در اسفند ماه ۸۹، «…» دختر جوانی که قریحه نوشتن داشت با راهنمایی یکی از دوستانش و به منظور نوشتن زندگی نامه یکی از بازیگران معروف تلویزیون و سینما، پا به عرصه ای خطرناک میگذارد. اولین دیدار وی با آقای «ر» در سعادت آباد و سر صحنه فیلمبرداری یک سریال تلویزیونی است. آقای «ر» از پیشنهاد وی استقبال میکند و توسط فردی به نام «م-ب» که ظاهرا مدیر برنامهها و در اصل دلال و کار چاق کن مفاسد اخلاقی وی است، ترتیب ملاقاتهای بعدی داده میشود. دیدارهای بعدی البته نه در صحنه فیلمبرداری که در دفتر کار آقای «ر» به اصطلاح هنرمند در پشت درهای بسته است.
چیزی نمیگذرد که هنرپیشه معروف پس از مدتی نقش بازی کردن، چهره پنهان و پلید خود را نشان میدهد و به دختر پیشنهاد ارتباط در مقابل نگارش زندگی نامهاش و حتی ایفای نقش هنری را میدهد! بقیه ماجرا گفتنی نیست هر چند که به سادگی میتوان آن را حدس زد. اندکی بعد خانواده دختری که هستی خود را از کف داده، از این واقعه هولناک باخبر میشوند. آقای هنرمند و کارچاق کن او «م-ب» ترفندها و نقشه های زیادی به کار میبرند تا خانواده دختر اقدامی نکنند از تطمیع تا تهدید و حتی با اجرای نمایش خواستگاری «م-ب» از «…»! اما اینها هیچکدام به نتیجه نمیرسد. حتی «م-ب» برای اینکه حربه شکایت و پیگیری را از دست خانواده دختر خارج کند، در اقدامی شوم و غیرقابل باور، به «…» پیشنهاد میدهد که با افراد دیگری رابطه برقرار کند تا با معرفی دختر به عنوان هرزه، آقای «ر» را از تعقیب مصون و یا بار مجازاتش را سبک کند!
«…» که تازه به ماهیت شیطانی و کثیف این هنرمند و عواملش پی برده تصمیم به شکایت میگیرد. وی باخبر میشود که آقای هنرمند! قبلا ۲ بار به جرم حمل مقدار قابل توجهی موادمخدر دستگیر شده اما هر بار با جریمههایی کمتر از دویست هزار تومان آزاد شده است! «…» که دختری جوان است و خام و ناپخته و کم صبر و همه چیزش را از دست داده است و پیش خانواده نیز آبرویی ندارد، وقتی میبیند آقای «ر» هم از او سوءاستفاده کرده و هم درصدد تبدیل کردن وی به یک کالای جنسی و یک هرزه خیابانی است طاقتش را از کف میدهد چند بار اقدام به خودکشی و فرار میکند اما هر بار به نحوی معجزه آسا نجات پیدا میکند.
درنهایت صبح یکی از روزهای سرد پاییز ۹۰ وقتی احساس میکند دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، در نهایت استیصال و ناامیدی از احقاق حق خود به شکلی دردناک به زندگیاش خاتمه میدهد.
این درحالی است که آقای هنرمند و مدیر برنامههایش «م-ب» در شمال کشور مشغول خوش گذرانی و حضور به اصطلاح هنرمندانه! در مقابل دوربین یک اثر هنری! جدید هستند! در کارنامه سیاه آقای هنرمند اعمال ننگین و شنیع زیادی است که قلم از نوشتن آن شرم دارد. اعمالی که دختر ۲۰ ساله این ماجرا با برخی از آنها روبه رو شده بود و نام برخی از قربانیان آن را هم عنوان کرده بود افرادی مثل (ن-ح) – (س – سا)- (ع و…)- اکنون این پرسش تلخ و بی جواب ذهن را میآزارد که چرا افرادی نظیر این آقای هنرمند با این همه سوابق ننگین و همسرش ه (که از مروجین اصلی شیطان پرستی در کشور بوده و در پوشش موسسه ای به اصطلاح فرهنگی جمع زیادی از دختران و پسران این مرزوبوم را منحرف و بی حیثیت کرده) هنوز آزادانه به زندگی عادی خود مشغولند درحالی که خانواده «…» دختر ۲۰ ساله (و خانواده های دیگری مشابه او) در عزای فرزندانشان میسوزند و از ترس آبرویشان دم نمیزنند؟! حالا بار دیگر میتوان به بخش اول این نوشتار بازگشت! با وجود چنین افرادی- که آبروی جامعه هنری را بردهاند- نیازی به دعوت از هنرپیشه فاسدی مثل «آنجلینا جولی» احساس میشود!؟
¤ مشخصات کامل دختر متوفی و هویت و سابقه هنرپیشه مورد اشاره همراه با اسناد مربوطه برای پیگیری مراجع قضایی و مراکز ذی صلاح محفوظ است ضمن آن که در این خصوص قبل خودکشی دختر یاد شده شکایت از جانب وی و خانوادهاش در یکی از شعب دادگاه مطرح شده بود.
مقصر هر دو طرفن. نکته کلیدی اینه اگه دختره میخواست خودشو کنار بکشه مطمئن باشین همچین اتفاقی نمیافتاد. فارق از اینکه پسره چه جوری پلیتیک زده یا چه کلکی سوار کرده بالاخره اینجوری نبوده که به زور با دختره کاری کرده باشه، خود دختره یک لحظه اسیر هوا و هوس شده، خودشو در اختییار طرف قرار داده و وقتی کار از کار گذشته فهمیده که چه کلاه گشادی سرش رفته... البته گناه پسره هم اصلا قابل چشم پوشی و اغماض نیست و عدالت حکم میکنه که به مجازات کار ناجوانمردانش برسه. به نظر من دو تا کار هست که تو این دنیا صد در صد پاشو میخوری یکی بی حیثیت کردن یک دختر دومی رابطه جنسی با زن شوهردار.
این خبرها را باید دختر پسرهای جون بخونن که گول اینطور ادمها را نخورن ونخواهن با هر راهی که شده راه صد ساله را یک شبه برن خیلی کنجکاوم بدونم این هنرپیشه کی بوده
نقل قول: Gabriel
وقتی یه نفر تصمیم گرفته اون مغزشو آکبند تحویل ملک الموت بده، همین میشه دیگه
اکنون این پرسش تلخ و بی جواب ذهن را میآزارد که چرا افرادی نظیر این آقای هنرمند با این همه سوابق ننگین و همسرش ه (که از مروجین اصلی شیطان پرستی در کشور بوده و در پوشش موسسه ای به اصطلاح فرهنگی جمع زیادی از دختران و پسران این مرزوبوم را منحرف و بی حیثیت کرده) هنوز آزادانه به زندگی عادی خود مشغولند
همه از همین شاکی هستن اما نمیدونم چرا کسی اسم نمیبره که مبادا کارا زندگیشو از دست بده و آبروش بره
اگه خیلی شعورش می رسیده که دوست داشته زندگی نامه یه نفر رو بنویسه با حتی رفتار زننده اون شخص باید یا پاشو می کشیده کنار یا از اون شخص شکایت می کرده ... اینو می خوام بگم که توی موارد وارد شدن به زندگی هنرمندان به هر عنوان ( نویسنده خبرنگار بازیگر و ... ) باید در مورد اون شخص تحقیق کرد چون توی همه جای دنیا آدمای آشعال زیادن چقدر زورم گرفت دختره خودشو داده دست همچین آدمی
KuRoSh
چیزی نمیگذرد که هنرپیشه معروف پس از مدتی نقش بازی کردن، چهره پنهان و پلید خود را نشان میدهد و به دختر پیشنهاد ارتباط در مقابل نگارش زندگی نامهاش و حتی ایفای نقش هنری را میدهد! بقیه ماجرا گفتنی نیست هر چند که به سادگی میتوان آن را حدس زد. اندکی بعد خانواده دختری که هستی خود را از کف داده، از این واقعه هولناک باخبر میشوند. آقای هنرمند و کارچاق کن او «م-ب» ترفندها و نقشه های زیادی به کار میبرند تا خانواده دختر اقدامی نکنند از تطمیع تا تهدید و حتی با اجرای نمایش خواستگاری «م-ب» از «…»! اما اینها هیچکدام به نتیجه نمیرسد. حتی «م-ب» برای اینکه حربه شکایت و پیگیری را از دست خانواده دختر خارج کند، در اقدامی شوم و غیرقابل باور، به «…» پیشنهاد میدهد که با افراد دیگری رابطه برقرار کند تا با معرفی دختر به عنوان هرزه، آقای «ر» را از تعقیب مصون و یا بار مجازاتش را سبک کند!
«…» که تازه به ماهیت شیطانی و کثیف این هنرمند و عواملش پی برده تصمیم به شکایت میگیرد. وی باخبر میشود که آقای هنرمند! قبلا ۲ بار به جرم حمل مقدار قابل توجهی موادمخدر دستگیر شده اما هر بار با جریمههایی کمتر از دویست هزار تومان آزاد شده است! «…» که دختری جوان است و خام و ناپخته و کم صبر و همه چیزش را از دست داده است و پیش خانواده نیز آبرویی ندارد، وقتی میبیند آقای «ر» هم از او سوءاستفاده کرده و هم درصدد تبدیل کردن وی به یک کالای جنسی و یک هرزه خیابانی است طاقتش را از کف میدهد چند بار اقدام به خودکشی و فرار میکند اما هر بار به نحوی معجزه آسا نجات پیدا میکند.
درنهایت صبح یکی از روزهای سرد پاییز ۹۰ وقتی احساس میکند دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، در نهایت استیصال و ناامیدی از احقاق حق خود به شکلی دردناک به زندگیاش خاتمه میدهد.
این درحالی است که آقای هنرمند و مدیر برنامههایش «م-ب» در شمال کشور مشغول خوش گذرانی و حضور به اصطلاح هنرمندانه! در مقابل دوربین یک اثر هنری! جدید هستند! در کارنامه سیاه آقای هنرمند اعمال ننگین و شنیع زیادی است که قلم از نوشتن آن شرم دارد. اعمالی که دختر ۲۰ ساله این ماجرا با برخی از آنها روبه رو شده بود و نام برخی از قربانیان آن را هم عنوان کرده بود افرادی مثل (ن-ح) – (س – سا)- (ع و…)- اکنون این پرسش تلخ و بی جواب ذهن را میآزارد که چرا افرادی نظیر این آقای هنرمند با این همه سوابق ننگین و همسرش ه (که از مروجین اصلی شیطان پرستی در کشور بوده و در پوشش موسسه ای به اصطلاح فرهنگی جمع زیادی از دختران و پسران این مرزوبوم را منحرف و بی حیثیت کرده) هنوز آزادانه به زندگی عادی خود مشغولند درحالی که خانواده «…» دختر ۲۰ ساله (و خانواده های دیگری مشابه او) در عزای فرزندانشان میسوزند و از ترس آبرویشان دم نمیزنند؟! حالا بار دیگر میتوان به بخش اول این نوشتار بازگشت! با وجود چنین افرادی- که آبروی جامعه هنری را بردهاند- نیازی به دعوت از هنرپیشه فاسدی مثل «آنجلینا جولی» احساس میشود!؟
¤ مشخصات کامل دختر متوفی و هویت و سابقه هنرپیشه مورد اشاره همراه با اسناد مربوطه برای پیگیری مراجع قضایی و مراکز ذی صلاح محفوظ است ضمن آن که در این خصوص قبل خودکشی دختر یاد شده شکایت از جانب وی و خانوادهاش در یکی از شعب دادگاه مطرح شده بود.
منبع: کیهان، مشرق
بهونه
نمایش یا پنهان متن
منبعش زیاد جالب نیست مخصوصا رییسش
levrone
نکته کلیدی اینه اگه دختره میخواست خودشو کنار بکشه مطمئن باشین همچین اتفاقی نمیافتاد.
فارق از اینکه پسره چه جوری پلیتیک زده یا چه کلکی سوار کرده بالاخره اینجوری نبوده که به زور با دختره کاری کرده باشه، خود دختره یک لحظه اسیر هوا و هوس شده، خودشو در اختییار طرف قرار داده و وقتی کار از کار گذشته فهمیده که چه کلاه گشادی سرش رفته...
البته گناه پسره هم اصلا قابل چشم پوشی و اغماض نیست و عدالت حکم میکنه که به مجازات کار ناجوانمردانش برسه.
به نظر من دو تا کار هست که تو این دنیا صد در صد پاشو میخوری یکی بی حیثیت کردن یک دختر دومی رابطه جنسی با زن شوهردار.
دلشاد
sib
ماهی
baron jon
ژنرال
پری سا
خیلی کنجکاوم بدونم این هنرپیشه کی بوده
دقیقاااااااااااا
ممنون کوروش جان
bijjan
اتوسا
این مشخصاتی که گفته شده خصوصا خانمش
که موسسه داره و اینکه چندبار به جرم حمل مواد دستگیر شده مشخصات رضا رویگری هستش
gilas
همه از همین شاکی هستن اما نمیدونم چرا کسی اسم نمیبره که مبادا کارا زندگیشو از دست بده و آبروش بره
Mahboob
اینو می خوام بگم که توی موارد وارد شدن به زندگی هنرمندان به هر عنوان ( نویسنده خبرنگار بازیگر و ... ) باید در مورد اون شخص تحقیق کرد چون توی همه جای دنیا آدمای آشعال زیادن
چقدر زورم گرفت دختره خودشو داده دست همچین آدمی
The one
الهام
METALLICA
پرهام
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→