ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
&&& نمایش احساس با عکس &&&
دلشاد
▧ تصویر در دسترس نیست
میگویند یک روزی هست ..
که چرتکـه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند ...
و آن روز تـــو باید تــــاوان آن چه با من کردی را بدهی!
فقط نمیدانم ....
تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من میخورد!؟!
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
برای تو ...
برای چشمهایت !
برای من ...
برای دردهایم !
برای ما ...
برای این همه تنهایی
ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند ....!
▧ 2 تصویر این بخش در دسترس نیستبانو ... مرد نبوده ای تا بدانی سرت بر روی بازوانم ... امنیت تو نیست ... آرامش من است ...
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
با من بمـــان ... آنها که رفتن شان را طـــاقت آوردم ... تـــو نبودند
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
نه صدایش را نازک می کرد...
و نه دستانش را "آردی"...
از کجا باید به" گرگ" بودنش شک می کردم
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
کاش می توانستم راحت حرف بزنم ...
چیزی بگویم از دلتنگی ...
میان آدم های دلتنگی که در این اتاق مجازی جمع شدند ...
فقط می گویم منم مثل تو دلتنگم
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
زن ها گاهي اوقات چيزي نميگويند
چون به نظرشان لازم نيست كه چيزي گفته شود
با نگاهشان حرف ميزنند...
به اندازه يك دنيا حرف ميزنند
هرگز نبايد از چشمان هیچ زنی ساده گذشت...!!
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
اي كاش حوالي دل تو هم...
"باراني" بياید...
زميني تر شود...
بوي خاكي بلند شود
شايد كمي
"عاشقم" ميشدي...
باران به كنار....
لامصب اين روزها "پاييزست"...
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
منطقی که فکر میکنم
تنها ماندن با این حجم سنگین تنهایی حق من نبود ولی انتخاب خودم بود…
عجیب است که این همه درد وجودم را پُر کرده ولی ذرهای پشیمانی نه !
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
منو نميخواست
بتي كه از من ساخته بود رو ميخواست
واسه همين هر وقت خودم بودم دعوا داشتيم
بچه مثبت
و نه دستانش را "آردی"...
از کجا باید به" گرگ" بودنش شک می کردم
_____________________________
*این پرستوها با پرستوی خودمون فرق فوکوله ها
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
ماهی
که چرتکـه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند ...
و آن روز تـــو باید تــــاوان آن چه با من کردی را بدهی!
فقط نمیدانم ....
تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من میخورد!؟!
بهروز این کیه که حرفای دل منو دزدیده..باور کن این جمله خیلی وقتا از ذهنم عبور می کنه
چقدر قشنگه این جمله
اقایونا کاش یاد بگیرن..پسر فسقلی من که همه ی حالات منو از نگاهمم یفهمه
تنها ماندن با این حجم سنگین تنهایی حق من نبود ولی انتخاب خودم بود…
عجیب است که این همه درد وجودم را پُر کرده ولی ذرهای پشیمانی نه !
خیلی خیلی ....خیلی خیلی خیلی ....خیلی خیلی خیلی ....خیلی خیلی خیلی ....خیلی خیلی خیلی ....خیلی
بی نظیر بود
gilas
بچه مثبت
ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما کردی، تو بمان و دگران وای به حال دگران.
راستی یادم رفت به آبجی مریم و آرامش عزیز تبریک بگم
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
ماهی
ولی اونچه تو با من کردی به قیمت جوونیم تموم شد
واااااااای بازم اشکام....
الان یکی می آد تو ها
حورا
ازشعرها دیروز جایی خوندم........
ژنرال
که چرتکـه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند ...
و آن روز تـــو باید تــــاوان آن چه با من کردی را بدهی!
فقط نمیدانم ....
تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من میخورد!؟!
از اون حقایق به شدت تلخه . . .
خیلی زیبا . . .
عجب جملاتی...! مخصوصا دومی..
دردی به دل رسیــــد که آرام جان برفـــت . . .
وز هر که در جهان، به دریغ از جهان برفت . . .
بچه مثبت
وز هر که در جهان، به دریغ از جهان برفت . . .
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
maryamlondon1
چیزی بگویم از دلتنگی ...
میان آدم های دلتنگی که در این اتاق مجازی جمع شدند ...
فقط می گویم منم مثل تو دلتنگم
ممنون بهروز عزیزم .نمی دانم با چه زباني از شما تشکر کنم .. دلم گرفته واشکم امان نمیده
دلشاد
مامان مریم فقط میتونم بگم خدا بهتون صبر بده
The one
تنها ماندن با این حجم سنگین تنهایی حق من نبود ولی انتخاب خودم بود…
عجیب است که این همه درد وجودم را پُر کرده ولی ذرهای پشیمانی نه !
نمایش یا پنهان متن
فکر نمیکردم یه روز چاخان بشمبتي كه از من ساخته بود رو ميخواست
واسه همين هر وقت خودم بودم دعوا داشتيم
همینه
مرسی داداش گل و با احساسم مرحبا
مبارک دو عزیز نازنین باشه با ارزوی بهترینها و شکیبایی
دلشاد
Holtek
مرسي آقا بهروز خيلي زيبا بود
مخصوصا اون يوز پلنگه
منم مي فهمم
KuRoSh
ما که یاد داریم دیگران رو نمی دونم
یکی بیاد جلوی ماهی گلی رو بگیره الان تاپیک رو سیل بر می داره
جریان چیه چیه بهروز
EVANESCENCE
و نه دستانش را "آردی"...
از کجا باید به" گرگ" بودنش شک می کردم
چون به نظرشان لازم نيست كه چيزي گفته شود
با نگاهشان حرف ميزنند...
به اندازه يك دنيا حرف ميزنند
هرگز نبايد از چشمان هیچ زنی ساده گذشت...!!
مرسی بهروز جان تاپیکت حرف نداشت
ماهی
دیدین گریه هام الکی نبود؟ اصلا از دیروز یهو دلم مضطرب میشد...امروز پسرم با صورت زخمی از مدرسه اومد..دسته ی تنیس خورده گوشه ی چشمش
خیلی هول کردم
هاچو هاچو
Holtek
خیلی هول کردم 790 790 790
خدا رو شكر كه چيزيش نشده
نمایش یا پنهان متن
قضيه ديروزي من كه يادته با كله رفته بودم تو شيشه ، هنوز دماغ و زانوم درد ميكنه ، عينكم حالا به كنار ...ماهی
آره به شما خیلی خندیدم
نمایش یا پنهان متن
آخه تصورش که می کردم دانشجوهای دخترتوآخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→