امروز يكي از آشناهاي قديمي قضاوتي غلط در مورد من كرد قضيه از اين قراره كه زماني كه سه ماه پيش از محل كار قبليم بيرون اومدم براي تسويه حساب يك چك بهم دادن براي سه ماه بعد روز سر رسيد چك زنگ زدن گفتن تا آخر هفته نبر منم نبردم و آخر هفته خرجش كردم امروز كه چك رفته بانك برگشت خورده مدير عامل به من زنگ زد منم تو دارايي بودم صداش نمي اومد و كلي مداركم تو دستم بود و موبايلم افتاد و تماس قطع شد سريع فهميدم جريان چيه اس ام اس دادم به اين همكار قديمي كه از قضا دختر مدير عامله و جريانو گفتم اما اون منو متهم كرد به بي ادبي و قطع تماس پدرش. فكرشو بكنين بعد سه ماه چكت برگشت بخوره بعد تو متهم بشي خيلي حالم بده خواستم درد دل كنم باهاتون و ازتون بخوام هيچ وقت زود قضاوت نكنين. ****************************************************************************
قضاوت اشتباه عبارت از قضاوت های بدون آگاهی و دور از حقیقت افراد در مورد افراد دیگر میباشد .که بدون اینکه به صورت دقیق فرد را مورد مطالعه قرار بدهد. محکوم به شخصیت می کند که دور ازشخصیت اصیل وی میباشد. این نوع قضاوت ها در جوامع ما مشهود است که به روش های مختلف صورت می گیرد. که عده به یک روش وعده دیگر به روش دیگر به این مشکل مواجه میشوند. مثال زنده این را میبینم که میگوید فلان کاره منطقه شما چنان کار کردند تو هم همان کار را خواهی کرد یعنی اگر یک فرد از یک منطقه یا یک قشر دست به یک عمل نا به هنجار بزند. مردم تمام آن قشر را و یا همان منطقه را محکوم به آن میکند.و یا اگر یک بچه یک خانواده در یک اجتماع از بهر هوشی بالا برخوردار است و استعداد خوبی دارد. و در آزمون ها موفقیت بیشتر را از آن خویش میکند. پدر ومادر (خانواده) های دیگر همان اجتماع همان درخاست را از بچه خود دارند. بدون اینکه به این اصل توجه کند که نه بچه من دیگر است و آن دیگر . و حتی در بیشتر موارد بچه خود را محکوم میکند . که بچی فلانی خیلی قوی است تو چرا نیستی . تو چرا خوب کار نمی کنی. و در موارد خیلی امورات دیگر نیز چنین قضاوت ها به مشاهده میرسد.
این نوع قضاوت ها یا بصورت قضاوت فرد از روی یکی از خصایص وی ویا قضاوت جمع از روی یک از افراد همان جمع صورت میگیرد. قضاوت فرد از روی یکی از خصایص به این مفهوم که یکی از جنبه های شخصیت وی را مورد مطالعه قرار داده و در مورد کل شخصیت فرد حکم صادر میکند. حالانکه شخصیت فرد را ما نمی توان با شناخت یکی از خصایص آن شناخت. مثلا شخصی که در محل کار خود با همکاران خود رویه خوبی دارد ما نمی توانیم بگویم در تمام شرایط و یا هم در خانه همین شخصیت را دارا میباشد. زیرا افراد هستند که در بیرون با یک روش دیگر بر خورد دارند و در خانه روش دیگر را دارند. که در این صورت به نظر همکارکه در کار یک جا کار میکند ، یک شخص بسیار خوب جلوه میکند و لی در خانه همان بد خلق و تند خو شاید باشد. قضاوت جمع از روی یکی یا چندی از همان اجتماع به این مفهموم که جمعی را به حکم شخصیت یکی از این و یا چندی از این اجتماع محکوم میکند.
راهی که تو میروی و آن همه سبزه پل و خیابان های زیبا با سنگ فرش های بلورین مییبنی و دنبال رد پای من برای متهم کردنم می گردی بدان زمان ما این مسیر زیبا خاکی بدون پل بدون سنک فرش بلورین بود و برای طی این مسیر مجبور بودیم خاک بخوریم و آن خاک خاک زمانه بود تا چشم چشم را نبیند گاهی هم لازم بود زیر آبی برویم تا دیده نشویم چون پلی نبود و علاقه به دیده شدن نداشتیم و گاهی هم در عرق شرم خود غرق ميشديم تا انگ امروزی شدن یا از خود بیگانگی فرهنگی به ما نزنند بعید می دانم که حتی آن را تجربه کرده باشی دنبال رد پای من باید زیر سنگ فرش بلورین خیابان یا زیر پل های زیبا بگردی که اولی امکان ندارد چون اولی بر اثر زیر سازی از بین رفته ودر مورد دوم باید در زیر پل جستجو کنی ممکن آن زیر گیر کنی خفه شوی و زبانت برای گفتن اتهام من بسته شود چون من این پل ها را برای در پوش گذاشتن روی گناهان خودم ساختم .نه برای پنهان کردن از خدا بلکه برای پنهان کردن از خلق رسواگر پس هر کس باید سرش تو کار خودش وبه فکر بهشت و دوزخش باشد چون هر کس را در قبر خودش می خوابانند. پایان
راهی که تو میروی و آن همه سبزه پل و خیابان های زیبا با سنگ فرش های بلورین مییبنی و دنبال رد پای من برای متهم کردنم می گردی بدان زمان ما این مسیر زیبا خاکی بدون پل بدون سنک فرش بلورین بود و برای طی این مسیر مجبور بودیم خاک بخوریم و آن خاک خاک زمانه بود
نگران نباش "قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن، از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم ،اشکهایی را بریز که من ریختم ، دردها و خوشی های من را تجربه کن ، سالهایی را بگذران که من گذراندم ،روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم ، دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن ، همانطور که من انجام دادم، بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی"
گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفأل می زنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت: " ما زیاران چشم یاری داشتیم / خود غلط بود آنچه می پنداشتیم"
توقع من از تو زیاده عزیزم و تو قوی تر از این هستی که با افکار مذموم آدمهای کوچک ، زانو بزنی . اینها رنجی است که بابت بزرگ شدن باید پرداخت
بعضي وقتا آدم شوكه ميشه . از اينكه گاهي كم ميارم ازخودم بدم مياد اما زمانهايي پيش مياد كه اينطور ميشم سعي ميكنم زود جمع و جورش كنم تو وجودم اما رنجشم عميقه
چشم خاله جون بهتر بود كه به خود مدير اس ام اس ميداديد يا به هر نحو ديگرى با خود مدير تماس ميگرفتيد , ولى در مجموع با شما كاملا موافقم خاله جون ادم نبايد زود قضاوت كنه
بعضي وقتا آدم شوكه ميشه . از اينكه گاهي كم ميارم ازخودم بدم مياد اما زمانهايي پيش مياد كه اينطور ميشم سعي ميكنم زود جمع و جورش كنم تو وجودم اما رنجشم عميقه
راهی که تو میروی و آن همه سبزه پل و خیابان های زیبا با سنگ فرش های بلورین مییبنی و دنبال رد پای من برای متهم کردنم می گردی بدان زمان ما این مسیر زیبا خاکی بدون پل بدون سنک فرش بلورین بود و برای طی این مسیر مجبور بودیم خاک بخوریم و آن خاک خاک زمانه بود تا چشم چشم را نبیند گاهی هم لازم بود زیر آبی برویم تا دیده نشویم چون پلی نبود و علاقه به دیده شدن نداشتیم
مرسي مژده جان اميدوارم هيچ كس درباره اطرافيانش زود قضاوت نكنه، اصلا حس خوبي نيست
mojde
****************************************************************************
قضاوت اشتباه عبارت از قضاوت های بدون آگاهی و دور از حقیقت افراد در مورد افراد دیگر میباشد .که بدون اینکه به صورت دقیق فرد را مورد مطالعه قرار بدهد. محکوم به شخصیت می کند که دور ازشخصیت اصیل وی میباشد. این نوع قضاوت ها در جوامع ما مشهود است که به روش های مختلف صورت می گیرد. که عده به یک روش وعده دیگر به روش دیگر به این مشکل مواجه میشوند. مثال زنده این را میبینم که میگوید فلان کاره منطقه شما چنان کار کردند تو هم همان کار را خواهی کرد یعنی اگر یک فرد از یک منطقه یا یک قشر دست به یک عمل نا به هنجار بزند. مردم تمام آن قشر را و یا همان منطقه را محکوم به آن میکند.و یا اگر یک بچه یک خانواده در یک اجتماع از بهر هوشی بالا برخوردار است و استعداد خوبی دارد. و در آزمون ها موفقیت بیشتر را از آن خویش میکند. پدر ومادر (خانواده) های دیگر همان اجتماع همان درخاست را از بچه خود دارند. بدون اینکه به این اصل توجه کند که نه بچه من دیگر است و آن دیگر . و حتی در بیشتر موارد بچه خود را محکوم میکند . که بچی فلانی خیلی قوی است تو چرا نیستی . تو چرا خوب کار نمی کنی. و در موارد خیلی امورات دیگر نیز چنین قضاوت ها به مشاهده میرسد.
این نوع قضاوت ها یا بصورت قضاوت فرد از روی یکی از خصایص وی ویا قضاوت جمع از روی یک از افراد همان جمع صورت میگیرد. قضاوت فرد از روی یکی از خصایص به این مفهوم که یکی از جنبه های شخصیت وی را مورد مطالعه قرار داده و در مورد کل شخصیت فرد حکم صادر میکند. حالانکه شخصیت فرد را ما نمی توان با شناخت یکی از خصایص آن شناخت. مثلا شخصی که در محل کار خود با همکاران خود رویه خوبی دارد ما نمی توانیم بگویم در تمام شرایط و یا هم در خانه همین شخصیت را دارا میباشد. زیرا افراد هستند که در بیرون با یک روش دیگر بر خورد دارند و در خانه روش دیگر را دارند. که در این صورت به نظر همکارکه در کار یک جا کار میکند ، یک شخص بسیار خوب جلوه میکند و لی در خانه همان بد خلق و تند خو شاید باشد. قضاوت جمع از روی یکی یا چندی از همان اجتماع به این مفهموم که جمعی را به حکم شخصیت یکی از این و یا چندی از این اجتماع محکوم میکند.
راهی که تو میروی و آن همه سبزه پل و خیابان های زیبا با سنگ فرش های بلورین مییبنی
و دنبال رد پای من برای متهم کردنم می گردی بدان زمان ما این مسیر زیبا خاکی بدون پل
بدون سنک فرش بلورین بود و برای طی این مسیر مجبور بودیم خاک بخوریم و آن خاک خاک زمانه بود
تا چشم چشم را نبیند گاهی هم لازم بود زیر آبی برویم تا دیده نشویم چون پلی نبود و علاقه به دیده شدن نداشتیم
و گاهی هم در عرق شرم خود غرق ميشديم تا انگ امروزی شدن یا از خود بیگانگی فرهنگی به ما نزنند بعید می دانم که حتی آن
را تجربه کرده باشی دنبال رد پای من باید زیر سنگ فرش بلورین خیابان یا زیر پل های زیبا بگردی که اولی امکان ندارد چون اولی
بر اثر زیر سازی از بین رفته ودر مورد دوم باید در زیر پل جستجو کنی ممکن آن زیر گیر کنی خفه شوی و زبانت برای گفتن
اتهام من بسته شود چون من این پل ها را برای در پوش گذاشتن روی گناهان خودم ساختم .نه برای پنهان کردن از خدا بلکه برای
پنهان کردن از خلق رسواگر پس هر کس باید سرش تو کار خودش وبه فکر بهشت و دوزخش باشد چون هر کس را در قبر خودش می خوابانند.
پایان
دلشاد
به چشم
▧ تصویر در دسترس نیست
ali41
و دنبال رد پای من برای متهم کردنم می گردی بدان زمان ما این مسیر زیبا خاکی بدون پل
بدون سنک فرش بلورین بود و برای طی این مسیر مجبور بودیم خاک بخوریم و آن خاک خاک زمانه بود
نگران نباش
"قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن، از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم ،اشکهایی را بریز که من ریختم ، دردها و خوشی های من را تجربه کن ، سالهایی را بگذران که من گذراندم ،روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم ، دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن ، همانطور که من انجام دادم، بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی"
گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفأل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت:
" ما زیاران چشم یاری داشتیم / خود غلط بود آنچه می پنداشتیم"
mojde
بعضي وقتا آدم شوكه ميشه . از اينكه گاهي كم ميارم ازخودم بدم مياد اما زمانهايي پيش مياد كه اينطور ميشم سعي ميكنم زود جمع و جورش كنم تو وجودم اما رنجشم عميقه
mz56mz
بهتر بود كه به خود مدير اس ام اس ميداديد يا به هر نحو ديگرى با خود مدير تماس ميگرفتيد , ولى در مجموع با شما كاملا موافقم خاله جون ادم نبايد زود قضاوت كنه
gilas
ژنرال
ولی زود قضاوت نکن اون دختر بدی نیس
ali41
چی بگم
نخبه
بهونه
baron jon
و دنبال رد پای من برای متهم کردنم می گردی بدان زمان ما این مسیر زیبا خاکی بدون پل
بدون سنک فرش بلورین بود و برای طی این مسیر مجبور بودیم خاک بخوریم و آن خاک خاک زمانه بود
تا چشم چشم را نبیند گاهی هم لازم بود زیر آبی برویم تا دیده نشویم چون پلی نبود و علاقه به دیده شدن نداشتیم
مرسي مژده جان
اميدوارم هيچ كس درباره اطرافيانش زود قضاوت نكنه، اصلا حس خوبي نيست
الهام
ماهی
مژده جان ! بعضی آدما کلا منفی هستن و دوس دارن حال بقیه رو بگیرن...اصولا لازمه ی مدیر بودنم داشتن چنین خصلتی هست...ولش کن بابا چه همیتی داره
arash52
از قدیم گفتن موبایلتو سفت نگهدار ، تا متهم به بی ادبی نشی
تو که همیشه موبایلت بهت چسبیده شیطون
levrone
تحویل نگیر.
carlos
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→