والا خود ادم که فکر نکنم چیزی یادش بیاد مگر اینکه پدر و مادر ادم بعدا بهت بگن البته مال ما رو که نگفتن ولی انصافا دنیای کودکی هم خیلی جالبه چند روز قبل مهدیار 2.5 ساله بغلم نشسته بود تلویزیون نگاه میکردیم روستای رو نشون میداد که خانمی میخواست سوار الاغ بشه یکدفعه خیلی ذوق زده گفت بابا نگاه شتر شتر گفتم شتر؟ گفت بع بع فهمیدم که میگه این الاغ اسمش شتر هست و بع بع هم میکنه تا دوساعت میخندیدم
دوتا رفيق دارم ، يكيشو خانمش با فاميليش صدا ميكنه ، اون يكي هم اولش اقا ميذاره ، مثلا صداش ميكنه آقا كوروش
نقل قول: محسن صائب
چند روز قبل مهدیار 2.5 ساله بغلم نشسته بود تلویزیون نگاه میکردیم روستای رو نشون میداد که خانمی میخواست سوار الاغ بشه یکدفعه خیلی ذوق زده گفت بابا نگاه شتر شتر گفتم شتر؟ گفت بع بع فهمیدم که میگه این الاغ اسمش شتر هست و بع بع هم میکنه تا دوساعت میخندیدم
واااای نازی چقدر بچه ها شیرینو بامزه ان از طرف من ببوسیدش
نقل قول: پری سا
من وقتی بچه بودم بجای حرف گ می گفتم چ مثلا به سگ میگفتم سچ
نقل قول: boof divoone
اولین کلمه ای که م یاد گرفتم یه کم بی ادبی نمیشه گفتش دو دو بود مخفف دو دووول چقدر نگفتمش
وااااای دلم این دیگه... وااای دلم ... نمایش یا پنهان متنبهونه:با اجازت مشکل این پست حل کردم که نقل قولت معلوم نمیشد نمایش یا پنهان متندستت درد نکنه داداش گلم
وحید جان اصلاً چرا باید دفترچه خاطرات مهم یه نی نی گم بشه
جالبیش اینه که نمیتونم بگم خندم میگیره ولی این برا داداش کوچیکمه وقتی بچه بود اسمم منو نمیتونست بگه بهم میگفت آبی دیگه تو کل فامیل جا افتاده بود که خدا رو شکر از یادش رفت نمایش یا پنهان متندفترچه خاطراتی نبوده
یه پسر دائی هم من داشتم خیلی دیر زبون باز کرد.همسن هم بودیم من حرف می زدم ولی اون نمی تونست حرف بزنه..به من می گفت لَل لَ ناس..یعنی فرحناز..... هنوزم دائیم بهم میگه لَل لَ .... وقتی هم پسر دائیمو م یبینم میگه اوووووه لَل لَ...
یعنی اسمتو نمی تونسته صدا بزنه به زبون خودش میگفته آبی..
اره نمیتونست اسمه منو بگه این داییم اینا کوکش میکردن و بهش میخواستن یاد بدن که بهم بگه آبجی اونم میگفت آبی نمایش یا پنهان متنعکس کوچیک تایپیک برات گذاشتم
من که یادم نمیاد من دوران بچگی سختی داشتم ولی یادم میاد یک ترانه از رادیو بخش میشد . وبه برا مادر بود .ومعنش این بود من بدون تو مادر تنها وغریبم البته این ترانه حبیب نیست یک خواننده عرب میخواند .ومن میرفتم تو کوچه دم درب خونمون وکلی اشک میریختم .اون وقتها تقریبا 5 یا 4 ساله بودم اما بچه هام شماره چهار به بستنی میگفت عمتی احسان هم خیلی سوتی داره متاسفانه به زبان عربی .ولی یکیش اینه. بزرگ به زبان عربی عامی میشه( چبیر ) احسان میگه بوهیر .دیروز به من میگه من هزار پوند تو حسابم هست وقتی بوهیر شدم .میرم یک پورچ ویک روز روز میخرم .البته اسم ماشینهای مدل بالا همه را بلده . وهر وقت چند بار عکس دستکتاب لوپ تابش عوض میکنه وکلی توضیح میده این ماشین چه دم ودستگاهی داره ولی معمولا بچه که زبان باز میکنه اولین واسانترین کلمه بابا گفتنش .
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
اره نمیتونست اسمه منو بگه این داییم اینا کوکش میکردن و بهش میخواستن یاد بدن که بهم بگه آبجی اونم میگفت آبی
عجب دائیهای ناقلا و شیطونی آبـی... نمایش یا پنهان متن
نمایش یا پنهان متن
نقل قول: بهونه
عکس کوچیک تایپیک برات گذاشتم
ممنونم وحید عزیزم
نقل قول: Galexy
اولین جملاتی که گفتم در مورد فلسفه ذن و نقش انسان در خلقت و کهکشانها بود 245
بلـــــــــــه...بلـــــــــــه
نقل قول: maryamlondon1
میرفتم تو کوچه دم درب خونمون وکلی اشک میریختم
الهـــــــی...
نقل قول: maryamlondon1
احسان هم خیلی سوتی داره متاسفانه به زبان عربی .ولی یکیش اینه. بزرگ به زبان عربی عامی میشه( چبیر ) احسان میگه بوهیر .دیروز به من میگه من هزار پوند تو حسابم هست وقتی بوهیر شدم .میرم یک پورچ ویک روز روز میخرم .
شیرین ترین لحظه ها بودن با بچه هاست از طرف من احسان جان ببوسید مریم جان
خودم گفتم ...سوو به ترکی یعنی آب پسرم .گفت...پاسی....یعنی پارسا ...باباشو صدا میکرد دخترم هم که الان تازه حرف میزنه ..ولی اولیش میگفت ...ای یا یعنی بیا
Holtek
البته اول اسممو ميگفت ديگه
دوتا رفيق دارم ، يكيشو خانمش با فاميليش صدا ميكنه ، اون يكي هم اولش اقا ميذاره ، مثلا صداش ميكنه آقا كوروش
محسن صائب
البته مال ما رو که نگفتن
ولی انصافا دنیای کودکی هم خیلی جالبه
چند روز قبل مهدیار 2.5 ساله بغلم نشسته بود
تلویزیون نگاه میکردیم
روستای رو نشون میداد که خانمی میخواست سوار الاغ بشه
یکدفعه خیلی ذوق زده گفت
بابا نگاه شتر شتر
گفتم شتر؟
گفت بع بع
فهمیدم که میگه این الاغ اسمش شتر هست و بع بع هم میکنه
تا دوساعت میخندیدم
پری سا
boof divoone
دو دو بود مخفف دو دووول
چقدر نگفتمش
Aramesh
تلویزیون نگاه میکردیم
روستای رو نشون میداد که خانمی میخواست سوار الاغ بشه
یکدفعه خیلی ذوق زده گفت
بابا نگاه شتر شتر
گفتم شتر؟
گفت بع بع
فهمیدم که میگه این الاغ اسمش شتر هست و بع بع هم میکنه
تا دوساعت میخندیدم
واااای نازی چقدر بچه ها شیرینو بامزه ان از طرف من ببوسیدش
دو دو بود مخفف دو دووول
چقدر نگفتمش
وااااای دلم این دیگه...
وااای دلم ...
نمایش یا پنهان متن
بهونه:با اجازت مشکل این پست حل کردم که نقل قولت معلوم نمیشدنمایش یا پنهان متن
دستت درد نکنه داداش گلمبهونه
جالبیش اینه که
نمایش یا پنهان متن
دفترچه خاطراتی نبودهنخبه
نمیدونم ولی احتمالا گفتم به به یعنی خوراکی
ماهی
Aramesh
یعنی اسمتو نمی تونسته صدا بزنه به زبون خودش میگفته آبی..
نی نی شکمو فلفلی
حالا کوروش به, به به میگه نام یعنی نامی همون به به خودمون..
عجب پسر دائی شیطونی...
نخبه
حالا کوروش به, به به میگه نام یعنی نامی همون به به خودمون..
میخام نی نی خودمو هم یه شکموی حرفه ای بار بیارم دور همی بخندیم بهش
Aramesh
واااااای من عاشق نی نی ام کاشکی اصلن بزرگ نیشدن همین گدَری می موندن..
قربونش بشم من الان مثل یه نبض کوچولو تو دلت میزنه..
نی نی قلب آلامشه...
بهونه
اره نمیتونست اسمه منو بگه این داییم اینا کوکش میکردن و بهش میخواستن یاد بدن که بهم بگه آبجی
نمایش یا پنهان متن
عکس کوچیک تایپیک برات گذاشتمGalexy
maryamlondon1
ولی معمولا بچه که زبان باز میکنه اولین واسانترین کلمه بابا گفتنش .
بچه مثبت
اما احتمالا گفتم : یا بچه مثبت
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
Aramesh
عجب دائیهای ناقلا و شیطونی
آبـی...
نمایش یا پنهان متن
نمایش یا پنهان متن
ممنونم وحید عزیزم
بلـــــــــــه...بلـــــــــــه
الهـــــــی...
شیرین ترین لحظه ها بودن با بچه هاست
Aramesh
مخلوط کن
پسرم .گفت...پاسی....یعنی پارسا ...باباشو صدا میکرد
دخترم هم که الان تازه حرف میزنه ..ولی اولیش میگفت ...ای یا یعنی بیا
Aramesh
سلام به لیلای عزیزم
آخی.. حتماً آب بازیو دوست داشتی...
دخترم هم که الان تازه حرف میزنه ..ولی اولیش میگفت ...ای یا یعنی بیا
واااااای خدا نازی..
مخلوط کن
سلام عزیزم
نه اتفاقا زیاد اهل آب باzی نبودام ..ولی مثل اینکه زیاد آب میخوردم
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→