₪ انجمن بوف بوفی ₪ » زنان و مردان » به نظرشما آقایان چه کار می کردند؟!
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » زنان و مردان » به نظرشما آقایان چه کار می کردند؟!
1 2

بدون عکس

به نظرشما آقایان چه کار می کردند؟!

936 بازدید، 23 پست، نویسنده: maryamlondon1

  • maryamlondon1




    بر بالای تپه ای در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمی و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است:

    افسانه حاکی از آن است که در قرن 15، لشکر دشمن این شهر را تصرف و قلعه را محاصره می کند. اهالی شهر از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان، برای رهایی از چنگال مرگ به داخل قلعه پناه می برند.

    فرمانده دشمن به قلعه پیام می فرستد که قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند.

    پس از کمی مذاکره، فرمانده دشمن به خاطر رعایت آیین جوانمردی و بر اساس قول شرف، موافقت می کند که هر یک از زنان دربند، گرانبها ترین دارایی خود را نیز از قلعه خارج کند به شرطی که به تنهایی قادر به حمل آن باشد.

    ناگفته پیداست که قیافه حیرت زده و سرشار از شگفتی فرمانده دشمن به هنگامی که هر یک از زنان شوهر خود را کول
    گرفته و از قلعه خارج می شدند بسیار تماشایی بود!



    به نظرشما اگه قضیه بر عکس بود آقایان چه کار می کردند؟! :15:


  • Holtek

    نمایش یا پنهان متنجزو پوکیده هاست :4:

    زن هم زنهای قدیم ، مثل رستم بودن :1:


  • نخبه

    نقل قول: maryamlondon1
    به نظرشما اگه قضیه بر عکس بود آقایان چه کار می کردند؟! :15:

    این که واضحه مادراشون رو کول میکردن میبردن بیرون:23:


  • gilas

    نقل قول: maryamlondon1
    به نظرشما اگه قضیه بر عکس بود آقایان چه کار می کردند؟!

    هیچی بدیو بدیو میرن بیرون :4:


  • دلشاد

    نقل قول: maryamlondon1
    به نظرشما آقایان چه کار می کردند؟!

    شکر خدا + زندگی آسوده


  • ژنرال

    نقل قول: maryamlondon1
    به نظرشما اگه قضیه بر عکس بود آقایان چه کار می کردند؟! :15:

    آخه ما چه دارایی ای جز اون دل مهربونمون داریم؟ :8:

    نمایش یا پنهان متن :50:


  • ماهی

    نقل قول: maryamlondon1
    به نظرشما اگه قضیه بر عکس بود آقایان چه کار می کردند؟! :15:

    وااااااای یاد یه خاطره ای افتادم که جواب سوال شما توشه :23:
    چند وقت پیش با خواهر و شوهر خواهرم توی جاده میرفتیم.توی راه بوشهر بود.شوهر خواهرم می خواست از یه گردنه خلوت ادامه بده که مسیرو کوتاه می کرد.خواهر م گفت شبه..اینجا خیلی خلوته بهتره نریم از اینجا.خلاصه شوهر خواهرم گفت چیزی نیست و رفت توی گردنه.
    توی جاده ساعت 1 نصف شب فقط ما بودیم.کم کم یه ماشین پراید به ما نزدیک شد.اما سرعتمونو که زیاد می کردیم سرعتشو زیاد می کرد و برعکس.بهش مشکوک شده بودیم و می ترسیدیم.خواهرم گفت : بهت گفتم از این ور نیا...این چرا اینطوری م یکنه؟
    شوهر خواهرمم خودش خیلی ترسیده بود..خیلی که احساس خطر کرد وسط رانندگی کیف پولشو توی زیپ روکش صندلی قایم کرد... :23:
    به خیر گذشت و اون از ما فاصله گرفت.من فکر کردم خواهرم متوجه نشده و چیزی نگفتم...اما وقتی آروم شد به شوهرش گفت: حالا همه ی نگرانی تو کیف پولت بود؟ که توی این گردنه ی مارپیچ براش دنبال جا می گشتی؟:83:


  • ژنرال

    نقل قول: ماهی
    من فکر کردم خواهرم متوجه نشده و چیزی نگفتم...اما وقتی آروم شد به شوهرش گفت: حالا همه ی نگرانی تو کیف پولت بود؟ که توی این گردنه ی مارپیچ براش دنبال جا می گشتی؟:83:

    کیف پولشو قایم کرده که اگر لازم شد، بدون دغدغه از شما دفاع کنه! :24:


  • Holtek

    [quote=ماهی]وااااااای یاد یه خاطره ای افتادم که جواب سوال شما توشه :23:
    چند وقت پیش با خواهر و شوهر خواهرم توی جاده میرفتیم.توی راه بوشهر بود.شوهر خواهرم می خواست از یه گردنه خلوت ادامه بده که مسیرو کوتاه می کرد.خواهر م گفت شبه..اینجا خیلی خلوته بهتره نریم از اینجا.خلاصه شوهر خواهرم گفت چیزی نیست و رفت توی گردنه.
    توی جاده ساعت 1 نصف شب فقط ما بودیم.کم کم یه ماشین پراید به ما نزدیک شد.اما سرعتمونو که زیاد می کردیم سرعتشو زیاد می کرد و برعکس.بهش مشکوک شده بودیم و می ترسیدیم.خواهرم گفت : بهت گفتم از این ور نیا...این چرا اینطوری م یکنه؟
    شوهر خواهرمم خودش خیلی ترسیده بود..خیلی که احساس خطر کرد وسط رانندگی کیف پولشو توی زیپ روکش صندلی قایم کرد... :23:
    به خیر گذشت و اون از ما فاصله گرفت.من فکر کردم خواهرم متوجه نشده و چیزی نگفتم...اما وقتی آروم شد به شوهرش گفت: حالا همه ی نگرانی تو کیف پولت بود؟ که توی این گردنه ی مارپیچ براش دنبال جا می گشتی؟:83:[/quote]
    [quote
    منم یاد یه خاطره افتادم اما بی ربط:
    یبار تو اتوبان می اومدم دیدم یه پراید داره برعکس میاد منم اینجوری شدم :89: هی سرعتمو کم کردم آخر سر دیدم یه امداد خودروییه از پشت داره اینو میکشه
    یبار هم شب بود دیدم عین همین یکی داره با سرعت میاد طرفم هی کشیدم کنار دیدم نه نمیشه از چراغاش معلوم بود که داره بهم میرسه چشامو بستم ، وقتی باز کردم دیدم قطاره داره از کنار جاده رد میشه :23:
    البته اینارو فکر کنم باید تو تاپیک نخبه میذاشتم :4:


  • ماهی

    نقل قول: Dr.GSM
    سر دیدم یه امداد خودروییه از پشت داره اینو میکشه

    نقل قول: Dr.GSM
    یبار هم شب بود دیدم عین همین یکی داره با سرعت میاد طرفم هی کشیدم کنار دیدم نه نمیشه از چراغاش معلوم بود که داره بهم میرسه چشامو بستم ، وقتی باز کردم دیدم قطاره داره از کنار جاده رد میشه :23:

    :23: :23: :23: :23:
    انگار تو هم دست به سوتیت بد نیست...حتما یه سر برو تاپیک نخبه :23: :23: :23:


  • چکاوک

    ماهی,
    :83:
    مرسی مرمری جونی خودممممممممم :8: :11:


  • Life Dream

    ماهی,
    به احتمال خيلي زياد اونم يه خانواده بوده مثل شما! اين جور وقتا كه توو تاريكي و نصف شب از جاده هاي خلوت ميگذرند، وقتي دو ماشين به طور اتفاقي به هم نزديك ميشند، براي امنيت از دست راهزنان سعي ميكنند در كنار هم رانندگي كنند!! ترس شما يكم بيمورد بوده! زياد برام پيش اومده! :1:
    ولي اگه ديديد ديگه فاصلشو غير منطقي داره با شما كم ميكنه اينجاست كه ديگه بايد فلنگو ببنديد! :23:


  • Life Dream

    واي تاپيك مامان مريمو يادم رفت!! :38:

    خوب مامان مريم اين سوال كردن داره!! معلومه كه آقايون هم بودن همين كارو ميكردن! البته شايد بعضياشون چند تا چندتا هم حمل ميكردن!! :4:


  • ماهی

    نقل قول: Life Dream
    البته شايد بعضياشون چند تا چندتا هم حمل ميكردن!!

    :23: :23: :23: :23:


  • maryamlondon1

    نقل قول: Dr.GSM
    جزو پوکیده هاست

    اره میدونم پوکیده . نیتم خیره اخه دارم از فداکاری ها ی زنا یاد می کنم :4:
    نقل قول: Gabriel
    کیف پولشو قایم کرده که اگر لازم شد، بدون دغدغه از شما دفاع کنه!

    اره مستر محسن راست میگه :83:
    نقل قول: Life Dream
    خوب مامان مريم اين سوال كردن داره!! معلومه كه آقايون هم بودن همين كارو ميكردن! البته شايد بعضياشون چند تا چندتا هم حمل ميكردن!!

    اره راست میگی اخه اقایون همیشه دنبال غنائم جنگی هستن :4:
    نقل قول: Life Dream
    ولي اگه ديديد ديگه فاصلشو غير منطقي داره با شما كم ميكنه اينجاست كه ديگه بايد فلنگو ببنديد!

    من هم یک وقتها شب ساعت 9 ونیم میرم دنبال شماره چهار از پایگاه هوائی بیارمش خونه باز میترسم ودر ماشین قفل می کنم :10:
    نقل قول: چکاوک
    مرسی مرمری جونی خودممممممممم

    :8: :11:
    نقل قول: ماهی
    شوهر خواهرمم خودش خیلی ترسیده بود..خیلی که احساس خطر کرد وسط رانندگی کیف پولشو توی زیپ روکش صندلی قایم کرد...

    :83: چه فکری کرده افرین
    نقل قول: Gabriel
    آخه ما چه دارایی ای جز اون دل مهربونمون داریم؟

    اخه قربون اون دل مهربونت برم من چه از خود راضی :23:
    نقل قول: gilas
    هیچی بدیو بدیو میرن بیرون

    اره به زنا هم سفارش میکنن تو قیامت شفاعتشون بکنن :23:
    نقل قول: Dr.GSM
    زن هم زنهای قدیم ، مثل رستم بودن

    من صدا کردی :5:


  • Life Dream

    نقل قول: maryamlondon1
    اره راست میگی اخه اقایون همیشه دنبال غنائم جنگی هستن

    نه اينكه خانمها از آب گل آلود ماهي نميگيرن!!! :83:
    نقل قول: maryamlondon1
    من هم یک وقتها شب ساعت 9 ونیم میرم دنبال شماره چهار از پایگاه هوائی بیارمش خونه باز میترسم ودر ماشین قفل می کنم

    9.30 كه خيلي زوده هنوز!! آهان آره خوب اگه بفهمون شما مامان مريم هستيد ميدزدنتون! :10:


  • الهام

    جالب بود ممنون :46:

  • maryamlondon1

    نقل قول: نخبه
    این که واضحه مادراشون رو کول میکردن میبردن بیرون

    نه شیرین جون مادرش میخواهد چکار تازه جرعت نمی کنه :83:


  • maryamlondon1

    نمی دونم چرا اینجوری شده..قبلا گزینه حذف پست داشتیم الان نمیدونم چه شد ..مدیران عزیز میدونن راهنمائیم کنید :2:

  • maryamlondon1

    نقل قول: نخبه
    این که واضحه مادراشون رو کول میکردن میبردن بیرون

    نه بابا جرعت نمی کردن. :83:
    .
    نقل قول: Life Dream
    ه اينكه خانمها از آب گل آلود ماهي نميگيرن!!!

    ما از اب شن الود ماهی میگیرم :15: :5:
    نقل قول: Life Dream
    9.30 كه خيلي زوده هنوز!! آهان آره خوب اگه بفهمون شما مامان مريم هستيد ميدزدنتون!

    خوب انجا تا ساعت 7 البته زمستان خیابونا خلوت ونیمه تاریک هستن :19:






پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: