ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
ali41
او در تلاش خود برای جبران آن، نزد پیرزن خردمند شهر رفت و پس از شرح ماجرا، از وی مشورت خواست. پیرزن با دقت و حوصله فراوان به گفته های آن خانم گوش داد و پس از مدتی فکر، چنین گفت: تو برای جبران سخنانت لازم است كه دو كار انجام دهی و اولین کار بسیار سخت تر از دومی است.
خانم جوان با شوق فراوان از او خواست كه راه حل ها را برایش شرح دهد.
پیرزن خردمند ادامه داد: "امشب بهترین بالش پری را كه داری، برداشته و سوراخ كوچكی در آن ایجاد می كنی، سپس از خانه بیرون آمده و شروع به قدم زدن در كوچه و محلات اطراف خانه ات می كنی و در آستانه درب منازل هر یك از همسایگان و دوستان و بستگانت كه رسیدی، یك عدد پر از داخل بالش درآورده و به آرامی آنجا قرار می دهی. بایستی دقت كنی كه این كار را تا قبل از طلوع آفتاب فردا صبح تمام كرده و نزد من برگردی تا دومین مرحله را توضیح دهم ".
خانم جوان به سرعت به سمت خانه اش رفت و پس از اتمام كارهای روزمره خانه، شب هنگام شروع به انجام كار طاقت فرسایی كرد كه آن پیرزن پیشنهاد نموده بود. او با رنج و زحمت فراوان و در دل تاریكی شهر و در هوای سرد و سوزناكی كه انگشتانش از فرط آن، یخ زده بودند، توانست كارش را به انجام رسانده و درست هنگام طلوع آفتاب به نزد آن پیرزن خردمند بازگشت.
خانم جوان با اینكه به شدت احساس خستگی می كرد، اما آسوده خاطر شده بود كه تلاشش به نتیجه رسیده و با خشنودی گفت: بالش كاملاً خالی شده است
پیرزن پاسخ داد: "حال برای انجام مرحله دوم ، بازگرد و بالش خود را مجدداً از آن پرها، پر كن، تا همه چیز به حالت اولش برگردد!"
خانم جوان با سرآسیمگی گفت: اما می دونی این امر كاملاً غیر ممكنه! باد بیشتر آن پرها را از محلی كه قرارشان داده ام، پراكنده کرده است. قطعا هرچقدر هم تلاش كنم، دوباره همه چیز مثل اول نخواهد شد!
پیرزن با كلامی تامل برانگیز گفت: كاملا درسته! هرگز فراموش نكن كلماتی كه بكار می بری همچون پرهایی است كه در مسیر باد قرار می گیرند. آگاه باش كه فارغ از میزان صمیمیت و صداقت گفتارت، دیگر، آن سخنان به دهان بازنخواهند گشت، بنابراین در حضور كسانی كه به آنها عشق می ورزی، كلماتت را خوب انتخاب كن ...
حورا
عالی بود ممنون
maryamlondon1
افرین به پیر زن دانا
ali41
مرسی از لطف شما
سلام مریم خانوم ، حق با شماست همه اینجوری هستیم
mz56mz
چشم
shaparak64
گرچه آب رفته، باز آید به جوی
ماهی بیچاره، اما مرده بود
ali41
آقا محمود لطفتون مزید برادر
ماهی بیچاره، اما مرده بود
داری منو پرپر میکنی با این ادبیات زیبات
maryamlondon1
علیک السلام علی اقا .اره همه اینجوری هستن .ولی من دیگه کتری اب جوشم
دور از جون ماهی خدا نکنه
Mahboob
malakeh
الهام
mojde
نخبه
نمایش یا پنهان متن
درسته منم گاهی وقتا که جوش میارم و چیزی میگم با خودم میگم میشد مثلا فلان چیز رو نگفت و سکوت کرد ولی خب شیلینه دیگه تا طرف رو خفه نکنه ولش نمیکنهماهی
شاپلی..من که نمرده م
نمایش یا پنهان متن
نمایش یا پنهان متن
.آخه شما ها بدون من دق می کنید خدا نکردهنمایش یا پنهان متن
طاقتم خیلی زیاده.ولی به آخرین حد که میرسه دیگه خیلی ترسناک میشم
خیلی کم این اتفاق می افته ولی به نظرم آدم اگه به جا و به موقع واکنش نشون بده یه کم سبک میشه و لی وقتی زیادی صبر می کنی هی جمع جمع میشه ، تبدیل به یه کوه آتشفشان میشه.
دلشاد
ali41
malakeh,
الهام,
مرسی بزرگوارید
ali41
لطف داری
شیرین خانوم منم گاهی اینجوریم
تا این حد دیگه نه
بهروز جان مرسی
پری سا
عالی بود ممنون از شما
ali41
لطف دارید ، تشکر
arash52
بهترین تاپیکی بود که مژده امروز خونده
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→