₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » چگونه دیوانه جلوه کنیم *قسمت آخر*
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » چگونه دیوانه جلوه کنیم *قسمت آخر*

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



چگونه دیوانه جلوه کنیم *قسمت آخر*

495 بازدید، 13 پست، نویسنده: KuRoSh

  • KuRoSh


    تصویر در دسترس نیست



    از پیف پاف به جای عطر استفاده کنید

    تو آفتابه توالت عمومی جوهر نمک بریزید

    با فرچه توالت خونه تون مسواک بزنید…=))


    عشقتان را با کش به خود ببندید تا هر وقت فرار کرد دوباره برگردد

    وقتی با کسی مشغول صحبت هستید آدامستان را در آورده و به دماقش بچسبانید

    روی زمین صاف مدام زمین بخورید

    از نرده پله های محل کارتان سر بخورید

    یک ماه مسواک نزنید تا دهانتان بوی سگ مرده بدهد

    به جای جوراب دستکش پایتان کنید و صندل لا انگشتی بپوشید

    روی زیر شلواری راه راه کمربند ببندید


    به خودتان لاستیکی ببندید

    شبها هنگام خواب پستانک مک بزنید

    هر کسی که توی خیابان دولا شد روی پشتش بپرید و هی هی کنید

    علف بخورید

    چای را توی نعلبکی ریخته و دراز بکشید و آنرا هورت بکشید

    توی گرمای تابستان پالتو بپوشید و از سرما بلرزید

    از پشت شیشه ماشین برای همه بیخود و بی جهت شکلک در بیاورید

    توی مراسم ختم بپرید وسط و برقصید

    پوست موز را بخورید و تویش را دور بیاندازید

    توی جلسات مهم آدامستان را باد کرده و بترکانید

    در جشن تولدهای کودکان فامیل دوره بیافتید و هر چه بادکنک می بینید بترکانید

    خلطتان را بالا کشیده و قورت دهید

    نان بربری را لای نان باگت گذاشته و با لذت گاز بزنید

    روی قرمه سبزی سس قرمز بریزید و پنیر رنده کنید

    برای پرنده ها به جای دانه خرده سنگ بپاشید و به ریششان بخندید

    توی تنگ ماهی الکل بریزید تا ماهی ها بیخیال گربه شوند


  • mati

    وای خدا اینارو دیگه از کجا میاری چه باحاله کلی خندیدم 247
    اینارو خودت بهشون عمل میکنی؟ آخه روی آواتارت تاثیر گذاشته :56:


  • نخبه

    نقل قول: Kurosh
    در جشن تولدهای کودکان فامیل دوره بیافتید و هر چه بادکنک می بینید بترکانید

    :9:


  • هاچو هاچو

    نقل قول: Kurosh
    وقتی با کسی مشغول صحبت هستید آدامستان را در آورده و به دماقش بچسبانید

    :23:
    نقل قول: Kurosh
    شبها هنگام خواب پستانک مک بزنید

    :23:
    نقل قول: Kurosh
    توی مراسم ختم بپرید وسط و برقصید

    :23:
    نقل قول: Kurosh
    برای پرنده ها به جای دانه خرده سنگ بپاشید و به ریششان بخندید

    :23:
    میگم این قسمت آخر تکرارش کی هست؟ :37:


  • الهام

    نقل قول: Kurosh
    علف بخورید

    با اين گروني چن وقت ديگه عادي ميشه :25:


  • KuRoSh

    نقل قول: الهام
    با اين گروني چن وقت ديگه عادي ميشه

    خوبه که هزاران هزار خاصیت داره :83:
    نقل قول: هاچو هاچو
    میگم این قسمت آخر تکرارش کی هست؟

    هفته آینده :1:
    نقل قول: gilas
    میگم بهش

    فراموش نشه لطفا :10:
    نقل قول: نخبه
    در جشن تولدهای کودکان فامیل دوره بیافتید و هر چه بادکنک می بینید بترکانید

    می دونم :3:
    نقل قول: mati
    اینارو خودت بهشون عمل میکنی؟ آخه روی آواتارت تاثیر گذاشته

    خوب معلومه که نهههههههههههه
    تازه کجاش رو دیدی :23:
    نقل قول: mati
    وای خدا اینارو دیگه از کجا میاری چه باحاله کلی خندیدم

    از بقال سرکوچه می خرم سفارشی برام میاره :83:
    منظورت از کلی چقدر هست


  • The one

    نقل قول: Kurosh
    چگونه دیوانه جلوه کنیم *قسمت آخر*

    خب خدا رو شکر دیگه وقتش بود همه عاقل بشن :4: :10:

    بامزه بود جلال جان مثل همیشه مرسی 491


  • ماهی

    :83:
    :83:
    نقل قول: Kurosh
    توی تنگ ماهی الکل بریزید تا ماهی ها بیخیال گربه شوند

    دلت می آد؟ :79:
    وای یاد خاطرات دوران کودکیم و یه پسرعمه اجلم افتادم.کارای اونم دست کمی از این کارا نداشت :4: فقط بعضی وقتا عمه م از دستش می نشست زار زار گریه می کرد.یه بار خونشون بخاری روشن بود بخاری بغل یه پاسیو بود که توش یه حوضچه ی کوچیک و چند تا ماهی قرمز کوچولو بودن.یه دفعه اومد یکی از ماهی ها رو گرفت زنده زنده انداخت روی بخاری :20:ماهی بچاره هی می پرید هی نصف پوستش کنده میشد :20:
    واااای ما جیغ می کشیدیم عمم نشسته بود می زد توی صورت خودش و نمی دونست چیکار کنه :23:
    اونم وایساده بود کنار احتمالا حال می کرد واسه خودش. :23:
    الان اینقدر آروم شده که حد نداره :5:


  • KuRoSh

    نقل قول: ماهی
    دلت می آد؟

    من که اصلان دلم نمی یاد :4:
    نقل قول: ماهی
    وای یاد خاطرات دوران کودکیم و یه پسرعمه اجلم افتادم.کارای اونم دست کمی از این کارا نداشت فقط بعضی وقتا عمه م از دستش می نشست زار زار گریه می کرد.یه بار خونشون بخاری روشن بود بخاری بغل یه پاسیو بود که توش یه حوضچه ی کوچیک و چند تا ماهی قرمز کوچولو بودن.یه دفعه اومد یکی از ماهی ها رو گرفت زنده زنده انداخت روی بخاری ماهی بچاره هی می پرید هی نصف پوستش کنده میشد واااای ما جیغ می کشیدیم عمم نشسته بود می زد توی صورت خودش و نمی دونست چیکار کنه

    عجب زلزله ای بود برای خودش در اون دوران :83:
    نقل قول: ماهی
    الان اینقدر آروم شده که حد نداره

    بیشتر مواقع این طوری هست اونایی که شیطون هستند یکمی که سر عقل میان عقلشون از آکبندی در میاد آروم میشن


  • KuRoSh

    نقل قول: ماهی
    دلت می آد؟

    من که اصلان دلم نمی یاد :4:
    نقل قول: ماهی
    وای یاد خاطرات دوران کودکیم و یه پسرعمه اجلم افتادم.کارای اونم دست کمی از این کارا نداشت فقط بعضی وقتا عمه م از دستش می نشست زار زار گریه می کرد.یه بار خونشون بخاری روشن بود بخاری بغل یه پاسیو بود که توش یه حوضچه ی کوچیک و چند تا ماهی قرمز کوچولو بودن.یه دفعه اومد یکی از ماهی ها رو گرفت زنده زنده انداخت روی بخاری ماهی بچاره هی می پرید هی نصف پوستش کنده میشد واااای ما جیغ می کشیدیم عمم نشسته بود می زد توی صورت خودش و نمی دونست چیکار کنه

    عجب زلزله ای بود برای خودش در اون دوران :83:
    نقل قول: ماهی
    الان اینقدر آروم شده که حد نداره

    بیشتر مواقع این طوری هست اونایی که شیطون هستند یکمی که سر عقل میان عقلشون از آکبندی در میاد آروم میشن :1:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: