₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » گل، دعوای گوزن‌ها را تماشا نمی‌کند!
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » گل، دعوای گوزن‌ها را تماشا نمی‌کند!

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2


گل، دعوای گوزن‌ها را تماشا نمی‌کند!

556 بازدید، 24 پست، نویسنده: baron jon

  • baron jon

    تصویر در دسترس نیست


    بهار بود و شیوانا در کنار چشمه‌ای نشسته بود و به گل‌ها و سبزه‌های بهاری نگاه می‌کرد و از طبیعت بهاری لذت می‌برد. در این هنگام جوانی غمگین و پریشان قدم‌زنان از راه رسید و کنار شیوانا نشست و در حالی که گلی کوچک را از کنار جوی آب می‌چید به شیوانا گفت: “خوش به حالتان که مثل من اینقدر غم و غصه ندارید؟”
    شیوانا در حالی که به گل چیده شده در دستان پسر جوان خیره مانده بود پرسید: “غم و اندوه تو به خاطر چیست که این گل باید تاوانش را پس بدهد؟”
    پسر گفت: “برای مهمانی از راه دور به منزل یکی از اقوام آمده‌ایم. اما هنوز چند ساعتی نگذشته که اختلافات قدیمی سر باز کرد و هر کسی دلیلی برای به جان هم پریدن و ناراحت ساختن بقیه پیدا کرد و من هم که خواستم وساطت کنم، فقط دشنام شنیدم. به همین خاطر از آنجا بیرون آمدم و شما را دیدم که چقدر آرام و آسوده کنار این جوی آب نشسته‌اید و از این همه غم و غصه فارغ هستید.”
    شیوانا گل مچاله شده را از دست جوان گرفت و با دست به دو تا گوزن نر اشاره کرد که در فاصله دور با همدیگر دعوا می‌کردند. سپس گفت :”عمر این گل خیلی کوتاه است و تو با چیدنش آن را کوتاه‌تر ساختی. این گل و همین‌طور همه گل‌هایی که در این دشت سبز شده‌اند فرصت ندارند که عمر کوتاه خود را به دعوای گوزن‌ها و شاخ‌بازی آنها هدر دهند. آنها بی‌اعتنا به همه گوزن‌هایی که دعوا می‌کنند از زندگی و عمر خود لذت می‌برند و حتی به سمت آنها نگاه هم نمی‌کنند چرا که همه گل‌ها خوب می‌دانند وقتی سهمیه عمر تعیین می‌کردند برای تماشای دعوای گوزن به آنها سهمیه اضافی داده نشده است.
    تو هم اگر می‌بینی به خاطر شرایط روزگار در بین جمعی قرار گرفته‌ای که به تقلید از گوزن‌ها می‌خواهند با شاخ در شاخ هم انداختن، نگاه و توجه و وقت و در واقع عمر دیگران را به سمت خود جلب کنند، بهتر است مانند این گل به زندگی نگاه کنی و اصلا به گوزن‌ها و شاخ بازی آنها توجهی نداشته باشی! اگر هم کسی دلیل این بی‌توجهی تو را پرسید به او بگو که برای تماشای دعوای گوزن‌ها سهمیه عمر اضافی به تو داده نشده است و سهمیه فعلی‌ات را هم برای تماشای گل‌ها نیاز داری!”


  • محسن صائب

    بهار عمر خواه ایدل و گرنه این چمن هر سال ** چو نسرین صد گل آرد بار و چو بلبل هزار ارد

  • gilas

    آخی چقدر ناز بود :65:

    دستت ندرده بارون پاکم :11:


  • بچه مثبت

    ممنون باران عزیز :46:
    یعنی اگه دیدیم دو نفر دارن دعوا میکنن راه خودمون رو بگیریم بریم؟!

    قبول دارم باید حال رو غنیمت شمرد اما گاهی نمیشه بی تفاوت بود!

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم

  • ماهی

    خیلی قشنگ بود باران..خیلی :65:

  • baron jon

    مرسي دوستان خوبم :1:
    محسن صائب :46:
    gilas:90:
    بچه مثبت :46:
    ماهي :90:
    نقل قول: بچه مثبت
    یعنی اگه دیدیم دو نفر دارن دعوا میکنن راه خودمون رو بگیریم بریم؟!

    نه ديگه اين طوري ... اگه تلاشمون رو كرديم و فايده اي نداشت :10:
    :4: حالا داستان اين جوري بود خوب شما اون نكته مثبت داستان رو ببينين فعلا منفي رو بذارين كنار :10:


  • الهام

    قشنگ بود.
    ازين به بعد ديدم تو خيابون گوزنا (بلا نسبت همه)شاخ به شاخ ميشن.نگاشون نميكنم 1084


  • دلشاد

    مرسی بارون جون زیبا بود

  • KuRoSh

    سپاس :72:
    با اون که قبلا خونده بودم ولی به دوباره خوندنش می ارزید :9:


  • ژنرال

    مرسی بارون خانوم عزیز :46:

    منم با نظر امین موافقم :16:


  • baron jon

    مرسي از همگي :46:
    نقل قول: Gabriel
    منم با نظر امین موافقم

    عجب حكايتي شد اين داستان :4: ميرم دم خونه شيوانا اعتراض مي كنم


  • ژنرال

    نقل قول: baron jon
    عجب حكايتي شد اين داستان :4: ميرم دم خونه شيوانا اعتراض مي كنم

    الان نرو رفته شهر بازی :4:

    اصل پیام رو متوجه شدم و قبول دارم :24:


  • KuRoSh

    نقل قول: baron jon
    ميرم دم خونه شيوانا اعتراض مي كنم

    خواستی بری یه خبری هم به من بده
    چند هزار تا سوال دارم ازش


  • baron jon

    نقل قول: Gabriel
    الان نرو رفته شهر بازی

    خوب آخرش كه مياد خونه ا ش :10: منتظر ميشم تا بياد جواب بده مردم معطل اند
    نقل قول: Kurosh
    خواستی بری یه خبری هم به من بده
    چند هزار تا سوال دارم ازش

    چشمم ! ميگم شخصا بياد سوالاتون رو جواب بده :10:
    حورا :90:


  • The one

    نقل قول: بچه مثبت
    قبول دارم باید حال رو غنیمت شمرد اما گاهی نمیشه بی تفاوت بود!

    موافقم
    نقل قول: Gabriel
    الان نرو رفته شهر بازی

    نقل قول: Kurosh
    خواستی بری یه خبری هم به من بده
    چند هزار تا سوال دارم ازش

    :23:

    میگم بارون جون اصلا بگو بیاد عضو سایت بشه بهش درخواست دوستی بدیم بچه ی خوبیه این شیوانا .. حیفه وقتشو تو فیس بوک تلف کنه :23:

    خیلی قشنگ بود فدات شم :8:


  • baron jon

    نقل قول: The one
    میگم بارون جون اصلا بگو بیاد عضو سایت بشه بهش درخواست دوستی بدیم بچه ی خوبیه این شیوانا .. حیفه وقتشو تو فیس بوک تلف کنه

    إإ واقعا ها ديدمش بهش پيشنهاد مي دم :56:
    the one
    sib

    مرسي دوستان عزيزم :90:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: