ایران: دختر اسیدپاش که با حکم دادگاه کیفری استان همدان محکوم به قصاص شده بود، به خاطر عذاب وجدان، روز پنجشنبه در زندان به زندگیاش پایان داد.
▧ تصویر در دسترس نیست
مونا- 29 ساله- که کارشناس حسابداری بود، به دنبال رابطه پنهانی با همسر زن جوانی به نام طاهره بهرامی و در انتقامی کور، صبح 15 اردیبهشت سال 89 با طرح نقشه قبلی با یک ظرف چهار لیتری اسید به خانه طاهره رفت و او و دختر خردسالش را هدف اسیدپاشی قرار داد.
«مونا» مدتی بعد با ردیابیهای ویژه پلیسی دستگیر و به اسیدپاشی اعتراف کرد. او در جلسه محاکمه به هیأت قضایی دادگاه کیفری استان همدان گفت: جعفر- همسر طاهره- راننده مینیبوس محل کارم بود که یک سال قبل با هم آشنا شدیم.
او مدتی پس از دوستیمان قول ازدواج داد و گفت میخواهد از همسرش جدا شود اما با گذشت این مدت، هر وقت از او میپرسیدم چرا با هم ازدواج نمیکنیم، میگفت همسرش حاضر به جدایی نیست. مدتی بعد هم متوجه شدم جعفر از ارتباط پنهانیمان فیلم و عکس گرفته و از آنجا که مرا به ماده مخدر شیشه معتاد کرده بود، مجبور به اطاعت از حرفهایش بودم.
▧ تصویر در دسترس نیست
از سوی دیگر، به دلیل این که جعفر ذهنیت بسیار بدی از طاهره برایم ساخته بود، در تصمیمی هولناک به خانه طاهره رفتم و ظرف اسید را به صورتش پاشیدم. در همان لحظه دخترش- پانیذ- هم آنجا بود که او نیز آسیب دید. بدین ترتیب قضات دادگاه پس از پایان جلسه محاکمه، دختر اسیدپاش را به قصاص اعضای بدن و پرداخت دیه محکوم کردند. سپس پرونده برای اعلام نظر نهایی به دیوان عالی کشور ارسال شد.
▧ تصویر در دسترس نیست
صبح دیروز طاهره بهرامی- قربانی اسیدپاشی- گفت: باور نمیکنم او خودکشی کرده باشد. من و خانوادهام با شنیدن این خبر شوکه شده و باورمان نمیشود که او مرده باشد.
وی در ادامه گفت: صبح دیروز از زندان مرکزی همدان با ما تماس گرفتند و خبر دادند «مونا» خودش را حلقآویز کرده است. بلافاصله سایر زنان زندانی با اطلاع از موضوع مأموران را باخبر کرده و او با آمبولانس به بیمارستان بعثت- همدان- منتقل شد اما پزشکان پس از معاینات لازم، مرگ او را تأیید کردند.
طاهره در ادامه افزود: با این که مونا با این کارش چشمها، صورت و به عبارتی زندگیام را از من گرفت اما هرگز راضی به مرگش نبودم. حال آن که حکم قصاص از نظر قانونی و شرعی حق قانونیام بود، اما مونا هیچ وقت در جلسات محاکمه و یا بعد از حادثه یک بار هم توبه نکرد و با من حرفی نزد. البته در جلسه دادگاه جملهای گفت که هرگز آن را فراموش نمیکنم. «تو چیزی نداشتی؛ حالا هم که اسید پاشیدم، هیچ چیز نداری و باید تا آخر عمر خانهنشین باشی.» با این حال کینهای از او به دل نگرفتم و تصمیم داشتم در هنگام قصاص مانند «آمنه» که مجید را بخشید، من هم مونا را ببخشم.
وی درباره مجازات قصاص «مونا» گفت: وقتی حکم قصاص از سوی دادگاه کیفری استان همدان صادر شد، به خانوادهام گفتم من نمیتوانم حکم را اجرا کنم. چه کسی حاضر است به جای من حکم را اجرا کند که همه گفتند: «ما هم نمیتوانیم.» برخوردها نیز طوری بود که از قصاص مونا گذشت کنم. اما مونا و خانوادهاش یک بار هم با ما تماس نگرفتند.
قربانی اسیدپاشی ادامه داد: حدود یک هفته قبل که با کمک روزنامه و مردم نیکوکار به زیارت امام رضا(ع) رفته بودم در صحن امام هشتم(ع) با دل شکستهام راز و نیاز میکردم و به آقا گفتم: شما خودتان از حال و روزم خبر دارید و مونا هم محکوم به قصاص شده است اما نمیتوانم این حکم را اجرا کنم. پس آینده و سرنوشت خودم و «مونا» را به خداوند واگذار میکنم. حالا هم که از زیارت بازگشتهام خبر مرگ ناگهانی مونا را شنیدم. از یک طرف خوشحالم که حکم قصاص به دست من اجرا نشده است اما از سوی دیگر از مرگ او بسیار غمگین و شوکهام، چرا که او هم جوان بوده و هزاران آرزو داشت، هر چند به بیراهه رفت و مرتکب گناه و اشتباه بزرگی شد. شاید هم او تاوان گناهش را داده است، چراکه دنیا دار مکافات است.
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
مرسي مامان مريمي، امروز خواستم بزارم گفتم دوتا خبر بد دادم بزار اينو يكي ديگه بزاره ولي خيلي ناراحت كننده بود، زندگي دو خانواده سر هيچ تباه شد، البته حماقت اصلي رو اين خانمه اسيد پاش انجام داد!!
با این حال کینهای از او به دل نگرفتم و تصمیم داشتم در هنگام قصاص مانند «آمنه» که مجید را بخشید، من هم مونا را ببخشم.
اولین بار که این قسمت مطلب خوندم تو دلم بهش گفتم عقل نداره ... ولی دومین باری که این قسمت متن و خوندم موندم که به این خانم چه لقبی میشه داد !!! اگه من بجاش بودم از این موضوع نمیگذشتم و خودم قصاصش میکردم . اون همه ی زندگیش و از دست داده . فکرش و بکنید وقتی بچه اش و خانواده اش بهش نگاه میکنن چه حالی میشن !!تصاویرش بعد از اسیدپاشی هیچ وقت از یادم نمیرن . این بخشش ها آینده ی بدی و برای همه رقم میزنن . چون شخص اسی پاش امید واهی پیدا میکنه که میبخشنم و بعد از این شاهد معزلات بیشتری خواهیم بود .
نقل قول: maryamlondon1
البته در جلسه دادگاه جملهای گفت که هرگز آن را فراموش نمیکنم. «تو چیزی نداشتی؛ حالا هم که اسید پاشیدم، هیچ چیز نداری و باید تا آخر عمر خانهنشین باشی.»
با این تفاسیر اون خانم به خاطر عذاب وجدان خودکشی نکرده . اون فقط فکر غرورش بوده و نخواسته به دست طاهره یا خانواده اش قصاص بشه .
من دارم تو دلم هم به مونا فحش میدم هم به اون شوهره بی وجود.. ان شالله که جفتشون گور به گور شن این یه قسمتش رو بلند گفتم .. تازشم دلم میخاد فحش بدم اصلا هم دلم نمیسوزه
بابا چاه فاضلاب پر شه بهتر از اينه كه اين اسيد جزو اموال عمومي باشه كه!!
نقل قول: ماهی
چه خوش به حال آقائه شده...از زندگی اولی که دیگه با عذر موجه میره کنار دومی هم که خودش رفت کنار..تا سومی خدا کریمه
نقل قول: aac198000
اثر این مواد مخدرهای جدید ویران کننده است
لعنت به مافیای مواد
نقل قول: نخبه
من دارم تو دلم هم به مونا فحش میدم هم به اون شوهره بی وجود.. ان شالله که جفتشون گور به گور شن این یه قسمتش رو بلند گفتم .. تازشم دلم میخاد فحش بدم اصلا هم دلم نمیسوزه
من فقط به شوهره فحش ونفرین میکنم داستان او شبیه داستان محمد خانی وشهلا هردو زن بیچاره زیر خاک خوابیدن وخودش ازاد وسرخوش داره عشق دنیا را میکنه
maryamlondon1
پایان زندگی دختر اسیدپاش در زندان
ایران: دختر اسیدپاش که با حکم دادگاه کیفری استان همدان محکوم به قصاص شده بود، به خاطر عذاب وجدان، روز پنجشنبه در زندان به زندگیاش پایان داد.
