₪ انجمن بوف بوفی ₪ » عجیب ها و ترین ها » این ماجرا واقعی و از زبان خودمه
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » عجیب ها و ترین ها » این ماجرا واقعی و از زبان خودمه

بدون عکس

این ماجرا واقعی و از زبان خودمه

458 بازدید، 14 پست، نویسنده: boof divoone

  • boof divoone


    سلام
    این جریان بر میگرده به چند روز پیش که یکی از دوستان قدیمی من میخواست ساختمان بسازه از من خواست تا سقف خونه رو براش اجرا کنم
    آخه شغل من در حال حاضر اجرای سقفهای مختلف ساختمان تیرچه بلوک و کرومیت وکامپوزیتو...
    خلاصه رفتم سر زمین و قرارداد بستم و شروع به کار کردم
    اتفاقا یکی از کارگر هام دوستم محمود رو میشناخت و چند روز بعد از شروع کار بهم گفت:
    راستی میدونستی محمود تومور مغزی داشته و تومورش هم خیلی بدخیم بوده و حسابی توی سرش پخش شده بوده؟
    گفتم نه من که چند سال اینجا نبودم همش این شهر و اون شهر در به در خلاف و......بودم
    خلاصه کارگرم گفتش که نه به خدا محمود کارمند ارتش بوده اما نمیدونم جریان بیماریش چی شد الانهم که دیگه توی ارتش نیست ولی حقوق ارتش رو میگیره
    این جریان گذشت و تا من کارم اونجا تموم شد سقفها رو اجرا کردم و یه روز که با محمود داشتیم جایی میرفتیم و خودش رانندگی میکرد دل به دریا زدم و ازش پرسیدم
    محمود جان راستی جریان این بیماریت چی بوده؟؟
    محمود با یه لبخند و آرامش خاصی گفت زمانی که تازه استخدام دژبان مرکز ارتش شده بودم و ازدواج کردم دچار سردر و سرگیجه میشدم و مرتب بدتر میشد
    وقتی رفتم دکتر و بعد متخصص و عکس و آزمایش گرفتن معلوم شد که تومور مغزی دارم و دیر متوجه شدم و حسابی پخش شده طوری که توی ایران قابل عمل نیست بعد از کلی دوندگی بهم گفتن باید به خارج از کشور اعزام بشن و بعد از فرستان عکس و آزمایشات به چند بیمارستان در نقاط مختلف تازه جراحان اونور اب هم در جواب گفته بودن که این تومور عمل میشه اما احتمال فلج شدن یکی دو قسمت از بدن بیمار خیلی زیاده.
    محمود کمی سکوت کرد و ادامه داد:
    من روز به روز حالم بدتر میشد سرگیجه ها سردردها بیشتر و بیشتر روزی شش تا امپول میزدم تا بتونم سر پا وایسم توی همین وضعیت ارتش منو توی 23 سالگی بازنشته کردن آخه محاسبه کرده بودن دیدن هزینه اعزام به خارج من خیلی بالاست برای همین منو بازنشسته کردن و منم برگشتم شهرستان آخه دکترها گفته بودن برم یه جایی که در آرامش بمیرم....
    من اومدم شهرستان و (ببخشید این تیکه رو خوب یادم نیست چطور شد که محمود زد به سرش به این سفر بره اما برم به قربون امار رضا(ع)))محمود با کمی سکوت ادامه داد با خانمم رفتم مشهد یه مدت اونجا بودم و برگشتم خونه از روزی که برگشتم سردردهام قطع شدن سرگیجه و تمام علائم مشکلات جسمیم تموم شد دیگه نه آمپولی نه قرصی نه دردی هیچی و دیگه هیچی......
    من با تعجب و کنجکاوی پرسیدم محمود جون رفتی عکس بگیری ببینی تومور چی شده؟
    محمود در جواب گفت نه من دیگه دنبال عکس و آزمایش نرفتم و الان حدودهشت نه سال میگذره و اصلا بهش فکر نمیکنم بی خیال بیخیالش شدم :4: این شکلک واقعا شکل اون موقع محموده :83:
    اینهم بگم محمود هنوز دست مزد منو کامل نداده دیشب بهش زنگ زدم میگم:اگر پولم رو ندی نفرینت میکنم دوباره تومورت عود کنه :83:
    محمود هم گفت بزار حقوقم و این ماه ریختن حساب همش ماله تو...منظورش حقوق بازنشستگیش بود :1:

