میون این همه کدومو انتخاب کنم؟ به کدوم بگم آره کدومی رو جواب کنم؟
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
سلام گل مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن عزیزم هرچند دیر شده ولی تولدت مبارک تو تاپیک شیرین داشتم میچرخیدم کشف کردم که تولدت قبل از بهروزه صفحه شخصیت هم مبارک باشه
منوچهر احترامی داستان نویس كودكان و نوجوانان بود كه در اسفند 87 دیده از جهان فروبست متن زیر داستان كوتاهی از اوست:
مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند. قورباغه ها به لك لك ها شكایت كردند، لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند.لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها. قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند عده ای از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند. مارها باز گشتند و همپای لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند؛ حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه برای خورده شدن به دنیا می آیند. تنها یك مشكل برای آنها حل نشده باقی مانده است اینكه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان....
sib
carlos
بچه مثبت
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
Aramesh
maryamlondon1
دعای من سریع الاجابه است
▧ تصویر در دسترس نیست
sib
واقعا؟یعنی خیالم راحت باشه؟زود اجابت میشه؟
فدات بشم مامان مریم خوشگلم
بازم ممنون بچه ها جون
baron jon
صفحه شخصيت و تولدت مبارك سانازي
shaparak64
عزیزم
تو تاپیک شیرین داشتم میچرخیدم کشف کردم که تولدت قبل از بهروزه
صفحه شخصیت هم مبارک باشه
هاچو هاچو
واقعا که....
نمایش یا پنهان متن
shaparak64
راجع به مرض چیزی شنیدی؟ ....
نمایش یا پنهان متن
hadi04
ژنرال
یه مثبت بده
sib
فدای تو شاپرپری جونم
ژنرال,
هان؟
shaparak64
عزیززززززززززززم
Holtek
ساناز خانم انشالله جشن تولد صدسالگيت و جشن چند نقطه در همين صفحه شخصيت
aliiiiiii
The one
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ 2 تصویر این بخش در دسترس نیست
sib
فدای تو عزیزم
levrone
مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند. قورباغه ها به لك لك ها شكایت كردند، لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند.لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها.
قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند عده ای از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند.
مارها باز گشتند و همپای لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند؛ حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه برای خورده شدن به دنیا می آیند.
تنها یك مشكل برای آنها حل نشده باقی مانده است اینكه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان....
http://amirfa17.mihanblog.com
حورا
▧ تصویر در دسترس نیست
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→