₪ انجمن بوف بوفی ₪ » دانستنیها » انديشه هاي دكتر شريعتي
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » دانستنیها » انديشه هاي دكتر شريعتي

بدون عکس

انديشه هاي دكتر شريعتي

538 بازدید، 9 پست، نویسنده: ali41

  • ali41

    دربارة دكتر شريعتي سخنان موافق و مخالف بسيار گفته شده . برخي سعي كرده اند او را به وهابيگري و حتي ساواك منتسب نمايند. در اين مختصر سعي مي شود انديشه ها و تفكرات وي كه بر اساس جهان بيني توحيدي و ايدئولوژي اسلامي است مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد، امّا انتقادات و اعتراض هايي كه به آراء و نظريات او وارد شده که مفصل است و در این مختصر نمیگنجد.

    1. جهان بيني توحيدي:

    شريعتي پس از اثبات بطلان مكاتب مادي به ويژه ماركسيسم كه نخستين و مهم ترين خطر براي انحراف اذهان جوانان ايراني بود و با زدودن آن از انديشه ها، به معرفي مكتب اسلام و در واقع، افشاندن بذر توحيدي در افكار تحصيل كردگان و روشن فكران ايراني پرداخت.
    نخستين گام وي در شناساندن اسلام، معرفي يك جهان بيني توحيدي است كه درباره ي آن مي گويد: «جهان بيني توحيدي من عبارت است از تلقي همه جهان به صورت وحدت، نه تقسيم آن به دنيا و آخرت، طبيعت و ماوراي طبيعت، روح و جسم»
    و يا گفته است: «خيلي ها به توحيد معتقدند اما فقط به عنوان يك نظريه فلسفي :"خدا يكي است"؛ اما من آن را به عنوان يك جهان بيني مي فهمم چنان كه شرك را هم از همين زاويه مي بينم يعني تلقي جهان به عنوان يك مجموعه ي ناهماهنگ پر از تفرقه، عدم تجانس و داراي قطب هاي مستقل ناهمساز و حركت هاي متناظر؛ جهان بيني توحيدي نفي همه ي اين اختلاف ها است اعم از اختلاف طبقاتي، اجتماعي، اقتصادي و نژادي.»

    2. انسان شناسي:

    شريعتي بر پايه تعليمات قرآن، انسان را موجودي دو قطبي مي بيند كه يك قطب آن از خاك است و قطب ديگرش روح خدايي كه در او دميده شده است و عنصر متعالي وجود او را تشكيل مي دهد. درون انسان پيوسته جولانگاه پيكار اين دو قطب است. در نتيجه، انسان موجودي ايستا نيست بلكه موجودي است پويا و در حال تحول دائمي و حركت مستمر به سوي عنصر متعالي خويش يعني روح خدايي؛ و مذهب به معني راه و مسير اين حركت است. راهي كه از لجن تا خدا امتداد مي يابد و انسان را از زندگي لجني، جمود جهلي و خوي ابليسي به سوي تعالي و خدا گونگي مي برد.

    3. ايدئولوژي تشيع:

    بر اساس اين جهان بيني و انسان شناسي كه شريعتي ارائه مي دهد، ايدئولوژي تشيع پديد مي آيد كه مسير انسان را براي رسيدن به يك جامعه ايده آل توحيدي مشخص مي كند.
    ايدئولوژي تشيع بر دو اصل استوار است: اصل امامت و اصل عدل.
    به اعتقاد شريعتي، اسلام به ويژه تشيع علوي بر خلاف تصور بسياري از روشنفكران غير مذهبي، يك آيين محافظه كار و تقديرگرا نيست بلكه در اصل يك ايدئولوژي انقلابي است كه تمام جنبه هاي زندگي به ويژه سياست را در بر مي گيرد و به مؤمنين راستين مي آموزد كه با تمام اشكال ستم و استعمار مبارزه كنند.

    4. اصالت عقل و اجتهاد:

    هر ايدئولوژي و هر نهضت انقلابي اگر بخواهد هميشه در حال پويايي و حركت و پيشرفت باشد، بايد با زمان حركت كند و خوشبختانه در مذهب تشيع، نهاد اجتهاد و استدلال عقلي با توجه به همين ضرورت پديد آمده است. البته مي دانيم كه در فقه شيعه، عقل يكي از اركان چهارگانه ي استنباط احكام شرع است. از اين رو شريعتي براي تضمين تداوم نهضت، به امر اجتهاد اهميت فوق العاده قايل است. شريعتي اجتهاد را كه عامل بزرگ حركت و حيات و نوسازي هميشگي روح و نظام عملي و حقوقي اسلام در طي ادوار متغير و متحول زمان است، نمونه بارزي از روح پويا و واقع نگر اسلام معرفي مي كند.

    5. انديشه و سخنان شريعتي درباره زنان:

    سخنان شريعتي درباره ي زنان و خطاب به زنان را در دو نكته ي مهم بايد بررسي كرد:
    1. نخست، آن كه وي الگوهاي مبتذل زنان غربي و پيروي زنان ايران از آنان را به شدّت رد كرده، مورد اعتراض قرار مي دهد.
    2. دوم، آن كه با شيوه ي كهنه ي جدا كردن زنان از جامعه و ممانعت آنان از رشد و تربيت و محروم كردن آن ها از حقوق انساني خودشان نيز مخالف است. در نتيجه شريعتي خواستار تحصيل علم، كسب تخصص و شركت فعال زنان در كارهاي اجتماعي و سياسي است.
    شريعتي در كتاب «فاطمه، فاطمه است» موقعيت و مقام والاي زن را در تفكر اسلامي مشخص كرده، آنان را به باز پس گرفتن حقوق و احترام پايمال شده ي خود، فرا مي خواند و مي نويسد:‌ «به جرم زن بودن و احياناً به نام دينداري از تحصيل و كسب كمال محرومشان مي كنند »

    به طور خلاصه، انديشه هاي انقلابي دكتر شريعتي را براي حمايت دانشگاهيان از نهضت اسلامي، به ترتيب زير مي توان عنوان نمود.
    1. شريعتي نخست با تحليل و ارزيابي مكاتب فكري، مادي و ايدئولوژي هاي الحادي و نشان دادن انحراف ها و خطاهاي آن مكاتب، عدم قابليت و كارايي آن ها را براي نجاب خلق هاي تحت ستم، روشن ساخت.
    2. وي با ارائه افقي وسيع و روشن از يك جهان بيني و ايدئولوژي فراگير و كارآمد بر اساس تعليمات اسلام، توجه روشنفكران و عناصر آگاه و آرمان جوي جامعه را به اصالت انقلابي مكتب تشيع معطوف داشت و نشان داد كه تشيع غیر راديكال تنها راه و ايدئولوژي جامعه و كارآمد و مؤثر براي نجات توده هاي تحت ستم و برقراري يك نظام مبتني بر قسط و عدل حقيقي است.
    3. در انتقاد از نظام ظالمانه ي موجود و متبلور كردن ستمكاري ها و ناهنجاري هاي جامعه، شريعتي از طريق سخنراني ها و نوشته هاي خود اساس و بنياد حكومت ديكتاتوري و شرايط ظالمانه ي آن را مورد نقد قرار داد و با ايجاد ادراك ذهني از مظالم موجود در ميان نسل جوان دانشگاهي نارضائي و زمينه ي انقلاب را پديد آورد.

    شريعتي در جهان، تدوين و ترجمه حميد احمدي، تهران، انتشار، 1365
    اشباح حقيقت (نقدي بر افكار و عملكرد دكتر علي شريعتي) مهدي سليمي همداني، قم گلستان ادب، 1382


  • ipek-n

    نقل قول: ali41
    به اعتقاد شريعتي، اسلام به ويژه تشيع علوي بر خلاف تصور بسياري از روشنفكران غير مذهبي، يك آيين محافظه كار و تقديرگرا نيست بلكه در اصل يك ايدئولوژي انقلابي است كه تمام جنبه هاي زندگي به ويژه سياست را در بر مي گيرد و به مؤمنين راستين مي آموزد كه با تمام اشكال ستم و استعمار مبارزه كنند.

    :72: عالی بود


  • دلشاد

    مرسی داش علی خیلی جالب و زیبا بود

  • mojde

    ممنون علي جان تاپيكت عالي بود :110:

  • ali41

    ipek-n,
    دلشاد,
    mojde,
    مرسی از لطف شما :46:


  • ژنرال

    مرسی :110:

    متاسفانه دکتر شریعتی مظلومه! و البته بیشترین ظلم رو به اصطلاح طرفدارانش در حقش روا داشتند.

    دکتر شریعتی یک جامعه شناس مسلمان و اندیشمند دلسوخته و پاک نهاده که در زمان خودش تاثیرات زیادی رو روی نسل جوان و به اصطلاح انقلابی داشته و خدماتش قابل چشم پوشی نیست.

    آرا و نظریات ایشون هم مثل هر اندیشمند دیگه ای میتونه قابل نقد باشه که صد البته بنده اهلیت همچین کاری رو ندارم و فقط به عنوان یه علاقه مند، مطالعات خیلی محدودی داشتم.

    متاسفانه عده ای خواستن ردای اسلام شناس رو به تن دکتر بپوشونن! که البته خود ایشون همچین ادعایی نداشته.
    مسلمه که ایشون اسلام شناس نیس و خطاهای فاحشی در تبیین مذهب و ایدئولوژی اسلامی داشته.

    در مورد دکتر، افراط و تفریط های فراوانی شده.

    بهترین و منصفانه ترین و عالمانه ترین سخنی که در مورد دکتر شریعتی و آرا و افکارش و همچنین خدمات و فعالیتهاش سراغ دارم، سخن شهید بهشتی در مورد ایشونه.

    "شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن"

    اگر از دوستان کسی به این مباحث علاقه داره توصیه میکنم این کتاب که اثر شهید دکتر بهشتی هست رو حتماً مطالعه کنه.


    ناشر آثار شهید بهشتی هم "نشر بقعه" هستش.


  • ژنرال

    مرسی :110:

    متاسفانه دکتر شریعتی مظلومه! و البته بیشترین ظلم رو به اصطلاح طرفدارانش در حقش روا داشتند.

    دکتر شریعتی یک جامعه شناس مسلمان و اندیشمند دلسوخته س و در زمان خودش هم تاثیرات زیادی رو روی نسل جوان و به اصطلاح انقلابی داشته و خدماتش قابل چشم پوشی نیست.

    طبیعتاً آرا و نظریات ایشون هم مثل هر اندیشمند دیگه ای میتونه قابل نقد باشه که صد البته بنده اهلیت همچین کاری رو ندارم و فقط به عنوان یه علاقه مند، مطالعات خیلی محدودی داشتم.

    متاسفانه عده ای خواستن ردای اسلام شناس رو به تن دکتر بپوشونن! و جالب اینجاست خود ایشون همچین ادعایی نداشته و حتی در سال آخر عمرش به دو تن از علمای اسلامی (استاد مطهری و استاد محمدرضا حکیمی) اجازه میده که اگر چنانچه ایراد و اشکالی در آثارش میبینن، اونهارو اصلاح کنن. (که البته عملاً این کار انجام نشد)

    در مورد دکتر، افراط و تفریط های فراوانی شده.

    بهترین و منصفانه ترین و عالمانه ترین سخنی که در مورد دکتر شریعتی و آرا و افکارش و همچنین خدمات و فعالیتهاش سراغ دارم، سخن شهید بهشتی در مورد ایشونه : "شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن"

    از شهید بهشتی کتابی به همین نام منتشر شده.

    اگر از دوستان کسی به این مباحث علاقه داره توصیه میکنم این کتاب که اثر شهید دکتر بهشتی هست رو حتماً مطالعه کنه.


    ناشر آثار شهید بهشتی هم "نشر بقعه" هستش.


  • ali41

    نقل قول: ژنرال
    متاسفانه عده ای خواستن ردای اسلام شناس رو به تن دکتر بپوشونن! و جالب اینجاست خود ایشون همچین ادعایی نداشته و حتی در سال آخر عمرش به دو تن از علمای اسلامی (استاد مطهری و استاد محمدرضا حکیمی) اجازه میده که اگر چنانچه ایراد و اشکالی در آثارش میبینن، اونهارو اصلاح کنن. (که البته عملاً این کار انجام نشد)

    ممنونم از نظرات جالب و درست شما :1:
    یه نکته در مورد شریعتی به ذهنم رسید که ناقل اون آدم موثقیه ولی این خبر درسته یا نه نمیدونم.دکتر قبل از عزیمت به انگلستان که متاسفانه سفر آخر و سفر مرگ بود براشون ، پیش علامه جعفری میرن و ضمن تائید علامه بر اندیشه انقلابی دکتر و تاثیر ایشون بر نسل زمان خود ، از علامه میخوان که هر طور که صلاح میدونه کتب و نوشته های ایشون رو اصلاح کنه.دکتر شریعتی در اواخر عمر به افراطی بودن برخی نوشته ها و سخرانی های خود اذعان داشت ولی هرگز فرصت اصلاح آنها را پیدا نکرد .در کتب تشیع علوی و صفوی و در کتاب با مخاطبهای آشنا که نصایح ایشون به اعضای خانواده ست و نیز در برخی سخرانیها، متاسفانه شدیدا و با پرخاش و استفاده از کلمات رکیک به برخی توهین میکنند (مخصوصا علامه مجلسی) که این در شان متفکر بزرگی مثل دکتر نبود.


  • ali41

    اینکه برخی دکتر شریعتی رو رادیکالسیم انقلابی خطاب میکنند به نظر من درست نیست.او پایه گذار جنبشی نوین در دهه 50 بود که حتی افرادی همچون مطهری که دوست شفیق دکتر در ارائه و توسعه سخرانیهای حسینیه ارشاد بود، متاثر از دکتر بود و این تاثیر بوضوح در کتاب حماسه های حسینی شهید مطهری دیده میشود.هر چند شهید مطهری بدلایلی از دکتر فاصله گرفت ولی تاثیری که شریعتی بر دانشگاهیان و مقابله با توده و افکار الحادی و دیالکتیکی در میان آنها داشت ، هرگز و توسط هیچ فردی در آن دهه دیده نشد(حتی مطهری)
    روحش شاد و تشکر از همه دوستانی که به این تاپیک توجه نمودند.

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: