ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
&&& نمایش احساس با عکس &&&
دلشاد
▧ تصویر در دسترس نیست
ببخش که برگ هایت را لگد کردم .
ببخش که مرگت را می بینم اما کاری از عهده ام بر نمی آید .
ببخش که چوب های خشکت را در آتش ;سوزاندم تا گرم شوم.
خاطرات زیادی با هم داشتیم ببخش ببخش که تو را رها می کنم
و به سراغ زمستان می روم ... من رفیق نیمه راه نیستم این تقدیر تو است که، می میری!
و اما پاییز به من می گوید:
خداحافظ انسان، من نمی میرم در این دنیا من همیشه بوده ام و خواهم بود.
تو مرا ببخش که; یک بار دیگر رفتم و با رفتنم; یک پاییز دیگر از عمرت را با خود بردم.
من رفیق بدی نیستم این تقدیر تو است.!!!
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
مرا درک میکنی همسایه؟ من منتظرم بیاید و در بزند. انقدر به دیوار نکوب ...
▧ 2 تصویر این بخش در دسترس نیستدستت که بلرزد اشتباه مینویسی
پایت که بلرزد اشتباه میروی
دلت که بلرزد ...
وامصیبتا ...
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
امروز دوباره عاشق شدم
تکیه دادم به شانه های مردانه ات
موهایم را نوازش می کردی...
مرا که می شناسی
رویا زیاد می بافم
راستـــــی
دلم برای عطر تنت تنگ شده بود
پیراهنت را جا گذاشتی
برای بردن آن هم نمی آیی؟
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
گاهی ارزش واقعی یک لحظه را تا زمانی که به یک خاطره تبدیل شود نمیفهمی ...
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
بعضی وقتا سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرفی بزنی ...
بعضی وقتا سکوت میکنی چون واقعآ حرفی واسه گفتن نداری ...
گاه سکوت یه اعتراضه ، گاهی هم انتظار ...
اما بیشتر وقتا سکوت ...
واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که توو وجودت داری ، توصیف کنه ...
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
از مــــــــا کــــه گذشـــت !
ولـــی بــــه دیـــگری موقــتی بـــودنت را گوشـزد کن
تـــا از همان اول فکـــری بـــه حال جـــای خـــالیت کنـد...
▧ 2 تصویر این بخش در دسترس نیستپشت میز همیشگی، رو به صاحب کافه:
روز برفی قشنگیست
فقط آمده ام یک ساعت سکوت کنم
و کمی هم آرامش
لبخند میزند.
روز برفی قشنگیست . . .
▧ 2 تصویر این بخش در دسترس نیستمی خوام یه چیزی رو بهت بگم ...
دوستت دارم ، قدر یه دنیا ، عاشقتم ... کنارت به آرامش میرسم ...
هی وایسا ...!! کجا داری میری ؟ من حرفام هنوز تموم نشده ...!!!
رفت ....!
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
از روزی میترسـم ، که وقتی بهم میگه ؛ دوستت دارم ، یاد ِ تــــو بیوفتم ...!
▧ 2 تصویر این بخش در دسترس نیستخاطره هایت هر چه شیرین تر باشند ،
بعد ها از تلخی گلویت را می سوزاند !
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
دورتر از سرزمین خواب ،آن لحظه رويايي من ...
پیش تو عالمی از شوق هستم
تا نسیمی می وزد ، ناخواسته به خود می آیم
چه خوب است رويايي خواب شدن !!!....
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
دلتنگی
خوشه ی انگور سیاه است
لگدکوبش کن
لگدکوبش کن
بگذار ساعتی
سربسته بماند
مستت میکند اندوه ...
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم!!
عاری از عاطفه ها...
تهی از موج و سراب...
دورتر از رفقا...
خالی از هرچه فراق!!
من نه عاشق هستم ؛
و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من...
من دلم تنگ خودم گشته و بس...!
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
عشق را از مادرت یاد بگیر ... جاودانه ... !
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
پرسید:
چرا اینقدر سیگار ؟
گفتم :
اولین بار...
توی مه دیده بودمش ... !!!
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
دنيای عجيبى است اينجا!
حتى لبخند را هم مى زنند...
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
منو بفهم
وقتی جز رفتن
واسم راهی نمونده...!
▧ 2 تصویر این بخش در دسترس نیستلعنتی زمستان است
وجز
...
لب هایت
...
اغوشت
...
نفس هایت
...
هیچ چیزی نمی چسبد ...
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
خدا را دوســــــــت دارم !!!
حــــــافظ را هم !!!
ولی خــــــداحــــــــــافظ را نــــــــ ه .
gilas
بعضی وقتا سکوت میکنی چون واقعآ حرفی واسه گفتن نداری ...
گاه سکوت یه اعتراضه ، گاهی هم انتظار ...
اما بیشتر وقتا سکوت ...
واسه اینه که هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که توو وجودت داری ، توصیف کنه ...
گاهی هم سکوت میکنی چون کلمات قدرت بیان لحظات زیبا رو ندارن
وجز
...
لب هایت
...
اغوشت
...
نفس هایت
...
هیچ چیزی نمی چسبد ...
اوهوم
خیلی خوب بود
ماهی
مرا درک میکنی همسایه؟ من منتظرم بیاید و در بزند. انقدر به دیوار نکوب ...
آخی...
نمایش یا پنهان متن
حالا فهمیدی چرا روی صندلی داغ نمی شینم؟گفتم :اولین بار...
توی مه دیده بودمش ... !!!
نخبه
Holtek
مرسي بهروز جان
Aramesh
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→