    احمق کسی است که یک اشتباه را تکرار میکند و هر بار انتظار نتیجه متفاوت تر از قبل دارد

  • دلشاد

    نقل قول: boof divoone
    دیدن هزینه اعزام به خارج من خیلی بالاست برای همین منو بازنشسته کردن

    اینا همش کلک زودتر بازنشتگی شدن بود :83:


  • shaparak64

    خدا رو شکر که حالش خوب شده :1:
    اگر اسمشو بذاریم معجزه، خوشا به حال اونایی که ازاین معجزات نصیبشون میشه :1:


  • ماهی

    آدم اگر به اعصابش مسلط باشه می تونه به بیماری غلبه کنه...و البته لطف خدا هم حتما شامل حالش شده.خوش به حالش :1:

  • Life Dream

    boof divoone,
    مرسي علي جان :58:
    نقل قول: ماهی
    آدم اگر به اعصابش مسلط باشه می تونه به بیماری غلبه کنه...و البته لطف خدا هم حتما شامل حالش شده.خوش به حالش

    موافقم خيلي شديد ماهي جان :110:


  • نخبه

    خدا رو شکر حالش خوب شد .. قلبم داشت می اومد تو دهنم از ترس و نگرانی :2:

  • ژنرال

    خدارو شکر :46:

    بازم روحیه خوبی داشته این دوستت.. ولی به هر حال عموم ما آدمها ته دلمون از مرگ هراس داریم...

    افراد کمی تو دنیا وجود دارن که حقیقتاً از مرگ هراسی ندارن...

    به نظر من این افراد لذتی از ازندگی میبرن که افراد دیگه تا به اون درجه نرسن ، به اون لذت نائل نمیشن.


    ولی یه سوال:
    نقل قول: boof divoone
    محمود هم گفت بزار حقوقم و این ماه ریختن حساب همش ماله تو...منظورش حقوق بازنشستگیش بود :1:

    یعنی این دوستت، تو این سن و سال جوونی هیچ کار و فعالیتی نداره؟ فقط متکی به حقوق بازنشستگیه؟ :7:


  • gilas

    خدا رو شکر حالش خوب شد :1:

  • mz56mz

    نقل قول: boof divoone
    اینهم بگم محمود هنوز دست مزد منو کامل نداده دیشب بهش زنگ زدم

    من كاملا تماس شما رو تكذيب ميكنم كى زنگ زدى ؟شمارت روى موبايلم نيست :15:


  • ali41

    boof divoone,
    خدا رو شکر :1:


  • الهام

    خداروشكر
    الهي همه ي مريضا شفا پيدا كنند و همه تختهاي بيمارستان خالي خالي باشه :48:


  • boof divoone

    نقل قول: ژنرال
    یعنی این دوستت، تو این سن و سال جوونی هیچ کار و فعالیتی نداره؟ فقط متکی به حقوق بازنشستگیه؟

    نه عزیزم ایشون الان کارشون ازاد هستش خانمش هم آموزشگاه خیاطی داره منظورش از این حرف این بود که حقوق این ماه کلا ماله تو :1:
    نقل قول: mz56mz
    من كاملا تماس شما رو تكذيب ميكنم كى زنگ زدى ؟شمارت روى موبايلم نيست

    تقصیر منه تو هشتاد تا سیم کارت داری :10:

    احمق کسی است که یک اشتباه را تکرار میکند و هر بار انتظار نتیجه متفاوت تر از قبل دارد

  • arash52

    توکل و توسل :46:
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: