₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » چرا بخشیدن در آزادی ما اینقدر مهم است‌؟
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » چرا بخشیدن در آزادی ما اینقدر مهم است‌؟

بدون عکس

چرا بخشیدن در آزادی ما اینقدر مهم است‌؟

359 بازدید، 16 پست، نویسنده: ali41

  • ali41

    رنجش ، عصبانیت و ترس مثلث خودمشغولی را به وجود می‌آورند. تمام نواقص اخلاقی از این سه واکنش سرچشمه می‌گیرند.
    خودمشغولی نشانه عدم سلامت عقل ما است. رنجش واکنش ما در برابر گذشته‌مان است. از این طریق ما دوباره به گذشته باز می‌گردیم و در آن زندگی می‌کنیم. از سوی دیگر عصبانیت روش رویارویی ما با زمان حال و واکنشی به منظور انکار واقعیت است. ترس احساسی است که وقتی ما به آینده‌مان فکر می‌کنیم دچار آن می‌شویم و به بیان دیگر واکنش ما در مقابل ناشناخته‌ها و احساس نگرانی از به وقوع نپیوستن رویاهایمان است. هر سه‌ی این احساس‌ها عوارض خودمشغولی است. این واکنش‌ها در مقابل آدم‌ها و مکان‌ها و وقایع گذشته و حال و آینده زمانی ظاهر می‌شود که انتظارات ما از آن‌ها برآورده نشود.

    ما می‌توانیم از خودمشغولی رهایی پیدا کنیم و پذیرش را جایگزین رنجش، عشق را جایگزین عصبانیت و ایمان را جایگزین ترس کنیم.

    بخشیدن فراموش کردن نیست‌. بسیاری از مردم تلاش می‌کنند که فراموش کنند ولی در عمل می‌بینند که قادر به انجام اینکار نیستند. فراموش کردن شاید نتیجه‌ای از بخشیدن باشد ولی به هیچوجه نمی‌تواند خود بخشیدن باشد. زمانی که ما گذشته را بیرون کشیده و از آن بر ضد دیگران استفاده می‌کنیم‌، به این معنی است که آنها را نبخشیده‌ایم.
    بخشیدن انتخابی است که در زندگی با آن روبرو می‌گردیم و آنجاست که خواست و اراده ما دچار بحران می‌گردد. ما تصمیم بر این می‌گیریم که با ناراحتی و تنفری که در مورد فرد دیگری در ما هست‌، روبرو شویم تا بتوانیم او را از دل ببخشیم‌.
    بخشیدن دیگران برای ما امری بسیار مشکل می‌نماید زیرا با آن مفهومی که از عدالت در ذهن ما هست منافات دارد.

    ما بخاطر آن کار غلطی که نسبت به ما انجام شده‌، بیشتر طالب تلافی و انتقام هستیم‌.اگر ما آنهایی را که نسبت به ما خطا کرده‌اند، از قلاب خود رها نکنیم‌، خود ما به قلاب آنها و قلاب گذشته گرفتار خواهیم شد و این یعنی زندگی دائم در رنج و عذاب‌.باید به این عذاب پایان داد. باید دیگران را از قلاب خود رها کنیم‌. ما دیگران را بخاطر خود آنها نمی‌بخشیم بلکه بخاطر شخص خودمان می‌بخشیم‌.
    احتیاج شما بـه به بخشیدن دیگران مطلبی نیست که صرفاً بین شما و دیگران باشد، بلکه مطلبی است بین شما و شما‌.‌
    ما می بخشیم برای اینکه از درد رها شویم .
    ما می بخشیم که بخش ناخوشایندی از کتاب زندگیمان را که درگذشته اتفاق افتاده است ببندیم ورهایی یابیم .
    ولی بخشیدن ماهیچگونه تاییدی بر ناملایماتی که به جبر ازطرف دیگران به ما گذشته نمی باشد.
    قائدتا ما از کسانی رنجیده میشویم که برای ما مهم هستند و الا از دشمن یا کسانی که برای ما مهم نیستند رنجشی ایجاد نمیشود در ثانی ما فقط کافی است رنجش مورد نظر را از درون خود بیرون بکشیم که گاهی با شناسایی رنجش و بررسی نقش خود بدون بخشش از قید و بند آن رها میشویم و دیگر حامل آن نخواهیم بود و در مواردی هم باید منتظر ماند تا زمانش برسد تا ببخشیم.
    ما نمیبخشیم که شاید طرف لایق بخشیدن است ، میبخشیم چون ما لایق ارامش وشادمانی هستیم


  • دلشاد

    نقل قول: ali41
    ما می‌توانیم از خودمشغولی رهایی پیدا کنیم و پذیرش را جایگزین رنجش، عشق را جایگزین عصبانیت و ایمان را جایگزین ترس کنیم.
    ما می بخشیم که بخش ناخوشایندی از کتاب زندگیمان را که درگذشته اتفاق افتاده است ببندیم ورهایی یابیم .
    ما نمیبخشیم که شاید طرف لایق بخشیدن است ، میبخشیم چون ما لایق ارامش وشادمانی هستیم

    مرسی داش علی خیلی عالی بود


  • بهونه

    نقل قول: ali41
    ما نمیبخشیم که شاید طرف لایق بخشیدن است ، میبخشیم چون ما لایق ارامش وشادمانی هستیم

    :72:


  • baron jon

    نقل قول: ali41
    ما می بخشیم که بخش ناخوشایندی از کتاب زندگیمان را که درگذشته اتفاق افتاده است ببندیم ورهایی یابیم .

    نقل قول: ali41
    ما نمیبخشیم که شاید طرف لایق بخشیدن است ، میبخشیم چون ما لایق ارامش وشادمانی هستیم


    مرسي مطلب خوبي بود
    :46:




    گاهی اتفاق می افتد که وقتی با خود خلوت می کنیم یا برای ناکامیهای زندگیمان به دنبال مقصری هستیم، به یاد می آوریم که از کس یا کسانی بسیار رنجیده ایم و این رنجیدن همچون کوهی بر دوش ما حمل می شود. در این حالت همواره فشار عمل و تصمیم دیگری را بر خود و زندگیمان حس می کنیم. گاهی این نبخشیدن همچون سنگهایی هستند که بر سر راه پیشرفت ما قرار گرفته اند و امکان رهایی از شرایط نامطلوب را از ما گرفته اند. رنجی که با نبخشیدن دیگری متحمل می شویم همواره قلب ما را می فشارد در حالیکه در بیشتر موارد فردی که ما را آزرده حتی از رنجش ما خبر نیز ندارد. این رنجش باعث می شود همواره تحت کنترل گذشته و فرد رنجاننده باشیم و شادی های زندگیمان کدر شود. در حالیکه اگر می توانستیم واقعا طرف مقابل را ببخشیم آرامش واقعی را در زندگیمان احساس می کردیم و در حقیقت لطف بزرگی به خودمان کرده بودیم.

    ● چرا بخشیدن سخت است؟

    اغلب ما اکراه داریم که عصبانیتمان برطرف شود چون حس می کنیم اگر دیگری را ببخشیم کنترلمان را از دست می دهیم و شاید دوباره از سمت او آسیب ببینیم. احساس می کنیم بخشیدن فردی که ما را آزرده عادلانه نیست. زیرا با بخشیدن دیگری عمل او پاک می شود و بخشیدن مانند این است که او را بدون تنبیه رها کرده باشیم و تمایل داریم که با نبخشیدن دیگری به او آسیب برسانیم. فکر می کنیم اگر دیگری را ببخشیم.

    نمی توانیم عمل فرد را از خود او جدا کنیم و اغلب باور نداریم که کسی که ما را آزرده است هیچ نکته مثبتی داشته باشد.

    از سوی دیگر خودگویی های منفی ما مانع بخشش دیگریست. ما غالبا حرفهای زیر را با خود تکرار می کنیم :

    "او را نمی بخشم چون در این صورت او هیچگاه مسئولیت کارهایی که انجام داده است را نمی پذیرد.”

    "اگر او را ببخشم ریا کرده ام چون در باطن میلی به بخشیدن اوندارم."

    "فــقط افراد ضعیف گذشت می کنند."

    "حتماً به خاطر شخصیت پستش بوده که مرا آزرده است."

    "آدم بی حواس و بی دقتی است."

    "او برای من ارزشی قائل نیست"

    "از قصد این کار را انجام داده.”

    و طرف مقابل را با خشونت هر چه تمام تر قضاوت خواهیم کرد.

    پژوهشهای مختلف نشان می دهد ، بخشیدن دیگران به کاهش استرس ( وکاهش بیماریهای مزمن مرتبط با استرس) ، کاهش فشار خون ، سلامت قلب، روابط سالمتر وشادی بیشتر کمک می کند. همچنین بخشش اشتباهات دیگران می تواند به بهتر ماندن مغز و بهبود شرایط روانی فرد نیز کمک نماید.

    از سوی دیگر بخشیدن تنها راه متوقف نمودن چرخه خشونت ایجاد شده است. ما وقتی کسی را نمی بخشیم در نهان دل آرزو داریم او از این نبخشیده شدن توسط ما آسیب ببیند و در حقیقت در پی انتقام از او هستیم. با بخشیدن او خشونت و انتقام از میانه ارتباط به کناری می رود و سلامت روابط افزایش می یابد.

    در متون مقدس در ترویج صفت بخشایش سخن بسیار رفته است که از آن جمله می توان به دو مورد زیر اشاره کرد:

    ـ گناه دیگران را ببخشید تا خدا گناهان شما را ببخشد.

    ـ قضاوت نکنید تا در مورد شما قضاوت نشود ، ببخشید تا بخشیده شوید.

    در مورد اهمیت بخشیدن دیگران همین بس که در نظر بگیریم شاید این شرایط برای خود ما هم پیش آید و ما نیز روزی نیازمند بخشیده شدن از جانب دیگران شویم. پس قانون کارما را به یاد آوریم و بومرنگ خود را به سمت بخشش افراد پرتاب کنیم تا با بخشیده شدن از جانب دیگران به سمتمان بازگردد.

    ● چگونه می توانیم در راه بخشیدن دیگران قدم برداریم؟

    باید در نظر داشته باشیم، بخشیدن دیگری عمل او در گذشته را پاک نخواهد کرد بلکه فقط در لحظه اکنون ، حال بهتری به ما خواهد داد. نبخشیدن دیگری مانند گرفتن زغال گداخته در دست است و فقط به خودمان آسیب می رساند. و با درک آسیب نبخشیدن دیگران باید برای این مهم قصد نماییم.

    بخشیدن به معنای فراموش کردن آزردگیمان و بازگرداندن فرد آسیب رسان به جایگاه قبلیش نیست. بلکه به این معناست که ما رنجشی را که از آسیب وارده همواره به ما می رسد از بین می بریم.

    ما می توانیم کسی را ببخشیم در حالیکه عمل او را نبخشیده ایم و در این حالت در صلح بیشتری با خو به سر می بریم. بخشیدن لازمه اش این نیست که وانمود کنیم چیزی اتفاق نیفتاده و یا این که درد و رنج ناشی از خلاف دیگران را پنهان کنید. بلکه با آگاهی برای بخشیدن تصمیم می گیریم.

    برای بخشیدن دیگران اولین قدم این است که خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم و احساس او ، مخصوصا ناتوانی های او را در نظر بگیریم. ببینیم چرا او دست به چنین کاری زده است. از خودتان بپرسید، " این فرد ممکن است چه دردی در گذشته تجربه کرده باشد که باعث شده الان اینطور رفتار کند؟" بعد از اینکه این سوال را از خودتان پرسیدید، سعی کنید پاسخ آن را در ذهنتان مجسم کنید. آیا در بچگی کسی او را دوست نداشته؟ آیا والدین یا معلم هایش با او بدرفتاری کرده اند؟ احتمالا همه از او انتقاد کرده و او را پس می زده اند و نتیجه آن دردی شده است که شما می بینید.سعی کنیم کسی که ما را آزرده از دیدگاهی انسانی بفهمیم. این حس که او برای خوشحالی خودش ما را آزرده باید به این فکر که او راه دیگری بلد نبوده و گیج و سردر گم بوده تغییر کند. دیگری را به عنوان یک انسان کامل ببینیم که مورد محبت خداست و هر چه بیشتر روی نکات مثبت او تمرکز کنیم. و همواره در نظر داشته باشیم که آیا ما صلاحیت تنبیه کردن دیگران را داریم؟ به خاطر آوردن مواردی که خودمان دیگری را آزرده ایم و آگاهی به میزان منیت مان در هنگام نبخشیدن دیگران هم می تواند به بخشیدن دیگران کمک کند.

    و همواره در نظر بگیریم که آیا عمل (گناه) بعضی از افراد آنقدر منفیست که استحقاق بخشش را نداشته باشند.

    گام دیگر این است که از موضوع فاصله بگیریم و به عنوان یک داستان به آن نگاه کنیم. فرآیند انتقال و حوادث قبلی که باعث رنجش ما شده است را نیز ببینیم. مسئولیت حوادث زندگیمان را بپذیریم. فقط وقتی می توانیم قدمی در جهت بهبود اوضاع برداریم که دست از سرزنش دیگران بکشیم و نقش خودمان را نیز ببینیم. ملامت کردن دیگران بهانه ایست برای نپرداختن به واقعیت، بهانه ای برای قدم برنداشتن .

    کنترل خشم در زمان آزردگی و بعد از آن نیز یکی از راهکارهای بخشیدن دیگران است. زمانیکه بتوانیم خشم خود را کنترل کنیم و نیاز به ابرز خشم به هر صورت را در خود از بین ببریم گام موثری در جهت بخشایش برداریم.با این کار میل به درس دادن ، تنبیه و اجرای عدالت را نیز باید مهار کنیم.

    در هنگام بخشیدن دیگران، فرد باید رنجهای فراوانی که ناشی از خلاف و پیامدهای عاطفی و روانی است، را بر طرف کند. بایستی دنبال راه حلی باشد که بتواند از اشتغال ذهنی خود نسبت به اتفاقی که در گذشته رخ داده است بکاهد. و به این منظور برای تخلیه عواطف منفی خود برنامه ریزی کند.

    فرد رنجیده باید وقت کافی برای ادراک تمام جنبه های آسیبش اختصاص دهد. درسی که از آسیب وارده گرفته را نادیده نگیرد. کامل کردن سوگواری و سپس فرصت شفا دادن به خود بدهید.

    همواره به یاد داشته باشیم وقتی کسی را می بخشیم کسی که بیش از همه از این بخشش سود می بیند خودمان هستیم نه دیگری. و ما توان این را داریم که زندگی طرف مقابل را نیز تغییر دهیم. رها کردن خودمان و آزاد شدن از دیگری.

    نهایتا وقتی قصد بخشیدن دیگران را داریم ، برای توانایی بخشیدن خود دعا کنیم.


  • نخبه

    نقل قول: ali41
    ما نمیبخشیم که شاید طرف لایق بخشیدن است ، میبخشیم چون ما لایق ارامش وشادمانی هستیم

    اوهوم ما لایقیم اونا نا لایق :4:


  • ژنرال

    بله مشکلات و ناراحتی های گذشته رو باید رها کرد... اما این زمانی امکان پذیره که اون مشکل واقعا مشمول گذر زمان بشه.

    وقتی شما درگیر مسائلی هستی که از گذشته بوده . . هنوزم هست ... تا لب گور هم میدونی هست ... و تو نه نقشی در به وجود اوردنش داشتی و نه میتونی نقشی در از بین رفتنش داشته باشی.. چیکار میتونی بکنی؟ اون صدماتی رو که تا به الان زده چی؟ اینجا که دیگه بحث فراموش کردن و رها کردن گذشته نیست.

    اون دسته از مشکلاتی همیشه تو زندگی یه فردی بوده ... هست . . . و تو میدونی همیشه هست... و فقط روز به روز همه چیزو بدتر میکنه... چکار میشه کرد با اون مشکل؟


    مشکل هست تا مشکل...


  • shaparak64

    کاملا موافقم :2: گاهی باید ببخشی مکه به آرامش برسیم، اگه خودمون رو لایق آرامش بدونیم
    البـــــــــــــــــــــــــته!!! گاهی هم نباید بخشیدا :53: چون بعضیا لیاقت بخشیده شدن ندارن


  • gilas

    خودم اما نفهمیدم :4:
    فکر کنم مغزم دیگه تعطیل شده 385
    امشب زود تعطیل کرده :23:


  • ali41

    نقل قول: دلشاد
    مرسی داش علی خیلی عالی بود

    نقل قول: baron jon
    مرسي مطلب خوبي بود

    ممنونم از لطف شما :46:

    نقل قول: shaparak64
    کاملا موافقم :2: گاهی باید ببخشی مکه به آرامش برسیم، اگه خودمون رو لایق آرامش بدونیم
    البـــــــــــــــــــــــــته!!! گاهی هم نباید بخشیدا :53: چون بعضیا لیاقت بخشیده شدن ندارن

    ببین عزیز برادر اولشو خوب اومدی :111: ولی آخرش بازم شد مثل نمره تست که 6 اوردی و بزور تکماده قبول شدی :2:
    نمایش یا پنهان متنمرسی :46: ولی من معتقدم اتفاقا بخشیدن کسانی که بیشتر ما رو رنجوندن مهمتره مخصوصا کسانی که فکر میکنیم خعــــــــلی آدمای بدین :30:


  • ali41

    نقل قول: دلشاد
    مرسی داش علی خیلی عالی بود

    نقل قول: baron jon
    مرسي مطلب خوبي بود

    ممنونم از لطف شما :46:

    نقل قول: shaparak64
    کاملا موافقم :2: گاهی باید ببخشی مکه به آرامش برسیم، اگه خودمون رو لایق آرامش بدونیم
    البـــــــــــــــــــــــــته!!! گاهی هم نباید بخشیدا :53: چون بعضیا لیاقت بخشیده شدن ندارن

    ببین عزیز برادر اولشو خوب اومدی :111: ولی آخرش بازم شد مثل نمره تست که 6 اوردی و بزور تکماده قبول شدی :2: خراب کردی
    نمایش یا پنهان متنمرسی :46: ولی من معتقدم اتفاقا بخشیدن کسانی که بیشتر ما رو رنجوندن مهمتره مخصوصا کسانی که فکر میکنیم خعــــــــلی آدمای بدین :30:


  • ali41

    نقل قول: ژنرال
    وقتی شما درگیر مسائلی هستی که از گذشته بوده . . هنوزم هست ... تا لب گور هم میدونی هست ... و تو نه نقشی در به وجود اوردنش داشتی و نه میتونی نقشی در از بین رفتنش داشته باشی.. چیکار میتونی بکنی؟ اون صدماتی رو که تا به الان زده چی؟ اینجا که دیگه بحث فراموش کردن و رها کردن گذشته نیست.

    من در این موارد محلو ترک میکنم 351 و کاری بهشون ندارم
    قرار نیست همه کس و همه چیز بخشیده بشن منظور افرادی هستند که دچار خطایی شدن و بابت اون خطا طردشون کردیم و الا قرار نیست ما هیتلر یا صدامو ببخشیم هر چند تنفر و دوری از ظالم شناخته شده و معروف در مقوله رنجش نیست. :46:

    نقل قول: baron jon
    قضاوت نکنید تا در مورد شما قضاوت نشود ، ببخشید تا بخشیده شوید

    متن شما نوشته منو کامل کرد :58: بخشی از متن من نظرات خودم بود ولی در تضاد با نظرات درست شما نبود

    نقل قول: gilas
    خودم اما نفهمیدم :4:
    فکر کنم مغزم دیگه تعطیل شده 385
    امشب زود تعطیل کرده :23:

    سلام میگما مطمئنی امشب زود تعطیل کرده :23:
    نمایش یا پنهان متن :68:


  • shaparak64

    نقل قول: ali41
    ببین عزیز برادر اولشو خوب اومدی :111: ولی آخرش بازم شد مثل نمره تست که 6 اوردی و بزور تکماده قبول شدی :2:

    حالا چرا آبروریزی میکنی 391 خب چیکار کنم 391 :10:
    نقل قول: ali41
    ولی من معتقدم اتفاقا بخشیدن کسانی که بیشتر ما رو رنجوندن مهمتره مخصوصا کسانی که فکر میکنیم خعــــــــلی آدمای بدین :30:

    متاسفانه با اینکه آدم مهربونی هستم، نتونستم چند نفرو ببخشم. گاهی فراموش کردم اما نشده که تمومش کنم و بگذرم ازشون
    شاید ایراد از منه :2: نمیدونم


  • ali41

    نقل قول: shaparak64
    متاسفانه با اینکه آدم مهربونی هستم، نتونستم چند نفرو ببخشم. گاهی فراموش کردم اما نشده که تمومش کنم و بگذرم ازشون
    شاید ایراد از منه :2: نمیدونم

    امیدوارم روح ما بقدری بزرگ بشه که بتونیم همه رو ببخشیم :1:
    نمایش یا پنهان متنبعدشم من کی آبرو ریزی کردم :101: کلی ام کمک کردم تا قبول بشی :20:


  • shaparak64

    نقل قول: ali41
    امیدوارم روح ما بقدری بزرگ بشه که بتونیم همه رو ببخشیم :1:

    امیدوارم :1:
    نقل قول: ali41
    بعدشم من کی آبرو ریزی کردم :101: کلی ام کمک کردم تا قبول بشی :20:

    وقتی همه جا جار میزنی آبروریزی میشه دیگه 391
    نمایش یا پنهان متن:10:


  • gilas

    نقل قول: ali41
    سلام میگما مطمئنی امشب زود تعطیل کرده

    آره بابا هر شب تا 12 باز بود :4:


  • ali41

    گذشته های دور راخواهم بخشید! زیرا آنان همچون کفشهای کودکیم نه تنها برایم کوچکند , بلکه با انها از برداشتن گامهای بلند عاجزم
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: