ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
نامه ای به خدا که به واقعیت پیوست !!!
EVANESCENCE
این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین شاه طلبه ای در مدرسه ی مروی تهران بود و بسیار بسیار آدم فقیری بود. آن قدر فقیر بود که شب ها می رفت دوروبر حجره های طلبه ها می گشت و از توی آشغال های آن ها چیزی برای خوردن پیدا می کرد.یک روز نظرعلی به ذهنش می رسد که برای خدا نامه ای بنویسد.نامه ی او در موزه ی گلستان تهران تحت عنوان "نامه ای به خدا" نگهداری می شود.
مضمون این نامه :
بسم الله الرحمن الرحیم
خدمت جناب خدا !
سلام علیکم ،اینجانب بنده ی شما هستم.
از آن جا که شما در قران فرموده اید :
"ومامن دابه فی الارض الا علی الله رزقها"
«هیچ موجودزنده ای نیست الا اینکه روزی او بر عهده ی من است.»من هم جنبنده ای هستم از جنبندگان شما روی زمین.
در جای دیگر از قران فرموده اید :
"ان الله لا یخلف المیعاد"
مسلما خدا خلف وعده نمیکند.
بنابراین اینجانب به جیزهای زیر نیاز دارم :
۱ - همسری زیبا ومتدین
۲ - خانه ای وسیع
۳ - یک خادم
۴ - یک کالسکه و سورچی
۵ - یک باغ
۶ - مقداری پول برای تجارت
۷ - لطفا بعد از هماهنگی به من اطلاع دهید.
مدرسه مروی-حجره ی شماره ی ۱۶- نظرعلی طالقانی
نظرعلی بعد از نوشتن .....
نامه با خودش فکر کرد که نامه را کجا بگذارم؟ می گوید،مسجد خانه ی خداست.پس بهتره بگذارمش توی مسجد. می رود به مسجد امام در بازار تهران(مسجد شاه آن زمان) نامه را در مسجد در یک سوراخ قایم میکنه و با خودش میگه: حتما خدا پیداش میکنه! او نامه را پنجشنبه در مسجد می ذاره. صبح جمعه ناصرالدین شاه با درباری ها می خواسته به شکار بره. کاروان او ازجلوی مسجد می گذشته، از آن جا که به قول پروین اعتصامی
"نقش هستی نقشی از ایوان ماست آب و باد وخاک سرگردان ماست"
ناگهان به اذن خدا یک بادتندی شروع به وزیدن می کنه نامه ی نظرعلی را روی پای ناصرالدین شاه می اندازه. ناصرالدین شاه نامه را می خواند و دستور می دهد که کاروان به کاخ برگردد. او یک پیک به مدرسه ی مروی می فرستد، و نظرعلی را به کاخ فرا می خواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند ،دستور می دهد همه وزرایش جمع شوند و می گوید: نامه ای که برای خدا نوشته بودند،ایشان به ما حواله فرمودند .پس ما باید انجامش دهیم. و دستور می دهد همه ی خواسته های نظرعلی یک به یک اجراء شود.
"نحوه پاسخ خداوند به دعا ها"
خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد:
او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد...
او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد...
او می گوید صبر كن و بهترین را به تو می دهد...
شخصی را به جهنم میبردند.
در راه بر میگشت و به عقب خیره میشد.
ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید.
فرشتگان پرسیدند چرا؟
پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد ….. او امید به بخشش داشت
ژنرال
خیلی جالب بود
دلشاد
gilas
ای قربونش برم که جواب صبرتو هم همچین میده که خودت هم میمونی
هوارتااااا دوست دارم ازت بی نهایت سپاسگزارم
mojde
malakeh
baron jon
مرسي عزيز
محسن صائب
خیلی عالی بود
.
یکبار من از یکی از مردان خدا پرسیدم ، مگه ما اعتقاد نداریم هر کی حاجتی داشته باشه و در خونه امام رضا بیاد حاجتش روا میشه
حرف جالبی زد
گفت
انسان باید واقعا مضطر شده باشه یعنی واقعا به هیچ جایی و هیچ بنده ای امید نداشته باشه با دلی صاف امده باشه
اینجا خود به خود کارها درست میشه
.
من هشت سال بچه نداشتم همه کار هم کردم حتی لقاح خارج از رحم و در اخر در هند پزشک بهم گفت امکان بچه دار شدن شما 5 درصد هست خودت و خانمت رو اذیت نکن
بارها هم نذر کردم
ولی نشد
تا اینکه یک شب که دیگه احساس میکردم به انتها رسیدم و هیچ امیدی دیگه نداشتم انچنان دردی به دلم افتاد که قبل و بعدش تجربه نکرده بودم و تا الان هم نکردم
دردی عجیب
اینجا شد
که مجتبی رو خدا به ما عنایت کرد
.
منبعد منو شکستگی در دوست *** زیرا که دوست دل شکسته میدارد دوست
arash52
کاش از خدا یه چیز دیگه خواسته بودی
الهام
Galexy
خدایا.... و .... بعلاوه ..... که .... یکدونه هم ....... . و ..... تا ....... و .... به .... و به ........
EVANESCENCE
soheyla
سلام و سپاس
خیلی خیلی قشنگ بود
خوب منم میتونم یه نامه به خدا بنویسم
نه منصرف شدم
دستتون درد نکنه مازحمت و کم میکنیم و ما ناممون و تو دلمون مینویسیم
EVANESCENCE
نه منصرف شدم 852 . من میخوام زنده بمونم . اون زمان ناصرالدین شاه بوده و مردانگی کرده . حالا فکر میکنم این زنده بودن و هم از ازمون بگیرن ...
دستتون درد نکنه مازحمت و کم میکنیم و ما ناممون و تو دلمون مینویسیم 828
بهونه
ashkanmb
ashkanmb
اینجا خود به خود کارها درست میشه
ممنون آقا محسن - دقیقا همین طوره شرط پاسخ گویی وقتی خواستی ازو داریم یکیش هیمن مضطر شدنه و یکیش هم اشتیاق خیلی زیاد داشتنه
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→