مونا- 29 ساله- که کارشناس حسابداری بود، به دنبال رابطه پنهانی با همسر زن جوانی به نام طاهره بهرامی و در انتقامی کور، صبح 15 اردیبهشت سال 89 با طرح نقشه قبلی با یک ظرف چهار لیتری اسید به خانه طاهره رفت و او و دختر خردسالش را هدف اسیدپاشی قرار داد.
«مونا» مدتی بعد با ردیابیهای ویژه پلیسی دستگیر و به اسیدپاشی اعتراف کرد. او در جلسه محاکمه به هیأت قضایی دادگاه کیفری استان همدان گفت: جعفر- همسر طاهره- راننده مینیبوس محل کارم بود که یک سال قبل با هم آشنا شدیم.
او مدتی پس از دوستیمان قول ازدواج داد و گفت میخواهد از همسرش جدا شود اما با گذشت این مدت، هر وقت از او میپرسیدم چرا با هم ازدواج نمیکنیم، میگفت همسرش حاضر به جدایی نیست. مدتی بعد هم متوجه شدم جعفر از ارتباط پنهانیمان فیلم و عکس گرفته و از آنجا که مرا به ماده مخدر شیشه معتاد کرده بود، مجبور به اطاعت از حرفهایش بودم.
از سوی دیگر، به دلیل این که جعفر ذهنیت بسیار بدی از طاهره برایم ساخته بود، در تصمیمی هولناک به خانه طاهره رفتم و ظرف اسید را به صورتش پاشیدم. در همان لحظه دخترش- پانیذ- هم آنجا بود که او نیز آسیب دید. بدین ترتیب قضات دادگاه پس از پایان جلسه محاکمه، دختر اسیدپاش را به قصاص اعضای بدن و پرداخت دیه محکوم کردند. سپس پرونده برای اعلام نظر نهایی به دیوان عالی کشور ارسال شد.
صبح دیروز طاهره بهرامی- قربانی اسیدپاشی- گفت: باور نمیکنم او خودکشی کرده باشد. من و خانوادهام با شنیدن این خبر شوکه شده و باورمان نمیشود که او مرده باشد.
وی در ادامه گفت: صبح دیروز از زندان مرکزی همدان با ما تماس گرفتند و خبر دادند «مونا» خودش را حلقآویز کرده است. بلافاصله سایر زنان زندانی با اطلاع از موضوع مأموران را باخبر کرده و او با آمبولانس به بیمارستان بعثت- همدان- منتقل شد اما پزشکان پس از معاینات لازم، مرگ او را تأیید کردند.
طاهره در ادامه افزود: با این که مونا با این کارش چشمها، صورت و به عبارتی زندگیام را از من گرفت اما هرگز راضی به مرگش نبودم. حال آن که حکم قصاص از نظر قانونی و شرعی حق قانونیام بود، اما مونا هیچ وقت در جلسات محاکمه و یا بعد از حادثه یک بار هم توبه نکرد و با من حرفی نزد. البته در جلسه دادگاه جملهای گفت که هرگز آن را فراموش نمیکنم. «تو چیزی نداشتی؛ حالا هم که اسید پاشیدم، هیچ چیز نداری و باید تا آخر عمر خانهنشین باشی.» با این حال کینهای از او به دل نگرفتم و تصمیم داشتم در هنگام قصاص مانند «آمنه» که مجید را بخشید، من هم مونا را ببخشم.
وی درباره مجازات قصاص «مونا» گفت: وقتی حکم قصاص از سوی دادگاه کیفری استان همدان صادر شد، به خانوادهام گفتم من نمیتوانم حکم را اجرا کنم. چه کسی حاضر است به جای من حکم را اجرا کند که همه گفتند: «ما هم نمیتوانیم.» برخوردها نیز طوری بود که از قصاص مونا گذشت کنم. اما مونا و خانوادهاش یک بار هم با ما تماس نگرفتند.
قربانی اسیدپاشی ادامه داد: حدود یک هفته قبل که با کمک روزنامه و مردم نیکوکار به زیارت امام رضا(ع) رفته بودم در صحن امام هشتم(ع) با دل شکستهام راز و نیاز میکردم و به آقا گفتم: شما خودتان از حال و روزم خبر دارید و مونا هم محکوم به قصاص شده است اما نمیتوانم این حکم را اجرا کنم. پس آینده و سرنوشت خودم و «مونا» را به خداوند واگذار میکنم. حالا هم که از زیارت بازگشتهام خبر مرگ ناگهانی مونا را شنیدم. از یک طرف خوشحالم که حکم قصاص به دست من اجرا نشده است اما از سوی دیگر از مرگ او بسیار غمگین و شوکهام، چرا که او هم جوان بوده و هزاران آرزو داشت، هر چند به بیراهه رفت و مرتکب گناه و اشتباه بزرگی شد. شاید هم او تاوان گناهش را داده است، چراکه دنیا دار مکافات است.
الهام
واقعا دنيا دار مكافاته.
تشكر
حورا
مرده را هم باید قصاص کنن آخه بی وجود ........تنوع میخوای مرد باش راستشو بگو آخه همسر و دخترش چه گناهی داشتن
خدایا......
Kishe Mehr
الهام,
حورا,
اره واقعا
The one
بابا چاه فاضلاب پر شه بهتر از اينه كه اين اسيد جزو اموال عمومي باشه كه!!
مرسي مريمي
sib
هیچوقت آدم به جایی نرسه که کنترل از دستش خارج شه و دست به همچین کارایی بزنه
بچه مثبت
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
هاچو هاچو
منم همینطور
مرسی مامان
Life Dream
ولي خيلي ناراحت كننده بود، زندگي دو خانواده سر هيچ تباه شد، البته حماقت اصلي رو اين خانمه اسيد پاش انجام داد!!
ماهی
aac198000
اثر این مواد مخدرهای جدید ویران کننده است
soheyla
سلام و سپاس
اولین بار که این قسمت مطلب خوندم تو دلم بهش گفتم عقل نداره ...
ولی دومین باری که این قسمت متن و خوندم موندم که به این خانم چه لقبی میشه داد !!!
اگه من بجاش بودم از این موضوع نمیگذشتم و خودم قصاصش میکردم . اون همه ی زندگیش و از دست داده . فکرش و بکنید وقتی بچه اش و خانواده اش بهش نگاه میکنن چه حالی میشن !!تصاویرش بعد از اسیدپاشی هیچ وقت از یادم نمیرن .
این بخشش ها آینده ی بدی و برای همه رقم میزنن . چون شخص اسی پاش امید واهی پیدا میکنه که میبخشنم و بعد از این شاهد معزلات بیشتری خواهیم بود .
با این تفاسیر اون خانم به خاطر عذاب وجدان خودکشی نکرده . اون فقط فکر غرورش بوده و نخواسته به دست طاهره یا خانواده اش قصاص بشه .
baron jon
مرسي مريم جان
ژنرال
* البته منظور شاعر از مرد در اینجا، انسان اعم از زن و مرد میباشد نه صرفاً جنس مذکر
gilas
star night
mojde
نخبه
maryamlondon1
فرقی نمی کنه مازیار جان
لعنت به مافیای مواد
من فقط به شوهره فحش ونفرین میکنم داستان او شبیه داستان محمد خانی وشهلا هردو زن بیچاره زیر خاک خوابیدن وخودش ازاد وسرخوش داره عشق دنیا را میکنه
دلشاد
امیدوارم در زندگیمون هیچ وقت کاری نکنیم که آخرش اذاب وجدان بکشیم
خدایا ما را به راه راست هدایت کن
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→