ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
زندگی تاسفبار زوج بوشهری در دل کوه + تصاویر
bijjan
زندگی درغارها و دخمه به صدها سال پیش برمی گردد، آن زمانی که شاید بشر فکر پیشرفت و زندگی مدرن امروزی را هم نمیکرد؛ احتمالا برای شما غیر قابل باور باشد که امروزه فردی بتواند در دخمه ها زندگی را به سر برد، اما با کمال تاسف هنوز دخمه نشینی در ایران وجود دارد!
"علمدار" فردی کر و لال است که با همسرش "خاور" در دخمهای بر بلندای کوههای روستای اکبر آباد شهرستان جم و در بدترین شرایط بهداشتی و معیشتی به سر میبرد.
"علمدار" اگر چه امروز حتی قادر به راه رفتن هم نیست، اما آنگونه که "خاور" میگوید، روزگاری مردی قوی و تنومند بوده است. پاهای این پیرمرد ورم دارد و او از درد، بسیار رنج میبرد و به ناچار همسرش وظیفه تهیه آذوقه را بر عهده گرفته است. این زن پیر و خسته هر روز باید دامنه کوه تا دخمه را بپیماید تا نانی را که از کارگرانی که آن اطراف کار میکنند گرفته و به همراه شوهرش بخورد.
خوراک این زوج در همه وعدههای غذایی تنها نان و آب است.
"خاور" میگوید: اگر خانهای در روستا داشتیم به آنجا میرفتیم، قبلا تعدادی بز و گوسفند داشتیم که نمیدانیم چه کسی آنها را برده است.
پیر زن میگوید، "علمدار" بهدلیل دردی که از ناحیه پایش احساس میکند، نمیتواند راه برود و مدتهاست که در این دخمه مانده و به پایین کوه نرفته است. و ادامه میدهد: علمدار مدتهاست که حمام نرفته است.
آنها فرزندانی هم دارند: دو پسر و یک دختر؛ دخترشان ازدواج کرده و یکی از پسرانش نیز در جم کارگری میکند، در مورد پسر دیگرش هم چیزی به ما نگفتند.
این دو بسیار مهمان نوازند و اگر به دیدارشان رفتید باید حتما اندکی هم در خانهشان بنشینید تا دلگیر نشوند. هر آنچه دارند(آب و نان) را با شما تقسیم میکنند.
این زن و شوهر از هیچ چیز و هیچکس گلایهای ندارند و اساسا نمیدانند گلایه کردن یعنی چه! نمیدانند که دولت چیست، یا کیست و کجاست! نمیدانند که آنها هم حقی دارند! حداقل یک توجه خشک و خالی از سوی مسوولین؛ از آن هم بیخبرند!
نمیدانیم آیا در سرشماری اخیر کسی اطلاعات "علمدار" و همسرش را خواسته یا نه! آیا این دو جزو جمعیت ایران به حساب میآیند یا خیر؟! ولی "علمدار" و همسرش هم خدایی دارند.
بهونه
hadi04
اون اوایل که اومده بودم اینجا سرکار یکی از دوستان وقتی توی ماشیم بودیم یه غار رو نشونم داد گفت اونجا رو میبینی یه خونواده زندگی میکنن اون تو
من داشتم شاخ در میاوردم ولی وقتی از دور گوسفندها رو دیدم به دوستم گفتم یه روز بیا تا بریم اونجا پیششون
خلاصه چند روز بعد رفتیم اینطوری هم که گفته شده نبودن بنده خدا بوی بد و حموم نرفتن و اینا بنده خدا تمیز بودن ولی از هر چی ازشون پرسیدیم زیاد جواب واضحی نمیدادن منم گفتم بی خیال زیاد اذیتشون نکنیم دیگه ولی ...خوش به حالشون از همه چیز دنیا بی خبر بودن یه لحظه بهشون حسودی کردم اونجا یه روستا هست به نام غربهاین بنده های خدا بالای یه کوه هستن که دقیقا کنار اون روستا هست
soheyla
سلام و سپاس
زندگی تو شرایطی که گفته شد واقعاً سخته .
زمستونا چیکار میکنن ؟؟؟
ماهی
گرمای تابستون اونجا ..خیلی عجیبه ها نه درختی نه سایه ای...چرا آخه؟
دلشاد
gilas
ژنرال
نخبه
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→