ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
hadi04
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار آلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه از امروز ها، دیروز ها
دیدگانم همچو دالان های تار
گونه هایم همچو مرمر های سرد
ناگهان خوابی مرا خواهد ربود
من تهی خواهم شد از فریاد و درد
می خزند آرام روی دفترم
دست هایم فارغ از افسون شعر
یاد می آرم که در دستان من
روزگاری شعله میزد خون شعر
خاک میخواند مرا هر دم به خویش
میرسند از ره که در خاکم نهند
آه شاید عاشقانم نیمه شب
گُل به روی گور غمناکم نهند
لیک دیگر پیکر سرد مرا
می فشارد خاک دامنگیر خاک
بی تو دور از ضربه های قلب تو
قلب من می پوسد آنجا زیر خاک
بعد ها نام مرا باران و باد
نرم می شویند از رخسار سنگ
گور من گمنام می ماند به راه
فارغ از افسانه های نام و ننگ
روز مرگم فرا رسیده است ....
همه با جامه سیاه بر سر مزارم حاضر می شوند .......
اما از تو می خواهم به خاطر یک رنگ بودنت ..........
با لباس سفید بر سر مزارم حاضر شوی .....
تا بدانی هنگام مرگ هم با تو یک رنگ هستم ......
و قلبم زیر آوار و خاک با یاد تو به خواب می رود .............
بهونه
bijjan
دلشاد
محسن صائب
قصه جالبی داشتند که خواندنش خالی از لطف نیست
.
پارسال خانمی که بعد از 10 سال صاحب فرزندی میشه بعد مدتی بخاطر سر درد های شدید به دکتر میره و دکتره خبر از وجود تومور در سرش میده اون خانم تا روزهای اخر با روحیه بالا میامد در اخرین روزها با ویلچر میا مد
سه ماهی نیامد و بعد با پای خودش امد ، میگفت احساس میکنم سلامت خودم رو باز یافتم
و او شفا پیدا کرده بود
به این خاطر نذرش رو که 70 سالاد بود ، شب 21 رمضان اورده بود
و
جوانی 31 ساله خوش تیپ و خوش هیکل از خانواده بسیار متمول و با فرهنگ بدون هیچ سابقه بیماری یکباره ساعت 6 صبح همسرش رو صدا میزنه و به بیمارستان نرسیده
فوت میکند
من اون جوون رو از نزدیک میشناختم
ارزوهای بلندی داشت ، برای اینده برنامه دور و درازی رو ترسیم کرده بود، میگفت اقا محسن یک زمین توی شمال خریدم میخوام اونو بسازم تا .....................
خیلی دوست داشت خانمش باردار بشه
به قول خودش طی یک سال 800 میلیون تومان درامد داشته
.
و امسال انها هم شب 21 برای فرزند جوانشون مجلس گرفته بودند
.
این موراد میتونه اینو بگه
لحظه مرگ هیچ کسی قابل پیش بینی نیست ، اینکه مریض باشی و یا کاملا سالم هیچ تاثیری در لحظه مرگ نمیکنه
.
حافظ اسرار الهی کس نمیداند خموش*** از که میپرسی که دور روزگاران را چه شد
soheyla
سلام و سپاس
این شعر ، شعر نوجوانی منه
خیلی دوسش دارم
لحظه مرگ هیچ کسی قابل پیش بینی نیست ، اینکه مریض باشی و یا کاملا سالم هیچ تاثیری در لحظه مرگ نمیکنه
داداشی ، کاملاً با نظرتون موافقم
gilas
درسته درست خدا است اما الان وقتش نیست
ژنرال
mati
mojde
garfild
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→