₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » // انشا در مورد فیس بوک //
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » // انشا در مورد فیس بوک //

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2


// انشا در مورد فیس بوک //

568 بازدید، 22 پست، نویسنده: نخبه

  • maryamlondon1

    نقل قول: نخبه
    یکی اسمش کورش است و نام خانوادگیش بزرگ

    منظورش کورش کبیر خودمون ؟؟ :4:
    نقل قول: نخبه
    گفتیم :چرا فقط با دخترها دوست میشوید و عکس برایشان میفرستید؟
    ایشان گفتند: میخواهیم براه راست هدایتشان کنیم و منظورمان امر به معروف است
    دوباره پرسیدیم ؟پس چرا اسمتان را گذاشته اید پسر بلا؟
    ایشان اخم کردند و گفتند:شما اصلاً مارا چجوری در فیسبوک شناختید؟

    وای مردم از خنده شیرین به خدا خستگیم در رفت . 247 247 247 247 247 247 247 247 247 247 247 247 247 247 247 247 247 247 247 247
    نمایش یا پنهان متن
    وای شیرن من از ظهر تا حالا همش به دوستم میخندم..امروز دوتا امتحان داشتیم .من ومقابلم یک خانم ایرانی هستش .. من ساعت 12 ظهر زود رفتم کالج (ساعت 12 چهل دقیقه امتحانمون بود) که با اون خانم تمرین کنم .ولی تا امدم ماشین پارک کردم از مدرسه پسرم شماره چهار زنگ زدن که بیا بچه ات بردار حالش خوب نیست :2: من هم زود از راه که امدم برگشتم .. بچه ام گرفتم ومستقیم رفتم کالج بهش گفتم 15 دقیقه بر میگردم وزود رفتم کالج چون وقتم خیلی تنگ بود نمیتونسم اون ببرم خونه.خلاصه شهناز خانم هم امده بود .جریان تعریف کردم .خلاصه 5 دقیقه که داشتیم تمرین کردیم .من به خاطر پسرم استرس داشتم وهرچه یاد گرفته بودم پرید :83: خلاصه شهناز خانم خیلی راحت کمکم کرد ..رفتیم سر جلسه شهناز خانم استرس عجیبی داشت ومن خیلی ریلکس بودم :4: شهناز خانم همچه را قاطی باتی کرد .که معلم به گریه انداخت :62: .بعد معلم کلی دعواش کرد که تو کلاس خوب جواب میدی چرا اینجوری شدی ..شهناز هم کلی اه وناله کرد که دستم سرم کمر درد میکند ومن زود فراموش میکنم ونمیتونم حفظ کنم :23: خلاصه من هم زود از معلم خدا حافظی کردم که پسرم ببرم دکتر ..که شنیدم یکی صدا میزنه مریم خانم دیدم شهناز خانم کلی هم نراحت بود میگه اخه من خوب جواب دادم چرا معلم اینجوری کرد من هم خندیدم وگفتم .بیچاره معلم داشت موهای سرش میکشید :62: از دست ما دوتا :23: پسرم زنگ زد گفت مامان امتحانت چطور بود گفتم خیلی خوب بود که معلمون به گریه افتاد :23: حالا همش یادم میاد میخندم :4:


  • Holtek

    نقل قول: نخبه
    ،فیسبوک پر است از شریعتی و کورش و این آقاهه که تازه عضوش شده ،استیو جابز .
    راستی ما نمیدانستیم خارجیها انقدر قشنگ فارسی مینویسند همین آقای جابز یکیش .

    :83:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: