تصور کنید بر روی میزی سه کاسه از سه جنس و در سه اندازۀ متفاوت نهاده شده است: اولین کاسه که از دو کاسۀ دیگر بزرگتر است، کریستال است و زیر نور خورشید نما و تلألو خاصی دارد، دومین، کاسۀ پیرکسی است به رنگ سبز بسیار خوشرنگ و سومین کاسه، کاسهایست معمولی از جنس پلاستیک. با دیدن این سه کاسه، اولین سؤالی که به ذهن شما خطور میکند، چیست؟ شاید ارزش آنها را سبک و سنگین کنید و بخواهید بدانید کدام یک گرانتر، نوتر، سالمتر، تمیزتر و یا بهدرد بخورتر از دیگری است. شاید هم از خود بپرسید آنها از کجا و به چه قیمت خریداری شدهاند؟ معمولاً پس از دیدن هر چیز، اولین سؤالی که به ذهن ما خطور میکند این است که ارزش آن چقدر است چرا که دنیای ما، دنیای ارزشگذاریهاست. ارزشگذاری بر جهان پیرامون مغز انسان طوری ساخته شده که بهطور مداوم و ناخودآگاه، جهان پیرامون خود را با بهکارگیری حواس پنجگانه و تجربیات و دانستههای خود، ارزیابی و ارزشگذاری میکند؛ بهمدد حس چشایی، غذاها را تحت عنوان خوشمزه، بدمزه، خراب، ترش، تلخ و یا آمیزهای از اینها دستهبندی میکنیم. نیز با حس بینایی، زیبایی، زشتی، تازگی و کهنگی و غیره را تشخیص میدهیم (لباس قشنگ، زن زیبا، کت کهنه و نظیر اینها). از طریق حس لامسه، گرما و سرما، تنگی و گشادی، جنس خوب و بد را تشخیص میدهیم (آب گرم، لباس گشاد) و با کمک حس بویایی، رایحهها را میسنجیم. از حس شنواییمان برای تعیین کمیّت و کیفیّت اصوات استفاده میکنیم (صداهای بلند، آهسته، خشن، قشنگ). بههمراه حواس پنجگانه، از تجربیاتمان نیز برای محک زدن جهان پیرامون استفاده میکنیم. مثلاً وقتی مشاهده میکنیم هوا ابری است، بنا بر تجربه با خود چتر برمیداریم و یا مواردی نظیر این. ارزشگذاری بر اطرافیان ما انسانها اطرافیانمان را نیز ارزیابی و ارزشگذاری میکنیم و این کار را نیز نهتنها بهمدد حواسمان، بلکه با بهرهگیری از تجربیات و دانستههایمان انجام میدهیم: دوست خوب، دوست بد، زن مهربان، مرد ثروتمند، شخص دنیادیده، بدن ورزیده، شخص فهمیده، با ایمان، شخص موذی، انسان دورو، شخص قابل اعتماد، شخص پرتجربه، آدم عصبی، شخص منظم و نظایر اینها. ارزشگذاری بر خودمان اما این ارزشگذاری تنها به جهان پیرامون و اطرافیانمان ختم نمیشود: ما خودمان را نیز بهطور مرتب ارزشگذاری میکنیم. برای هر یک از ما مهم است که بدانیم ارزش واقعی ما چقدر است. براستی ارزش شما چقدر است؟ آیا ارزش ما، همچون ارزش کاسههای ذکر شده، در قیاس با هم متفاوت است؟ آیا ارزش یکی از ما بیشتر از دیگری است؟ ارزش ما به چه چیزهایی بستگی دارد؟ چه چیزهایی ارزش ما را تعیین میکند؟ آیا میتوانیم ارزشمندتر از اینکه هستیم، بشویم؟ آیا میتوانیم ارزش خودمان را از دست بدهیم؟ آیا ما اصلاً ارزش داریم؟ آیا ارزش و اهمیت خود را میدانید؟ در واقع هدف از این نوشتار تلاشی است جزیی، جهت پاسخگویی به سؤالات فوق. بشر پیوسته در پی اهمیت و بزرگی است و این امر را میتوان تا حدودی طبیعی قلمداد کرد. همۀ ما میخواهیم دیگران قدر و ارزش واقعی ما را بدانند و شاید در برخی از مواقع احساس میکنیم دیگران قدر ما را آن طور که باید و شاید نمیدانند و چه بسا که خودمان هم تصویر درستی از ارزش واقعیمان نداریم.در اینجا لازم است از خود بپرسیم که ما اساساً احساس ارزش و اهمیت را از کجا و از چه راههایی بهدست میآوریم و بر حسب چه معیار و میزانی ارزش و اهمیت خود، دیگران و جهان پیرامونمان را محک میزنیم؟ ۱- زیبایی: در دنیای ما زیبایی ارزشی است که بیشتر افراد جامعه از جنسیتها و سنین متفاوت، در پی کسب آنند. جراحیهای پلاستیک، عملهای بینی، رژیمهای گوناگون لاغری و چاقی و غیره همه گواهی بر جایگاه بالای این ارزش ناپایدار در جامعۀ امروزند. بشر میکوشد تا حتیالمقدور زیباییاش را افزایش دهد و بر طول عمر آن بیافزاید. ۲- موفقیت: امروزه بسیاری ارزش انسانها را در میزان موفقیت آنها میبینند. در دنیای ما هرچه شخص ثروتمندتر و یا تحصیلکردهتر باشد و یا هر چه جایگاه اجتماعیاش بالاتر و کارش بهتر باشد، ارزشش بیشتر خواهد شد؛ نیز میاندیشد که بنا بر نحوۀ انجام کارش، ارزشش تغییر میکند. ۳- محبت و احترام دیگران: بر طبق معیارهای دنیا، کسی ارزشش زیاد است که دیگران دوستش میدارند و تأییدش میکنند؛ کسی که شهرت دارد و محبوب است. اما آیا ارزش ما وابسته به این معیارهاست؟ آیا زیبایی که امروز هست و فردا از میان میرود، ارزش ما را تعیین میکند؟ آیا با داشتن بینی زیبا و پوستی جوان و شاداب از ارزش بیشتری برخوردار میشویم؟ موفقیت چطور؟ آیا ارزش ما به میزان حساب بانکیمان بستگی دارد؟ آیا اگر ورشکست شویم و یا کارمان را از دست بدهیم، همراه با آن ارزشمان را نیز از دست خواهیم داد؟ آیا میزان محبت و احترام دیگران ارزش واقعی یک انسان را تعیین میکند؟ آیا همیشه میتوان دیگران را راضی نگاه داشت؟ آیا با انجام یک اشتباه و یا با از دست دادن شهرت و محبوبیت، ارزشمان را نیز از دست خواهیم داد؟ اخبار زیادی که در مورد خودکشی و یا اعتیاد شاهزادگان، بزرگمردان و یا هنرپیشگان زیبا و معروف هالیوود میشنویم و میخوانیم، حاوی چه پیامی است؟ براستی ارزش ما به چه چیزهایی بستگی دارد و ارزش خود را چگونه میتوانیم محک بزنیم؟ هر چند زیبایی، موفقیت و مورد محبت و احترام دیگران بودن بسیار خوب و لازم است، اما هیچکدام از اینها ارزش واقعی ما را تعیین نمیکنند. بله، خداوند به ما عطایایی بخشیده و فرصتها و امکاناتی عطا کرده که بر ما واجب است از آنها به نحو احسن برای زندگی مطابق با ارادۀ او بهره جوییم، اما حتی نحوۀ استفادۀ ما از اینها نیز ارزش ما را تعیین نمیکند. پس براستی ارزش ما به چه چیزهایی بستگی دارد و ارزش خود را چگونه میتوانیم محک بزنیم؟
والا بحث كه زياده اندر باز كويي سجاياي اخلاقي و انساني و اينا ولي جيزي كه كامل مسجل هست ارزش به واسطه بول هست ، بول يعني قدرت ، قدرت هم يعني همه جيز ،..
والا بحث كه زياده اندر باز كويي سجاياي اخلاقي و انساني و اينا ولي جيزي كه كامل مسجل هست ارزش به واسطه بول هست ، بول يعني قدرت ، قدرت هم يعني همه جيز ،..
ممنونم از شما و در نهایت احترام به اعتقاد شما ، به نظر من پول ارزش نیست یه ابزاره که میتونه کمک کننده باشه و برعکس
دوست عزيز اين اعتقاد من نيست !!! اين واقعيت دنياست ، اينو بارها و بارها نه تنها ديدم بلكه كامل لمس كردم
واقعیت همیشه حقیقت نیست.واقعیت میتونه بر خلاف حقیقت باشه . بله واقعیت اینه که تو دنیا عده ای در اوج سرمستی و ظلم حق مردمو میخورنو به غارت میبرن ، واقعیت اینه که یکی 3 هزار میلیارد و یکی در انتظار یارانه 40 هزار تومانی کرونومتر میندازه ، واقعیات که میفرمایید هستند ولی با این واقعیات فقط باید مواجه شد و پذیرفت که در تضاد با حقیقت و انسانیت است. میدونم شما چی میگید و منم چیزی که شما میفرمایید رو میفهمم و پول خیلی مهمه ولی تا کجا ..... تا جایی که منو بی ارزش کنه..... بله آسایش و خوشی اغلب با پول بدست میاد ، ولی آرامش درونی به نظر من با پول بدست نمیاد. چه بسا آدمای پولداری که پول دیگه ارضاشون نمیکنه و چه بسا آدمای بی پولی که فکر میکنن دنیا مال اوناست. اگه فکر میکنید این حرفا شعاره و تو دنیای امروز دیگه جایی نداره (که بیشتر مردم اینطوری فکر میکنن) به این نظر شما احترام میزارم ولی من اینطوری نیستم.............. تشکر از لطف شما
متاسفانه باید بگم: تن آدمی شریف است به جان آدمیّت؟ نه!!!! همین لباس زیباست نشان آدمیّت!
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
من ارزش آدما رو به شخصيتشون ميدونم و سواد افراد همه برام مهمه حالا اين سواد صرفا به تحصيلات آكادميك نيست و گاهي محصول سالها تجربه و مطالعست امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا منكر اين هم نميشم كه قدرت مادي طرف هم برام مهمه . بسته به اينكه طرف چه سني داره و بايد چه مراحلي رو طي كرده باشه گاهي كسايي دستشون خيلي خاليه اما شخصيت متعالي و گذشته درخشانشون نشون ميده كه اين نبود ماديات محصول بي عرضگي يا بي استعداد و كم كاري و تنبلي نيست و اين خيلي مهمه كه طرف عمرش رو صرف چي كرده اما اگهاين آدم فرهيخته پول دار هم باشه چه بهتر
من ارزش آدما رو به شخصيتشون ميدونم و سواد افراد همه برام مهمه حالا اين سواد صرفا به تحصيلات آكادميك نيست و گاهي محصول سالها تجربه و مطالعست امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا منكر اين هم نميشم كه قدرت مادي طرف هم برام مهمه . بسته به اينكه طرف چه سني داره و بايد چه مراحلي رو طي كرده باشه گاهي كسايي دستشون خيلي خاليه اما شخصيت متعالي و گذشته درخشانشون نشون ميده كه اين نبود ماديات محصول بي عرضگي يا بي استعداد و كم كاري و تنبلي نيست و اين خيلي مهمه كه طرف عمرش رو صرف چي كرده اما اگه اين آدم فرهيخته پول دار هم باشه چه بهتر
برای من هوش و احساسات از هر چیزی مهم تره..آدم های با احساس و با هوش قابل اعتمادند... به اندازه کافی هم فاکتورهای دیگه مثل پول و .... رو به دنبال خودشون می آرن. آدم باهوش و با احساس اگر ورشکسته هم بشه می تونه از اول شروع کنه ..آدم باهوش قدر محبتت رو می دونه و می فهمه..آدم باهوش و با احساس مسیر غلط رو توی زندگی انتخاب نمی کنه و اگر هم اشتباه کنه جبران می کنه...البته باهوش بودن و بی احساس بودن خیلی خیلی خیلی می تونه خطر ناک باشه
آدم باهوش و با احساس اگر ورشکسته هم بشه می تونه از اول شروع کنه ..آدم باهوش قدر محبتت رو می دونه و می فهمه..آدم باهوش و با احساس مسیر غلط رو توی زندگی انتخاب نمی کنه و اگر هم اشتباه کنه جبران می کنه...البته باهوش بودن و بی احساس بودن خیلی خیلی خیلی می تونه خطر ناک باشه
ali41
با دیدن این سه کاسه، اولین سؤالی که به ذهن شما خطور میکند، چیست؟ شاید ارزش آنها را سبک و سنگین کنید و بخواهید بدانید کدام یک گرانتر، نوتر، سالمتر، تمیزتر و یا بهدرد بخورتر از دیگری است. شاید هم از خود بپرسید آنها از کجا و به چه قیمت خریداری شدهاند؟
معمولاً پس از دیدن هر چیز، اولین سؤالی که به ذهن ما خطور میکند این است که ارزش آن چقدر است چرا که دنیای ما، دنیای ارزشگذاریهاست.
ارزشگذاری بر جهان پیرامون
مغز انسان طوری ساخته شده که بهطور مداوم و ناخودآگاه، جهان پیرامون خود را با بهکارگیری حواس پنجگانه و تجربیات و دانستههای خود، ارزیابی و ارزشگذاری میکند؛ بهمدد حس چشایی، غذاها را تحت عنوان خوشمزه، بدمزه، خراب، ترش، تلخ و یا آمیزهای از اینها دستهبندی میکنیم. نیز با حس بینایی، زیبایی، زشتی، تازگی و کهنگی و غیره را تشخیص میدهیم (لباس قشنگ، زن زیبا، کت کهنه و نظیر اینها). از طریق حس لامسه، گرما و سرما، تنگی و گشادی، جنس خوب و بد را تشخیص میدهیم (آب گرم، لباس گشاد) و با کمک حس بویایی، رایحهها را میسنجیم. از حس شنواییمان برای تعیین کمیّت و کیفیّت اصوات استفاده میکنیم (صداهای بلند، آهسته، خشن، قشنگ). بههمراه حواس پنجگانه، از تجربیاتمان نیز برای محک زدن جهان پیرامون استفاده میکنیم. مثلاً وقتی مشاهده میکنیم هوا ابری است، بنا بر تجربه با خود چتر برمیداریم و یا مواردی نظیر این.
ارزشگذاری بر اطرافیان
ما انسانها اطرافیانمان را نیز ارزیابی و ارزشگذاری میکنیم و این کار را نیز نهتنها بهمدد حواسمان، بلکه با بهرهگیری از تجربیات و دانستههایمان انجام میدهیم: دوست خوب، دوست بد، زن مهربان، مرد ثروتمند، شخص دنیادیده، بدن ورزیده، شخص فهمیده، با ایمان، شخص موذی، انسان دورو، شخص قابل اعتماد، شخص پرتجربه، آدم عصبی، شخص منظم و نظایر اینها.
ارزشگذاری بر خودمان
اما این ارزشگذاری تنها به جهان پیرامون و اطرافیانمان ختم نمیشود: ما خودمان را نیز بهطور مرتب ارزشگذاری میکنیم. برای هر یک از ما مهم است که بدانیم ارزش واقعی ما چقدر است.
براستی ارزش شما چقدر است؟ آیا ارزش ما، همچون ارزش کاسههای ذکر شده، در قیاس با هم متفاوت است؟ آیا ارزش یکی از ما بیشتر از دیگری است؟ ارزش ما به چه چیزهایی بستگی دارد؟ چه چیزهایی ارزش ما را تعیین میکند؟ آیا میتوانیم ارزشمندتر از اینکه هستیم، بشویم؟ آیا میتوانیم ارزش خودمان را از دست بدهیم؟ آیا ما اصلاً ارزش داریم؟ آیا ارزش و اهمیت خود را میدانید؟ در واقع هدف از این نوشتار تلاشی است جزیی، جهت پاسخگویی به سؤالات فوق.
بشر پیوسته در پی اهمیت و بزرگی است و این امر را میتوان تا حدودی طبیعی قلمداد کرد. همۀ ما میخواهیم دیگران قدر و ارزش واقعی ما را بدانند و شاید در برخی از مواقع احساس میکنیم دیگران قدر ما را آن طور که باید و شاید نمیدانند و چه بسا که خودمان هم تصویر درستی از ارزش واقعیمان نداریم.در اینجا لازم است از خود بپرسیم که ما اساساً احساس ارزش و اهمیت را از کجا و از چه راههایی بهدست میآوریم و بر حسب چه معیار و میزانی ارزش و اهمیت خود، دیگران و جهان پیرامونمان را محک میزنیم؟
۱- زیبایی: در دنیای ما زیبایی ارزشی است که بیشتر افراد جامعه از جنسیتها و سنین متفاوت، در پی کسب آنند. جراحیهای پلاستیک، عملهای بینی، رژیمهای گوناگون لاغری و چاقی و غیره همه گواهی بر جایگاه بالای این ارزش ناپایدار در جامعۀ امروزند. بشر میکوشد تا حتیالمقدور زیباییاش را افزایش دهد و بر طول عمر آن بیافزاید.
۲- موفقیت: امروزه بسیاری ارزش انسانها را در میزان موفقیت آنها میبینند. در دنیای ما هرچه شخص ثروتمندتر و یا تحصیلکردهتر باشد و یا هر چه جایگاه اجتماعیاش بالاتر و کارش بهتر باشد، ارزشش بیشتر خواهد شد؛ نیز میاندیشد که بنا بر نحوۀ انجام کارش، ارزشش تغییر میکند.
۳- محبت و احترام دیگران: بر طبق معیارهای دنیا، کسی ارزشش زیاد است که دیگران دوستش میدارند و تأییدش میکنند؛ کسی که شهرت دارد و محبوب است.
اما آیا ارزش ما وابسته به این معیارهاست؟ آیا زیبایی که امروز هست و فردا از میان میرود، ارزش ما را تعیین میکند؟ آیا با داشتن بینی زیبا و پوستی جوان و شاداب از ارزش بیشتری برخوردار میشویم؟ موفقیت چطور؟ آیا ارزش ما به میزان حساب بانکیمان بستگی دارد؟ آیا اگر ورشکست شویم و یا کارمان را از دست بدهیم، همراه با آن ارزشمان را نیز از دست خواهیم داد؟ آیا میزان محبت و احترام دیگران ارزش واقعی یک انسان را تعیین میکند؟ آیا همیشه میتوان دیگران را راضی نگاه داشت؟ آیا با انجام یک اشتباه و یا با از دست دادن شهرت و محبوبیت، ارزشمان را نیز از دست خواهیم داد؟ اخبار زیادی که در مورد خودکشی و یا اعتیاد شاهزادگان، بزرگمردان و یا هنرپیشگان زیبا و معروف هالیوود میشنویم و میخوانیم، حاوی چه پیامی است؟ براستی ارزش ما به چه چیزهایی بستگی دارد و ارزش خود را چگونه میتوانیم محک بزنیم؟
هر چند زیبایی، موفقیت و مورد محبت و احترام دیگران بودن بسیار خوب و لازم است، اما هیچکدام از اینها ارزش واقعی ما را تعیین نمیکنند. بله، خداوند به ما عطایایی بخشیده و فرصتها و امکاناتی عطا کرده که بر ما واجب است از آنها به نحو احسن برای زندگی مطابق با ارادۀ او بهره جوییم، اما حتی نحوۀ استفادۀ ما از اینها نیز ارزش ما را تعیین نمیکند. پس براستی ارزش ما به چه چیزهایی بستگی دارد و ارزش خود را چگونه میتوانیم محک بزنیم؟
بهونه
حورا
دلشاد
مخلوط کن
ali41
ممنونم از شما
و در نهایت احترام به اعتقاد شما ، به نظر من پول ارزش نیست یه ابزاره که میتونه کمک کننده باشه و برعکس
مخلوط کن
دوست عزيز اين اعتقاد من نيست !!! اين واقعيت دنياست ، اينو بارها و بارها نه تنها ديدم بلكه كامل لمس كردم .
ali41
واقعیت همیشه حقیقت نیست.واقعیت میتونه بر خلاف حقیقت باشه . بله واقعیت اینه که تو دنیا عده ای در اوج سرمستی و ظلم حق مردمو میخورنو به غارت میبرن ، واقعیت اینه که یکی 3 هزار میلیارد و یکی در انتظار یارانه 40 هزار تومانی کرونومتر میندازه ، واقعیات که میفرمایید هستند ولی با این واقعیات فقط باید مواجه شد و پذیرفت که در تضاد با حقیقت و انسانیت است.
میدونم شما چی میگید و منم چیزی که شما میفرمایید رو میفهمم و پول خیلی مهمه ولی تا کجا ..... تا جایی که منو بی ارزش کنه.....
بله آسایش و خوشی اغلب با پول بدست میاد ، ولی آرامش درونی به نظر من با پول بدست نمیاد. چه بسا آدمای پولداری که پول دیگه ارضاشون نمیکنه و چه بسا آدمای بی پولی که فکر میکنن دنیا مال اوناست.
اگه فکر میکنید این حرفا شعاره و تو دنیای امروز دیگه جایی نداره (که بیشتر مردم اینطوری فکر میکنن) به این نظر شما احترام میزارم ولی من اینطوری نیستم.............. تشکر از لطف شما
مخلوط کن
راستي اصلاً اعصاب مصاب نداريدااا
ali41
راستي اصلاً اعصاب مصاب نداريدااا
sorry
bijjan
بچه مثبت
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
gilas
ali41
بچه مثبت,
gilas,
بهونه,
حورا,
دلشاد,
ممنونم از لطف شما
mojde
امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
منكر اين هم نميشم كه قدرت مادي طرف هم برام مهمه . بسته به اينكه طرف چه سني داره و بايد چه مراحلي رو طي كرده باشه گاهي كسايي دستشون خيلي خاليه اما شخصيت متعالي و گذشته درخشانشون نشون ميده كه اين نبود ماديات محصول بي عرضگي يا بي استعداد و كم كاري و تنبلي نيست و اين خيلي مهمه كه طرف عمرش رو صرف چي كرده اما اگهاين آدم فرهيخته پول دار هم باشه چه بهتر
ali41
امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
منكر اين هم نميشم كه قدرت مادي طرف هم برام مهمه . بسته به اينكه طرف چه سني داره و بايد چه مراحلي رو طي كرده باشه گاهي كسايي دستشون خيلي خاليه اما شخصيت متعالي و گذشته درخشانشون نشون ميده كه اين نبود ماديات محصول بي عرضگي يا بي استعداد و كم كاري و تنبلي نيست و اين خيلي مهمه كه طرف عمرش رو صرف چي كرده اما اگه اين آدم فرهيخته پول دار هم باشه چه بهتر
منم باهات موافقم
ماهی
برای من هوش و احساسات از هر چیزی مهم تره..آدم های با احساس و با هوش قابل اعتمادند... به اندازه کافی هم فاکتورهای دیگه مثل پول و .... رو به دنبال خودشون می آرن.
آدم باهوش و با احساس اگر ورشکسته هم بشه می تونه از اول شروع کنه ..آدم باهوش قدر محبتت رو می دونه و می فهمه..آدم باهوش و با احساس مسیر غلط رو توی زندگی انتخاب نمی کنه و اگر هم اشتباه کنه جبران می کنه...البته باهوش بودن و بی احساس بودن خیلی خیلی خیلی می تونه خطر ناک باشه
ali41
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→