رختخواب نیست،

    ربدشامبرش را می‌‌پوشد و به دنبال او به طبقه ی پایین می‌‌رود،و شوهرش در آشپزخانه نشست بود

    در حالی‌ که یک فنجان قهوه هم روبرویش بود . در حالی‌ که به دیوار زل زده بود در فکری عمیق فرو رفته بود…

    زن او را دید که اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و قهوه‌اش را می‌‌نوشید…

    زن در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد آرام زمزمه کرد :

    “چی‌ شده عزیزم؟ چرا این موقع شب اینجا نشستی؟”

    شوهرش نگاهش را از قهوه‌اش بر می‌‌دارد و میگوید :

    هیچی‌ فقط اون موقع هارو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات می‌‌کردیم، یادته؟

    زن که حسابی‌ تحت تاثیر احساسات شوهرش قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد

    گفت: “آره یادمه…”

    شوهرش به سختی‌ گفت:

    _ یادته که پدرت ما رو وقتی‌ که رو صندلی عقب ماشین بودیم پیدا کرد؟
    _آره یادمه (در حالی‌ که بر روی صندلی‌ کنار شوهرش نشست…)

    _یادته وقتی‌ پدرت تفنگ رو به سمت من نشون گرفته بود و گفت

    که یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان ؟!

    _آره اونم یادمه…

    مرد آهی می‌‌کشد و می‌‌گوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم


    :23: :23:


  • Holtek

    نقل قول: maryamlondon1
    مرد آهی می‌‌کشد و می‌‌گوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم


    بیچاره زنه چه حالی داشته :23:


  • soheyla

    maryamlondon1,

    سلام و سپاس :46: .
    خیلی جالب بود :72: .

    نقل قول: Dr.GSM
    بیچاره زنه چه حالی داشته :23:

    بیچاره شوهر ه چه حالی داشته . تو بیست سال چی کشیده ... :83:


  • hadi04

    آخی !!!!!! راست میگه خدایی اونوقت تازه به سرش میزد بره ازدواج کنه :83:

  • ژنرال

    تازه قبل از اتمام بیست سال، بهش عفو هم میخورد ! 427

    کلاه بزرگی سرش رفته :4:


  • دلشاد

    نقل قول: maryamlondon1

    مرد آهی می‌‌کشد و می‌‌گوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم

    247 247 247 247 247 247 247 247 247 247 247 247


  • sib

    مرسی مامان مریم :83:

  • Life Dream

    نقل قول: maryamlondon1
    _آره اونم یادمه…

    مرد آهی می‌‌کشد و می‌‌گوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم

    مامان مريم دوباره خودموني شدي، ايول مامان مريم رو ايول :80: :80:
    :23: :23:


  • ماهی

    همونجا یه تابه ای چیزی باید .ر می داشت خانومه..از اون حال درش می آورد:10:
    :23: :23: :23: :23:


  • چکاوک

    مرسی مرمری جونم :8:

  • The one

    نقل قول: میرزا
    تازه قبل از اتمام بیست سال، بهش عفو هم میخورد !

    تازه اگه میرفت زندان بلژیک اصن نمیومد بیرون :23:

    مرسی مریم جونم مردها کم وبیش هویجوری مهربونن :4: :8: :11:


  • gilas

    زن الان باید میرفت تفنگ بابا رو می آورد :4:

  • هاچو هاچو

    ایول مامان مریم :23:
    نمایش یا پنهان متنمیگم مامان شما معلومه طرفدار ما آقایونی :4: بیا تو گروه ما.......... :56:


  • maryamlondon1

    Dr.GSM,
    soheyla,
    hadi04,
    میرزا,
    دلشاد,
    sib,
    نقل قول: Life Dream
    مامان مريم دوباره خودموني شدي، ايول مامان مريم رو ايول

    نه خیانت نمی کنم 804
    نقل قول: ماهی
    همونجا یه تابه ای چیزی باید .ر می داشت خانومه..از اون حال درش می آورد

    اره از این تابه های چینی سنگین تو سرش میزد تا بفهمه ریز دیدن زن چه لذتی داره :83:
    نقل قول: چکاوک
    ا

    نقل قول: The one
    تازه اگه میرفت زندان بلژیک اصن نمیومد بیرون

    :4:
    نقل قول: نخبه

    نقل قول: gilas
    زن الان باید میرفت تفنگ بابا رو می آورد

    اگه من بودم حتما این کار میکردم :83:
    نقل قول: هاچو هاچو
    میگم مامان شما معلومه طرفدار ما آقایونی بیا تو گروه ما..........

    ابدا التماس نکن . 804
    نمایش یا پنهان متناقایون تاج سرمون :6:


  • maryamlondon1

    Dr.GSM,
    soheyla,
    hadi04,
    میرزا,
    دلشاد,
    sib,
    نقل قول: Life Dream
    مامان مريم دوباره خودموني شدي، ايول مامان مريم رو ايول

    نه خیانت نمی کنم 804
    نقل قول: ماهی
    همونجا یه تابه ای چیزی باید .ر می داشت خانومه..از اون حال درش می آورد

    اره از این تابه های چینی سنگین تو سرش میزد تا بفهمه ریز دیدن زن چه لذتی داره :83:
    نقل قول: چکاوک
    ا

    نقل قول: The one
    تازه اگه میرفت زندان بلژیک اصن نمیومد بیرون

    :4:
    نقل قول: نخبه

    نقل قول: gilas
    زن الان باید میرفت تفنگ بابا رو می آورد

    اگه من بودم حتما این کار میکردم :83:
    نقل قول: هاچو هاچو
    میگم مامان شما معلومه طرفدار ما آقایونی بیا تو گروه ما..........

    ابدا التماس نکن . 804
    نمایش یا پنهان متناقایون تاج سرمون :6:

    قربون خندهاتون برم الهی


  • maryamlondon1

    Dr.GSM,
    soheyla,
    hadi04,
    میرزا,
    دلشاد,
    sib,
    نقل قول: Life Dream
    مامان مريم دوباره خودموني شدي، ايول مامان مريم رو ايول

    نه خیانت نمی کنم 804
    نقل قول: ماهی
    همونجا یه تابه ای چیزی باید .ر می داشت خانومه..از اون حال درش می آورد

    اره از این تابه های چینی سنگین تو سرش میزد تا بفهمه ریز دیدن زن چه لذتی داره :83:
    نقل قول: چکاوک
    ا

    نقل قول: The one
    تازه اگه میرفت زندان بلژیک اصن نمیومد بیرون

    :4:
    نقل قول: نخبه

    نقل قول: gilas
    زن الان باید میرفت تفنگ بابا رو می آورد

    اگه من بودم حتما این کار میکردم :83:
    نقل قول: هاچو هاچو
    میگم مامان شما معلومه طرفدار ما آقایونی بیا تو گروه ما..........

    ابدا التماس نکن . 804
    نمایش یا پنهان متناقایون تاج سرمون :6:

    قربون خندهاتون برم الهی..


  • Life Dream

    چه مامان مريم خوبي، سه بار جواب دوستاشو داده تا روو جواباش تاكيد بيشتري كرده باشه! :4:
    حالا از وقتي تصادف كردي بيشتر هواي ما رو داري، خدايي نكرده كلت به فرمون ماشين نخورده كه! :56:
    نمایش یا پنهان متن :6: :6:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: